برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، سیام آوریل ۲۰۱۸ | محورهای برنامه، واقعیت فیزیکی، مفهوم مشاهده از دیدگاه یان هکینگ

لینک تماشای این برنامه در یوتیوب

برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، سیام آوریل ۲۰۱۸ | محورهای برنامه، واقعیت فیزیکی، مفهوم مشاهده از دیدگاه یان هکینگ

لینک تماشای این برنامه در یوتیوب

برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۸ | محورهای برنامه، استنتاج به قصد بهترین تبیین، داروینیسم

عرفان کسرایی| بی بی سی فارسی، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۸
کتابهای نقد دین، از آثار کسروی گرفته تا شجاع الدین شفا و علی دشتی هنوز در بازار دستفروشی ها و به عنوان کتب ممنوعه در ایران خرید و فروش می شوند. موج ضدیت با مذهب رسمی در ایران البته موضوع تازه ای نیست. سال ها پیش، صادق هدایت با نوشتن کتاب هایی نظیر توپ مرواری یا کاروان اسلام، نقد تندی به باورهای دینی اسلامی وارد کرده بود. لیکن با وجود محوریت نقد دین در آثار متفکرانی نظیر کسروی یا نویسندگانی مانند هدایت، هیچ کدام از آنها آتئیست یا بی خدا به شمار نمی روند. آتئیسم یا در زبان فارسی بی خدایی (خدا انکاری یا خداناباوری) در معنای مصطلح آن به مفهوم انکار وجود خدای خالق یا ناظراست. نگرشی که به لحاظ تاریخی از قرن 18 میلادی به این سو شکل گرفته و طیف های گوناگونی را نیز در بر می گیرد. از ندانم گرایی و شک فلسفی در وجود خدا گرفته تا آتئیسم که اساسا وجود خدای ﻣﺎﻭﺭﺍﺀﺍﻟﻄﺒﯿﻌﻪ را رد می کند. بسیاری بی خدایی را محصول گسترش آزادی اندیشه و همچنین توسعه علم و تکنولوژی در دهه های اخیر می دانند و بر این باورند، فلسفه های جدید مبتنی بر اومانیسم و همچنین ظهور علم مدرن به خصوص در زیست شناسی (در قالب داروینیسم) و فیزیک و ژنتیک، به گسترش روز افزون نگرش آتئیستی در جوامع دامن زده که جامعه ایران نیز از آن مستثنا نیست.
آتئیسم علمی در ایران
ماه قبل ، پس از درگذشت استیون هاوکینگ فیزیکدان و کیهانشناس برجسته بریتانیایی ، بحث های دامنه داری در شبکه های اجتماعی فارسی زبان در گرفت. محور عمده این بحث ها ، غالبا دیدگاه جنجالی هاوکینگ درباره خود به خودی بودن پیدایش جهان و عدم وجود خدا بود. استیون هاوکینگ تنها دانشمندی نیست که با استقبال خداناباوران و ندانم گرایان ایرانی روبرو شده است. آثار ریچارد داوکینز، زیست شناس مشهور بریتانیایی، ﺩﻧﯿﻞ ﺩﻧﺖ، ﺳﻢ ﻫﺮﯾﺲ، ﮐﺮﯾﺴﺘﻮﻓﺮ ﻫﯿﭽﻨﺰ به گسترش روزافزون آن بخش از بی خدایی در ایران منجر شده است که می توان آن را ″آتئیسم علمی″ نامید. به عبارت دیگر در چنین اندیشه ای رد خدا و مذهب ، نتیجه طبیعی مطالعه در فیزیک و کیهان شناسی و همچنین زیست شناسی فرگشتی و نظریه تکامل است. این نگرش به لحاظ بنیادین متفاوت از آتئیسم فلسفی است. براهین آتئیست ها و ندانم گرایان در فضای فکری فارسی زبان، اغلب ارتباطی با استدلال های فلسفی یا تاریخی و اجتماعی ندارد و به صورت عمده، برگرفته از مطالعه و تحلیل متون علمی و درک نظریات فیزیک جدید و زیست شناسی تکاملی و نظایر آن است. بر اساس این تلقی از آتئیسم، بر خلاف برداشت های قدیمی تر از بی خدایی، دین یک پدیده مضر و خطرناک برای صلح و آینده بشریت است و نه تنها نباید تحمل شود بلکه باید در کشاکش بحث با دینداران ، مورد انتقاد قرار گرفته و با استناد به علم و استدلال منطقی افشا شود. از دید آتئیسم علمی و بی خدایی نو ، تاکید دین روی مفهوم ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺍﻟﻬﯽ، اندیشه ویرانگری است که حاصلی جز جزم اندیشی و تعصب و دگماتیسم ندارد و تجربه تاریخ بشر نیز نشان داده که بسیاری از جنگ ها و کشتارها در سراسر جهان، منشاء دینی داشته و اینک بشر با رد دین و جایگزینی آن با علم می تواند به صلح پایدار دست یابد.
آتئیست های ایرانی کجا هستند؟
ارائه آماری دقیق از تعداد آتئیست ها و ندانم گرایان در کشورهای اسلامی به خصوص ایران چندان ساده نیست. گزارش سالانه آزادی اندیشه که از سوی اتحادیه جهانی انسانگرا و اخلاقگرا منتشر شده نشان می دهد چه خطرات و قوانین کیفری و مقرارت محدود کننده ای برای خداناباوران در کشورهای مختلف جهان وجود دارد. در این بین، ایران از جمله هفت کشوری است که آتئیسم در آن بر اساس این گزارش با خطر مجازات مرگ روبروست. بنابراین تعجبی ندارد که هیچ آمار دقیقی از تعداد بی خدایان در جامعه ایرانی وجود نداشته باشد. ضمن اینکه توصیف آتئیسم و بی خدایی و مرزبندی آن با باور سکولار یا حتی بی دینی به سادگی ممکن نیست. بسیاری از افراد خود را بی دین معرفی می کنند اما خود را آتئیست نمی دانند و برخی نیز موقعیت خود را جایی میان خداناباوری و ندانم گرایی ارزیابی می کنند. تحلیل جامعه شناسی آتئیسم در ایران موضوع دیگری است اما برخی حتی حوادث پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و استفاده حداکثری حاکمیت از دین و باورهای مذهبی را یکی از علل شکل گیری موج جدید ضدیت با مذهب و سونامی بی خدایی در بین نسل جدید جامعه ایران می دانند.
آیا آتئیسم در ایران در حال گسترش است؟
شش سال پیش ، مارکوس لاتون روزنامه نگار آلمانی در نشریه ″دی تسایت″ گزارش مفصلی درباره رواج آتئیسم در ایران نوشت و بیان داشت، آتئیسم در ایران با خطر مجازات مرگ روبروست اما همه ساله ایرانیان بیشتری خود را به عنوان بی دین معرفی می کنند، ولو به شکلی غیرعلنی. لاتون در گزارش خود با دانشجویانی مصاحبه کرده که با مطالعه آثار نیچه، شوپنهاور و فروید و همچنین ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز و کتاب های ممنوعه در قالب کتاب های الکترونیکی (ایبوک) کیندل با دیدگاه هایی روبرو شده اند که باعث شده به تدریج از روایت رسمی ایدئولوژی و مذهب رایج فاصله بگیرند. نکته جالب توجه اینجاست که گزارش سال 2012 لاتون، از فیس بوک فارسی کانون اگنوستیک ها و آتئیست های ایران نام برده و از این مساله حیرت زده شده که 27 هزار نفر این صفحه را لایک کرده اند. تعداد لایک های این صفحه که در گزارش لاتون ذکر شده اکنون با گذشت حدود 6 سال به حدود 199 هزار نفر رسیده و به عبارت دیگر هفت برابر افزایش پیدا کرده است. فیلیپ کرینبروک ، استاد ایران شناسی دانشگاه گوتینگن معتقد است که ارائه نسخه ای از دین بر پایه بمباران تبلیغاتی و پروپاگاندای شبانه روزی، بسیاری از ایرانیان را از اسلام دور کرده است. به گفته کرینبروک، برخی از ایرانیان نیاز معنوی خود را در این کشاکش با باور به آموزه های زرتشت و حتی بودیسم جستجو کرده اند و تعجبی ندارد که در این بین عده ای نیز ایمان به وجود خدا را از دست داده و خود را آتئیست بنامند.
لینک این مقاله در وبسایت بی بی سی فارسی


برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، نهم آوریل ۲۰۱۸
:محورهای برنامه
سوءاستفاده برنامه های فریب عمومی از فیزیک کوانتومی
قانون جذب
پست مدرنیسم
:این برنامه در یوتیوب
https://youtu.be/LlFvs9OgiWk

عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، شماره ۲۰۰ نوروز ۱۳۹۷

نوشتن درباره کارنامه و مرتبه علمی دکتر مجید سمیعی، جراح مغز و اعصاب کار سادهای نیست. ممکن است عده ای هر نقدی درباره ایشان را توهین تلقی کرده و حتی از مطالعه هر متنی که محتوای آن ستایش و تمجید نباشد ناراحت و دلخور شوند. در سالهای اخیر این بت سازیها به خصوص از زمان درگذشت دکتر محمود حسابی شتاب بیشتری گرفت و داستانها و حکایتهای اغراق آمیز تا جایی پیش رفت که به سختی میشد خلاف موج شنا کرد و سخن دیگری گفت. پروفسور مجید سمیعی نیز در افکار عمومی ایرانیان چنان به عرش کشیده شد که خدمات و آثار واقعی او در سایهی این تمجیدها پنهان شد. این قهرمانسازیها که اغلب با چاشنی غرور ملی و افتخار میهنی شکل میگرفت تا جایی پیش رفت که سوژه طنز و دستمایه شوخی شد. تعداد اعضای کانالهای تلگرامی درباره فواید عرق بیدمشک و بادرنجبویه و کاسنی و شاتره و خارشتر با سوء استفاده از اسم پروفسور مجید سمیعی به صدها هزار نفر رسید و جملات قصار غالبا بی معنا به او نسبت داده شد. جملاتی در باب رمز موفقیت و حتی درباره ساعت خواب و یا تاریخ و فرهنگ و تمدن. در کنار همهی اینها یک شایعهی دیگر با چنان سرعتی پخش شد که کمتر کسی بود که چیزی از آن نشنیده باشد.
پروفسور سميعی بزرگترين جراح مغز دنياست.
فایل پی دی اف این مطلب در مجله دانستنیها

عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، شماره ۲۰۰ نوروز ۱۳۹۷
وقتی جسمی به سرعت نور برسد، به انرژی تبدیل میشود؟
رعد و برق هرگز دوبار به یک نقطه برخورد نمیکند؟
پرتکردن سکه از بالای یک آسمانخراش آن را به سلاحی کشنده تبدیل میکند؟
در ايستگاه فضايي بينالمللي جاذبه وجود ندارد؟
آب رسانای برق است؟
جهت گردش آب هنگام فرو رفتن در ظرفشویی، در نيمكره شمالی و جنوبی برعکس است؟
پرواز زنبور عسل قوانين فيزيك را به چالش ميكشد؟
بدون لباس فضايی، فضانوردان منفجر خواهند شد؟
ديدن ديوار چين از فضا ممکن است؟
استفاده از انرژی تاریک . انرژی کیهانی برای انرژی درمانی؟
آیا در آزمایشگاه های زمین سیاهچاله تولید می شود؟
دانلود فایل پی دی اف این مطلب

عرفان کسرایی| شماره ۳۱۱۶ – پنج شنبه ۱۶ فروردین۱۳۹۷ روزنامه شرق

ريسههاي نواري، لامپها و صفحات بزرگ نمايش در خيابانها، از ديد بسياري هم به طبيعت آسيب ميرساند و هم زندگي و سلامت انسان را دچار اختلال کرده است. يک گروه از پژوهشگران از چند سال پيش به اين سو راهکارهايي براي کنترل و سازگاري نورهاي مصنوعي شهري معرفي کردهاند که ميتوانند به عنوان يک دستورالعمل استاندارد، براي ساخت شهرهاي آينده در نظر گرفته شوند. مسئله بر سر اين است که بشر امروز در دنياي مدرن، با روشنايي مصنوعي، شبها را مانند روز روشن کرده تا کار و توليد را حتي در تاريکي شب نيز ادامه دهد. در واقع بيش از ۸۰ درصد مردم جهان ديگر تاريکي مطلق را تجربه نميکنند. بنا بر مطالعات انجامشده حدود يکسوم از مردم جهان بخت تماشاي کهکشان راه شيري را ندارند. تصاوير ارسالي از مدار زمين نشان ميدهند که روشنايي شب، چگونه منظره زمين را تغيير داده است. اين آلودگي نوري نهتنها براي ستارهشناسان نامطلوب است، بلکه پيامدهاي منفي بسياري براي انسان و حيوانات نيز به دنبال داشته است. اندکي نور اضافي در زمان نامناسب ميتواند تنظيمات ساعت دروني ما را به هم بريزد. تنظيمات هورموني و بسياري پيامدهاي ديگر که به گفته پزشکان چه بسا ميتوانند به بروز برخي سرطانها نيز منجر شوند. براي کاستن از اين پيامدهاي نامطلوب، يک شبکه تحقيقاتي که پروژه «ازدستدادن شب» نام گرفته، دستورالعملهاي جالبي را ارائه کرده است. دستورالعملهايي با محوريت ساخت پايدار شهرهاي آينده و همچنين سلامت انسان و حفاظت از طبيعت و محيط زيست. آلودگي نوري ارتباط مستقيمي با مسئله سلامت انسان دارد. به گفته متخصصان، ساعت دروني بدن انسان و حيوانات در برابر رنگ نورها به شکل يکسان واکنش نشان نميدهد. نورهاي موجکوتاه مثلا آبي بيش از ساير نورها بر ريتم روز و شب بدن انسان تأثير ميگذارند. نورهاي رنگ سرد که در الايديها و لامپهاي کممصرف و همچنين در صفحات نمايش گوشيهاي تلفن همراه و تبلتها وجود دارند، از اين دسته به شمار ميروند. اين پژوهشگران در دستورالعمل خود توصيه ميکنند در بهکارگيري روشناييهاي شهري، بايد صرفا نورهاي با حداکثر سه هزار کلوين به کار گرفته شود. بر اساس پژوهشهاي انجامشده که اين گروه به آنها استناد ميکنند، نورهاي گرم تأثير کمتري بر زندگي جانوران و همچنين تغيير ساعت دروني بدن انسانها ميگذارند. دماي رنگ يا به عبارتي درجه حرارت رنگ، معياري است که با واحد کلوين سنجيده ميشود. اين معيار بيانگر روشني و رنگ نور موردنظر است. هرچه اين مقدار کلوين بيشتر باشد، نور موردنظر نيز اصطلاحا خنکتر و روشنتر خواهد بود. به طريق مشابه، نورهاي گرم مانند زرد و قرمز، کلوين پايينتر و کمتري دارند. به بيان سادهتر، دماي رنگ بالاتر از چهار هزار کلوين به عنوان نور سرد و دماي رنگ پايينتر از سه هزار کلوين به عنوان نور گرم در نظر گرفته ميشود.
يک دستورالعمل مهم: کنترل جهت پخش نور
اغلب منابع روشنايي شهري يک مشکل بزرگ دارند. آنها نور را تقريبا در همه جهات منتشر ميکنند. از اين رو اين تنها خيابان و پيادهرو نيست که روشن ميشود بلکه به صورت همزمان، مناطقي که اساسا هيچ نيازي به روشنايي ندارند نيز در معرض نور قرار ميگيرند. براي نمونه نوري که به سمت بالا و در جهت آسمان منتشر ميشود، پس از انعکاس توسط ابرها به روشنشدن سطح بزرگي از زمين ميانجامد. بر اساس پيشنهاد اين گروه از پژوهشگران و در قالب دستورالعملهاي پيشنهادي اين پروژه، بهتر است منبع نور به سمت زمين جهتگيري شود. «توماس پوش» از انستيتو فيزيک نجوم دانشگاه وين دراينباره ميگويد: «بايد از بهکاربردن منابع نوري که روي زمين نصب شدهاند و در جهت بالا نور پخش ميکنند، پرهيز کرد».
استفاده از منابع نور، تنها به اندازه نياز
يکي از مهمترين پيشنهادات اين پژوهشگران به منظور کاستن از آلودگيهاي نوري، خاموشکردن روشناييهاي غيرضروري خيابانها و همچنين صفحات نمايش تبليغاتي در طول شب يا ساعات اوليه بامداد است. بر اساس برآورد اين پژوهشگران، در صورت عمل به اين پيشنهاد، ميزان نور منتشرشده در جهان بين ۵۰ تا ۸۰ درصد کاهش خواهد يافت. در اين ساعات ترافيک شهري معمولا بسيار بسيار سبک است و حتي به ندرت عابر پيادهاي در سطح شهر در حال تردد است. به گفته اين پژوهشگران، در حال حاضر بسياري از خيابانها به مراتب بيش از حد لزوم، روشن شدهاند. نکته جالب اينجاست که پژوهشهايي انجام شده که نشان ميدهند کاستن از منابع نور داخل شهرها تأثيري منفي روي امنيت زندگي شهري نيز ندارد. بر اساس گفته «توماس پوش» يکي از پژوهشگران اين پروژه، چگالي شار نوري بيش از حد، در عين حال که منجر به آلودگي نوري و همچنين مصرف بيهوده انرژي ميشود، امنيت بيشتري براي زندگي شهري به همراه ندارد و در واقع عملا بيفايده است.
فایل پی دی اف این مقاله