Blog

  • سالگرد پایان فاشیسم؛ ساعت صفر ایران کی و چگونه خواهد بود؟

    سالگرد پایان فاشیسم؛ ساعت صفر ایران کی و چگونه خواهد بود؟

    یادداشتی از عرفان کسرایی: هشتم ماه مه روز شکست کامل حکومت فاشیست نازی و روز رهایی ملت آلمان است یا آن‌چنان‌که مجلس ایالتی برلین در ۲۰۰۵ اعلام کرد، روز دموکراسی آلمان. ۷۵ سال پیش در چنین روزی، نيرو‌هاى متفقين، ورماخت یا همان ارتش حکومت آلمان نازی را مجبور به تسلیم بی قیدوشرط کردند و جنگ جهانی دوم پایان یافت.

    آلمان در دوران پس از سقوط نازی‌ها با مشکلات و مصائب بسیار روبه‌رو بود. شروعی دوباره برای کشوری که طی چند سال جز آشوب و کشتار، دستاوردی برای مردم جهان نداشت ابداً‌ساده نبود و بدون قطع پیوند با گذشته شوم تاریخی ناممکن به نظر می‌رسید.

    در فرهنگ و زبان آلمان پس از جنگ جهانی دوم، مفهومی وجود دارد به نام Stunde Null (ساعت صفر) که بر اساس آن تمام تنظیمات کشور و قراردادهای اجتماعی و سیاسی به‌کلی از شرایط رژیم قبلی جدا شد.

    بر اساس این مفهوم (که البته بسیار مناقشه‌انگیز و مورد بحث است)، نیمه‌شب هشتم ماه مه سال ۱۹۴۵ زمانی است که حلقه زنجیر پیوند فرهنگی عاطفی سیاسی آلمان با تمام فجایع و خاطرات دوران حکومت وحشت نازی‌ها قطع می‌شود و آلمان برای ساخت کشوری پیشرفته، توسعه‌یافته، قانونمند و آزاد آماده می‌شود.

    مقصود از ساعت صفر این است که هیچ میراثی از آن دوران وحشت به دوره جدید منتقل نشود و این میراث معیوب یک بار برای همیشه نابود شود. از ساعت صفر و از قوانین دنیای مدرن چه درس‌هایی می‌توان آموخت؟

    ساعت صفر ایران چه زمانی خواهد بود؟

    درباره آینده سیاست ایران و مسیر تحولات احتمالی بسیار سخن گفته‌اند. کسانی که خواهان بقا و استمرار نظام هستند، عمدتاً آینده ایران بدون جمهوری اسلامی را سیاه و هراس‌آور جلوه می‌دهند و اغلب از سناریوهای عراق شدن، لیبی شدن یا سوریه‌ای شدن ایران صحبت می‌کنند.

    صرف‌نظر از این‌که هیچ کشوری، به لحاظ تاریخ و محتوای فرهنگی و سیاسی، با هیچ کشور دیگری قابل‌قیاس نیست، بیان چنین پیش‌بینی‌های خام‌دستانه‌ای به‌خصوص در بین ایده‌پردازان هوادار جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران بسیار رایج است.

    محور اصلی استدلال گروه اخیر این است که ایران، با تغییر رژیم، تبدیل به سوریه دوم خواهد و از آن نتیجه می‌گیرند که باید با همین جمهوری اسلامی ساخت. در عین حال، شکاف عمیق بین حکومت و اکثریت مردم به‌خصوص پس از کشتار وحشیانه آبان‌ماه، عملاً هیچ جایی برای اصلاح یا رفرم در چارچوب نظام کنونی باقی نگذاشته و به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی برای اصلاح یا بهبود اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور تنها پس از نابودی تمامیت حکومت جمهوری اسلامی ممکن خواهد شد.

    از لحظه تماس چرخ هواپیمای ایرفرانس حامل روح‌الله خمینی با باند فرودگاه مهرآباد در ساعت ۰۹:۳۳ روز دوازدهم بهمن ماه ۱۳۵۷، سنگی به ته چاهی افتاد که با گذشت چهار دهه تا کنون درآوردن آن میسر نشده است.

    در ایران پیش از بهمن ۱۳۵۷ مناقشات سیاسی و قانون‌شکنی و تحدید آزادی‌های سیاسی کم نبوده، اما روند توسعه فرهنگی و اقتصاد و صنعت کشور، به‌علاوه وجود آزادی‌های مدنی، روند نسبتاً مطلوبی داشته است.

    ایران در یک سناریوی تاریخ جایگزین (Alternate history)، در حالتی بدیل که در آن روح‌الله خمینی به ایران نمی‌آمد و انقلابیون ۵۷ شکست می‌خوردند، به احتمال بسیار جایی به‌مراتب بهتر برای زیستن و شادمانی و رفاه مردم بود. با این حال، زمان برگشت‌پذیر نیست و تاریخ هرگز به عقب برنمی‌گردد و تنها امکان خردمندانه، درس گرفتن از اشتباهات گذشته و راه تکرار بر خطر بستن است.

    ایران تنها کشوری نیست که چنین سنگی به چاه تاریخش افتاده است. آلمانی‌ها، ژاپنی‌ها، رومانیایی‌ها، صرب‌ها و بسیاری کشورهای دیگر در باتلاقی گرفتار شده بودند که رهایی از آن برای مردمان این کشورها تاوان سنگینی داشت. ساعت صفر، صرف‌نظر از این‌که جمهوری اسلامی چه زمانی و به چه روشی فرو می‌پاشد یا سقوط می‌کند، شرط لازم توسعه ایران آینده است.

