Blog

  • خطرات علم و تکنولوژی برای حیات بشر: مهندسی ژنتیک، انرژی هسته ای، تغییرات آب و هوایی

    خطرات علم و تکنولوژی برای حیات بشر: مهندسی ژنتیک، انرژی هسته ای، تغییرات آب و هوایی

    تک تک خطراتی که جهان با آن روبروست ریشه در علم دارد و در عین حال، تک تک چاره هایی که می تواند جهان را نجات دهد نیز ریشه در علم دارد.

    (آیزاک آسیموف)

     

    موضوع برنامه: خطرات علم و تکنولوژی برای حیات بشر

     

    https://www.youtube.com/watch?v=tX7fZCxj_O4&feature=youtu.be

  • کرونا، جنگ بیولوژیک یا پاندمی محتمل؟

    کرونا، جنگ بیولوژیک یا پاندمی محتمل؟

    با شیوع جهانی ویروس کرونای جدید* ، مردم سراسر جهان در هراسی باورنکردنی به سر می بردند. عده زیادی جان خود را از دست داده اند، کسب و کارها آسیب جدی دیده، بسیاری از مرزها بسته شده و حمل و نقل عمومی در بسیاری از کشورها فلج شده است. در چنین شرایطی پرسش های بسیاری درباره منشاء بیماری کرونای جدید** طرح می شود که در دو دسته عمده جای می گیرد. یکی پرسشی است که پاسخ آن برای دانشمندان و موسسات تحقیقاتی از اهمیت فراوانی برخوردار است و آن هم یافتن بیمار صفر است. چه نخستین کسی که در چین به این ویروس مبتلا شده و چه بیمار صفر در هر کشور که طبیعتا دانستن آن به کنترل و مهار و یافتن علت شیوع بیماری کمک می کند. پرسش درباره منشاء ویروس کرونای جدید برای افکار عمومی و البته سیاستمداران نیز به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. از سویی برخی منابع ویروس کرونا را تلاش دولت چین برای ساخت سلاحی بیولوژیک ارزیابی می کنند ومحصول مهندسی ژنتیک. تام کاتن سناتور آرکانزاس در گفتگوی تلویزیونی خود با شبکه فاکس نیوز از جمله کسانی بود که این ایده را به صراحت طرح کرد. گروه دیگری در جبهه سیاسی چین، روسیه و حکومت ایران، ویروس کرونا را تهاجم بیولوژیک ایالات متحده علیه چین و حکومت ایران می دانند و بر این باورند که امریکایی ها این ویروس را با هدف نابودی اقتصاد چین ساخته اند. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند. چیزی که در شرایط کنونی در دسترس نیست و هیچ گواه و شاهد قابل استنادی برای چنین ادعاهای بزرگی وجود ندارد و همه این ادعاها بر پایه حدس و گمان و البته با چاشنی سوگیری سیاسی بیان شده اند. اما آیا این به آن معناست که اساسا جنگ بیولوژیک وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؟ نه! اساس این ادعا که جنگ بیولوژیک واقعا وجود دارد اشتباه نیست و بلکه در طول تاریخ از ششصد سال پیش از میلاد نیز وجود داشته است. با وجود آنکه باید از افتادن به دام تئوری های توطئه پرهیز کرد، اما گزینه های محتمل روی میز را نیز نمی توان به سادگی کنار گذاشت. کافیست توجه کنیم که یک گزارش نیچر در سال ۲۰۱۷ وقوع فاجعه را در آزمایشگاه ویروس شناسی ووهان به طور ضمنی پیش بینی کرده بود. هرچند که با گسترش بیماری کووید 19  توضیح جدیدی به گزارش اضافه شد مبنی بر اینکه نیچر نمی تواند شیوع کرونا را به این آزمایشگاه مربوط کند و هیچ گواه مستدلی برای تایید این مساله ندارد و دانشمندان همچنان بازار غذاهایی دریایی ووهان را منشاء شیوع آن می دانند. اگرچه برخی منابع چینی، علاقه مندند تا بیماری کرونای جدید را جنگ بیولوژیک امریکایی ها علیه خود تلقی کنند اما اگر بنا به بررسی گزینه های مشکوک جنگ بیولوژیک باشد، آزمایشگاه میکروبیولوژی ووهان که در سال ۱۹۵۶ پایه ریزی شده (نام کنونی یعنی انستیتو ویروس شناسی ووهان*** از سال ۱۹۷۸ بر این موسسه گذاشته شده است) یکی از متهمان ردیف اول خواهد بود. ضمن آنکه صرف متهم کردن رقبای سیاسی، دلیل محکمه پسندی نیست و در طول تاریخ، نمونه های مشابه فراوانی وجود دارد که هرگز اثبات نشده اند. گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی بریتانیا را به تلاش برای ورود تب زرد به هند و وارد کردن حشرات آلوده از آفریقای غربی متهم می کرد و مقامات چینی نیز پیش تر ایالات متحده را متهم کرده بودند که اپیدمی وبا را در سال ۱۹۶۱ در هنگ کنگ شایع کرده است. حتی در زمان شیوع سارس نیز این ادعا از سوی منابع چینی وجود داشت که سارس یک سلاح بیولوژیک است تا اقتصاد چین را با بحران مواجه کند.

