Tag: اختراع

  • کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    عرفان کسرایی| رادیو فردا

    درباره رونمایی از دستگاه ویروس یاب مستعان، اختراع مورد ادعای سپاه پاسداران تنها طی همین چند روز گذشته بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند. دستگاهی از سرهم بندی آنتن رادیویی و دیش کوچک که به ادعای حکومت ایران، تا شعاع ۱۰۰ متری و در مدت ۵ ثانیه قادر به شناسایی و کشف ویروس کرونا ست. تعابیری چون کشف ویروس دوقطبی با کمک امواج الکترومغناطیس، به قدری دور از منطق و واقعیت علمی بود که بسیاری از جمله انجمن فیزیک ایران را وادار به واکنش کرد و این انجمن، ادعای چنین اختراعی را در رده ادعاهای شبه علمی دسته بندی کرد. ادعاهای بزرگ و عجیب و خارق العاده شبه علمی کم نیستند و مدعیان آن نیز بسیارند. ادعای اختراع خودرویی که بدون سوخت و با آب کار می کند، ادعای ساخت ماشین حرکت دائمی و بدون نیاز به انرژی، ادعای کشف انرژی هسته ای در آشپزخانه و داستان های علمی و تخیلی نظیر آنها اگرچه برای دستگاه تبلیغاتی حکومتی، کاملا عادی به نظر می رسد اما در نظر متخصصان و جامعه علمی، یک اختلال شناختی یا تلاش سازمان یافته تبلیغاتی برای فریب عمومی است. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند و همانگونه که انجمن فیزیک ایران اشاره کرده، مدعیان اختراع چنین دستگاهی باید مستندات مرتبط با شیوه کار این وسیله را در اختیار متخصصان و دانشمندان این حوزه بگذارند. مستنداتی که طبیعتا وجود ندارند و به بیان دیگر اساسا دستگاهی وجود ندارد که مقامات سپاه بخواهند آن را در معرض آزمون به و محک بررسی متخصصان بگذارند. تنها شاهد و گواه آنها برای اثبات ادعای خود، صحبت های پراکنده مقامات سپاه پاسداران است که اعلام کرده اند این دستگاه ۱۰ روز در حداقل ۱۰ بیمارستان و مرکز درمانی درگیر بیماران کرونایی در کشور، تست و آزمایش شده و سطح و میزان دقت آن در تشخیص و کشف کرونا بین ۷۰ تا ۸۰ درصد است. ادعایی که سند و مدرکی جز خود گوینده ندارد و صدق و کذب آن نیز مانند هر ادعای شبه علمی دیگری قابل آزمون نیست. نگاهی به پیامدهای تبلیغاتی پس از رونمایی از مستعان نشان می دهد که روند کار، بر خلاف انتظار سپاه پاسداران بوده و جعلی و مضحک بودن عملکرد این دستگاه، تنها طی چند ساعت در شبکه های اجتماعی ردیابی شد و معلوم شد که مستعان در واقع، دستگاهی است که کلاهبرداران بین المللی از سالها پیش با عناوین مختلف دستگاه سوخت یاب، دستگاه بمب یاب، دستگاه هپاتیت یاب، ایدز یاب و ردیاب مواد جامد و مایع به کشورهای مختلف دنیا فروخته اند و از محل فروش آن میلیون ها دلار نیز کسب درآمد کرده اند.

    چرا حکومت ایران از علم سر در نمی آورد؟

    تنها چند سال پس از انقلاب اسلامی، مقامات حکومت ایران که تا آن زمان تصور می کردند بر اساس فقه و آموزه های حوزه علمیه قادر به اداره کشورند به تدریج دریافتند که مسائل کشور به مراتب پیچیده تر از آن است که بتوانند برای آن پاسخ و راه حلی داشته باشند. اقتصاد و بانکداری با احکام فقهی مکاسب شیخ انصاری و با همه آنچه که روحانیون از احکام مُزارعه، مُساقات و مُغارسه در حوزه علمیه آموخته بودند قابل مدیریت نبود. صنعت و تولید ، تخصص علمی می طلبید حال آنکه با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از اساتید و دانشجویان پاکسازی و نیروهای متخصص از کار بر کنار شده بودند. این همان نقطه تاریخی است که ریشه اصلی رسوایی دستگاه کرونایاب مستعان را می توان در آن جستجو کرد. در چنین دورانی مقامات حکومت دست به دکتراسازی کردند. در همین دوران نه تنها مدارک حوزوی سطح چهار حوزه علمیه بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قابل معادل ‌سازی با مدرک دانشگاهی دکترا شد بلکه پاسداران و سایر مقامات حکومتی فرصت ایجاد شده را غنیمت دانسته و برای خود مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا دست و پا کردند و تعداد سرداردکتر ها و حجت الاسلام دکترها روز به روز بیشتر شد. اما در این بین یک تناقض بنیادین سر بر آورد و آن هم این بود که این افراد، در واقعیت افراد تحصیل کرده و دانشگاهی نبودند و تیتر دکترا، صرفا یک رانت حکومتی و برای تقسیم بندی سمت های دولتی بود و نه نشان دانش و تخصص این افراد. از این رو، ناآشنایی این افراد با علم و روش علمی، به تدریج باعث اظهارنظرهای غیرعلمی و بعضا مضحکی می شد که با عنوان دانشگاهی دکترا همخوانی و سازگاری نداشت. این است که حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور حکومت اسلامی از این صحبت می کند که ابر به پایینش نگاه می‌کند و می‌بیند خبری نیست و کویر است، می‌رود جای دیگر می‌بارد. محمود احمدی نژاد از کشف یک دختر ۱۶ ساله‌ دانش آموز در تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه سخن می گوید. این معضل فقط در مقامات رده اول حکومتی دیده نمی شود و به نظر می رسد یک رویه رایج در بین سطوح مختلف حاکمیت است. از امامان جمعه گرفته تا دادستان ها و مقامات قضایی، با اظهارنظرهای غیرعقلانی خود درباره مسائل علم و فناوری و موضوعاتی که کمترین اطلاعی درباره آن ندارند، به سوژه طنز شبکه های اجتماعی تبدیل شده اند. بی اطلاعی مقامات حکومت از مسائل محیط زیستی و نحوه عملکرد دوربین های تله ای فعالان محیط زیست، اما دیگر سوژه طنز نیست و به بهای زندانی شدن و رنج و شکنجه فعالین محیط زیست تمام شده است. فعالین محیط زیستی که اینک بیش از هشتصد روز در زندان به سر می برند و قربانی شک و بدبینی حکومتی هستند که درکی از علم و کار علمی ندارد. افراد فاقد سوادی که دوربین های رصد محیط زیستی برای رصد یوزپلنگ ها با برد حداکثر ۵۰  متر را به سبب اینکه سنسور مادون قرمز و فلش و سنسورهای حرکتی و صوتی و نوری دارند، ابزار جاسوسی دانسته اند. تئوری توطئه مقامات حکومت ایران از صدر تا ذیل ریشه در دوری آنها از علم دارد و نا آشنایی آنها با مسائل علمی. حدود دو سال پیش حسن فیروزآبادی در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا از استفاده غربی ها از سوسمار، مارمولک و آفتاب ‌پرست برای جذب امواج اتمی و شناسایی تاسیسات اتمی حکومت ایران صحبت کرده بود. همان زمان برای سنجش چنین ادعایی با پروفسور استیون اندرسون* دانشمند آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه پاسفيک که کتاب هایی درباره خزندگان ایران تالیف کرده تماس گرفتم. پروفسور اندرسون با رد این ادعای شبه علمی مبنی بر جذب امواج اتمی با  پوست خزندگان برای شناسایی معادن اورانیوم، به نکته جالبی نیز اشاره کرد و گفت که اساسا در اکوسیستم ایران آفتاب پرست نداریم. نکته ای که مقام حکومتی اساسا نمی دانست اما به خود اجازه داده بود درباره آن ابراز نظر کارشناسی کند. سامانه کرونایاب مستعان اولین و آخرین نمونه از بی سوادی آشکار مقامات حکومتی نیست. مقامات حکومتی که به رغم ناآشنایی با علم و فناوری، تلاش می کنند زبان خارجی بیاموزند و یا از کلمات علمی و فناوری استفاده کنند. بدون آنکه بدانند سانتریفیوژ یا اینترنت پرسرعت ‌چیست درباره آنها اظهار نظرهای کارشناسی کنند. اما مساله اصلی بر سر این است که هیچکسی با به کارگیری این کلمات و اظهارنظر درباره موضوعات علمی، تبدیل به فردی با سواد نمی شود نهایتا ترکیبی کارتونی و اسباب استهزای سایرین از چنین اظهار نظرهایی بیرون خواهد آمد. همانگونه که شبکه های اجتماعی پر شده از کارتون ها و کاریکاتورها و ویدئوهای طنز، و کاربرانی که اختراع جعلی سامانه هوشمند مستعان را دست می اندازند و برخی رسانه های بین المللی که از این توهم مقامات رژیم ایران، سوژه ای برای طنز و خنده می سازند. همان ‌گونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیه‌ ها، تبدیل به شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیه‌ بودن به ‌سر برد، جلسه رونمایی از یک سری دیش و آنت رادیویی، از افراد مخترع نمی سازد بلکه صرفا توهّم اختراع و پیشرفت علمی ایجاد می کند.

     

     

    *Steven C. Anderson

     

    لینک این مطلب

  • تاریخ علم درباره‌ی اکتشافات علمی چه می گوید؟

    تاریخ علم درباره‌ی اکتشافات علمی چه می گوید؟

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، خرداد 1394

    !جمله ای منسوب به ویل دورانت هست می گوید: تاریخ را باید فیلسوفان بنویسند و فلسفه را مورخین

    در مباحث مرتبط با فلسفه علوم طبیعی؛ تحلیل تاریخی مقوله علم و اکتشافات و اختراعات کمک بزرگی به درک خود مفهوم علم می کند و حتی می توان گفت دست یافتن به درک فلسفی ازعلوم بدون بررسی تحولات تاریخی از آن ممکن نیست. یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان علم معاصر، توماس کوهن بود که نقش مهمی در توجه فیلسوفان علم به مسالهء تاریخ علم داشت. کتاب مشهور وی با نام “ساختار انقلابهای علمی” تاثیر زیادی در حوزه های مختلف فکری و فلسفی داشته است و به گواه روزنامه گاردین این کتاب یکی از صد کتاب  پر نفوذ قرن بیستم بوده است. توماس کوهن برای واضح و روشن کردن ایده هایش مثالهای تاریخی زیادی را ذکر می کند و سوالات بسیاری در این زمینه طرح می کند.

    او برای اینکه درباره‌ی مفهوم اکتشاف بحث کند با چند  مثال تاریخی شروع به طرح پرسش می کند و مثلا می گوید : اکسیژن را چه کسی کشف کرده است؟ کارل شیله (۱) یا جوزف پریستلی  (۲)؛  لاووازیه (۳) یا حتی پیر باین (۴) ؟  از نظر تاریخی شیله قبل از پریستلی و لاووازیه کار خود را تمام کرده بود اما داستان به همین سادگی ها هم نیست! باین در ماه مارس ۱۷۷۴ متوجه شده بود که با گرم کردن رسوب قرمز جیوه،  گازی به دست می آید که او آن را هوای غیرفرّار نامید. چند ماه بعد هم پریستلی ظاهرا بدون اطلاع از کار باین ؛ این ‌آزمایش را انجام داده و نتیجه گرفته بود  گاز به‌دست‌آمده در این آزمایش، به فرایند سوختن کمک می‌کند.  پریستلی  تصور می کرد گاز به دست آمده  از گرم‌کردن رسوب قرمزجیوه بود. پریستلی با سفر به پاریس، لاوازیه را از واکنش شیمیایی جدید با خبر کرد. لاوازیه هم در سال ۱۷۷۵ این آزمایش را شخصا و با روش بهتری نسبت به آنچه که پریستلی انجام داده بود تکرار کرد و دریافت که گاز حاصله از این  واکنش نه آنطور که باین می گفت هوای غیرفرّار است و نه آنگونه که پریستلی نتیجه گرفته بود هوای نیتریته. حال داستان را کوتاه کنیم.

    اگر از ما بپرسند چه کسی اکسیژن را کشف کرده است تکلیف چیست؟ با توجه به اینکه پریستلی در سال ۱۷۷۴ دقیقا نسبت به آنچه کشف کرده بود آگاهی نداشته و لاوازیه کار او را توسعه داده و دریافته که اساسا موضوع از چه قرار است. کدامیک از این دو یا چند تاریخ را باید مبداء کشف اکسیژن بدانیم؟ از دیدگاه توماس کوهن؛ کشف یک رویداد به خصوص و نقطه ای نیست که بتوان آن را به شخص یا زمان معینی نسبت داد و در واقع فرایند اکتشاف؛ در بستر زمان اتفاق می افتد و افراد بسیاری در آن سهیم هستند.

    مثال های دیگر توماس کوهن در تاریخ علم کشف اورانوس است. باری! در شب ۱۳ ماه مارس سال۱۷۸۱ ویلیام هرشل اخترشناس در دفتر یادداشت روزانه اش چنین می نویسد :

    „در منطقۀ نزدیک به زتای ثور(۵) …. چیز غریبی به‌مانند یک سحابی یا شاید یک دنباله‌دار وجود دارد“ . (۶))

    این جمله در تاریخ علم  به عنوان نخستین ثبت رسمی مکتوب از کشف سیاره اورانوس شناخته می شود. اما این تاریخ برای کشف اورانوس الزاما درست نیست. حد فاصل سالهای ۱۶۹۰ تا۱۷۸۱ یعنی زمانی که هرشل ، مشاهده اورانوس را ثبت کرد ، همین جرم آسمانی لااقل ۱۷ بار مشاهده شده بود. هرشل فکر می کرد با یک دنباله در مواجه شده واخترشناسان دیگر اروپا نیز از کشف هرشل با خبر شده و و ریاضیدانان هم در این بین دست به کار شدند تا مدار دنباله دار تازه کشف شده را محاسبه کنند. اما هیچ کدام از این تلاشها موفق نبود تا اینکه لکسل ستاره شناس این فرض را طرح کرد که شاید شیء مشاهده شده‌ی هرشل  یک سیاره باشد. توماس کوهن می پرسد کدامیک از این ها تاریخ کشف اورانوس است؟ کشف اورانوس را باید به هرشل نسبت  داد یا لکسل؟

    ۱) Carl Wilhelm Scheele

    ۲) Joseph Priestley

    ۳) Antoine Lavoisier

    ۴) Pierre Bayen

    ۵) Zeta Tauri

    ۶) توماس کوهن: پیدایی نو: ساختار تاریخی اکتشافات علمی، ترجمه حسین نجفی‌زاده

     

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

     

  • پیش بینی فناوری‌ها و رویدادهای علمی آینده

    پیش بینی فناوری‌ها و رویدادهای علمی آینده

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، بهمن 1393

    تاریخ علم مملو است از پیش بینی های هوشمندانه یا آینده نگری های اعجاب انگیز نوابغ و دانشمندان و مخترعان. در روزگاری که تصور اختراع زیردریایی یا هلیکوپتر،  سفر به ماه و یا سیستم های ارتباطی مانند اسکایپ یا تلفن همراه برای پیشینیان ما غیرممکن بود؛ تنها عده ای با بهره گیری از قوه خلاقانه و ابتکارو نبوغ می توانستند تکنولوژی ها و رویدادهای آینده علمی را بصورت محدود پیش بینی کنند.

    مطالعه تاریخ علم به ما نشان می دهد که بسیاری این پیش بینی ها که در آرشیو نشریات قدیمی علمی در دسترس اند اشتباه از آب در آمده اند. تعدادی از آنها اما بسیار به فناوری ها و یافته های علمی روزگار ما نزدیک هستند یا صرف نظر از جزییات، دقیقا شبیه به فناوری های زمان ما هستند. برخی از این پیش بینی ها در واقع بر مبنای باورهای دانشمندان در همان عصر و منطبق با پارادایم علمی رایج همان دوره بیان می شدند و به همین جهت؛ عذر بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان و مخترعان بزرگ بابت پیش بینی های خطا موجه است.

    البته گاهی برای اثبات نادرستی برخی عقاید ؛ صدها و هزاران سال زمان لازم است و برخی از نظریات نیز در کشاکش دوران پس از گذشت قرن ها رد و تایید؛ دوباره اثبات می شود. مثلا باور ارسطویی مبنی برای اینکه جرم سنگین تر سریع تر از جرم سبک تر به زمین می رسد برای حدود دو هزار سال تا زمان گالیله در جامعه علمی پذیرفته شده بود. یا ایده نیوتن مبنی بر وجود اتر برای انتشار نور تا حدود ۳۰۰ سال تا زمان آزمایش مایکلسون و مورلی در اوایل قرن بیستم کاملا بدیهی و پذیرفته شده بود. برای سالیان دراز ، جامعه‌ی علمی وجود شهاب سنگ را ناممکن می دانست. مثلاً لاوازیه استدلال می‌کرد که سنگ ها نمی توانند از آسمان فرو افتند چون چیزی در آنجا نیست. توماس جفرسون نیز پس از خواندن گزارش دو استاد هاروارد چنین بیان کرد: من فرو افتادن دو استاد یانکی از آسمان را ممکن تر از افتادن سنگ ها باور میکنم!

    سی جی دوکاس فیلسوف، حدود ۲۰۰ سال پیش نوشت که امکان شنیده شدن صدای فردی در دو سوی آتلانتیک ظاهراً از نظر فیزیکی ناممکن است. مردم آن زمان تصور میکردند که تنها راه این کار استفاده از هوا به عنوان وسیله مخابره صداست و هوا نمیتواند پیامی را به این دوردستی حمل کند! آنها حتی نمی توانستند تصور کنند که می توان از خط تلفن یا امواج رادیویی بهره برد و صدا را در آن سوی آتلانتیک شنید.

    نمونه ها و مثال های تاریخی از پیش بینی های درست و نادرست آینده فناوری فراوانند. مثلا توماس. جی. واتسون مدیر آی بی ام در سال ۱۹۴۳ اعلام کرد. فکر میکنم در سراسر جهان به ۵ دستگاه کامپیوتر نیاز باشد. امروزه ما به این پیش بینی می خندیم و از چنین اظهارنظرهایی حیرت می کنیم. بحث بر سر این است که چه تضمینی وجود دارد آیندگان از اظهار نظرهای دانشمندان و موسسات پژوهشی زمانه ما حیرت نکنند؟

    مثلا در سال ۲۰۱۳ استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور اذعان داشت که بشر ۱۰۰۰ سال فرصت دارد که زمین را ترک کند و پژوهش های فضایی برای یافتن جایگزینی برای زمین اجتناب ناپذیر است. پیش بینی های بلند پروازانه ای نیز در گوشه و کنار در نشریات و مجلات علم وفناوری منتشر می شود. پیش بینی آپلود کردن مغز یا به عبارتی ذهن و آگاهی انسان بر روی بدن مجازی تا سال ۲۰۴۵، کاشت سنسورها در بدن برای درمان بیماری‌ها، شهرهای فضایی در سیاره مریخ، پیش بینی و توصیف شهرهای معلق آینده؛ خودروها و هواپیماها و فروشگاه های صدها سال بعد، گاهی ورای تصورات امروزی ماست.

    غیر از دانشمندان و پژوهشگران، موسسات پژوهشی بزرگ نیز پیش بینی های خود را از آینده علم و فناوری منتشر می کنند. در سالهای اخیر، موسسه تامسون رویترز ده پیش‌بینی درباره تحولات علم و تکنولوژی تا سال ۲۰۲۵ میلادی را منتشر و پیش بینی کرد که چگونه این فناوری ها زندگی ما را در دو دهه آینده متحول خواهد ساخت. آی بی ام یکی از غول های فناوری نیز به صورت دوره ای پیش بینی های پنج سال آینده در حوزه فناوری از پزشکی گرفته تا صنایع الکترونیک؛ هوافضا؛ آموزش و … را منتشر می کند.

    رئیس شرکت تامسون رویترز،درباره پیش‌بینی آینده می‌گوید: «ما گوی پیشگویی نداریم که بتوانیم در آن آینده را ببینیم. اما چیزی بهتر از آن داریم که نقل قول‌های منابع علمی و اطلاعات درباره اختراعات ثبت شده هستند. وقتی این اطلاعات را با هم در یکجا بررسی کنیم، می‌توانیم دستاوردهای جدیدی را ببینیم که زندگی همه ما را در آینده تغییر خواهند داد.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

  • یادداشتی در باب مخترعان جعلی و ادعای اختراعات شگرف

    یادداشتی در باب مخترعان جعلی و ادعای اختراعات شگرف

    آلونسو کیخانو چگونه «دن کیشوت» شد؟
    عرفان کسرایی | روزنامه شرق | شماره ۲۸۶۱ – پنج شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۶
    «آلونسو کیخانو، شخصیت اصلی رمان دن کیشوت، بعد از خواندن داستان‌هایی از شوالیه‌های ماجراجو به‌شدت تحت‌تأثیر این کتاب‌ها قرار می‌گیرد و تصمیم می‌گیرد خود نیز یک شوالیه شود. دن کیشوت خود را شکست‌ناپذیر می‌داند، اما از آنجایی که در دنیای خیالی خود گرفتار شده، دشمنان فرضی او اغلب کوه‌ها و درخت‌ها هستند. او احساس می‌کند یک شوالیه شجاع است، اما در دنیای توهم خود به آسیاب بادی می‌تازد. از دنیای ادبیات که بگذریم، دنیای علم و فناوری نیز همواره دن‌کیشوت‌های بسیار داشته است. یک جست‌وجوی ساده اینترنتی نشان می‌دهد تعداد «خودمخترع پندار»ها و دن کیشوت‌های علم و فناوری به‌مراتب بیش از آن است که تصور می‌شود. افراد بسیاری هستند که خود را صاحب اختراعات بزرگ و شگرف و تاریخ‌سازی می‌دانند که روزی دنیا را تکان خواهد داد. چنین موضوعی ابدا تازه نیست و تاریخ علم از قرن‌ها پیش، نمونه‌های بسیاری از این دست را ثبت کرده است؛ افرادی که متوهمانه، مدعی اکتشافات بزرگ، اختراعات شگرف و ایده‌هایی بوده‌اند که چهره جهان را تغییر خواهند داد. برای سالیان طولانی، تب ساختن ماشین‌های حرکت دائمی، یعنی ماشین‌های ناقض قوانین ترمودینامیک که بدون وجود منبع انرژی برای ابد به حرکت خود ادامه می‌دهند، به‌قدری بالا گرفته بود که اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که چنین طرح‌هایی را دیگر حتی بررسی هم نمی‌کند، مگر آنکه یک نمونه عینی از آن ارائه شده باشد.
    چگونه می‌توان اختراعات جعلی را تشخیص داد؟
    مدعیان اختراعات بزرگ می‌خواهند یک‌شبه ره صدساله بروند و بدون زحمت و بدون مطالعه تبدیل به دانشمند یا مخترع بزرگ شوند. تفکیک و تشخیص مخترع‌نماها از مخترعان و پژوهشگران واقعی، از دیدگاه متخصصان علوم و فناوری، عملا به سهولت ممکن است. پژوهشگران حرفه‌ای یا دست‌اندرکاران تولید علم و فناوری، به پیچیدگی‌های امر پژوهش یا تولید علم و فناوری به‌خوبی واقفند و ازاین‌رو مخترعان جعلی عموما نمی‌توانند نزد این گروه از متخصصان، خود را به‌عنوان مخترعان خبره و پژوهشگران قابل جا بزنند و جعل کنند. مخترعان جعلی، برای خلاصی از توضیح محتوای اکتشاف یا اختراع خود به متخصصان و به جهت اجتناب از ارائه آن به مجامع علمی رسمی و دانشگاهی، تلاش می‌کنند درعوض، یافته‌های خود را به رسانه یا به عموم مردم عرضه کنند و با به‌کارگیری هیاهوی کاذب تبلیغاتی، اختراع و اکتشاف خود را تکان‌دهنده جلوه دهند. مخترعان جعلی خوب می‌دانند که متخصصان و نهادهای رسمی آکادمیک، اختراعات مورد ادعای آنها را نه تحت‌تأثیر تبلیغات و تعریف خود افراد که به صورت دقیق و موشکافانه و با ضوابط علمی شناخته‌شده مورد بررسی قرار خواهند داد و از افراد خواهند خواست که درخصوص اکتشاف یا اختراع خود، توضیحات دقیق بدهند و منابع مطالعاتی و پژوهشی خود را نیز عرضه کنند. درحالی‌که افراد غیرمتخصص که اطلاعی از پیچیدگی‌های پژوهش و اختراع و اکتشاف ندارند، مخترعان جعلی را به چالش نمی‌کشند و چه‌بسا از ادعاهای شگرف آنها حیرت‌زده شوند.
    ادعاهای گزاف
    گاهی ادعای دانشمندان و مخترعان جعلی به‌خصوص آنها که در غرب زندگی می‌کنند برای عموم مردم جذاب‌تر است. دلیل آن هم این است که عموم مردم از شهرت و موفقیت هم‌وطن خود در اروپا و آمریکا احساس غرور و تفاخر ملی می‌کنند. این دسته از مخترعان جعلی ممکن است خود را پروفسور نامیده و با پوشش کت و شلوار و کراوات چند همایش نیز برگزار کنند. یکی از این دانشمندان جعلی که خود را کاشف سیستم خوددرمانی بدن می‌داند و روی این سیستم، نام بی‌معنا و بی‌محتوای «دنسروخ» گذاشته، می‌گوید: «همیشه نابغه‌ها، در عصر خود، به سبب حرکت در خارج از زمان خود، دیر شناخته می‌شوند و گاهی با عنادهای مختلف هم روبه‌رو شده‌اند، ولی بالاخره در تاریخ ماندگار می‌شوند!» در یک نمونه، فردی با داشتن سن حدود ۲۰ سال ادعا می‌کند بیش از صد سخنرانی و کنفرانس در همایش‌ها، سمینارها، دانشگاه‌ها و مراکز معتبر علمی کشور ارائه داده و ده‌ها کتاب تألیف کرده است. دیگری که مدعی اختراع یک دستگاه عظیم فناوری امواج و مدعی است اختراعش، موجب جذب تمام فرکانس‌های ارسالی از زمین و از ماهواره‌ها می‌شود، می‌نویسد: «مکانیسم عملکرد این دستگاه، جذب فرکانس قبل از رسیدن به پردازشگرهای زمینی است، با شروع به جذب فرکانس‌ها شامل موبایل، اینترنت، تلویزیون، رادیو و… قطع خواهد شد!».
    چگونه می‌توان مخترعان یا دانشمندان واقعی را تشخیص داد؟
    پژوهشگران قابل، مخترعان و مهندسان واقعی و دانشمندان حقیقی، یافته‌های خود را در سمینارها، دانشگاه‌ها و فستیوال‌های معتبر علم و فناوری مطرح می‌کنند. پژوهشگران واقعی اما ادعا نمی‌کنند که ده‌ها مقاله در نشریات معتبر منتشر کرده و زمینه‌های تحقیقاتی گسترده‌ای داشته‌اند، بلکه آنها «واقعا» چنین رزومه روشنی دارند. صلاحیت علمی پژوهشگران، مخترعان، دانشمندان و مهندسان واقعی را دانشگاه‌ها، نهادهای رسمی علمی داخلی و بین‌المللی تعیین می‌کنند، نه وبلاگ‌ها و ادعاهای شخصی. مخترعان و دانشمندان واقعی، جزئیات فنی یافته‌های خود را به نهادهای رسمی متولی علم و فناوری عرضه می‌کنند، چراکه از پس توضیح و تبیین یافته‌های خود برمی‌آیند و دلیلی برای کلی‌گویی و بیان مبهم ندارند. ادعای انجام یک اختراع با واقعی‌بودن آن متفاوت است. مخترعان جعلی صرفا می‌گویند و تبلیغ می‌کنند، درحالی‌که مخترعان و دانشمندان حقیقی، یافته‌های خود را به مجامع علمی معتبر و باصلاحیت ارائه می‌کنند. مخترعان جعلی اطلاع دقیقی از ادعای خود ندارند، به جهت خلاصی یافتن از توضیح ابداع و اختراع یا اکتشاف مورد ادعای خود برای متخصصان، به بیان عبارات کلی و غیردقیق می‌پردازند.
    زمینه اجتماعی یا فردی ظهور این پدیده چیست؟
    شاید یکی از عوامل دخیل در بروز مسئله ادعای اختراعات جعلی بزرگ، اغراق‌ها و تمجیدهای کاریکاتوری اطرافیان، خانواده و دوستان ناآگاه از قابلیت‌های فرد باشد. احتمالا اغلب دیده‌ایم خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان خود را که می‌توانند نصب ویندوز یا رایت سی دی انجام دهند، مغز متفکر کامپیوتر می‌دانند. بسیاری هستند که نوجوان محصل خود را صرف اینکه دوشاخه پریز برق را تعمیر کرده یا با گوشی تلفن همراه هوشمند کار می‌کند نابغه یا مخترع یا اینشتین و… نامیده‌اند. برای مخترع‌بودن باید مخترع بود و برای دانشمندبودن، دانشمند. هیچ‌کسی بدون زحمت و زمینه علمی نمی‌تواند این عناوین را جعل کند. همان‌گونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیه‌ها، شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیه‌بودن به‌سر برد و فقط با آسیاب‌های بادی جنگید.
    لینک متن کامل این مقاله در وبسایت روزنامه شرق
    فایل پی دی اف این مقاله