Tag: علم

  • آیا ترامپ علم ستیز است و بایدن منجی علم؟

    آیا ترامپ علم ستیز است و بایدن منجی علم؟

    در ماه ها و هفته های اخیر، مقوله علم نیز به بحث ها و جدل های انتخابات ایالات متحده امریکا وارد شده و بسیاری درباره اهمیت و تاثیر انتخابات پیش رو در آینده علم سخن گفته اند. در هفته هایی که گذشت ۸۱ برنده جایزه نوبل از نامزدی جو بایدن در انتخابات حمایت کردند و با تاکید بر لزوم انتخاب فردی که تصمیمات خود را براساس داده های علمی اتخاذ می کند، بایدن را بابت اعلام آمادگی اش در یافتن راه حل های علمی در مشکلات ستایش کردند. چندی پیش میشل اوباما نیز در وصف بایدن گفته بود او واقعیت را خواهد گفت و به علم اعتماد خواهد کرد. در همین کشاکش، مجله ساینتیفیک امریکن برای اولین بار در تاریخ ۱۷۵ ساله خود، از یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده حمایت کرد و در توییتر خود نوشت:  انتخابات ۲۰۲۰ مساله مرگ و زندگی است و ما از شما می خواهیم که برای علم، برای سلامتی، به جو بایدن رای بدهید. ساینتیفیک امریکن با بیان اینکه دونالد ترامپ شواهد علمی را رد می کند بیان داشته که عدم توجه او به شواهد علمی در قبال مساله شیوع کرونا به قیمت جان ۱۹۰هزار شهروند امریکایی تمام شده است. اما چنین اظهارنظرهایی تا به چه میزان روی فکت ها و واقعیت موجود بنا شده اند؟ آیا واقعا انتخاب دونالد ترامپ تا این حد برای علم آسیب به دنبال داشته یا اینکه ساینتیفیک آمریکن صرفا بر اساس جهت گیری سیاسی و ترامپ ستیزی، از بایدن حمایت می کند؟ آیا واقعا علم ستیزی ترامپ و عدم توجه او به علم باعث شیوع کرونا در آمریکا شده است؟

    Trump vs Biden on 9 major policy issues ahead of the debates - CNNPolitics

    مدیریت، بودجه، فناوری

    پیش از ورود به این جدال بی پایان، لازم است روشن کنیم که هر شخص یا نهادی (از میشل اوباما گرفته تا مجله ساینس آمریکن و سایرین) که صحبت از علم می کند، به صورت دقیق تر تلفیقی از مدیریت و بودجه را نیز به شکل ضمنی مد نظر دارد. همچنین نباید از نظر دور داشت که علم با فناوری و صنعت یکی نیست و هیچ یک از منتقدان و مخالفان ترامپ به صورت دقیق اشاره نمی کنند که مقصودشان از عملکرد ترامپ، دقیقا ناظر بر کدام بخش از مسائل مرتبط با علم است. اگر مقصود، مدیریت بحران کروناست که باید گفت، دولت ترامپ از همان ابتدا برای تولید ۳۰۰ میلیون دوز واکسن  تا ماه ژانویه برنامه ریزی کرد و دونالد ترامپ در زمان مناسب به الکس ایزار وزیر بهداشت برای پیگیری آن دستور داد و بودجه فدرال نیز به این مساله اختصاص داده شد. برنامه بلندپروازانه تولید واکسن ویروس کرونا با این سرعت بالا، طبیعتا بودجه عظیمی می طلبد. بدیهی است که کسی انتظار ندارد دونالد ترامپ (یا فرضا جو بایدن) شخصا از علم سر در بیاورد و با کار شبانه روزی در آزمایشگاه ها واکسن کشف کند. وظیفه رئیس جمهور، تامین بودجه و اعتبارات لازم است تا متخصصان و دانشمندان این کار را انجام دهند. از این رو برنامه ریزی برای واکسیناسیون ۳۰۰ میلیون نفر تا ژانویه ۲۰۲۱ که از سوی دولت ترامپ اعلام شد، اقدامی درست، هماهنگ و به موقع بود و هر کسی به جای دونالد ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری ایالات متحده نشسته بود در عمل کاری بیش از این نمی توانست انجام دهد. دونالد ترامپ در اسفند ماه ۲.۵ میلیارد دلار بودجه اضطراری برای مقابله با ویروس کرونا درخواست کرد. با در نظر گرفتن این نکته که دونالد ترامپ، بودجه ۸.۳ میلیارد دلاری برای مقابله با کرونا را امضا کرد به نظر می رسد ادعای ساینتیفیک امریکن مبنی بر بی توجهی ترامپ به بحران کرونا، صرفا یک موضع سیاسی باشد و نه بر مبنای واقعیت. کافیست تصور کنیم که بایدن در شرایط مشابه، چه کاری و چه اقدامی بیش از امضای بودجه درخواستی می توانست انجام دهد؟ روسای جمهور ایالات متحده سیاستمدارند. نه دانشمندند نه پزشک و متخصص بیماری های عفونی. احتمالا نه دونالد ترامپ و نه جو بایدن و نه باراک اوباما هیچ کدام تفاوت باکتری و ویروس،  DNA یا RNA را هم نمی دانند و البته برای مدیریت لزومی هم ندارد که بدانند. ساینتیفیک آمریکن بدون توجه به این مساله بیان می کند که برای علم، برای سلامتی به بایدن رای دهید. در حالی که بایدن نیز در چنین شرایطی نهایت کاری که انجام می داد می توانست چیزی در سطح اقدامات دولت ترامپ باشد. ضمن اینکه همان اقدامات ترامپ در اواخر اسفندماه (یعنی زمانی که فقط ۱۲۶۷ نفر در امریکا به کرونا مبتلا شده بودند و ۳۸ نفر جان باخته بودند) با اعتراض شدید مخالفانش روبرو شد. اقدامی درست و قابل دفاع و البته علمی، مبنی بر ممنوعیت ورود مسافران از ۲۶ کشور اروپایی به ایالات متحده تا ۳۰ روز و الزام آور بودن انجام تست برای آن دسته از شهروندان آمریکایی که از اروپا به آمریکا باز می گشتند. با این وجود این رئیس شورای اروپا بود که نسبت به اثر مختل ‌کننده تصمیم ترامپ بر اقتصاد کشورها هشدار داد و این بیاینه رسمی اروپایی ها بود که این اقدام را به شدت سرزنش می کرد. (اینجا) ضمن اینکه فراتر از ارتباط میان علم از یک سو و مدیریت و بودجه از سوی دیگر، فناوری را نیز نباید از نظر دور داشت. واقعیت این است که این دونالد ترامپ بود که درخواست افزایش بودجه ناسا برای سفر به ماه و مریخ را طرح کرد. بر اساس گزارش ها بودجه پیشنهادی دولت آمریکا برای ناسا در ۲۰۲۱ بیشتر از ۲۵ میلیارد دلار بوده و به عبارتی نسبت به سال ۲۰۲۰، ۱۲ درصد افزایش پیدا کرده است. پروژه های عظیمی که در زمان دولت باراک اوباما معطل مانده بودند اینک با وجود اختصاص ۱۲ میلیارد دلار به پروژه فرود بر ماه و مریخ، آینده صنایع فضایی ایالات متحده را روشن تر از پیش کرده است. اگر برندگان جایزه نوبل به شدت به ترامپ انتقاد می کنند نباید از یاد ببریم که فضانوردان ماموریت های آپولو 11 ، آپولو 13 و آپولو 17 یعنی نیل آرمسترانگ، جیم لاول و یوجین سرنان نیز به شدت به سیاست  های بودجه دولت اوباما برای ناسا انتقاد کردند و آن را ویرانگر دانستند. کافیست تصور کنیم که دونالد ترامپ، و نه باراک اوباما پروژه عظیم    Constellation program  برای ارسال انسان به ماه را کنسل کرده بود. در این صورت احتمالا موجی از انتقادات، رسانه ها را پر می کرد و همه از علم ستیز بودن دونالد ترامپ سخن می گفتند.

    معاهده اقلیمی پاریس، تصمیمات غلط محیط زیستی

    آنچه که ترامپ درباره خروج از معاهده اقلیمی پاریس انجام داد هر چند غلط و بر خلاف داده ها و راهکارهای علمی دانشمندان بود اما فراتر از اظهارنظرهای شخصی ترامپ درباره گرمایش جهانی، بیانیه رسمی کاخ سفید (اینجا) نشان می دهد که دولت ایالات متحده تغییرات آب و هوایی را جدی می گیرد و نقش گازهای گلخانه ای در آن به رسمیت می شناسد. آنچه که متفاوت است فرمول متفاوتی است که آمریکایی ها برای محدود کردن گازهای گلخانه ای ارائه می کنند و از همین رو معاهده اقلیمی پاریس را به لحاظ اقتصادی، عادلانه نمی دانند. ‌واقعیت این است که در بخش صنعت، حدود ۷۱ درصد گازهای گلخانه‌ای دنیا زیر سر صد شرکت سهامی عام است. بر خلاف تصور عمومی این آمریکا نیست که نقش مخرب و ویرانگری در تولید گازهای گلخانه ای و گرمایش جهانی دارد. رسانه های بزرگ دنیا که عموما ضدیت حل ناشدنی با ترامپ دارند اغلب هیچ اشاره ای به نقش گروه ملی زغال سنگ چین، گازپروم روسیه، بانک صنعت و تجارت چین، بانک ساخت و ساز چین و بانک کشاورزی چین نمی کنند و این واقعیت را اعلام نمی کنند که صدر جدول این صد شرکت بخش خصوصی با بیشترین تولید گاز گلخانه ای، گروه ملی زغال سنگ چین قرار دارد. (اینجا) هر چند انتقاد به تصمیمات دولت ترامپ درباره اظهارنظر های ناشیانه، خلاف علم به خصوص درباره مسائل محیط زیستی و سوخت های فسیلی وارد است اما انتقاد به او درباره قطع بودجه سازمان جهانی بهداشت، چندان پایه ای در واقعیت ندارد. قطع بودجه سازمان جهانی بهداشت که با بی عملی، نادیده گرفتن هشدارها و اشتباه در تصمیم گیری، نقش مخربی در شیوع کرونا ایفا کرد و خسارت بزرگی به تمام جهان وارد کرد، از قضا اقدام درست و سازنده دولت ترامپ بوده است. سازمان جهانی بهداشت بودجه ای در اختیار دارد و موظف است در مواردی بحرانی نظیر شیوع ویروس کرونا در روزهای آخر سال ۲۰۱۹، راهکارها و دستورالعمل هایی برای کنترل آن ارائه کند. چیزی که محقق نشد و به دلیل ملاحظات سیاسی این سازمان و وابستگی به چین، جهان با چنین بحران عظیمی مواجه شد. اصلاح ساز و کار ناقص و ناکارآمد سازمان جهانی بهداشت، بر خلاف تصور، اقدامی کاملا درست و علم محور بود. به عکس این سازمان جهانی بهداشت بود که غیرعلمی عمل کرد و توصیه مقامات بهداشتی تایوان را به دلیل مسائل سیاسی و ارتباطات خود با چین، نادیده گرفت.

    آیا جمهوری خواهان علم ستیزند؟

    شاید اینکه جرج بوش در سال ۲۰۰۱ اختصاص بودجه دولتی در تحقیقات سلول‌های بنیادی را ممنوع کرد و با این کار پیشرفت های علمی در این حوزه را برای ۸ سال پیاپی به بن بست کشاند، کارنامه منفی برای جمهوری خواهان باشد. اینکه جمهوریخواهان عمدتا در مخالفان نظریه داروین، منکران تغییرات اقلیمی و حامیان سوخت های فسیلی پایگاه دارند غیر قابل انکار است. بله هارولد هام که همان ابتدا به عنوان مشاور ارشد ترامپ در امور انرژی یا وزیر انرژی مطرح شده بود کسی است که از تولید و بهره برداری هرچه بیشتر از سوخت های فسیلی حمایت می کرد. مایک پنس معاون ترامپ در یک مصاحبه تلویزیونی در تاریخ ۵ ماه می ۲۰۰۹ صراحتا اعلام کرده بود که به نظریه تکامل داروین باور ندارد و روایت انجیلی آفرینش باوری باید به صورت موازی با نظریه تکامل در مدارس تدریس شود. افراد نزدیک به ترامپ در انتخابات گذشته مانند مایرون ابل، نشانه ای از این بوده و هستند که بی اعتنایی به علم در بدنه جمهوری خواهان موضوعی رایج است. شخص ترامپ ترامپ صراحتا گرمایش زمین را افسانه ای دانسته بود که چینی ها به گسترش آن دامن زده اند تا اقتصاد آمریکا را ضعیف کنند. با این وجود نباید از یاد برد که گاهی محتوای فکری دموکرات ها و جمهوری خواهان دستکم به لحاظ نظری تفاوت چندانی هم ندارد. در ژوئن سال ۲۰۰۰ میلادی که دانشمندان موفقیت خود در ردیف یابی ژنوم انسانی را اعلام کردند سخنان بیل کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا از حزب دموکرات نشان می داد او نیز مانند جمهوری خواهان به نظریه آفرینش هوشمند معتقد است. کلینتون در مراسم اعلام تکمیل ردیف یابی ژنوم انسان در کاخ سفید، ژنوم را کاردستی خداوند نامیده و گفته بود: امروزه ما داریم زبانی را که با آن خداوند حیات را خلق کرد یاد می گیریم. با این وجود نمی توان قانون خاصی یافت که بر مبنای آن جمهوری خواهان را به ضد علم و دموکرات ها را منجی علم نامید. میت رامنی نامزد جمهوری خواهان و رقیب اوباما در انتخابات ۲۰۱۲، به تغییرات اقلیمی باور داشت. این مساله قابل انکار نیست که بخش های بزرگی از صنعت و اقتصاد، برای نمونه تولید قند و شــکر و ســیگار، همواره از این می ترسد که یافته های جدید علمی به تصویب قانون های جدید علیه آنها منجر شوند. راست مذهبی عموما علیه پژوهش های سلول های بنیادی و گرمایش جهانی موضع شدیدا مخالفی دارد. اما نباید فراموش کرد که ریچارد نیکسون رئیس جمهور ایالت متحده که در سال ۱۹۷۰ سازمان حفاظت از محیط زیست EPA را پایه ریزی کرد یک جمهوری خواه بود. ترامپ در بین جامعه علمی نه تنها محبوب نیست، بلکه منفور است. استیون هاوکینگ فیزیک‌دان مشهور، ماه‌ها پیش از انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا در گفتگو با یکی از رسانه های بریتانیا سخنی به این مضمون گفته بود که طرز کار جهان را می فهمم اما محبوبیت دونالد ترامپ را نه و در ادامه ترامپ را فردی عوامفریب نامیده بود که سخنانش فقط باب طبع نا آگاه‌ ترین قشرهای پایین جامعه است. موضع مشترک جامعه علمی علیه ترامپ اما صرفا نمی تواند در علم و یافته های علمی نهفته باشد. نظر منفی جامعه علمی به ترامپ، احتمالا در خاستگاه اجتماعی و سیاسی جامعه علمی نیز ریشه دارد. تصمیمات غلط و غیرعلمی ترامپ، چندان بدتر و ویرانگرتر از تصمیمات روسای جمهور سابق نبوده اما دلیل این حجم مخالفت با او را (که باعث شده مجله ساینتیفیک امریکن بعد از ۱۷۵ سال بی طرفی را کنار بگذارد و از رقیب او حمایت کند) احتمالا جایی بیرون از استدلال های علمی، مثلا در سوگیری و تمایلات حزبی و پایگاه اجتماعی-فکری باید جست.

  • تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    با گذشت حدود هفت ماه، اینک کرو نا ۱۸۸ کشور جهان را درگیرِ خود کرده است.

    نهاد‌های تصمیم‌گیرنده در سراسر جهان، برای مقابله با این عفونت مرگبار، راه‌های بسیاری را آزموده‌اند؛ از قرنطینه و فاصله‌گیری اجتماعی گرفته تا تلاش برای ساخت واکسن و دارو.

    اما تا لحظه نوشتن این مطلب، هیچ‌کدام از این راه‌ها نتوانسته به وضعیت بحرانی کنونی خاتمه دهد. واکسن و داروی قطعی هنوز کشف یا ساخته نشده و مقررات فاصله‌گذاری اجتماعی اگرچه از سرعت شیوع آن کاسته، به قطع زنجیره سرایت این بیماری نینجامیده است.

    تعطیلی کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگ، درخواست‌های وام و کمک‌هزینه و بیمه بیکاری و بسیاری مسائل دیگر، ابعاد پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا را پیش‌بینی‌ناپذیر کرده است؛ دست‌کم به‌قدری غیرقابل‌پیش‌بینی که وزیر دارایی ایالت هسن آلمان، حدود سه ماه پیش، از روی استیصال و نگرانی از پیامدهای اقتصادی کرونا دست به خودکشی زد.

    راهکار مقابله با کرونا را اینک نه فقط در مدیریت و اقتصاد و پزشکی و داروسازی بلکه در تکنولوژی نیز می‌توان یافت. امروزه تکنولوژی‌های پیچیده و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، راه‌حل‌هایی برای کند کردن روند شیوع این بیماری در دسترس انسان قرار می‌دهد که تا پیش از انقلاب صنعتی سوم، یعنی عصر دیجیتال، حتی تصور آن نیز ممکن نبود.

    اپلیکیشن‌های هشداردهنده کرونا، تجهیزات و سیستم‌های هوش مصنوعی یا مادون قرمز برای سنجش سریع تب عابران یا برای تشخیص ماسک بر چهره، دستگاه‌های تنفس (مانند آن‌چه مهندسان مرسدس بنز طراحی کردند)، ونتیلاتور و… تنها بخشی از تکنولوژی‌هایی هستند که در نیم سال گذشته به کنترل شیوع کرونا کمک کرده‌اند.

    یکی از دستگاه‌های پیشنهادی در فرودگاه رم، کلاهی بود که می‌توانست با کمک تصاویر مادون قرمز و سنجش درجه حرارت مسافران، بیماران مشکوک به کرونا را شناسایی کند. اپلیکیشن‌ها و وبسایت‌های آماری در این مدت، توسعه چشمگیری پیدا کردند. به‌خصوص آنالیز محققان دانشگاه جان‌هاپکینز از لحظه به لحظهٔ روند شیوع کرونا که به فارسی نیز راه پیدا کرد و در وبسایت کرونا به فارسی در دسترس قرار گرفت.

    در آلمان، اگرچه داده‌های دانشگاه جان‌هاپکینز یک منبع شناخته‌شده و مهم در پیگیری وضعیت شیوع کروناست، اما مؤسسه رابرت کخ در این زمینه نقش کلیدی را بازی می‌کند.

    اپلیکیشن ۲۰ میلیون یورویی در این کشور محصولی است از شرکت‌های نرم‌افزاری و مخابراتی مانند SAP و تله‌کام که برای قطع زنجیره انتقال کرونا طراحی شده است. این اپلیکیشن البته مورد انتقاد کسانی است که نگران نقض حریم خصوصی شهروندان‌اند.

    اما نحوه عملکرد این اپلیکیشن (برنامه کاربردی) بسیار جالب توجه است. این اپلیکیشن با استفاده از بلوتوث، کاربرانی را که به مدت طولانی در فاصله کمتر از دو متر از یکدیگر بوده‌اند ثبت می‌کند. این داده‌ها زمانی اهمیت می‌یابند که تست کرونای یکی از کاربران مثبت شود. در این صورت، به کاربران دیگر پیغامی مبنی برای این‌که آن‌ها در ناحیه خطر قرار داشته‌اند ارسال می‌شود و از این طریق، زنجیره انتقال کرونا به شکلی هوشمندانه کنترل می‌شود.

    این‌که مسیر رفت‌وآمد افراد و ارتباطات آنان برای مدتی ذخیره شود، البته در کشورهای دموکراتیک چندان مسئله‌ساز نیست. بسیاری از کاربران در استفاده از اپلیکیشن‌های سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی اطلاعاتی به‌مراتب بیش از این‌ها در اختیار اپلیکیشن‌ها قرار می‌دهند. با این حال برخی مقامات اروپایی خواستار تضمین آن شده‌اند که این اپلیکیشن صرفاً در دوران شیوع کرونا مورد استفاده قرار گیرد و با پایان احتمالی این همه‌گیری جهانی از رده خارج شود.

    تنوع و تعداد این اپلیکیشن‌ها در کشورهای مختلف جهان بسیار زیاد است؛ از اپلیکیشن‌هایی برای معاینه از راه دور گرفته تا اپلیکیشن‌های نسبتاً مشابه اپلیکیشن کرونا در آلمان. برای مثال، اپلیکیشن Symptom Tracker در بریتانیا که تا کنون میلیون‌ها شهروند بریتانیایی آن را روی گوشی‌های هوشمند خود نصب کرده‌اند.

    در سنگاپور، اپلیکیشن TraceTogether با استفاده از سیستم بلوتوث، افرادی را که در معرض خطر ابتلا بوده‌اند شناسایی می‌کند و از این طریق، در پی کند کردن روند انتقال ویروس کروناست.

    در ایسلند اگرچه حدود چهل‌درصد مردم از اپلیکیشن Rakning C-19 استفاده می‌کنند که بر اساس جی.پی.اس کار می‌کند، اما کارآمدی این اپلیکیشن زیر سؤال است و بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد این برنامه کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد. اتریشی‌ها غالبا از اپلیکیشن صلیب سرخ استفاده می‌کنند. در استرالیا و ایتالیا و بسیاری کشورهای دیگر نیز برنامه‌هایی نسبتاً مشابه مورد استفاده قرار گرفته است.

    نصب اپلیکیشن‌ها در کشورهایی با گردش آزاد اطلاعات، چندان نگران‌کننده نیست، اما این مسئله در چین و روسیه و ایران طبیعتاً شباهتی به آن‌چه در دنیای آزاد در جریان است ندارد.

    در برخی کشورها مانند امارات، تکنولوژی‌های عجیب و خارق‌العاده‌ای پا به میدان گذاشته است؛ از آمبولانس‌های خودکار مبتنی بر سیستم هوش مصنوعی گرفته تا پهپادهای ضدعفونی‌کننده‌ای که در هر ساعت، محدوده‌ای به وسعت یک هکتار را ضدعفونی می‌کنند.

    با این حال، اگر در ابعاد جهانی به مسئله نگاه کنیم، نه دارو و واکسن (که هیچ‌کدام هنوز نهایی و قطعی نیست) و نه تکنولوژی‌های پیشنهادی، هیچ‌یک تا این لحظه نتوانسته‌ به همه‌گیری کرونا خاتمه دهد. ممکن است واکسن یا دارویی نهایی برای کرونا در کوتاه‌مدت یافت نشود، اما شاید معرفی یک اختراع یا تکنولوژی جدید در این کشاکش کرونایی بتواند به وضع بحرانی کنونی خاتمه دهد.

    به عبارت دیگر، راه‌حل نهایی بحران کرونا شاید نه در داروسازی و پزشکی، که در دنیای مهندسی نهفته باشد. البته چیزی فراتر از فناوری‌های کنونی مانند اپلیکیشن‌ها یا دروازه‌های هوشمند برای تشخیص چهره و ماسک.

    آن‌چه مسلم است، جهان برای عادی‌سازی اقتصاد و توریسم و حمل‌ونقل و به صورت خلاصه بازگشت به روال قبلی زندگی روزمره، به راه‌حلی فراتر از ماسک و پهپاد و اپلیکیشن نیاز دارد.

    لینک این مقاله در وبسایت رادیو فردا

  • نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    آخر هفته با صادق صبا | ایران اینترنشنال

    پنجشنبه یازدهم اردیبهشت هزار و سیصد و نود و نه

     

  • کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    عرفان کسرایی| رادیو فردا

    درباره رونمایی از دستگاه ویروس یاب مستعان، اختراع مورد ادعای سپاه پاسداران تنها طی همین چند روز گذشته بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند. دستگاهی از سرهم بندی آنتن رادیویی و دیش کوچک که به ادعای حکومت ایران، تا شعاع ۱۰۰ متری و در مدت ۵ ثانیه قادر به شناسایی و کشف ویروس کرونا ست. تعابیری چون کشف ویروس دوقطبی با کمک امواج الکترومغناطیس، به قدری دور از منطق و واقعیت علمی بود که بسیاری از جمله انجمن فیزیک ایران را وادار به واکنش کرد و این انجمن، ادعای چنین اختراعی را در رده ادعاهای شبه علمی دسته بندی کرد. ادعاهای بزرگ و عجیب و خارق العاده شبه علمی کم نیستند و مدعیان آن نیز بسیارند. ادعای اختراع خودرویی که بدون سوخت و با آب کار می کند، ادعای ساخت ماشین حرکت دائمی و بدون نیاز به انرژی، ادعای کشف انرژی هسته ای در آشپزخانه و داستان های علمی و تخیلی نظیر آنها اگرچه برای دستگاه تبلیغاتی حکومتی، کاملا عادی به نظر می رسد اما در نظر متخصصان و جامعه علمی، یک اختلال شناختی یا تلاش سازمان یافته تبلیغاتی برای فریب عمومی است. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند و همانگونه که انجمن فیزیک ایران اشاره کرده، مدعیان اختراع چنین دستگاهی باید مستندات مرتبط با شیوه کار این وسیله را در اختیار متخصصان و دانشمندان این حوزه بگذارند. مستنداتی که طبیعتا وجود ندارند و به بیان دیگر اساسا دستگاهی وجود ندارد که مقامات سپاه بخواهند آن را در معرض آزمون به و محک بررسی متخصصان بگذارند. تنها شاهد و گواه آنها برای اثبات ادعای خود، صحبت های پراکنده مقامات سپاه پاسداران است که اعلام کرده اند این دستگاه ۱۰ روز در حداقل ۱۰ بیمارستان و مرکز درمانی درگیر بیماران کرونایی در کشور، تست و آزمایش شده و سطح و میزان دقت آن در تشخیص و کشف کرونا بین ۷۰ تا ۸۰ درصد است. ادعایی که سند و مدرکی جز خود گوینده ندارد و صدق و کذب آن نیز مانند هر ادعای شبه علمی دیگری قابل آزمون نیست. نگاهی به پیامدهای تبلیغاتی پس از رونمایی از مستعان نشان می دهد که روند کار، بر خلاف انتظار سپاه پاسداران بوده و جعلی و مضحک بودن عملکرد این دستگاه، تنها طی چند ساعت در شبکه های اجتماعی ردیابی شد و معلوم شد که مستعان در واقع، دستگاهی است که کلاهبرداران بین المللی از سالها پیش با عناوین مختلف دستگاه سوخت یاب، دستگاه بمب یاب، دستگاه هپاتیت یاب، ایدز یاب و ردیاب مواد جامد و مایع به کشورهای مختلف دنیا فروخته اند و از محل فروش آن میلیون ها دلار نیز کسب درآمد کرده اند.

    چرا حکومت ایران از علم سر در نمی آورد؟

    تنها چند سال پس از انقلاب اسلامی، مقامات حکومت ایران که تا آن زمان تصور می کردند بر اساس فقه و آموزه های حوزه علمیه قادر به اداره کشورند به تدریج دریافتند که مسائل کشور به مراتب پیچیده تر از آن است که بتوانند برای آن پاسخ و راه حلی داشته باشند. اقتصاد و بانکداری با احکام فقهی مکاسب شیخ انصاری و با همه آنچه که روحانیون از احکام مُزارعه، مُساقات و مُغارسه در حوزه علمیه آموخته بودند قابل مدیریت نبود. صنعت و تولید ، تخصص علمی می طلبید حال آنکه با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از اساتید و دانشجویان پاکسازی و نیروهای متخصص از کار بر کنار شده بودند. این همان نقطه تاریخی است که ریشه اصلی رسوایی دستگاه کرونایاب مستعان را می توان در آن جستجو کرد. در چنین دورانی مقامات حکومت دست به دکتراسازی کردند. در همین دوران نه تنها مدارک حوزوی سطح چهار حوزه علمیه بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قابل معادل ‌سازی با مدرک دانشگاهی دکترا شد بلکه پاسداران و سایر مقامات حکومتی فرصت ایجاد شده را غنیمت دانسته و برای خود مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا دست و پا کردند و تعداد سرداردکتر ها و حجت الاسلام دکترها روز به روز بیشتر شد. اما در این بین یک تناقض بنیادین سر بر آورد و آن هم این بود که این افراد، در واقعیت افراد تحصیل کرده و دانشگاهی نبودند و تیتر دکترا، صرفا یک رانت حکومتی و برای تقسیم بندی سمت های دولتی بود و نه نشان دانش و تخصص این افراد. از این رو، ناآشنایی این افراد با علم و روش علمی، به تدریج باعث اظهارنظرهای غیرعلمی و بعضا مضحکی می شد که با عنوان دانشگاهی دکترا همخوانی و سازگاری نداشت. این است که حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور حکومت اسلامی از این صحبت می کند که ابر به پایینش نگاه می‌کند و می‌بیند خبری نیست و کویر است، می‌رود جای دیگر می‌بارد. محمود احمدی نژاد از کشف یک دختر ۱۶ ساله‌ دانش آموز در تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه سخن می گوید. این معضل فقط در مقامات رده اول حکومتی دیده نمی شود و به نظر می رسد یک رویه رایج در بین سطوح مختلف حاکمیت است. از امامان جمعه گرفته تا دادستان ها و مقامات قضایی، با اظهارنظرهای غیرعقلانی خود درباره مسائل علم و فناوری و موضوعاتی که کمترین اطلاعی درباره آن ندارند، به سوژه طنز شبکه های اجتماعی تبدیل شده اند. بی اطلاعی مقامات حکومت از مسائل محیط زیستی و نحوه عملکرد دوربین های تله ای فعالان محیط زیست، اما دیگر سوژه طنز نیست و به بهای زندانی شدن و رنج و شکنجه فعالین محیط زیست تمام شده است. فعالین محیط زیستی که اینک بیش از هشتصد روز در زندان به سر می برند و قربانی شک و بدبینی حکومتی هستند که درکی از علم و کار علمی ندارد. افراد فاقد سوادی که دوربین های رصد محیط زیستی برای رصد یوزپلنگ ها با برد حداکثر ۵۰  متر را به سبب اینکه سنسور مادون قرمز و فلش و سنسورهای حرکتی و صوتی و نوری دارند، ابزار جاسوسی دانسته اند. تئوری توطئه مقامات حکومت ایران از صدر تا ذیل ریشه در دوری آنها از علم دارد و نا آشنایی آنها با مسائل علمی. حدود دو سال پیش حسن فیروزآبادی در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا از استفاده غربی ها از سوسمار، مارمولک و آفتاب ‌پرست برای جذب امواج اتمی و شناسایی تاسیسات اتمی حکومت ایران صحبت کرده بود. همان زمان برای سنجش چنین ادعایی با پروفسور استیون اندرسون* دانشمند آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه پاسفيک که کتاب هایی درباره خزندگان ایران تالیف کرده تماس گرفتم. پروفسور اندرسون با رد این ادعای شبه علمی مبنی بر جذب امواج اتمی با  پوست خزندگان برای شناسایی معادن اورانیوم، به نکته جالبی نیز اشاره کرد و گفت که اساسا در اکوسیستم ایران آفتاب پرست نداریم. نکته ای که مقام حکومتی اساسا نمی دانست اما به خود اجازه داده بود درباره آن ابراز نظر کارشناسی کند. سامانه کرونایاب مستعان اولین و آخرین نمونه از بی سوادی آشکار مقامات حکومتی نیست. مقامات حکومتی که به رغم ناآشنایی با علم و فناوری، تلاش می کنند زبان خارجی بیاموزند و یا از کلمات علمی و فناوری استفاده کنند. بدون آنکه بدانند سانتریفیوژ یا اینترنت پرسرعت ‌چیست درباره آنها اظهار نظرهای کارشناسی کنند. اما مساله اصلی بر سر این است که هیچکسی با به کارگیری این کلمات و اظهارنظر درباره موضوعات علمی، تبدیل به فردی با سواد نمی شود نهایتا ترکیبی کارتونی و اسباب استهزای سایرین از چنین اظهار نظرهایی بیرون خواهد آمد. همانگونه که شبکه های اجتماعی پر شده از کارتون ها و کاریکاتورها و ویدئوهای طنز، و کاربرانی که اختراع جعلی سامانه هوشمند مستعان را دست می اندازند و برخی رسانه های بین المللی که از این توهم مقامات رژیم ایران، سوژه ای برای طنز و خنده می سازند. همان ‌گونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیه‌ ها، تبدیل به شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیه‌ بودن به ‌سر برد، جلسه رونمایی از یک سری دیش و آنت رادیویی، از افراد مخترع نمی سازد بلکه صرفا توهّم اختراع و پیشرفت علمی ایجاد می کند.