    جنگ بیولوژیک واقعا وجود دارد

    از نظر تاریخی استفاده از عوامل بیولوژیک بیماری زا، انتشار عمدی میکروارگانیسم ها و سموم خطرناک حتی قرن ها پیش از آنکه میکروارگانیسم ها شناخته شوند رایج بوده است. صدها سال پیش، هم از قربانیان طاعون برای زمینگیر کردن دشمن استفاده می شده و هم از سموم گوناگون. جنگ بیولوژیک را در ساده ترین شکل ممکن می توان به معنای استفاده از عوامل بیولوژیک شامل باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها و همچنین فراورده های آن برای از بین بردن یا ناتوان کردن انسان ها تعریف کرد.  در جریان جنگ جهانی دوم، ارتش ژاپن یک واحد محرمانه تحقیقات و توسعه سلاح های میکروبی و شیمیایی به نام واحد ۷۳۱ را گسترش داده بود و در همان زمان روی استفاده از طاعون و وبا و سیاه زخم و کزاز در جنگ های بیولوژیک کار می کرد. این مساله فقط منحصر به ژاپن نبود. امریکایی ها نیز تا زمان نیکسون برنامه تحقیقاتی گسترده ای در زمینه جنگ بیولوژیک داشتند و تازه اوایل دهه هفتاد میلادی بود که ذخایر تسلیحات بیولوژیک آمریکا شامل عوامل سیاه زخم و سم بوتولیسم و نظایر نابود شد. بریتانیا نیز ذخایر تسلیحات بیولوژیک خود را در اواخر دهه شصت میلادی منهدم کرد. اتحاد جماهیر شوروی سابق اما برنامه تحقیقاتی خود در زمینه توسعه سلاح های بیولوژیک را انکار می کرد و به هر حال کنوانسیون منع توسعه، تولید و ذخیره سازی تسلیحات بیولوژیک تازه در اوایل دهه هفتاد میلادی تصویب شد. معاهده ای که ذخیره سازی پاتوژن ها و توکسین ها را که هیچ توجیهی برای اهداف درمانی و صلح آمیز ندارند ممنوع می کرد.  در عین حال دولت های کمونیستی بلوک شرق همچنان با استفاده از فناوری های شوروی دست به قتل مخالفان می زدند و نمونه های بسیاری از این قتل ها در این دهه ثبت شده است. حتی در سال های اخیر نیز یک نمونه تلاش ماموران مخفی روسیه برای حمله با یک نوع عامل عصبی علیه مخالفان به تنش بین بریتانیا و روسیه دامن زد. روس ها در چنین مواردی چندان سابقه خوبی ندارند. اپیدمی سیاه زخم در حادثه سوردولفسک روسیه (در آوریل ۱۹۷۹) در یک تأسیسات بیولوژیک نظامی (به نام محوطه ۱۹) باعث ابتدلا و مرگ دهها تن شد. در آن زمان مقامات شوروی اصرار داشتند که شیوع سیاه زخم ناشی از مصرف گوشت های آلوده خریداری شده از بازار سیاه بوده اما بعدها با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مشخص شد که اپیدمی سیاه زخم، ناشی از نشت اتفاقی آلودگی از این تاسیسات بوده است. در امریکا نیز پس از حملات یازدهم سپتامبر، یک پرونده عجیب پخش باکتری سیاه زخم توجه بسیاری را به خود جلب کرد. پرونده نامه های پستی آلوده به باکتری سیاه زخم که بعدها با خودکشی دکتر آیوینز از انستیتوی تحقیقات پزشکی بیماری های عفونی در ایالت مریلند، مختومه شد. آیوینز به این متهم بود که نمونه ای از باکتری سیاه زخم را در اختیار داشت که جهش های ژنتیکی آن درست مانند نمونه هایی بوده که در حملات بیولوژیکی در خاک آمریکا مورد استفاده قرار گرفته بودند. درست در اواخر ماه مارس بیست و پنج سال پیش یک فرقه ژاپنی به نام اوم ‌شینریکیو با استفاده از گاز مایع سمی سارین به خطوط متروی توکیو حمله کردند که در جریان آن عده زیادی کشته و مجروح شدند. بعدها مشخص شد اعضای این فرقه در سال ۱۹۹۲ تلاش کرده بودند ویروس ابولا را از زئیر به دست آورند و از آن با اهداف تروریستی استفاده کنند.