    از قوانین دنیای مدرن چه می‌توان آموخت؟

    دنیای مدرن و تبادلات فرهنگی، اقتصادی و روابط سیاسی با دنیای آزاد، حکومتی مدرن می‌طلبد که با شرایط کنونی جهان امروز هماهنگ است. ایران بر اساس قواعد فقهیِ نفی سبیل و صدور انقلاب و اسرائیل‌ستیزی و آمریکاستیزی و قواعد حقوقی جزاییِ بدوی همچون قطع ید و اعدام و رجم، هیچ بختی برای توسعه نخواهد داشت.

    اگر روزی ساعت صفر ایران فرا برسد، راهی جز قطع کردن کامل حلقه زنجیری که ایران را به جمهوری اسلامی متصل می‌کند، نیست. سیاست‌های خرد و کلان داخلی و خارجی حکومت جمهوری اسلامی که ایران را بارها به پرتگاه سقوط و تحریم کشانده و زیر سایه جنگ کشانده، کمترین حلقه واصل و کمترین راه نفوذی به ایران آینده نباید بیابد.

    برای توسعه ایران آینده و پی‌ریزی حکومت قانون، به معنای واقعی کلمه نیازمند ساعت صفر هستیم. میراث دوره وحشت و سرکوب و اعدام در دوران سیاه روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای اگر کمترین راهی به آینده بیابد، ایران آینده را نیز به پرتگاه سقوط خواهد کشاند.

    در چنین شرایطی که دیر یا زود آن را از سر خواهیم گذراند، رونویسی و ترجمه از قوانین اساسی ممالک مترقی دنیا ناممکن و بی‌حاصل خواهد بود. با وجود این، می‌توان از قوانین دنیای مدرن درس‌های بسیار گرفت. به جای هراس اصلاح‌طلبانه از سوریه و لیبی شدن ایران، می‌توان اصول بنیادین دموکراسی و ظرافت‌های حقوقی را از دموکراسی‌های بزرگی چون ایالات متحده، انگلستان و آلمان آموخت.

    از قانون اساسی آلمان می‌توان روح انسان‌گرایانه و غیرقابل تفسیر بودن را آموخت. سندی ارزشمند که در ۱۲ فصل و ۱۴۶ ماده صورت‌بندی شده و ضامن آزادی و حقوق شهروندان است. در سند فرانکفورت، تمام روزنه‌ها در برابر ورود دیدگاه‌های فاشیستی و نژادپرستانه بسته شد. آن‌ها که تجربه تلخ و سیاه دیکتاتوری هیتلر را از سر گذرانده بودند، این بار روی ریزترین جزئیات تنظیم متن حقوقی حساس شدند و با دقت و وسواس بسیار، به تنظیم قانون اساسی پرداختند.

    تجربه ظهور حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران در ۱۹۳۳ که به ویرانی کشور و آتش جنگ و میلیون‌ها قربانی منجر شده بود، به آلمانی‌ها آموخت که قوانین سختگیرانه‌ای در برابر احتمال ظهور فاشیسم وضع کنند.

    از چیدمان احزاب و نحوه ورود به پارلمان این کشورها نیز بسیار می‌توان آموخت. برای نمونه، از این‌که احزاب کوچک چگونه می‌توانند به پارلمان راه یابند. (نظیر قانون Fünf-Prozent-Hürde در آلمان یا Vier-Prozent-Hürde در اتریش که به منظور کارآمدی دولت، احزاب بدون دستیابی به چهار یا پنج درصد آراء قادر به ورود به پارلمان نیستند.)

    هرچند انگلستان قانون اساسی مکتوبی ندارد و قانون اساسی در این کشور در واقع همان قوانین پارلمان و آیین‌نامه‌های دولتی و تصمیمات قضایی و همچنین قواعد عرفی است، باز هم می‌توان از نظام پیچیده و دقیق دموکراتیک این کشور آموخت. به ویژه از مکانیسم‌های حقوقی دقیقی که مانع تجمع قدرت و حکومت تک‌حزبی می‌شود.

    از دموکراسی ریشه‌دار ایالات متحده امریکا نیز بسیار می‌توان آموخت. از جزئیات دقیقی که در صورت‌بندی این قوانین لحاظ شده (برای نمونه، در نظر گرفتن شش نماینده ناظر بدون حق رأی در مجلس ۴۳۵ نفره نمایندگان یا قوانینی که به نتیجه رسیدن استیضاح را به رأی موافق دو سوم از مجلس سنا مشروط می‌کند).

    رونویسی و ترکیب قانون اساسی کشورهای مدرن برای کشوری با محتوای تاریخی و سیاسی و اقتصادی متفاوت چون ایران، تقریباً ناممکن است. اما از دقت نظر و وسواس در به‌کارگیری ترم‌های حقوقی در دموکراسی‌های بزرگ می‌توان آموخت.

    نوع حکومت آینده، مکانیسم حقوقی‌ای که از ظهور استبداد جلوگیری می‌کند و آزادی و برابری را تضمین می‌کند، دغدغه بزرگی است. مهم‌تر از آن اما شاید این باشد که ایران آینده، ساعت صفر را بگذراند؛ ساعتی که در آن تمام پیوندهای تاریخی ایران آینده با دوران سیاه جمهوری اسلامی قطع شود و حتی جزئی‌ترین میراث حکومت روحانیون به دوران آینده منتقل نشود.

    میراث حکومت روحانیون جز فقر و تحریم و نابودی محیط زیست و فساد سیستماتیک و کشتار و اعدام و شکنجه و خطر جنگ، حاصلی برای ایران و ایرانیان نداشته است.

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    آخر هفته با صادق صبا | ایران اینترنشنال

    پنجشنبه یازدهم اردیبهشت هزار و سیصد و نود و نه

     

  • کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    عرفان کسرایی| رادیو فردا

    درباره رونمایی از دستگاه ویروس یاب مستعان، اختراع مورد ادعای سپاه پاسداران تنها طی همین چند روز گذشته بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند. دستگاهی از سرهم بندی آنتن رادیویی و دیش کوچک که به ادعای حکومت ایران، تا شعاع ۱۰۰ متری و در مدت ۵ ثانیه قادر به شناسایی و کشف ویروس کرونا ست. تعابیری چون کشف ویروس دوقطبی با کمک امواج الکترومغناطیس، به قدری دور از منطق و واقعیت علمی بود که بسیاری از جمله انجمن فیزیک ایران را وادار به واکنش کرد و این انجمن، ادعای چنین اختراعی را در رده ادعاهای شبه علمی دسته بندی کرد. ادعاهای بزرگ و عجیب و خارق العاده شبه علمی کم نیستند و مدعیان آن نیز بسیارند. ادعای اختراع خودرویی که بدون سوخت و با آب کار می کند، ادعای ساخت ماشین حرکت دائمی و بدون نیاز به انرژی، ادعای کشف انرژی هسته ای در آشپزخانه و داستان های علمی و تخیلی نظیر آنها اگرچه برای دستگاه تبلیغاتی حکومتی، کاملا عادی به نظر می رسد اما در نظر متخصصان و جامعه علمی، یک اختلال شناختی یا تلاش سازمان یافته تبلیغاتی برای فریب عمومی است. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند و همانگونه که انجمن فیزیک ایران اشاره کرده، مدعیان اختراع چنین دستگاهی باید مستندات مرتبط با شیوه کار این وسیله را در اختیار متخصصان و دانشمندان این حوزه بگذارند. مستنداتی که طبیعتا وجود ندارند و به بیان دیگر اساسا دستگاهی وجود ندارد که مقامات سپاه بخواهند آن را در معرض آزمون به و محک بررسی متخصصان بگذارند. تنها شاهد و گواه آنها برای اثبات ادعای خود، صحبت های پراکنده مقامات سپاه پاسداران است که اعلام کرده اند این دستگاه ۱۰ روز در حداقل ۱۰ بیمارستان و مرکز درمانی درگیر بیماران کرونایی در کشور، تست و آزمایش شده و سطح و میزان دقت آن در تشخیص و کشف کرونا بین ۷۰ تا ۸۰ درصد است. ادعایی که سند و مدرکی جز خود گوینده ندارد و صدق و کذب آن نیز مانند هر ادعای شبه علمی دیگری قابل آزمون نیست. نگاهی به پیامدهای تبلیغاتی پس از رونمایی از مستعان نشان می دهد که روند کار، بر خلاف انتظار سپاه پاسداران بوده و جعلی و مضحک بودن عملکرد این دستگاه، تنها طی چند ساعت در شبکه های اجتماعی ردیابی شد و معلوم شد که مستعان در واقع، دستگاهی است که کلاهبرداران بین المللی از سالها پیش با عناوین مختلف دستگاه سوخت یاب، دستگاه بمب یاب، دستگاه هپاتیت یاب، ایدز یاب و ردیاب مواد جامد و مایع به کشورهای مختلف دنیا فروخته اند و از محل فروش آن میلیون ها دلار نیز کسب درآمد کرده اند.

    چرا حکومت ایران از علم سر در نمی آورد؟

    تنها چند سال پس از انقلاب اسلامی، مقامات حکومت ایران که تا آن زمان تصور می کردند بر اساس فقه و آموزه های حوزه علمیه قادر به اداره کشورند به تدریج دریافتند که مسائل کشور به مراتب پیچیده تر از آن است که بتوانند برای آن پاسخ و راه حلی داشته باشند. اقتصاد و بانکداری با احکام فقهی مکاسب شیخ انصاری و با همه آنچه که روحانیون از احکام مُزارعه، مُساقات و مُغارسه در حوزه علمیه آموخته بودند قابل مدیریت نبود. صنعت و تولید ، تخصص علمی می طلبید حال آنکه با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از اساتید و دانشجویان پاکسازی و نیروهای متخصص از کار بر کنار شده بودند. این همان نقطه تاریخی است که ریشه اصلی رسوایی دستگاه کرونایاب مستعان را می توان در آن جستجو کرد. در چنین دورانی مقامات حکومت دست به دکتراسازی کردند. در همین دوران نه تنها مدارک حوزوی سطح چهار حوزه علمیه بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قابل معادل ‌سازی با مدرک دانشگاهی دکترا شد بلکه پاسداران و سایر مقامات حکومتی فرصت ایجاد شده را غنیمت دانسته و برای خود مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا دست و پا کردند و تعداد سرداردکتر ها و حجت الاسلام دکترها روز به روز بیشتر شد. اما در این بین یک تناقض بنیادین سر بر آورد و آن هم این بود که این افراد، در واقعیت افراد تحصیل کرده و دانشگاهی نبودند و تیتر دکترا، صرفا یک رانت حکومتی و برای تقسیم بندی سمت های دولتی بود و نه نشان دانش و تخصص این افراد. از این رو، ناآشنایی این افراد با علم و روش علمی، به تدریج باعث اظهارنظرهای غیرعلمی و بعضا مضحکی می شد که با عنوان دانشگاهی دکترا همخوانی و سازگاری نداشت. این است که حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور حکومت اسلامی از این صحبت می کند که ابر به پایینش نگاه می‌کند و می‌بیند خبری نیست و کویر است، می‌رود جای دیگر می‌بارد. محمود احمدی نژاد از کشف یک دختر ۱۶ ساله‌ دانش آموز در تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه سخن می گوید. این معضل فقط در مقامات رده اول حکومتی دیده نمی شود و به نظر می رسد یک رویه رایج در بین سطوح مختلف حاکمیت است. از امامان جمعه گرفته تا دادستان ها و مقامات قضایی، با اظهارنظرهای غیرعقلانی خود درباره مسائل علم و فناوری و موضوعاتی که کمترین اطلاعی درباره آن ندارند، به سوژه طنز شبکه های اجتماعی تبدیل شده اند. بی اطلاعی مقامات حکومت از مسائل محیط زیستی و نحوه عملکرد دوربین های تله ای فعالان محیط زیست، اما دیگر سوژه طنز نیست و به بهای زندانی شدن و رنج و شکنجه فعالین محیط زیست تمام شده است. فعالین محیط زیستی که اینک بیش از هشتصد روز در زندان به سر می برند و قربانی شک و بدبینی حکومتی هستند که درکی از علم و کار علمی ندارد. افراد فاقد سوادی که دوربین های رصد محیط زیستی برای رصد یوزپلنگ ها با برد حداکثر ۵۰  متر را به سبب اینکه سنسور مادون قرمز و فلش و سنسورهای حرکتی و صوتی و نوری دارند، ابزار جاسوسی دانسته اند. تئوری توطئه مقامات حکومت ایران از صدر تا ذیل ریشه در دوری آنها از علم دارد و نا آشنایی آنها با مسائل علمی. حدود دو سال پیش حسن فیروزآبادی در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا از استفاده غربی ها از سوسمار، مارمولک و آفتاب ‌پرست برای جذب امواج اتمی و شناسایی تاسیسات اتمی حکومت ایران صحبت کرده بود. همان زمان برای سنجش چنین ادعایی با پروفسور استیون اندرسون* دانشمند آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه پاسفيک که کتاب هایی درباره خزندگان ایران تالیف کرده تماس گرفتم. پروفسور اندرسون با رد این ادعای شبه علمی مبنی بر جذب امواج اتمی با  پوست خزندگان برای شناسایی معادن اورانیوم، به نکته جالبی نیز اشاره کرد و گفت که اساسا در اکوسیستم ایران آفتاب پرست نداریم. نکته ای که مقام حکومتی اساسا نمی دانست اما به خود اجازه داده بود درباره آن ابراز نظر کارشناسی کند. سامانه کرونایاب مستعان اولین و آخرین نمونه از بی سوادی آشکار مقامات حکومتی نیست. مقامات حکومتی که به رغم ناآشنایی با علم و فناوری، تلاش می کنند زبان خارجی بیاموزند و یا از کلمات علمی و فناوری استفاده کنند. بدون آنکه بدانند سانتریفیوژ یا اینترنت پرسرعت ‌چیست درباره آنها اظهار نظرهای کارشناسی کنند. اما مساله اصلی بر سر این است که هیچکسی با به کارگیری این کلمات و اظهارنظر درباره موضوعات علمی، تبدیل به فردی با سواد نمی شود نهایتا ترکیبی کارتونی و اسباب استهزای سایرین از چنین اظهار نظرهایی بیرون خواهد آمد. همانگونه که شبکه های اجتماعی پر شده از کارتون ها و کاریکاتورها و ویدئوهای طنز، و کاربرانی که اختراع جعلی سامانه هوشمند مستعان را دست می اندازند و برخی رسانه های بین المللی که از این توهم مقامات رژیم ایران، سوژه ای برای طنز و خنده می سازند. همان ‌گونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیه‌ ها، تبدیل به شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیه‌ بودن به ‌سر برد، جلسه رونمایی از یک سری دیش و آنت رادیویی، از افراد مخترع نمی سازد بلکه صرفا توهّم اختراع و پیشرفت علمی ایجاد می کند.

     

     

    *Steven C. Anderson

     

    لینک این مطلب

  • چرا نرخ مرگ و میر کرونا در آلمان کمتر از سایر کشورها بوده است؟

    چرا نرخ مرگ و میر کرونا در آلمان کمتر از سایر کشورها بوده است؟

     

    چشم‌انداز بامدادی بی‌بی‌سی فارسی| گفتگو با عرفان کسرایی روزنامه نگار علم در آلمان

    چشم انداز بامدادی شنبه سی ام فروردین هزار و سیصد و نود و نه

     

     

  • اختراع جعلی دستگاه کرونایاب

    اختراع جعلی دستگاه کرونایاب

    بولتن خبری نیمروز تلویزیون ایران اینترنشنال

    چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹

    گفت‌وگو با عرفان کسرایی پژوهشگر مطالعات علم و فناوری

  • آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    عرفان کسرایی | رادیو فردا

    آمار مبتلایان به ویروس کرونای جدید در جهان از یک و نیم میلیون نفر گذشته و تا کنون بیش از هشتاد هزار نفر جان خود را از دست داده اند. دانشگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در سراسر دنیا بی وقفه در پی یافتن راه حلی نهایی برای پایان دادن به این کابوس سال ۲۰۲۰ هستند. تا این لحظه و در زمان انتشار این مطلب، هنوز هیچ دورنمای روشنی برای پایان این وضعیت قابل تصور نیست. دانشمندانی که در تلاش برای ساخت واکسن یا تولید دارو برای مقابله با ویروس کرونای جدید هستند، هیچ زمان مشخصی برای پایان پاندمی اعلام نکرده اند. در خوشبینانه ترین حالت، برخی پایان تابستان و برخی دیگر، پایان سال جاری میلادی را حداقل زمان لازم برای پایان بخشیدن به شیوع کرونا تخمین زده اند. تا امروز دانشمندان چیزهای بسیاری درباره بیماری کووید ۱۹ می دانند و چیزهای بسیاری هم هست که هنوز مشخص نیست. تعجبی ندارد که در چنین شرایطی، حتی سازمان جهانی بهداشت نیز اطلاعات متناقض و یا موقتی منتشر کند که بعد از مدتی نیازمند تصحیح و اصلاحیه باشد. بحث بر سر راه های انتقال ویروس، بحث بر سر اینکه آیا ماسک ان نود و پنج  قابلیت استفاده دوباره دارد یا نه، یا اینکه فاصله گیری اجتماعی مجاز یک و نیم متر باشد یا دو متر هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. پیامدها و تاثیرات ابتلا به ویروسی با قطر ۱۲۵ نانومتر، با وجود پیشرفت های خیره کننده پزشکی و ژنتیک و بهداشت، هنوز نقاط مبهم بسیاری دارد. تا این لحظه در حدود ۷۰ دارو روی میز بررسی دانشمندان جهان است و بر اساس برخی مطالعات حدود ۳۰ ماده موثر در مقابله با ویروس کرونای جدید در حال آزمایش است. از داروهای ضدمالاریا گرفته تا داروهای ضدابولا و ضد ایدز و روماتیسم هم بررسی شده اند اما تا کنون اثری که بتوان آن را نتیجه بخش ارزیابی کرد یافته نشده است. یکی از دلایل اینکه دانشمندان، داروهای قبلی برای مقابله با عفونت های ویروسی را برای مقابله با کرونا نیز آزمون می کنند این است که این داروها، از قبل مراحل تست انسانی و اخذ مجوز را طی کرده اند و اگر کارآمدی و اثربخشی آنها نشان داده شود، با سرعت بیشتری می توانند آن را به تولید انبوه برسانند. فراتر از پزشکان و ویروس شناسان و دانشمندان ژنتیک، بخش صنعت و تکنولوژی نیز بیکار ننشسته و مهندسان و طراحان هم در پی یافتن راه حل های خلاقانه در مقابله با کرونا هستند. کمبود دستگاه های کمک تنفسی در بیمارستان ها یکی از عوامل بالا رفتن مرگ و میر در بسیاری از کشورهای دنیاست. اخباری که از ظرفیت محدود این دستگاه ها در ایتالیا گزارش می شود بسیار نگران کننده و دردناک است. در چنین شرایطی مهندسان کمپانی مرسدس بنز، تکنولوژی به نام سی پی ای پی را توسعه داده اند که به احتمال بالا کمبود تجهیزات بسیار گران قیمت دستگاه های تنفسی ونتیلاتور ها را تا حدی جبران خواهند کرد. برخی گزارش ها نشان می دهد که تکنولوژی ابداعی مهندسان تیم فرمول یک مرسدس بنز، نیاز بسیاری از بیماران را به دستگاه های تنفسی برطرف خواهد کرد.

    چیزهایی که دانشمندان می دانند و نمی دانند

    ویروس کرونای جدید مکانیسم اثر پیچیده ای دارد و این مساله بسیاری از دانشمندان را گیج کرده است. بر اساس بسیاری از مطالعات علمی منتشر شده تا کنون، بیشتر قربانیان در سراسر دنیا مردان بوده اند هرچند نرخ ابتلای زنان و مردان به این ویروس یکسان بوده است. در بسیاری از کشورها بیش از شصت درصد از قربانیان مرد بوده اند. برخی پژوهشگران این مساله را بی ارتباط با عملکرد ویروس کرونا می دانند و بر این باورند دلیل این مساله آن است که مردان بیش از زنان دخانیات مصرف می کنند. برخی دیگر نیز عامل بیولوژیک را در آن دخیل می دانند و پاسخ را در هورمون های استروژن و تستسترون جستجو می کنند. نکته مبهم بعدی این است که در ابتدای شیوع ویروس کرونای جدید این باور وجود داشت که فقط افراد سن بالا و با سابقه بیماری قبلی در معرض خطر هستند اما پس از مدتی نشان داده شد که جوانان و افراد کم سال و حتی نوزادان نیز در معرض خطر کرونا هستند. یافته دیگر و مطالعات جدید دانشمندان درباره ویروس کرونای جدید، نتایح نسبتا امیدبخشی هم دارد. یکی اینکه برخی مطالعات جدید منتشر شده نشان می دهد با توجه به سرعت کند جهش های ژنتیکی ویروس جدید احتمالا بر خلاف آنفولانزای فصلی که هر سال نیاز به تولید واکسن جدید دارد، فقط به یک واکسن نیاز باشد. برخی دانشمندان معتقدند که سرعت جهش ویروس کرونای جدید از جهش های ویروس آنفلوانزا کمتر بوده و مشابه ویروس‌های سندروم شدید تنفسی حاد (سارس) و سندروم تنفسی خاورمیانه (مرس)  باشد. البته نکات ناامید کننده ای نیز در آخرین یافته های دانشمندان وجود دارد و از آن جمله می توان به این اشاره کرد که قابلیت انتقال این ویرس به مراتب بیش از آنفولانزاست، هیچی ایمنی قبلی در برابر آن وجود ندارد و همه انسان ها به صورت بالقوه در برابر ابتلا به این ویروس آسیب پذیر هستند.

    آیا امیدی هست؟

    هنوز در بین دانشمندان و پزشکان و موسسات تحقیقاتی و مقامات سازمان جهانی بهداشت بر سر اینکه چه دارویی به چه میزان اثربخشی دارد اتفاق نظری وجود ندارد. برخی از دانشمندان برای رمدسیویر را که قبلا برای مقابله با ابولا تولید شده بود بختی قائل اند و همچنان در حال آزمایش های تکمیلی روی آن هستند. برخی دیگر به کلروکین و یا هیدروکسی‌کلروکین که برای مقابله با مالاریا به کار گرفته می شد امید بسته اند. این دانشمندان احتمال می دهند که این داروها حتی در کنار داروهای شناخته شده ضدایدز در مقابله با عفونت های ویروسی مانند بیماری کووید ۱۹ موثر واقع شوند. هرچند مطالعاتی که برخی دانشمندان انجام داده اند اثربخشی داروهای ضدایدز را در مقابله با ویروس کرونای جدید رد می کنند. مساله بر سر این است که اعلام اثربخشی یا بی اثر بودن یک دارو به این سادگی ها ممکن نیست. چنین چیزی منوط به آزمایش های فراوان تکرار پذیر است و اگر که یک یا چند بیمار در جایی از دنیا بر اثر مصرف دارویی بهبودی یافته اند به این معنا نیست که آن دارو، داروی قطعی یا موثر است. روی همین منوال، برخی پزشکان از اثربخشی دارویی به نام فاوی‌پیراویر صحبت می کنند و برخی دیگر، اثربخشی آن را تایید نمی کنند. در دانش پزشکی، چنین اختلاف نظرهایی کاملا طبیعی است. اواسط ماه مارس سازمان بهداشت جهانی توصیه کرد که مردم از مصرف داروی ایبوپروفن برای تسکین علائم بیماری کووید ۱۹ پرهیز کنند چون ممکن است عفونت را تشدید کند. وزیر بهداشت فرانسه نیز توصیه کرده بود که برای کاهش تب بهتر است از استامینوفن (پاراستامول) استفاده شود اما سازمان جهانی بهداشت تنها چند روز بعد در روز در ۱۹ مارس اخطار خود حذف کرد. این مساله فقط محدود به بحران شیوع ویروس کرونای جدید نیست. همین روزهای اخیر سازمان غذا و داروی ایالات متحده امریکا توصیه کرد که افراد به هیچ عنوان از داروی رانیتیدین استفاده نکنند و مصرف این دارو را متوقف کنند و از بازار خارج کنند. دارویی که در سال ۱۹۷۶ یعنی بیش از چهل سال قبل در انگلستان کشف شد و از سال ۱۹۸۱ برای درمان مشکلات گوارشی استفاده می شد اینک خطرناک تشخیص داده شده و باید دور ریخته شود. در پاسخ به این پرسش که آیا امیدی هست یا نه، چند نکته را نباید از نظر دور داشت. قبل از هرچیز نتایج دیتا ها و بررسی های دانشمندان در زمینه این همه گیری جهانی است که باید تکمیل شود. چیزهایی که دانشمندان می دانند هنوز کمتر از آن است که بتوان در کوتاه مدت انتظار داشت، به ریشه کنی کرونا منجر شود و باعث شود به زودی زندگی عادی در سراسر جهان برقرار شود. مساله دوم کنترل این بیماری است که با استفاده از کیت های تشخیصی، قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی ممکن می شود و مساله سوم، کشف واکسنی که هنوز تا این لحظه به صورت قطعی پیدا نشده است. موسسات تحقیقاتی که خبر از کشف واکسن داده اند کم نیستند. برخی از شرکت های داروسازی و موسسات پژوهشی اجازه انجام تست ضدکرونا روی انسان را دریافت کرده اند. شرکت چینی کانسینوبیو و شرکت هایی مثل یو اس اینوویو و بیو ان تک و کمپانی آلمانی کیوروک از جمله شرکت هایی هستند که از این ماه یا ماههای آینده واکسن های خود را روی افراد داوطلب آزمایش خواهند کرد. در کناراینها کیت های تشخیصی کرونا نیز برای پزشکان از اهمیت بسیاری برخوردند. کیت های تشخیصی با شناسایی افراد مبتلا، می تواند شیوع بیماری را تا حد امکان کنترل کند و از شمار قربانیان بکاهد. هرچند که تولید کیت های تشخصیص نیز به سادگی ممکن نیست و از آن جمله می توان به اعلام نارضایتی برخی کشورهای اروپایی از کیت های چینی تشخیص کرونا  اشاره کرد. مقامات بهداشتی جمهوری چک چندی پیش اعلام کردند در حدود۸۰ درصد از کیت‌های چینی تست کرونا درست کار نمی‌کنند. مشکل بعدی بر سر راه، توان محدود انجام آزمایش روزانه است. در کشوری مثل آلمان درحال حاضر فقط می توان روزانه ۴۰ هزار آزمایش کرونا انجام داد و متخصصان ویروس شناسی این کشور به دنبال راهی هستند که این میزان را بتوان به روزی ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر رساند و ژنوم ویروس  کرونای جدید را با نمونه برداری از مخاط افراد تشخیص داد. اگر کیت های تشخیصی، دستگاه های تنفسی، یافتن دارویی کارآمد و کشف واکسن، رعایت قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی در کشورهای مختلف طبق برنامه مورد انتظار دانشمندان پیش برود، بله! امیدی به متوقف کردن کرونا هست و می توان امید داشت زندگی در شهرهای جهان به روال عادی برگردد. مساله بر سر این است که این پیش شرط ها چه زمانی محقق می شوند و سایه هراس از کرونا تا چه زمانی بر سر مردم جهان خواهد بود. مساله ای که هنوز برای هیچکس روشن نیست.