     

     

    *Steven C. Anderson

     

    لینک این مطلب

  • آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    عرفان کسرایی | رادیو فردا

    آمار مبتلایان به ویروس کرونای جدید در جهان از یک و نیم میلیون نفر گذشته و تا کنون بیش از هشتاد هزار نفر جان خود را از دست داده اند. دانشگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در سراسر دنیا بی وقفه در پی یافتن راه حلی نهایی برای پایان دادن به این کابوس سال ۲۰۲۰ هستند. تا این لحظه و در زمان انتشار این مطلب، هنوز هیچ دورنمای روشنی برای پایان این وضعیت قابل تصور نیست. دانشمندانی که در تلاش برای ساخت واکسن یا تولید دارو برای مقابله با ویروس کرونای جدید هستند، هیچ زمان مشخصی برای پایان پاندمی اعلام نکرده اند. در خوشبینانه ترین حالت، برخی پایان تابستان و برخی دیگر، پایان سال جاری میلادی را حداقل زمان لازم برای پایان بخشیدن به شیوع کرونا تخمین زده اند. تا امروز دانشمندان چیزهای بسیاری درباره بیماری کووید ۱۹ می دانند و چیزهای بسیاری هم هست که هنوز مشخص نیست. تعجبی ندارد که در چنین شرایطی، حتی سازمان جهانی بهداشت نیز اطلاعات متناقض و یا موقتی منتشر کند که بعد از مدتی نیازمند تصحیح و اصلاحیه باشد. بحث بر سر راه های انتقال ویروس، بحث بر سر اینکه آیا ماسک ان نود و پنج  قابلیت استفاده دوباره دارد یا نه، یا اینکه فاصله گیری اجتماعی مجاز یک و نیم متر باشد یا دو متر هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. پیامدها و تاثیرات ابتلا به ویروسی با قطر ۱۲۵ نانومتر، با وجود پیشرفت های خیره کننده پزشکی و ژنتیک و بهداشت، هنوز نقاط مبهم بسیاری دارد. تا این لحظه در حدود ۷۰ دارو روی میز بررسی دانشمندان جهان است و بر اساس برخی مطالعات حدود ۳۰ ماده موثر در مقابله با ویروس کرونای جدید در حال آزمایش است. از داروهای ضدمالاریا گرفته تا داروهای ضدابولا و ضد ایدز و روماتیسم هم بررسی شده اند اما تا کنون اثری که بتوان آن را نتیجه بخش ارزیابی کرد یافته نشده است. یکی از دلایل اینکه دانشمندان، داروهای قبلی برای مقابله با عفونت های ویروسی را برای مقابله با کرونا نیز آزمون می کنند این است که این داروها، از قبل مراحل تست انسانی و اخذ مجوز را طی کرده اند و اگر کارآمدی و اثربخشی آنها نشان داده شود، با سرعت بیشتری می توانند آن را به تولید انبوه برسانند. فراتر از پزشکان و ویروس شناسان و دانشمندان ژنتیک، بخش صنعت و تکنولوژی نیز بیکار ننشسته و مهندسان و طراحان هم در پی یافتن راه حل های خلاقانه در مقابله با کرونا هستند. کمبود دستگاه های کمک تنفسی در بیمارستان ها یکی از عوامل بالا رفتن مرگ و میر در بسیاری از کشورهای دنیاست. اخباری که از ظرفیت محدود این دستگاه ها در ایتالیا گزارش می شود بسیار نگران کننده و دردناک است. در چنین شرایطی مهندسان کمپانی مرسدس بنز، تکنولوژی به نام سی پی ای پی را توسعه داده اند که به احتمال بالا کمبود تجهیزات بسیار گران قیمت دستگاه های تنفسی ونتیلاتور ها را تا حدی جبران خواهند کرد. برخی گزارش ها نشان می دهد که تکنولوژی ابداعی مهندسان تیم فرمول یک مرسدس بنز، نیاز بسیاری از بیماران را به دستگاه های تنفسی برطرف خواهد کرد.

    چیزهایی که دانشمندان می دانند و نمی دانند

    ویروس کرونای جدید مکانیسم اثر پیچیده ای دارد و این مساله بسیاری از دانشمندان را گیج کرده است. بر اساس بسیاری از مطالعات علمی منتشر شده تا کنون، بیشتر قربانیان در سراسر دنیا مردان بوده اند هرچند نرخ ابتلای زنان و مردان به این ویروس یکسان بوده است. در بسیاری از کشورها بیش از شصت درصد از قربانیان مرد بوده اند. برخی پژوهشگران این مساله را بی ارتباط با عملکرد ویروس کرونا می دانند و بر این باورند دلیل این مساله آن است که مردان بیش از زنان دخانیات مصرف می کنند. برخی دیگر نیز عامل بیولوژیک را در آن دخیل می دانند و پاسخ را در هورمون های استروژن و تستسترون جستجو می کنند. نکته مبهم بعدی این است که در ابتدای شیوع ویروس کرونای جدید این باور وجود داشت که فقط افراد سن بالا و با سابقه بیماری قبلی در معرض خطر هستند اما پس از مدتی نشان داده شد که جوانان و افراد کم سال و حتی نوزادان نیز در معرض خطر کرونا هستند. یافته دیگر و مطالعات جدید دانشمندان درباره ویروس کرونای جدید، نتایح نسبتا امیدبخشی هم دارد. یکی اینکه برخی مطالعات جدید منتشر شده نشان می دهد با توجه به سرعت کند جهش های ژنتیکی ویروس جدید احتمالا بر خلاف آنفولانزای فصلی که هر سال نیاز به تولید واکسن جدید دارد، فقط به یک واکسن نیاز باشد. برخی دانشمندان معتقدند که سرعت جهش ویروس کرونای جدید از جهش های ویروس آنفلوانزا کمتر بوده و مشابه ویروس‌های سندروم شدید تنفسی حاد (سارس) و سندروم تنفسی خاورمیانه (مرس)  باشد. البته نکات ناامید کننده ای نیز در آخرین یافته های دانشمندان وجود دارد و از آن جمله می توان به این اشاره کرد که قابلیت انتقال این ویرس به مراتب بیش از آنفولانزاست، هیچی ایمنی قبلی در برابر آن وجود ندارد و همه انسان ها به صورت بالقوه در برابر ابتلا به این ویروس آسیب پذیر هستند.

    آیا امیدی هست؟

    هنوز در بین دانشمندان و پزشکان و موسسات تحقیقاتی و مقامات سازمان جهانی بهداشت بر سر اینکه چه دارویی به چه میزان اثربخشی دارد اتفاق نظری وجود ندارد. برخی از دانشمندان برای رمدسیویر را که قبلا برای مقابله با ابولا تولید شده بود بختی قائل اند و همچنان در حال آزمایش های تکمیلی روی آن هستند. برخی دیگر به کلروکین و یا هیدروکسی‌کلروکین که برای مقابله با مالاریا به کار گرفته می شد امید بسته اند. این دانشمندان احتمال می دهند که این داروها حتی در کنار داروهای شناخته شده ضدایدز در مقابله با عفونت های ویروسی مانند بیماری کووید ۱۹ موثر واقع شوند. هرچند مطالعاتی که برخی دانشمندان انجام داده اند اثربخشی داروهای ضدایدز را در مقابله با ویروس کرونای جدید رد می کنند. مساله بر سر این است که اعلام اثربخشی یا بی اثر بودن یک دارو به این سادگی ها ممکن نیست. چنین چیزی منوط به آزمایش های فراوان تکرار پذیر است و اگر که یک یا چند بیمار در جایی از دنیا بر اثر مصرف دارویی بهبودی یافته اند به این معنا نیست که آن دارو، داروی قطعی یا موثر است. روی همین منوال، برخی پزشکان از اثربخشی دارویی به نام فاوی‌پیراویر صحبت می کنند و برخی دیگر، اثربخشی آن را تایید نمی کنند. در دانش پزشکی، چنین اختلاف نظرهایی کاملا طبیعی است. اواسط ماه مارس سازمان بهداشت جهانی توصیه کرد که مردم از مصرف داروی ایبوپروفن برای تسکین علائم بیماری کووید ۱۹ پرهیز کنند چون ممکن است عفونت را تشدید کند. وزیر بهداشت فرانسه نیز توصیه کرده بود که برای کاهش تب بهتر است از استامینوفن (پاراستامول) استفاده شود اما سازمان جهانی بهداشت تنها چند روز بعد در روز در ۱۹ مارس اخطار خود حذف کرد. این مساله فقط محدود به بحران شیوع ویروس کرونای جدید نیست. همین روزهای اخیر سازمان غذا و داروی ایالات متحده امریکا توصیه کرد که افراد به هیچ عنوان از داروی رانیتیدین استفاده نکنند و مصرف این دارو را متوقف کنند و از بازار خارج کنند. دارویی که در سال ۱۹۷۶ یعنی بیش از چهل سال قبل در انگلستان کشف شد و از سال ۱۹۸۱ برای درمان مشکلات گوارشی استفاده می شد اینک خطرناک تشخیص داده شده و باید دور ریخته شود. در پاسخ به این پرسش که آیا امیدی هست یا نه، چند نکته را نباید از نظر دور داشت. قبل از هرچیز نتایج دیتا ها و بررسی های دانشمندان در زمینه این همه گیری جهانی است که باید تکمیل شود. چیزهایی که دانشمندان می دانند هنوز کمتر از آن است که بتوان در کوتاه مدت انتظار داشت، به ریشه کنی کرونا منجر شود و باعث شود به زودی زندگی عادی در سراسر جهان برقرار شود. مساله دوم کنترل این بیماری است که با استفاده از کیت های تشخیصی، قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی ممکن می شود و مساله سوم، کشف واکسنی که هنوز تا این لحظه به صورت قطعی پیدا نشده است. موسسات تحقیقاتی که خبر از کشف واکسن داده اند کم نیستند. برخی از شرکت های داروسازی و موسسات پژوهشی اجازه انجام تست ضدکرونا روی انسان را دریافت کرده اند. شرکت چینی کانسینوبیو و شرکت هایی مثل یو اس اینوویو و بیو ان تک و کمپانی آلمانی کیوروک از جمله شرکت هایی هستند که از این ماه یا ماههای آینده واکسن های خود را روی افراد داوطلب آزمایش خواهند کرد. در کناراینها کیت های تشخیصی کرونا نیز برای پزشکان از اهمیت بسیاری برخوردند. کیت های تشخیصی با شناسایی افراد مبتلا، می تواند شیوع بیماری را تا حد امکان کنترل کند و از شمار قربانیان بکاهد. هرچند که تولید کیت های تشخصیص نیز به سادگی ممکن نیست و از آن جمله می توان به اعلام نارضایتی برخی کشورهای اروپایی از کیت های چینی تشخیص کرونا  اشاره کرد. مقامات بهداشتی جمهوری چک چندی پیش اعلام کردند در حدود۸۰ درصد از کیت‌های چینی تست کرونا درست کار نمی‌کنند. مشکل بعدی بر سر راه، توان محدود انجام آزمایش روزانه است. در کشوری مثل آلمان درحال حاضر فقط می توان روزانه ۴۰ هزار آزمایش کرونا انجام داد و متخصصان ویروس شناسی این کشور به دنبال راهی هستند که این میزان را بتوان به روزی ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر رساند و ژنوم ویروس  کرونای جدید را با نمونه برداری از مخاط افراد تشخیص داد. اگر کیت های تشخیصی، دستگاه های تنفسی، یافتن دارویی کارآمد و کشف واکسن، رعایت قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی در کشورهای مختلف طبق برنامه مورد انتظار دانشمندان پیش برود، بله! امیدی به متوقف کردن کرونا هست و می توان امید داشت زندگی در شهرهای جهان به روال عادی برگردد. مساله بر سر این است که این پیش شرط ها چه زمانی محقق می شوند و سایه هراس از کرونا تا چه زمانی بر سر مردم جهان خواهد بود. مساله ای که هنوز برای هیچکس روشن نیست.

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    در طول تاریخ کم نبوده اند رخدادها و حوادثی که دنیا را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرده اند. انقلاب صنعتی، جنگ جهانی دوم، کشف پنی سیلین، اختراع اینترنت و بسیاری رخدادهای دیگر، به قدری چهره جهان را تغییر داده اند که می توان هر کدام از آنها را یک خط مرزی برای تقسیم تاریخ به قبل و بعد آن رخداد در نظر گرفت. اینک شیوع جهانی بیماری  کووید ۱۹، نه تنها اقتصاد و صنعت، گردشگری و حمل و نقل، هنر و سیاست که فرهنگ و حتی رفتار فردی و جمعی انسان را نیز تغییر داده است. اکنون موزه ها ، تئاترها ، سینماها در بسیاری از کشورهای جهان تعطیل شده اند، پروازها کنسل، مرزها بسته، هتل ها خالی، قطارها از حرکت ایستاده، المپیک لغو شده و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آمده است. در کنار همه اینها، اثرات روانی فاصله گیری اجتماعی، زندگی در قرنطینه و معاشرت اجتماعی به نگرانی های بسیاری دامن زده است. رفتارهای جمعی تامل برانگیز در هراس از قحطی مواد غذایی، هجوم به فروشگاه ها و ذخیره مواد غذایی، مواد ضدعفونی کننده و دستمال توالت در سراسر جهان، از آغاز اعلام همه گیری جهانی کرونا تا امروز، موضوع بحث های داغ رسانه ای شده است.

    وحشت و هراس عمومی، استرس و بی خوابی و تنهایی افراد بی تردید آثار روانی غیرقابل پیش بینی در آینده بر جای خواهد گذاشت. مبهم ترین نکته در تحلیل سناریوهای پیش رو، این است که ما هیچ برآورد و تخمینی برای پایان این همه گیری هراسناک متصور نیستیم. هیچ مشخص نیست که تا چه زمانی واکسن برای پیشگیری یا داروی قطعی برای درمان این عفونت ویروسی ساخته خواهد شد. هیچ مشخص نیست که فصل گرما تاثیری بر کاهش و افول این ویروس عجیب به جا بگذارد و شرایط را بهتر کند. به همان نسبت که این ویروس* و مکانیسم اثر آن تا کنون عجیب بوده، رفتار و برنامه و سیاست های دولت ها نیز در مقابله با آن چندان روشن نبوده است. شبکه بهداشت و درمان اغلب کشورها، برخی زودتر برخی دیرتر، سیاست ایزولاسیون و قرنطینه را پیش گرفتند. در سیاست ایزولاسیون، افراد با حفظ مقررات فاصله گیری اجتماعی **  می توانند از خانه بیرون بروند و خرید کنند اما در الگوی قرنطینه، افراد اجازه خروج از خانه ندارند. الگوی دیگر که ایمنی گله ای است و مبنای آن این است که کاملا برعکس، اجازه داده شود آمار ابتلا هر چه سریعتر بالا رود و با ابتلای بیش از نیمی از جامعه، با دستیابی به پیک، روند کاهشی آغاز شود که این روش به گواه متخصصان، هرچند سریعتر جواب می دهد اما نرخ مرگ و میر را نیز بالا می برد. روشی که شاید برای دولت های استبدادی و حکومت هایی که برای جان شهروندان ارزشی قائل نیستند چندان هم نامطلوب نباشد. روشی که همه گیری را با سرعت بیشتری پایان می دهد و در عین حال با حذف افراد بیمار، هزینه بیمه و درمان را از روی دوش حکومت بر می دارد. با این وجود، در زمان نوشتن این متن، در واپسین روزهای ماه مارس هنوز هیچ نشانه ای از روند کاهشی این همه گیری جهانی دیده نمی شود. دهها موسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا با کار شبانه روزی و بدون تعطیلی هزاران دانشمند، در تلاش برای تولید واکسن کرونا هستند. فرایندی که هرچند در ظاهر می تواند امیدبخش باشد اما اگر به این نکته دقت کنیم که تولید این واکسن ممکن است در عمل حتی تا ۱۲ یا ۱۸ ماه یا حتی بیش از اینها طول بکشد، هراس بیشتری در خود حس خواهیم کرد. چینی ها، روس ها، آلمانی ها، استرالیایی ها، فرانسوی ها و آمریکایی ها، اسرائیلی ها و ژاپنی ها هر کدام خبرهایی از کشف واکسن اولیه کرونا منتشر کردند اما تا امروز غیر از واکسیناسیون آزمایشی در سیاتل بر روی یک زن ۴۳ ساله آمریکایی، نشانه امیدبخش دیگری دیده نمی شود. ۴۵ داوطلب این واکسیناسیون اولیه همچنان تحت نظر خواهند بود و نتایج آن تازه باید برای سازمان غذا و داروی امریکا ارسال شود و در صورت صدودر مجوز برای مرحله دوم آزمایش، تعداد بیشتری از افراد واکسینه خواهند شد. فرایندی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن شاید یک سال به طول بیانجامد.

    تغییر نگاه به علم در دوران پساکرونا

    زنجیره تحولات اجتماعی، به ندرت محدود به یک حوزه می ماند. اقتصاد و بورس، با فرهنگ و هنر یا سیاست بی ارتباط نیست. مذهب نیز از این دایره بیرون نخواهد ماند و چه بسا افراد مذهبی و باورمند با مشاهده عینی بی اثر بودن دعا و توسل، به این پرسش رهنمون شوند که چرا خداوند از بروز چنین فجایعی در جهان جلوگیری نمی کند. فرد مذهبی ممکن است از خود بپرسد چگونه ممکن است، روحانی که در منبر خود برای درمان این عفونت ویروسی، خواندن زیارت عاشورا، سوره حمد، آیت‌الکرسی یا  حدیث کساء را توصیه می کرد بر اثر این بیماری جان خود را از دست بدهد. بیرون از مرزهای ایران نیز، مذهب با یک چالش بزرگ روبرو شده است. کشف واکسن اگرچه به سادگی ممکن نخواهد بود اما بر خلاف دعا و اعمال مذهبی، کم و بیش، قطعیتی در آن می توان یافت. حتی اندیشیدن به امکان کشف یک واکسن یا دارو برای این بیماری، کورسوی امیدی برای میلیاردها انسان نگران در سراسر جهان ایجاد کرده است.

    جهان ما همه گیری های مرگباری در قرن های گذشته تجربه کرده است. طاعون و وبا، سیاه زخم و آنفولانزای اسپانیایی و بسیاری از عفونت های ویروسی و باکتریایی دیگر که برخی از آنها میلیون ها نفر از جمعیت جهان را به کام مرگ فرستاده اند. بیش از یک قرن از شیوع آنفولانزای اسپانیایی می گذرد و بحران کرونا نشان داد که با وجود پیشرفت های خیره کننده ویروس شناسی، پزشکی، ژنتیک و بهداشت، هنوز بشر در برابر چنین بیماری هایی آسیب پذیر است. اما نکته ای که نباید از یاد برد این است که اینک بخش بزرگی از جمعیت جهان، با دسترسی به اینترنت، هراس ها ، امیدها و احساسات و مسائل خود در روزهای قرنطینه را با سایر مردم جهان به اشتراک می گذارد. از این منظر، کرونا نخستین تجربه جهانی مشترک ما در عصر اینترنت است. شاید گفته شود بحران های پیشین مانند سارس و مرس نیز در عصر اینترنت شیوع پیدا کرده بودند. این سخن درست است اما اولا همه گیری اخیر، یعنی پاندمی بیماری کووید ۱۹هم به لحاظ ابعاد و هم تلفات جانی به مراتب از آنها گسترده تر است. دوم اینکه شبکه های اجتماعی در همین دهه اخیر، بسیار گسترش پیدا کرده اند و ارتباطات اینترنتی امروز، قابل مقایسه با شرایط همه گیری سارس در سال ۲۰۰۳ نیست. جهان در دوران پس از غلبه انسان بر بیماری کووید ۱۹ قطعا به جای متفاوتی تبدیل خواهد شد. دیدگاه عمومی به علم نیز دستخوش این تغییر خواهد شد و چه بسا نهادهای تصمیم گیری و شهروندان دریابند، سرمایه گذاری در توسعه علم و فناوری باید در اولویت قرار بگیرد و اگر دانشمندان، واکسن و یا دارویی برای بیماری های عصر جدید پیدا نکنند، نه از توریسم و تفریح و شادی چیزی می ماند و نه راهی برای کسب درامد ورزشکاران و سوپراستارها و سلبریتی ها و بازیگران و خوانندگان مشهور وجود خواهد داشت. جهان پس از کشف واکسن کرونا، احتمالا دیدگاه متفاوتی به همه چیز خواهد داشت و در خواهد یافت که پیشرفت های علمی امروز با وجود حیرت برانگیز بودن همچنان ناچیز است. ما با تمام تکنولوژی و تمدن پیشرفته امروز، هنوز در برابر یک ویروس با قطر ۱۲۵ نانومتر آسیب پذیریم و جهان هنوز همانقدر از تاثیر یک ویروس، متوقف می شود که یکصد سال پیش در اثر آنفولانزای اسپانیایی مستاصل شده بود.

    *SARS-CoV-2

    **Social distancing

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    محتوای آموزشی دروس مدارس در سراسر جهان، همراه با اقتضائات زمانه و پیشرفت های علم و فناوری تغییر می کنند. این موضوع هیچ جای تعجب ندارد. مساله بر سر این است که درک دانشمندان از دنیای ذرات بنیادی تشکیل دهنده اتم، از ویروس ها، ژنتیک، دیرینه شناسی و زمین شناسی در دهه های گذشته با سرعت بسیاری تغییر کرده است. سرعت پیشرفت علوم در دهه های گذشته به قدری زیاد بوده که تغییر محتوای آموزشی را در سراسر جهان اجتناب ناپذیر کرده است. این تغییرات البته طبیعتا زیر نظر متخصصان آموزشی صورت می پذیرند و اصولا تغییر محتوای آموزشی مدارس نباید ارتباطی با ایدئولوژی و مذهب هیات های تدوین کتب درسی داشته باشد. در ایران اما چنین اصولی از میان رفته است و مبنایی برای سیستم آموزش ابتدایی و آموزش عالی و تدوین کتب درسی وجود ندارد. اینکه بودجه تعیین شده برای مرکز خدمات حوزه علمیه حدود دو برابر بیشتر از بودجه تعیین شده برای دانشگاه تهران است خود گویای این وضع است که برای حکومت، چیزی جز ترویج ایدئولوژی اهمیتی ندارد. تفاهم نامه بین وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه ۵۰۰۰ حوزوی معمم را به صورت تمام وقت وارد سیستم آموزشی کشور کرده و بودجه آموزشی کشور را با اعزام ۱۹ هزار مبلغ مذهبی به مدارس هدر داده است. در چنین شرایطی، دخالت روحانیت از کتاب های ادبیات و تاریخ و زبان و دینی به حیطه ریاضیات نیز کشیده شده و بر اساس اعلام حجت الاسلام علی ذوعلم، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی، اینک مبحث انتگرال از کتاب های ریاضی حذف شده است. ناامیدکننده ترین و نگران کننده ترین بخش از این خبر، اظهار نظر یک فرد معمم درباره یک موضوع علمی است و اینکه حجت الاسلام ذوعلم اعلام داشته دانش‌آموزان باید انتگرال را در دانشگاه یاد بگیرند. چنین اظهارنظر فاجعه باری نشان از ناآگاهی مطلق و عدم درک روحانیون از ریاضیات و اهمیت دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال است. برای دانشجویان رشته های علوم پایه و مهندسی، ناآشنایی با مبحث انتگرال چالشی بزرگ خواهد بود و یادگیری بخش بزرگی از مسائل پایه و مهندسی را با دشواری بسیار روبرو خواهد کرد. آموختن حسابان و ریاضیات گسسته برای دانش آموزان همانقدر حیاتی و مهم است که جدول ضرب برای دانش آموزان ابتدایی. حساب دیفرانسیل و انتگرال، موضوع بحث های حوزوی احکام فقهی مبطلات و مکروهات و جعاله و مُزارعه و مُساقات و مُغارسه نیست که بدون فراگیری آنها اتفاق خاصی نیفتد. کتاب های درسی حسابان، کتابهایی چون تحریرالوسیله و “کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد” حوزه نیستند که بود و نبود آنها تاثیری در آموزش و زندگی روزمره نداشته باشد. حذف انتگرال از محتوای درسی ریاضی با این توضیح که دانش آموزان “برای زندگی تربیت شوند و توانمندی علمی و اخلاقی” داشته باشند سخنی بیهوده و خطرناک است. رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی اظهار داشته که “بچه ها باید در دانشگاه انتگرال بخوانند نه در مدرسه” و دانش‌آموزان باید در مدرسه، مفاهیمی را بیاموزند که آنها را “برای زندگی” آماده کند. مساله فقط بر سر حذف یک سرفصل آموزشی مهم نیست. کلیت سیستم آموزشی ایران بیش از هر زمان در معرض خطر قرار گرفته است. سوالات امتحانات ریاضی محتوای ایدئولوژیک به خود گرفته اند و موضوع  سوالات ریاضی در برخی مدارس، مسائل ایدئولوژیک است و تکرار پروپاگاندای حکومتی. اینکه دانش آموزان در مسائل ریاضی با محاسبه تعداد قربانیان رمی جمرات حادثه منا روبرو شوند یا تعداد موشک های پرتاب شده سپاه پاسداران پس از کشته شدن قاسم سلیمانی را محاسبه کنند، یک مغزشویی سیستماتیک و خطرناک است. ریاضیات تنها زمینه دخالت روحانیت در سیستم آموزشی نیست. پیشتر وزیر سابق آموزش و پرورش حکومت ایران در سفر خود به مسکو پیشنهاد کرده بود که زبان روسی در مدارس ایران تدریس شود. حجت الاسلام ذوعلم نیز با تاکید بر شکسته شدن انحصار زبان انگلیسی، از پیشنهاد تدریس زبان چینی در مدارس ایران صحبت کرده بود و گویا قرار است درس توطئه های آمریکا نیز در برنامه درسی مدارس گنجانده شود. دخالت روحانیت اینک تنها در سینما و تئاتر، موسیقی و فرهنگ، اقتصاد و بانکداری، محیط زیست و صنعت نفت نیست. آنها به حوزه ریاضیات نیز وارد شده اند.

    انتگرال چیست و از کجا آمده است؟

    از سال ها پیش شوخی رایجی در شبکه های اجتماعی وجود داشت که فراگیری انتگرال بیهوده بوده و در هیچ کجای زندگی روزمره به انتگرال گیری نیاز پیدا نخواهیم کرد. این حرف در ظاهر درست است. ما برای خرید روزمره و محاسبه قبض برق و تلفن نیازی به انتگرال نداریم. اما اینکه ما نیاز نداریم به معنای آن نیست که مهندس طراح خودرو یا ساختمان یا طراح تهویه مطبوع و سد نیز به آن نیازی نخواهد داشت. انتگرال گیری میراث قرن ها آزمون و خطا و تفکر بشر برای حل مسائل است و مبنای بخش بزرگی از مهارت انسان در محاسبه را تشکیل می دهد. جالب است بدانیم مفاهیم حساب انتگرال از نظر تاریخی قبل از مفاهیم حساب دیفرانسیل به وجود آمده اند. کاملا بر خلاف آنچه که در ترتیب معمول در ارائه دروس ریاضیات، ابتدا دیفرانسیل و مشتق گیری و سپس انتگرال گیری آموزش داده می شود. نظریه انتگرال در تاریخ علم، قدمتی به مراتب طولانی تر از عصر جدید دارد و اگر دقیق باشیم نخ اصلی آن تا دوران ارشمیدس هم کشیده می شود. در حدود سال ۱۴۵۰ آثار ارشمیدس و نسخه ترجمه ای که در قرن نهم از آن وجود داشت در قسطنطنیه پیدا شد و به اروپای غربی رسید. یوهان کپلر را شاید بتوان از نخستین اروپای هایی قرون اخیر دانست که ایده بی نهایت کوچک ها در خصوص انتگرال گیری به کار برد تا مساحت های طرح شده در قانون دوم حرکت سیارات و همچنین حجم و گنجایش بشکه های شراب را دررساله خود محاسبه کند. نام انتگرال اما باز می گردد به یاکوب برنولی. این عنوان نحستین بار در ۱۶۹۰ در معنی و مفهوم امروزی حساب دیفرانسیل و انتگرال دیده می شود.  گوتفرید ویلهلم لایبنیتس، حساب انتگرال خود را حساب مجموعات*  نامیده بود و در حدود شش سال بعد از آن، او و یوهان برنولی توافق کردند که آن را حساب انتگرال**  نامگذاری کنند. اینکه حسابان میراث لایبنیتس است یا نیوتن یک بحث طولانی در تاریخ علم است. لایبنیتس رقیب نیوتن در ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال به شمار می رفت. عموما تصور بر این است که هر کدام از این دو نفر، حساب دیفرانسیل و انتگرال را مستقل از دیگری ابداع کرده اما با وجود آنکه نیوتن، زودتر به چنین کشفی نائل آمده، لایبنیتس نتایج کار خود را زودتر از نیوتن منتشر کرده است. از نظر زمانی این اتفاق چیزی بین سالهای ۱۶۷۳ تا ۱۶۷۶ رخ داده است. نکته بعدی اینکه علامت امروزی انتگرال که به شکل حرف کشیده  (برگرفته از اولین حرف کلمه لاتین اس به معنای سوما *** مجموع) برای نخستین بار در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۶۷۵ نمایش داده شده و لایبنیتس آن را به منظور نشان دادن مجموع تقسیم ناپذیری کاوالیری استفاده کرده بود. نکته دیگر اینکه آیزک برو (یکی از نخستین کسانی که استعداد فوق العاده نیوتن را کشف کرده و او را تایید کرده بود) احتمالا نخستین کسی است که معکوس بودن دو عمل مشتق گیری و انتگرال گیری را تشخیص داده بود و این کشف بسیار مهم که قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال است ظاهرا در کتاب دروس آیزک برو مطرح و اثبات شده بود. این چند سطر، صرفا تاریخچه ای مختصر از ابداع ابزار باشکوهی به نام انتگرال بود. همین کافیست که نشان دهد مفهوم انتگرال یک میراث ارزشمند دانش بشری است. مشکل اینجاست که سرنوشت سیستم آموزشی کشور به دست کسانی افتاده که کمترین دانشی در باره چنین مفاهیمی نداشته و احتمالا در تمام زندگی شان حتی یک بار هم با یک مساله ریاضی انتگرال برخورد نکرده اند و با این وجود درباره چنین مسائلی اظهار نظر می کنند و تصمیم گیری آنها محتوای درسی میلیون ها دانش آموز ایرانی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. بزرگترین تهدید و خطر در برابر سیستم آموزشی ایران این است که حجت الاسلام ذوعلم می گوید از حیث ‘کارشناسی’ از حذف انتگرال دفاع و حمایت کردم.

    آیا یادگیری انتگرال واقعا مهم است؟  

    بله. این پرسش نیاز به بحث و واکاوی بیشتری ندارد و پاسخ صریح به آن فقط یک کلمه است: بله. دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال، پیش شرط فراگیری مباحث بعدی در علوم پایه و مهندسی است. بدون دانستن مبحث حد نمی توان پیوستگی را آموخت و بدون پیوستگی نمی توان مشتق پذیری را یاد گرفت و بدون مشتق نیز نمی توان انتگرال گیری را آموخت. انتگرال گیری روشی است برای یادگیری طیف بزرگی از مسائل دانشگاهی در استاتیک و هیدرواستاتیک و دینامیک و مقاومت مصالح و مسائل فیزیک و مهندسی برق و عمران. اساسا به همین جهت است که مباحث انتگرال در سرفصل درس ریاضی دبیرستانی کشورهای دنیا گنجانده شده است. این استدلال که دانش آموزان به یادگیری انتگرال نیازی ندارند چون بعدها در دانشگاه با آن آشنا خواهند شد بی نهایت خام و بی پایه است. هدف از حذف انتگرال بر اساس قرائن چیزی جز اینهاست. به گفته حجت الاسلام و المسلمین ذوعلم که همزمان رئیس ستاد پیگیری گام دوم انقلاب اسلامی نیز نامیده شده از زمان تصویب برنامه درسی ملی از ۱۱ حوزه یادگیری، چهارحوزه یادگیری جدید افزوده شده که سبک زندگی از این جمله است. به عبارت دیگر مبحث انتگرال حذف شده تا جا برای محتوای آموزشی ایدئولوژیک حکومت و به تعبیر مقامات حکومتی، گام دوم انقلاب اسلامی باز شود.

    *Calculus summatorius

    **Calculus integralis

    ***Summa

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • علم و ماوراءالطبیعه

    علم و ماوراءالطبیعه

    جمهوری بی خدایان بیست و سوم فوریه 2019

    آرمین نوابی و عرفان کسرایی