    آیا ویروس کرونا ساختگی است؟

    پاسخ به این پرسش هرگز به این سادگی ممکن نخواهد شد. از نظر دانشمندان، برای پاسخ به چنین پرسشی اطلاعات فراوان لازم است و ممکن است بررسی و تحقیق درباره آن سالها به طول بیانجامد. ضمن آنکه کلمه ساختگی، برای ویروس عنوان چندان مناسبی نیست. برخی از مطالعات جدید، مهندسی شدن این ویروس را صراحتا رد می کنند. با این وجود این احتمال که ویروس های آزمایشگاهی به شکلی کاملا غیرعامدانه یا بر اثر عدم رعایت پروتکل های امنیتی به بیرون نشت کرده باشد، کم یا زیاد، یک احتمال ممکن است. بر خلاف تصور رایج، خانواده ویروس کرونا همین چند ماه اخیر کشف نشده است. اولین گزارش از ویروس های کرونای انسانی  باز می گردد به سال ۱۹۶۵ و همچنین مقاله ای که سال بعد از کشف آن در ژورنال لنست منتشر شد. نگاهی به نمودار سازمان جهانی بهداشت درباره شیوع عفونت ها از آغاز قرن بیست و یکم به این سو نشان می دهد که جهان تقریبا همواره در معرض اپیدمی یا پاندمی بوده است. شیوع ویروس اچ وان ان وان**** در سال ۲۰۰۹ که پایان همه گیری جهانی آن در آگوست ۲۰۱۰ اعلام شد، یک نمونه از بیماری هایی است که کم و بیش ، کشورهای بسیاری را مانند شرایط این روزها با خود درگیر کرده بود. دهها مقاله علمی در ژورنال های معتبر می توان یافت که در آنها نسبت به شیوع ویروس های زونوتیک (قابل انتقال بین حیوان و انسان) هشدار داده شده بوده است. مقالاتی که با بررسی های ژنتیکی و بر اساس آنالیز داده های دانش اپیدمیولوژی با اشاره به اچ 5 ان 1 و اچ 3 ان 2***** از شیوع ویروس ها و به پیامد آن بیماری های مشابه در آینده خبر داده بودند. پروژه های علمی مانند پروژه ای به نام پیش بینی پردیکت ******* یا پروژه جهانی ویروس******** همین حالا در حال شناسایی ویروس هایی هستند که پتانسیل این را دارند مانند انواع کروناویروس، همه گیری جهانی پیدا کند. فراتر از اینها، علم امروز و روش های مدلسازی ریاضی و کامپیوتری و حتی هوش مصنوعی) پیش بینی بسیاری از فجایع و اپیدمی ها و حتی احتمال بروز آتش سوزی در جنگل ها را نیز ممکن کرده است. یک مقاله منتشر شده در نیچر حدود سه سال پیش، با مدلسازی و بررسی نقشه جهانی ویروس های پستانداران پیش بینی کرده بود که کدام مناطق جهان احتمالا در معرض شیوع ویروس هستند و کدام پستاندار بیشترین احتمال انتقال ویروس را خواهد داشت. هرچند این مطالعه، محتمل ترین حالت شیوع عفونت ویروسی بعدی را در امریکای جنوبی حدس زده بود اما منشاء احتمالی آن خفاش ذکر شده بود. خفاش، همان منبع ویروسی است که دانشمندان اینک درباره علت شیوع ویروس کرونای جدید نیز ارائه می دهند

    *SARS-CoV-2

    ** (COVID-19)

    ***Wuhan Institute of Virology

    ****H1N1

    *****H3N2

    ******H5N1

    *******PREDICT

    ******** The Global Virome Project : GVP

     

     

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • جنگ بیولوژیکی چیست؟

    جنگ بیولوژیکی چیست؟

    جنگ بیولوژیکی چیست؟ از نظر دانشمندان و محققان، آیا ممکن است ویروس کرونا ساخته دست بشر باشد؟ بررسی این موضوع در گفت‌وگو با عرفان کسرایی، پژوهشگر مطالعات علم و فناوری

     

  • آیا کرونا یک سلاح بیولوژیک است؟

    آیا کرونا یک سلاح بیولوژیک است؟

    خیلی ها اشاره دارند به اینکه، قبلا شیوع این ویروس و ساخته شدنش در ووهان چین پیش بینی شده بود، چقدر از لحاظ علمی این موضوع ممکن است؟
    گفتگو با عرفان کسرایی، پژوهشگر مطالعات علم و فناوری
  • فضا، جدیدترین عرصه جنگ در جهان

    فضا، جدیدترین عرصه جنگ در جهان

    اواخر دسامبر سال گذشته ایالات متحده امریکا با راه اندازی نیروی فضایی آمریکا* فصل جدیدی از رقابت تسلیحاتی را گشود. نیروی جدیدی که وظیفه آن مقابله با تهدیدهای احتمالی علیه آمریکا در فضا و همچنین دفع حملات احتمالی به ماهواره‌های فضایی این کشورعنوان شده است. اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا باید در فضا چیرگی داشته باشد حالا پکن و مسکو را بیش از پیش نگران کرده است. به خصوص به کارگیری کلمه چیرگی و سلطه آمریکا بر فضا، چندان خوشایند روس ها و چینی ها نبوده است و اینطور به نظر می رسد که راه اندازی نیروی فضای ایالات متحده به آغاز دور جدیدی از رقابت تسلیحاتی دامن زده است.

    میدان جدید جنگ های آینده

    اگرچه چین و روسیه هر دو دستی در نظامی سازی فضا داشته اند و این اتهام که ایالات متحده با تاسیس نیروی فضا، نظامی سازی فضا را آغاز کرده چندان پذیرفتنی نیست. اتحاد جماهیر شوروی پروژه «ایستربیتل اسپوتنیک» (جنگنده ماهواره‌ای)**  خود را حدود شصت سال پیش در سال ۱۹۶۱ آغاز کرد. پروژه ساخت یک ماهواره جنگی که قرار بود با نزدیک شدن به هدف خود در مدار زمین به شکل ابری از گلوله منفجر شود. همین شش سال پیش روسیه ماهواره ای به نام کوسموس ۲۴۹۹ *** به فضا پرتاب کردند که به احتمال بالا مرتبط با یک برنامه نظامی فضایی بوده است. چین هم در سال ۲۰۰۷ دست به آزمایش یک موشک ضدماهواره در فضا زده و توانسته ماهواره مستعمل هواشناسی خود فنگ یون**** خود را در ارتفاع ۸۶۵ کیلومتری منهدم کند. بنابراین پذیرش اینکه تاسیس نیروی فضای ایالات متحده آغازگر تنش و نظامی سازی فضاست چندان معقول به نظر نمی رسد. اگرچه امریکایی ها از سالهای دور برنامه تسلیحاتی لیزری را در نظر داشته اند و حتی در سال ۱۹۸۹ به فکر راهی برای نابودی جنگ افزارهای ضدماهواره بوده اند. حالا یک پنجم قرن بیست و یکم گذشته و سلاح‌های فضایی که چین و روسیه احتمالا در حال تحقیق بر روی آنها هستند از دید امریکا تهدیدی برای ماهواره‌ها و سیستم‌هایی نظیر جی‌ پی ‌اس به شمار می‌روند. آمریکایی ها بودجه های تحقیقاتی کلان درخواست کرده اند تا بتوانند تحقیقات خود در ساخت جنگ افزار لیزری تا سال ۲۰۲۳ را پیش ببرند. در این تکنولوژی ها بنا بر این است که موشک های دوربرد حکومت های غیرنرمال، با بهره گیری از حسگرهایی که در فضا قرار گرفته اند پیش از پرتاب شناسایی و با استفاده از یک سیستم لیرزی نابود شوند. هدف این طرح تحقیقاتی امریکایی ها نابودی موشک های دوربرد با استفاده از انرژی متمرکز و هدایت شده لیزری از فضا به زمین است. با کنار هم گذاشتن این وقایع، صحبت های جیمز متیس وزیر دفاع وقت امریکا چندان هم عجیب نیست. او گفته بود „باید این واقعیت را پذیرفت که فضا به طور فزایند‌ه‌ای به میدان جنگ تبدیل شده است.” چین و روسیه و هند و ایالات متحده تنها بازیگران این صحنه نیستند. فرانسوی ها بودجه دفاع فضایی خود را تا سال ۲۰۲۵ به ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورو رسانده اند. وزیر دفاع فرانسه هم در اظهاراتی شبیه به اظهارات متیس، فضا را جبهه جدیدی خوانده بود که به صحنه ای برای رویارویی مستقیم یا غیرمستقیم قدرت های جهان تبدیل شده است.

    از جنگ سایبری تا جنگ ستارگان

    جنگ ها تا پایان قرن بیستم روی خاک و آب و هوا ادامه داشت و با ظهور اینترنت، به فضای مجازی و جنگ سایبری کشیده شد. حالا به گواه بسیاری از کارشناسان، فضا نیز به عرضه رویارویی قدرت های جهانی تبدیل شده است. ناتو که در سال ۲۰۱۶ فضای مجازی را به عنوان زمینه ای برای فعالیت‌های عملیاتی خود اضافه کرده بود سال گذشته فضا را نیز به توافقات افزود و بر این اساس حمله به تاسیسات فضایی یکی از کشورهای عضو می تواند با واکنش تمام کشورهای عضو مواجه شود. فضا دیگر برای قدرت های جهان جایی خنثی برای فعالیت صلح آمیز در زمینه های اقتصادی و ارتباطی نیست. مدیر بنیاد جهان امن*****  نهادی که تجهیزات نظامی در فضا را ثبت می‏ کند دو سال پیش گفته بود بیشتر تلاش ها برای ساخت سلاح های فضایی را روسیه و چین انجام داده‌اند اما آمریکا نیز در این زمینه کارهایی کرده است. به نظر می رسد در ١٠ اکتبر ١٩٦٧ زمانی که پیمان فضایی ماورای جو  ****** اجرایی شد، قدرت های جهانی چندان تصوری از پیچیده شدن تکنولوژی های آینده و تاثیر آنها بر مسائل سیاسی، نظامی و امنیتی زمین نداشتند. بر مبنای این معاهده که در اوج جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به امضا رسید فضا به عنوان یک مرز مشترک برای انسان ها تعریف شد و اکتشاف در آن نیز زمینه ای برای همکاری های بین المللی در نظر گرفته شد. پیمانی که در حال حاضر بیش از صد کشور به عضویت آن در آمده اند در واقع برای غیر نظامی کردن فضا امضا شده بود اما مساله بر سر این است که این معاهده صرفا استقرار سلاح‌ های کشتار جمعی در فضا را ممنوع اعلام کرده و بنابراین عملا برای وضعیت رقابت تسلیحاتی امروز در فضا با سلاح های فضایی که سلاح کشتار جمعی محسوب نمی شوند راهکاری ندارد

     

    *USSF

    **Istrebitel Sputnik

    ***Kosmos 2499 (2014-028E)

    ****FengYun

    *****Secure World

    ******(Outer Space Treaty)

     

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    محتوای آموزشی دروس مدارس در سراسر جهان، همراه با اقتضائات زمانه و پیشرفت های علم و فناوری تغییر می کنند. این موضوع هیچ جای تعجب ندارد. مساله بر سر این است که درک دانشمندان از دنیای ذرات بنیادی تشکیل دهنده اتم، از ویروس ها، ژنتیک، دیرینه شناسی و زمین شناسی در دهه های گذشته با سرعت بسیاری تغییر کرده است. سرعت پیشرفت علوم در دهه های گذشته به قدری زیاد بوده که تغییر محتوای آموزشی را در سراسر جهان اجتناب ناپذیر کرده است. این تغییرات البته طبیعتا زیر نظر متخصصان آموزشی صورت می پذیرند و اصولا تغییر محتوای آموزشی مدارس نباید ارتباطی با ایدئولوژی و مذهب هیات های تدوین کتب درسی داشته باشد. در ایران اما چنین اصولی از میان رفته است و مبنایی برای سیستم آموزش ابتدایی و آموزش عالی و تدوین کتب درسی وجود ندارد. اینکه بودجه تعیین شده برای مرکز خدمات حوزه علمیه حدود دو برابر بیشتر از بودجه تعیین شده برای دانشگاه تهران است خود گویای این وضع است که برای حکومت، چیزی جز ترویج ایدئولوژی اهمیتی ندارد. تفاهم نامه بین وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه ۵۰۰۰ حوزوی معمم را به صورت تمام وقت وارد سیستم آموزشی کشور کرده و بودجه آموزشی کشور را با اعزام ۱۹ هزار مبلغ مذهبی به مدارس هدر داده است. در چنین شرایطی، دخالت روحانیت از کتاب های ادبیات و تاریخ و زبان و دینی به حیطه ریاضیات نیز کشیده شده و بر اساس اعلام حجت الاسلام علی ذوعلم، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی، اینک مبحث انتگرال از کتاب های ریاضی حذف شده است. ناامیدکننده ترین و نگران کننده ترین بخش از این خبر، اظهار نظر یک فرد معمم درباره یک موضوع علمی است و اینکه حجت الاسلام ذوعلم اعلام داشته دانش‌آموزان باید انتگرال را در دانشگاه یاد بگیرند. چنین اظهارنظر فاجعه باری نشان از ناآگاهی مطلق و عدم درک روحانیون از ریاضیات و اهمیت دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال است. برای دانشجویان رشته های علوم پایه و مهندسی، ناآشنایی با مبحث انتگرال چالشی بزرگ خواهد بود و یادگیری بخش بزرگی از مسائل پایه و مهندسی را با دشواری بسیار روبرو خواهد کرد. آموختن حسابان و ریاضیات گسسته برای دانش آموزان همانقدر حیاتی و مهم است که جدول ضرب برای دانش آموزان ابتدایی. حساب دیفرانسیل و انتگرال، موضوع بحث های حوزوی احکام فقهی مبطلات و مکروهات و جعاله و مُزارعه و مُساقات و مُغارسه نیست که بدون فراگیری آنها اتفاق خاصی نیفتد. کتاب های درسی حسابان، کتابهایی چون تحریرالوسیله و “کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد” حوزه نیستند که بود و نبود آنها تاثیری در آموزش و زندگی روزمره نداشته باشد. حذف انتگرال از محتوای درسی ریاضی با این توضیح که دانش آموزان “برای زندگی تربیت شوند و توانمندی علمی و اخلاقی” داشته باشند سخنی بیهوده و خطرناک است. رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی اظهار داشته که “بچه ها باید در دانشگاه انتگرال بخوانند نه در مدرسه” و دانش‌آموزان باید در مدرسه، مفاهیمی را بیاموزند که آنها را “برای زندگی” آماده کند. مساله فقط بر سر حذف یک سرفصل آموزشی مهم نیست. کلیت سیستم آموزشی ایران بیش از هر زمان در معرض خطر قرار گرفته است. سوالات امتحانات ریاضی محتوای ایدئولوژیک به خود گرفته اند و موضوع  سوالات ریاضی در برخی مدارس، مسائل ایدئولوژیک است و تکرار پروپاگاندای حکومتی. اینکه دانش آموزان در مسائل ریاضی با محاسبه تعداد قربانیان رمی جمرات حادثه منا روبرو شوند یا تعداد موشک های پرتاب شده سپاه پاسداران پس از کشته شدن قاسم سلیمانی را محاسبه کنند، یک مغزشویی سیستماتیک و خطرناک است. ریاضیات تنها زمینه دخالت روحانیت در سیستم آموزشی نیست. پیشتر وزیر سابق آموزش و پرورش حکومت ایران در سفر خود به مسکو پیشنهاد کرده بود که زبان روسی در مدارس ایران تدریس شود. حجت الاسلام ذوعلم نیز با تاکید بر شکسته شدن انحصار زبان انگلیسی، از پیشنهاد تدریس زبان چینی در مدارس ایران صحبت کرده بود و گویا قرار است درس توطئه های آمریکا نیز در برنامه درسی مدارس گنجانده شود. دخالت روحانیت اینک تنها در سینما و تئاتر، موسیقی و فرهنگ، اقتصاد و بانکداری، محیط زیست و صنعت نفت نیست. آنها به حوزه ریاضیات نیز وارد شده اند.

    انتگرال چیست و از کجا آمده است؟

    از سال ها پیش شوخی رایجی در شبکه های اجتماعی وجود داشت که فراگیری انتگرال بیهوده بوده و در هیچ کجای زندگی روزمره به انتگرال گیری نیاز پیدا نخواهیم کرد. این حرف در ظاهر درست است. ما برای خرید روزمره و محاسبه قبض برق و تلفن نیازی به انتگرال نداریم. اما اینکه ما نیاز نداریم به معنای آن نیست که مهندس طراح خودرو یا ساختمان یا طراح تهویه مطبوع و سد نیز به آن نیازی نخواهد داشت. انتگرال گیری میراث قرن ها آزمون و خطا و تفکر بشر برای حل مسائل است و مبنای بخش بزرگی از مهارت انسان در محاسبه را تشکیل می دهد. جالب است بدانیم مفاهیم حساب انتگرال از نظر تاریخی قبل از مفاهیم حساب دیفرانسیل به وجود آمده اند. کاملا بر خلاف آنچه که در ترتیب معمول در ارائه دروس ریاضیات، ابتدا دیفرانسیل و مشتق گیری و سپس انتگرال گیری آموزش داده می شود. نظریه انتگرال در تاریخ علم، قدمتی به مراتب طولانی تر از عصر جدید دارد و اگر دقیق باشیم نخ اصلی آن تا دوران ارشمیدس هم کشیده می شود. در حدود سال ۱۴۵۰ آثار ارشمیدس و نسخه ترجمه ای که در قرن نهم از آن وجود داشت در قسطنطنیه پیدا شد و به اروپای غربی رسید. یوهان کپلر را شاید بتوان از نخستین اروپای هایی قرون اخیر دانست که ایده بی نهایت کوچک ها در خصوص انتگرال گیری به کار برد تا مساحت های طرح شده در قانون دوم حرکت سیارات و همچنین حجم و گنجایش بشکه های شراب را دررساله خود محاسبه کند. نام انتگرال اما باز می گردد به یاکوب برنولی. این عنوان نحستین بار در ۱۶۹۰ در معنی و مفهوم امروزی حساب دیفرانسیل و انتگرال دیده می شود.  گوتفرید ویلهلم لایبنیتس، حساب انتگرال خود را حساب مجموعات*  نامیده بود و در حدود شش سال بعد از آن، او و یوهان برنولی توافق کردند که آن را حساب انتگرال**  نامگذاری کنند. اینکه حسابان میراث لایبنیتس است یا نیوتن یک بحث طولانی در تاریخ علم است. لایبنیتس رقیب نیوتن در ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال به شمار می رفت. عموما تصور بر این است که هر کدام از این دو نفر، حساب دیفرانسیل و انتگرال را مستقل از دیگری ابداع کرده اما با وجود آنکه نیوتن، زودتر به چنین کشفی نائل آمده، لایبنیتس نتایج کار خود را زودتر از نیوتن منتشر کرده است. از نظر زمانی این اتفاق چیزی بین سالهای ۱۶۷۳ تا ۱۶۷۶ رخ داده است. نکته بعدی اینکه علامت امروزی انتگرال که به شکل حرف کشیده  (برگرفته از اولین حرف کلمه لاتین اس به معنای سوما *** مجموع) برای نخستین بار در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۶۷۵ نمایش داده شده و لایبنیتس آن را به منظور نشان دادن مجموع تقسیم ناپذیری کاوالیری استفاده کرده بود. نکته دیگر اینکه آیزک برو (یکی از نخستین کسانی که استعداد فوق العاده نیوتن را کشف کرده و او را تایید کرده بود) احتمالا نخستین کسی است که معکوس بودن دو عمل مشتق گیری و انتگرال گیری را تشخیص داده بود و این کشف بسیار مهم که قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال است ظاهرا در کتاب دروس آیزک برو مطرح و اثبات شده بود. این چند سطر، صرفا تاریخچه ای مختصر از ابداع ابزار باشکوهی به نام انتگرال بود. همین کافیست که نشان دهد مفهوم انتگرال یک میراث ارزشمند دانش بشری است. مشکل اینجاست که سرنوشت سیستم آموزشی کشور به دست کسانی افتاده که کمترین دانشی در باره چنین مفاهیمی نداشته و احتمالا در تمام زندگی شان حتی یک بار هم با یک مساله ریاضی انتگرال برخورد نکرده اند و با این وجود درباره چنین مسائلی اظهار نظر می کنند و تصمیم گیری آنها محتوای درسی میلیون ها دانش آموز ایرانی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. بزرگترین تهدید و خطر در برابر سیستم آموزشی ایران این است که حجت الاسلام ذوعلم می گوید از حیث ‘کارشناسی’ از حذف انتگرال دفاع و حمایت کردم.

    آیا یادگیری انتگرال واقعا مهم است؟  

    بله. این پرسش نیاز به بحث و واکاوی بیشتری ندارد و پاسخ صریح به آن فقط یک کلمه است: بله. دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال، پیش شرط فراگیری مباحث بعدی در علوم پایه و مهندسی است. بدون دانستن مبحث حد نمی توان پیوستگی را آموخت و بدون پیوستگی نمی توان مشتق پذیری را یاد گرفت و بدون مشتق نیز نمی توان انتگرال گیری را آموخت. انتگرال گیری روشی است برای یادگیری طیف بزرگی از مسائل دانشگاهی در استاتیک و هیدرواستاتیک و دینامیک و مقاومت مصالح و مسائل فیزیک و مهندسی برق و عمران. اساسا به همین جهت است که مباحث انتگرال در سرفصل درس ریاضی دبیرستانی کشورهای دنیا گنجانده شده است. این استدلال که دانش آموزان به یادگیری انتگرال نیازی ندارند چون بعدها در دانشگاه با آن آشنا خواهند شد بی نهایت خام و بی پایه است. هدف از حذف انتگرال بر اساس قرائن چیزی جز اینهاست. به گفته حجت الاسلام و المسلمین ذوعلم که همزمان رئیس ستاد پیگیری گام دوم انقلاب اسلامی نیز نامیده شده از زمان تصویب برنامه درسی ملی از ۱۱ حوزه یادگیری، چهارحوزه یادگیری جدید افزوده شده که سبک زندگی از این جمله است. به عبارت دیگر مبحث انتگرال حذف شده تا جا برای محتوای آموزشی ایدئولوژیک حکومت و به تعبیر مقامات حکومتی، گام دوم انقلاب اسلامی باز شود.

    *Calculus summatorius

    **Calculus integralis

    ***Summa

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • ویروس کرونا؛ از واقعیت تا شایعه

    ویروس کرونا؛ از واقعیت تا شایعه

    کرونا اولین مورد نگران کننده شیوع بیماری های واگیردار در جهان نیست. بسیاری از ما هراس جهانی در زمان شیوع بیماری هایی چون جنون گاوی، آنفولانزای مرغی، آنفولانزای خوکی، سارس و ابولا و زیکا را به خاطر داریم. این بار با شیوع نگران کننده ویروس کرونا در کشورهای مختلف، باز هم موجی از ترس و هراس در بین مردم جهان به راه افتاده است. ویروسی که تا کنون جان بیش از ۳۶۰ نفر را گرفته و ۱۷ هزار مورد ابتلا به آن نیز تایید شده به بحرانی دامن زده که تا کنون نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار به بازار بورس چین آسیب رسانده و روی فعالیت شرکت‌های بین‌المللی و تولیدکنندگان خودرو و صنایع مختلف نیز تاثیر گذاشته است. از زمان گزارش وضعیت ووهان در آخرین روز سال ۲۰۱۹ به سازمان بهداشت جهانی، بیست روز طول کشید تا مقامات چینی تایید کنند که این بیماری از انسان به انسان انتقال می یابد. مساله ای که انگشت اتهام را متوجه دولت چین کرده و باعث شده بسیاری پکن را به لاپوشانی و سهل انگاری در مقابله با این بیماری متهم کنند. اتهامی که دولت چین پیشتر نیز در جریان شیوع بیماری سارس در سال ۲۰۰۳ با آن مواجه بود. با شیوع ویروس کرونا ، انتشار اطلاعات غلط و شایعات و تئوری توطئه در شبکه های اجتماعی رونق گرفته است. بلاگرها و یوتیوبرهایی که کمترین اطلاعی از ماهیت علمی این بحران ندارند برای افزایش بازدید خود و تاثیر بر افکار عمومی، اخبار و اطلاعات و تصاویر جعلی و گمراه کننده ای منتشر می کنند که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد. برخی از سلاح بیولوژیک صحبت می کنند و آزمایشگاه های مخفی زیرزمینی که چنین ویروس هایی در آنجا تولید می شود و برخی دیگر، شیوع کرونا را یک سناریوی از پیش تعیین شده می دانند که به عنوان مثال قبلا در سال ۲۰۱۱ در فیلم شیوع* نمایش داده شده بود. اما واقعیت این است که داستان این فیلم پیش بینی نیست بلکه پس بینی است. اشاره این فیلم به فجایع قبلی نظیر کروناویروس‌ عامل شیوع سارس در ۲۰۰۳ است که در آن زمان بیشتر از ۷۰۰ قربانی گرفته بود. کرونا یک ویروس نیست که همین یک ماه پیش تازه کشف شده باشد. ضمن اینکه وقوع چنین فجایعی در علم قابل مدلسازی و به صورت تقریبی پیش بینی است. این مقاله در نیچر که حدود سه سال قبل منتشر شده، با بررسی نقشه جهانی ویروس های پستانداران پیش بینی کرده بود که کدام نواحی دنیا مستعد شیوع ویروس هستند و کدام پستاندار بیشترین احتمال انتقال ویروس را دارد. این دانشمندان در پژوهش سه سال پیش خود، محتمل ترین حالت شیوع عفونت ویروسی بعدی را در امریکای جنوبی و با منشاء خفاش حدس زده بودند. به هر روی، کنترل بیماری ها برای دانشمندان در عمل بسیار پیچیده تر از آن است که پیش بینی می شود. مقابله با یک بیماری صرفا کار دانشمندان نیست و مجموعه ای از سیاست و دیپلماسی و اقتصاد در آن دخیل است. تا زمانی قرنطینه ووهان دهها هزار تن از ساکنان این شهر از آن خارج شده بودند و اینک این ویروس در سراسر جهان پخش شده است. با این وجود دانشمندان بسیاری در مراکز تحقیقاتی چین، ژاپن، آلمان و فرانسه و آمریکا و استرالیا و بسیاری کشورهای دیگر در پی ساخت واکسنی برای مقابله با کرونا هستند. برخی پیش بینی ها از چند هفته و برخی دیگر از چند سال زمان برای ساخت چنین واکسنی حکایت دارد.

    تهدیدات قبلی چگونه کنترل شدند؟

    کرونا اولین مورد تهدید سلامت جهانی  نیست و آخرین مورد نیز نخواهد بود. اروپا حد فاصل قرون ۱۴ تا ۱۹ شیوع بیماری‌های فجیعی را تجربه کرده که طاعون  سال های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۱ میلادی یکی از مرگبارترین آنها بوده و در حدود یک سوم یا یک چهارم جمعیت این قاره را به کام مرگ فرستاده بود. گاهی سهل انگاری در برابر چنین بیماری هایی در تاریخ علم، عامدانه نبوده و صرفا از کمبود دانش بشر درباره ماهیت بیماری های ناشی شده است. در سال ۱۹۹۰، دانشمندانی که طرف مشاوره دولت بریتانیا بودند اعلام کرده بودند که بیماری جنون گاوی هیچ خطری برای انسان ها ندارد اما پس از چندی مشخص شد که در این مورد اشتباهی هولناک رخ داده و جنون گاوی به مراتب خطرناک تر از آن است که تصور می شد. درباره شیوع آنفلوانزای خوکی** در سال ۲۰۰۹ میلادی و ابولاو زیکا نیز سازمان بهداشت جهانی در برابر یک بحران بزرگ قرار گرفته بود. از زمان شروع اپیدمی ابولا در غرب افریقا بین سالهای سال های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ هزاران نفر جان خود را از دست داده و به گفته برخی از پژوهشگران هیچ نشانه ای از متوقف شدن آن دیده نمی شود. بسیاری از دانشمندان در مراکز تحقیقاتی صراحتا گفته اند که عامل اغلب بیماری های عفونی جدید، حیوانات وحشی هستند. هم سارس از گربه های زباد به خفاش و سپس به انسان سرایت کرده و هم ابولا آن گونه که دانشمندان می گوید احتمالا از خفاش میوه خوار به انسان منتقل شده است. اما آیا اپیدمی چنین بیماری هایی قابل مهار و کنترل است؟

    امید به کشف واکسن

    ممنوعیت تجارت حیوانات وحشی تا زمان مهار اپیدمی کرونا در چین و تعطیلی بازار ماهی فروشان ووهان، تصاویر پزشکان و پرستاران پوشیده در لباس های حفاظتی مخصوص و ماسک، مایه وحشت و هراس عمومی شده و چهره بسیاری از نقاط جهان را ترسناک و آخرالزمانی کرده است. با این وجود امروز دانش پزشکی در مقایسعه با قرون گذشته پیشرفت های قابل توجهی کرده است. اگرچه ترس و وحشت عمومی از کرونا تا حد زیادی یادآور شیوع وبا و سل در قرن ۱۹ میلادی است اما علم پزشکی آن زمان حتی نمی دانست عامل این بیماری ها چیست، چه برسد به آنکه بخواهد راهی برای مقابله با آن پیدا کند. بیماری سل که امروزه با روش های پزشکی مدرن درمان می شود، زمانی یکی از مرگبارترین بیماری ها و به گواه تاریخ نگاران، عامل  یک پنجم مرگ ومیرها در اروپا بود. در سال ۱۸۸۲ که رابرت کخ اعلام کرد عامل بیماری سل را یافته، فقط علت بروز بیماری برای پزشکان مشخص شد و این مساله را حل کرد که دقیقا چه چیزی را باید درمان کنند. هرچند در آن زمان هنوز سازمان بهداشت جهانی وجود نداشت (این سازمان در سال ۱۹۴۸ تاسیس شد) و یک نهاد منسجم و بین المللی برای مقابله با بحران هایی این چنینی که بهداشت جهانی را تهدید می کند، در کار نبود. تنها چیزی که شبیه به سازمان بهداشت جهانی عمل می کرد، کنگره های بین المللی پزشکی بود. سرعت پیشرفت دانش پزشکی در مقابله و کنترل بیماری ها به قدری کند بود که از زمان کشف عامل بیماری سل تا معرفی یک داروی پیشنهادی در کنگره بین المللی پزشکی در آلمان، هشت سال طول کشید. دارویی که حتی اثربخشی آن هم مشخص نبود و دردسرهای بسیاری برای دکتر کخ به دنبال داشت. در دهه های اخیر اما پیشرفت علم ژنتیک و کشف ساختار دی ان آ امید به سرعت عمل محققان در مقابله با تهدیدات فوری سلامت جهانی را بیشتر کرده است. حال باید دید که تمهیدات سازمان بهداشت جهانی و تلاش دانشمندان برای مهار و کنترل کرونا چقدر زمان می برد و چقدر موفق خواهد بود. از چند هفته تا چند ماه زمان پیش بینی شده برای کشف واکسن علیه کرونا، تفاوت زیاد است و پیش بینی آینده را دشوار کرده است.

     

    *Contagion

    **H1N1

    لینک این مقاله

  • پرتاب ماهواره در ایران زیر سایه واردات سنجاق‌قفلی

    پرتاب ماهواره در ایران زیر سایه واردات سنجاق‌قفلی

    عرفان کسرایی | رادیو فردا

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • مقصران واقعیت یا توهمِ تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی

    مقصران واقعیت یا توهمِ تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی

    نشست امسال مجمع جهانی اقتصاد در شرایطی برگزار می‌شود که فجایع زیست‌محیطی، آلودگی گسترده در اقیانوس‌ها و آتش‌سوزی‌های وسیع در جنگل‌های آمازون و استرالیا بیش از هر زمان دیگر به نگرانی‌های بین‌المللی دامن زده است. در نگاهی کلی، گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی و آلودگی‌های محیط‌زیستی بحثی فراتر از تنش‌ها و مناقشات سیاسی جهانی است. با گسترش فجایع زیست‌محیطی، تمام ساکنان زمین از این تغییرات آسیب خواهند دید و دامنه آن تمام اکوسیستم روی خشکی و دریاها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. با این اوصاف، این پرسش پیش می‌آید که جلسات سالانه و معاهدات بین‌المللی اقلیمی چه میزان ضمانت اجرایی دارند و تا چه حد در مهار خطرات محیط‌زیستی مؤثر خواهند بود؟

    لینک این مقاله