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • مذهب، انتخابی شخصی‌ یا پدیده‌ای اجتماعی

    مذهب، انتخابی شخصی‌ یا پدیده‌ای اجتماعی

    با حضور: عرفان کسرائی، پژوهشگر فلسفه علم نسترن گودرزی، از فعالین شورا مرکزی نهاد اکس مسلم اسکاندیناوی

     

  • چشم انداز: جهان پس از کرونا ، آیا نگاه انسان به خدا و مذهب تغییر می کند؟

    چشم انداز: جهان پس از کرونا ، آیا نگاه انسان به خدا و مذهب تغییر می کند؟

    در این برنامه همراه با سروش دباغ ، پژوهشگر دین و فلسفه، کشیش منصور برجی، پژوهشگر دینی، عرفان کسرائی، پژوهشگر فلسفه علم به بررسی نگاه انسان به خدا و مذهب پس از کرونا می پردازیم.
    :پادکست صوتی این برنامه
    لینک یوتیوب این برنامه
  • جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    در طول تاریخ کم نبوده اند رخدادها و حوادثی که دنیا را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرده اند. انقلاب صنعتی، جنگ جهانی دوم، کشف پنی سیلین، اختراع اینترنت و بسیاری رخدادهای دیگر، به قدری چهره جهان را تغییر داده اند که می توان هر کدام از آنها را یک خط مرزی برای تقسیم تاریخ به قبل و بعد آن رخداد در نظر گرفت. اینک شیوع جهانی بیماری  کووید ۱۹، نه تنها اقتصاد و صنعت، گردشگری و حمل و نقل، هنر و سیاست که فرهنگ و حتی رفتار فردی و جمعی انسان را نیز تغییر داده است. اکنون موزه ها ، تئاترها ، سینماها در بسیاری از کشورهای جهان تعطیل شده اند، پروازها کنسل، مرزها بسته، هتل ها خالی، قطارها از حرکت ایستاده، المپیک لغو شده و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آمده است. در کنار همه اینها، اثرات روانی فاصله گیری اجتماعی، زندگی در قرنطینه و معاشرت اجتماعی به نگرانی های بسیاری دامن زده است. رفتارهای جمعی تامل برانگیز در هراس از قحطی مواد غذایی، هجوم به فروشگاه ها و ذخیره مواد غذایی، مواد ضدعفونی کننده و دستمال توالت در سراسر جهان، از آغاز اعلام همه گیری جهانی کرونا تا امروز، موضوع بحث های داغ رسانه ای شده است.

    وحشت و هراس عمومی، استرس و بی خوابی و تنهایی افراد بی تردید آثار روانی غیرقابل پیش بینی در آینده بر جای خواهد گذاشت. مبهم ترین نکته در تحلیل سناریوهای پیش رو، این است که ما هیچ برآورد و تخمینی برای پایان این همه گیری هراسناک متصور نیستیم. هیچ مشخص نیست که تا چه زمانی واکسن برای پیشگیری یا داروی قطعی برای درمان این عفونت ویروسی ساخته خواهد شد. هیچ مشخص نیست که فصل گرما تاثیری بر کاهش و افول این ویروس عجیب به جا بگذارد و شرایط را بهتر کند. به همان نسبت که این ویروس* و مکانیسم اثر آن تا کنون عجیب بوده، رفتار و برنامه و سیاست های دولت ها نیز در مقابله با آن چندان روشن نبوده است. شبکه بهداشت و درمان اغلب کشورها، برخی زودتر برخی دیرتر، سیاست ایزولاسیون و قرنطینه را پیش گرفتند. در سیاست ایزولاسیون، افراد با حفظ مقررات فاصله گیری اجتماعی **  می توانند از خانه بیرون بروند و خرید کنند اما در الگوی قرنطینه، افراد اجازه خروج از خانه ندارند. الگوی دیگر که ایمنی گله ای است و مبنای آن این است که کاملا برعکس، اجازه داده شود آمار ابتلا هر چه سریعتر بالا رود و با ابتلای بیش از نیمی از جامعه، با دستیابی به پیک، روند کاهشی آغاز شود که این روش به گواه متخصصان، هرچند سریعتر جواب می دهد اما نرخ مرگ و میر را نیز بالا می برد. روشی که شاید برای دولت های استبدادی و حکومت هایی که برای جان شهروندان ارزشی قائل نیستند چندان هم نامطلوب نباشد. روشی که همه گیری را با سرعت بیشتری پایان می دهد و در عین حال با حذف افراد بیمار، هزینه بیمه و درمان را از روی دوش حکومت بر می دارد. با این وجود، در زمان نوشتن این متن، در واپسین روزهای ماه مارس هنوز هیچ نشانه ای از روند کاهشی این همه گیری جهانی دیده نمی شود. دهها موسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا با کار شبانه روزی و بدون تعطیلی هزاران دانشمند، در تلاش برای تولید واکسن کرونا هستند. فرایندی که هرچند در ظاهر می تواند امیدبخش باشد اما اگر به این نکته دقت کنیم که تولید این واکسن ممکن است در عمل حتی تا ۱۲ یا ۱۸ ماه یا حتی بیش از اینها طول بکشد، هراس بیشتری در خود حس خواهیم کرد. چینی ها، روس ها، آلمانی ها، استرالیایی ها، فرانسوی ها و آمریکایی ها، اسرائیلی ها و ژاپنی ها هر کدام خبرهایی از کشف واکسن اولیه کرونا منتشر کردند اما تا امروز غیر از واکسیناسیون آزمایشی در سیاتل بر روی یک زن ۴۳ ساله آمریکایی، نشانه امیدبخش دیگری دیده نمی شود. ۴۵ داوطلب این واکسیناسیون اولیه همچنان تحت نظر خواهند بود و نتایج آن تازه باید برای سازمان غذا و داروی امریکا ارسال شود و در صورت صدودر مجوز برای مرحله دوم آزمایش، تعداد بیشتری از افراد واکسینه خواهند شد. فرایندی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن شاید یک سال به طول بیانجامد.

    تغییر نگاه به علم در دوران پساکرونا

    زنجیره تحولات اجتماعی، به ندرت محدود به یک حوزه می ماند. اقتصاد و بورس، با فرهنگ و هنر یا سیاست بی ارتباط نیست. مذهب نیز از این دایره بیرون نخواهد ماند و چه بسا افراد مذهبی و باورمند با مشاهده عینی بی اثر بودن دعا و توسل، به این پرسش رهنمون شوند که چرا خداوند از بروز چنین فجایعی در جهان جلوگیری نمی کند. فرد مذهبی ممکن است از خود بپرسد چگونه ممکن است، روحانی که در منبر خود برای درمان این عفونت ویروسی، خواندن زیارت عاشورا، سوره حمد، آیت‌الکرسی یا  حدیث کساء را توصیه می کرد بر اثر این بیماری جان خود را از دست بدهد. بیرون از مرزهای ایران نیز، مذهب با یک چالش بزرگ روبرو شده است. کشف واکسن اگرچه به سادگی ممکن نخواهد بود اما بر خلاف دعا و اعمال مذهبی، کم و بیش، قطعیتی در آن می توان یافت. حتی اندیشیدن به امکان کشف یک واکسن یا دارو برای این بیماری، کورسوی امیدی برای میلیاردها انسان نگران در سراسر جهان ایجاد کرده است.

    جهان ما همه گیری های مرگباری در قرن های گذشته تجربه کرده است. طاعون و وبا، سیاه زخم و آنفولانزای اسپانیایی و بسیاری از عفونت های ویروسی و باکتریایی دیگر که برخی از آنها میلیون ها نفر از جمعیت جهان را به کام مرگ فرستاده اند. بیش از یک قرن از شیوع آنفولانزای اسپانیایی می گذرد و بحران کرونا نشان داد که با وجود پیشرفت های خیره کننده ویروس شناسی، پزشکی، ژنتیک و بهداشت، هنوز بشر در برابر چنین بیماری هایی آسیب پذیر است. اما نکته ای که نباید از یاد برد این است که اینک بخش بزرگی از جمعیت جهان، با دسترسی به اینترنت، هراس ها ، امیدها و احساسات و مسائل خود در روزهای قرنطینه را با سایر مردم جهان به اشتراک می گذارد. از این منظر، کرونا نخستین تجربه جهانی مشترک ما در عصر اینترنت است. شاید گفته شود بحران های پیشین مانند سارس و مرس نیز در عصر اینترنت شیوع پیدا کرده بودند. این سخن درست است اما اولا همه گیری اخیر، یعنی پاندمی بیماری کووید ۱۹هم به لحاظ ابعاد و هم تلفات جانی به مراتب از آنها گسترده تر است. دوم اینکه شبکه های اجتماعی در همین دهه اخیر، بسیار گسترش پیدا کرده اند و ارتباطات اینترنتی امروز، قابل مقایسه با شرایط همه گیری سارس در سال ۲۰۰۳ نیست. جهان در دوران پس از غلبه انسان بر بیماری کووید ۱۹ قطعا به جای متفاوتی تبدیل خواهد شد. دیدگاه عمومی به علم نیز دستخوش این تغییر خواهد شد و چه بسا نهادهای تصمیم گیری و شهروندان دریابند، سرمایه گذاری در توسعه علم و فناوری باید در اولویت قرار بگیرد و اگر دانشمندان، واکسن و یا دارویی برای بیماری های عصر جدید پیدا نکنند، نه از توریسم و تفریح و شادی چیزی می ماند و نه راهی برای کسب درامد ورزشکاران و سوپراستارها و سلبریتی ها و بازیگران و خوانندگان مشهور وجود خواهد داشت. جهان پس از کشف واکسن کرونا، احتمالا دیدگاه متفاوتی به همه چیز خواهد داشت و در خواهد یافت که پیشرفت های علمی امروز با وجود حیرت برانگیز بودن همچنان ناچیز است. ما با تمام تکنولوژی و تمدن پیشرفته امروز، هنوز در برابر یک ویروس با قطر ۱۲۵ نانومتر آسیب پذیریم و جهان هنوز همانقدر از تاثیر یک ویروس، متوقف می شود که یکصد سال پیش در اثر آنفولانزای اسپانیایی مستاصل شده بود.

    *SARS-CoV-2

    **Social distancing

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا