مهبانگ | برنامه روز نوزدهم نوامبر
آیا “اکتشاف علمی” همیشه محصول تفکر دقیق و منظم است؟
https://www.youtube.com/watch?v=heqwlKNocrI&feature=youtu.be
لینک این برنامه در فیسک بوک بنیاد آینه

مهبانگ | برنامه روز نوزدهم نوامبر
آیا “اکتشاف علمی” همیشه محصول تفکر دقیق و منظم است؟
https://www.youtube.com/watch?v=heqwlKNocrI&feature=youtu.be
لینک این برنامه در فیسک بوک بنیاد آینه

عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، خرداد 1394
!جمله ای منسوب به ویل دورانت هست می گوید: تاریخ را باید فیلسوفان بنویسند و فلسفه را مورخین
در مباحث مرتبط با فلسفه علوم طبیعی؛ تحلیل تاریخی مقوله علم و اکتشافات و اختراعات کمک بزرگی به درک خود مفهوم علم می کند و حتی می توان گفت دست یافتن به درک فلسفی ازعلوم بدون بررسی تحولات تاریخی از آن ممکن نیست. یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان علم معاصر، توماس کوهن بود که نقش مهمی در توجه فیلسوفان علم به مسالهء تاریخ علم داشت. کتاب مشهور وی با نام “ساختار انقلابهای علمی” تاثیر زیادی در حوزه های مختلف فکری و فلسفی داشته است و به گواه روزنامه گاردین این کتاب یکی از صد کتاب پر نفوذ قرن بیستم بوده است. توماس کوهن برای واضح و روشن کردن ایده هایش مثالهای تاریخی زیادی را ذکر می کند و سوالات بسیاری در این زمینه طرح می کند.
او برای اینکه دربارهی مفهوم اکتشاف بحث کند با چند مثال تاریخی شروع به طرح پرسش می کند و مثلا می گوید : اکسیژن را چه کسی کشف کرده است؟ کارل شیله (۱) یا جوزف پریستلی (۲)؛ لاووازیه (۳) یا حتی پیر باین (۴) ؟ از نظر تاریخی شیله قبل از پریستلی و لاووازیه کار خود را تمام کرده بود اما داستان به همین سادگی ها هم نیست! باین در ماه مارس ۱۷۷۴ متوجه شده بود که با گرم کردن رسوب قرمز جیوه، گازی به دست می آید که او آن را هوای غیرفرّار نامید. چند ماه بعد هم پریستلی ظاهرا بدون اطلاع از کار باین ؛ این آزمایش را انجام داده و نتیجه گرفته بود گاز بهدستآمده در این آزمایش، به فرایند سوختن کمک میکند. پریستلی تصور می کرد گاز به دست آمده از گرمکردن رسوب قرمزجیوه بود. پریستلی با سفر به پاریس، لاوازیه را از واکنش شیمیایی جدید با خبر کرد. لاوازیه هم در سال ۱۷۷۵ این آزمایش را شخصا و با روش بهتری نسبت به آنچه که پریستلی انجام داده بود تکرار کرد و دریافت که گاز حاصله از این واکنش نه آنطور که باین می گفت هوای غیرفرّار است و نه آنگونه که پریستلی نتیجه گرفته بود هوای نیتریته. حال داستان را کوتاه کنیم.
اگر از ما بپرسند چه کسی اکسیژن را کشف کرده است تکلیف چیست؟ با توجه به اینکه پریستلی در سال ۱۷۷۴ دقیقا نسبت به آنچه کشف کرده بود آگاهی نداشته و لاوازیه کار او را توسعه داده و دریافته که اساسا موضوع از چه قرار است. کدامیک از این دو یا چند تاریخ را باید مبداء کشف اکسیژن بدانیم؟ از دیدگاه توماس کوهن؛ کشف یک رویداد به خصوص و نقطه ای نیست که بتوان آن را به شخص یا زمان معینی نسبت داد و در واقع فرایند اکتشاف؛ در بستر زمان اتفاق می افتد و افراد بسیاری در آن سهیم هستند.
مثال های دیگر توماس کوهن در تاریخ علم کشف اورانوس است. باری! در شب ۱۳ ماه مارس سال۱۷۸۱ ویلیام هرشل اخترشناس در دفتر یادداشت روزانه اش چنین می نویسد :
„در منطقۀ نزدیک به زتای ثور(۵) …. چیز غریبی بهمانند یک سحابی یا شاید یک دنبالهدار وجود دارد“ . (۶))
این جمله در تاریخ علم به عنوان نخستین ثبت رسمی مکتوب از کشف سیاره اورانوس شناخته می شود. اما این تاریخ برای کشف اورانوس الزاما درست نیست. حد فاصل سالهای ۱۶۹۰ تا۱۷۸۱ یعنی زمانی که هرشل ، مشاهده اورانوس را ثبت کرد ، همین جرم آسمانی لااقل ۱۷ بار مشاهده شده بود. هرشل فکر می کرد با یک دنباله در مواجه شده واخترشناسان دیگر اروپا نیز از کشف هرشل با خبر شده و و ریاضیدانان هم در این بین دست به کار شدند تا مدار دنباله دار تازه کشف شده را محاسبه کنند. اما هیچ کدام از این تلاشها موفق نبود تا اینکه لکسل ستاره شناس این فرض را طرح کرد که شاید شیء مشاهده شدهی هرشل یک سیاره باشد. توماس کوهن می پرسد کدامیک از این ها تاریخ کشف اورانوس است؟ کشف اورانوس را باید به هرشل نسبت داد یا لکسل؟
۱) Carl Wilhelm Scheele
۲) Joseph Priestley
۳) Antoine Lavoisier
۴) Pierre Bayen
۵) Zeta Tauri
۶) توماس کوهن: پیدایی نو: ساختار تاریخی اکتشافات علمی، ترجمه حسین نجفیزاده
فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، بهمن 1393
تاریخ علم مملو است از پیش بینی های هوشمندانه یا آینده نگری های اعجاب انگیز نوابغ و دانشمندان و مخترعان. در روزگاری که تصور اختراع زیردریایی یا هلیکوپتر، سفر به ماه و یا سیستم های ارتباطی مانند اسکایپ یا تلفن همراه برای پیشینیان ما غیرممکن بود؛ تنها عده ای با بهره گیری از قوه خلاقانه و ابتکارو نبوغ می توانستند تکنولوژی ها و رویدادهای آینده علمی را بصورت محدود پیش بینی کنند.
مطالعه تاریخ علم به ما نشان می دهد که بسیاری این پیش بینی ها که در آرشیو نشریات قدیمی علمی در دسترس اند اشتباه از آب در آمده اند. تعدادی از آنها اما بسیار به فناوری ها و یافته های علمی روزگار ما نزدیک هستند یا صرف نظر از جزییات، دقیقا شبیه به فناوری های زمان ما هستند. برخی از این پیش بینی ها در واقع بر مبنای باورهای دانشمندان در همان عصر و منطبق با پارادایم علمی رایج همان دوره بیان می شدند و به همین جهت؛ عذر بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان و مخترعان بزرگ بابت پیش بینی های خطا موجه است.
البته گاهی برای اثبات نادرستی برخی عقاید ؛ صدها و هزاران سال زمان لازم است و برخی از نظریات نیز در کشاکش دوران پس از گذشت قرن ها رد و تایید؛ دوباره اثبات می شود. مثلا باور ارسطویی مبنی برای اینکه جرم سنگین تر سریع تر از جرم سبک تر به زمین می رسد برای حدود دو هزار سال تا زمان گالیله در جامعه علمی پذیرفته شده بود. یا ایده نیوتن مبنی بر وجود اتر برای انتشار نور تا حدود ۳۰۰ سال تا زمان آزمایش مایکلسون و مورلی در اوایل قرن بیستم کاملا بدیهی و پذیرفته شده بود. برای سالیان دراز ، جامعهی علمی وجود شهاب سنگ را ناممکن می دانست. مثلاً لاوازیه استدلال میکرد که سنگ ها نمی توانند از آسمان فرو افتند چون چیزی در آنجا نیست. توماس جفرسون نیز پس از خواندن گزارش دو استاد هاروارد چنین بیان کرد: من فرو افتادن دو استاد یانکی از آسمان را ممکن تر از افتادن سنگ ها باور میکنم!
سی جی دوکاس فیلسوف، حدود ۲۰۰ سال پیش نوشت که امکان شنیده شدن صدای فردی در دو سوی آتلانتیک ظاهراً از نظر فیزیکی ناممکن است. مردم آن زمان تصور میکردند که تنها راه این کار استفاده از هوا به عنوان وسیله مخابره صداست و هوا نمیتواند پیامی را به این دوردستی حمل کند! آنها حتی نمی توانستند تصور کنند که می توان از خط تلفن یا امواج رادیویی بهره برد و صدا را در آن سوی آتلانتیک شنید.
نمونه ها و مثال های تاریخی از پیش بینی های درست و نادرست آینده فناوری فراوانند. مثلا توماس. جی. واتسون مدیر آی بی ام در سال ۱۹۴۳ اعلام کرد. فکر میکنم در سراسر جهان به ۵ دستگاه کامپیوتر نیاز باشد. امروزه ما به این پیش بینی می خندیم و از چنین اظهارنظرهایی حیرت می کنیم. بحث بر سر این است که چه تضمینی وجود دارد آیندگان از اظهار نظرهای دانشمندان و موسسات پژوهشی زمانه ما حیرت نکنند؟
مثلا در سال ۲۰۱۳ استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور اذعان داشت که بشر ۱۰۰۰ سال فرصت دارد که زمین را ترک کند و پژوهش های فضایی برای یافتن جایگزینی برای زمین اجتناب ناپذیر است. پیش بینی های بلند پروازانه ای نیز در گوشه و کنار در نشریات و مجلات علم وفناوری منتشر می شود. پیش بینی آپلود کردن مغز یا به عبارتی ذهن و آگاهی انسان بر روی بدن مجازی تا سال ۲۰۴۵، کاشت سنسورها در بدن برای درمان بیماریها، شهرهای فضایی در سیاره مریخ، پیش بینی و توصیف شهرهای معلق آینده؛ خودروها و هواپیماها و فروشگاه های صدها سال بعد، گاهی ورای تصورات امروزی ماست.
غیر از دانشمندان و پژوهشگران، موسسات پژوهشی بزرگ نیز پیش بینی های خود را از آینده علم و فناوری منتشر می کنند. در سالهای اخیر، موسسه تامسون رویترز ده پیشبینی درباره تحولات علم و تکنولوژی تا سال ۲۰۲۵ میلادی را منتشر و پیش بینی کرد که چگونه این فناوری ها زندگی ما را در دو دهه آینده متحول خواهد ساخت. آی بی ام یکی از غول های فناوری نیز به صورت دوره ای پیش بینی های پنج سال آینده در حوزه فناوری از پزشکی گرفته تا صنایع الکترونیک؛ هوافضا؛ آموزش و … را منتشر می کند.
رئیس شرکت تامسون رویترز،درباره پیشبینی آینده میگوید: «ما گوی پیشگویی نداریم که بتوانیم در آن آینده را ببینیم. اما چیزی بهتر از آن داریم که نقل قولهای منابع علمی و اطلاعات درباره اختراعات ثبت شده هستند. وقتی این اطلاعات را با هم در یکجا بررسی کنیم، میتوانیم دستاوردهای جدیدی را ببینیم که زندگی همه ما را در آینده تغییر خواهند داد.
فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها
