Tag: کرونا

  • روزشمار ویروس کرونا؛ روایتی از آنچه گذشت

    روزشمار ویروس کرونا؛ روایتی از آنچه گذشت

    حدود ۸ تا ۹ ماه از شیوع همه گیری ویروس نوع جدید کرونا گذشته است. درباره اینکه در این مدت چه گذشته و در آینده چه پیش خواهد آمد بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند. اما به راستی ماجرای این دردسر بزرگ برای بشریت از کجا آغاز شد و دانشمندان در روزهای نخست انتشار اخبار مربوط به کرونا درباره آن چه فکر می کردند؟

    نخستین خبرهای مربوط به یافتن نشانه های بیماری کوید ۱۹ اواخر دسامبر در خبرگزاری ها منتشر شد. در آخرین روز سال ۲۰۱۹ خبری مربوط به ابتلای ۲۷ نفر به یک بیماری ناشناخته التهاب ریه در چین منتشر شد و در حالی که تصور می شد بار دیگر همان ویروس سارس سال ۲۰۰۳ است که سر برآورده است، به تدریج مشخص شد که این بیماری جدید، با سارس تفاوت دارد. آنچه در آن زمان ناشناخته و حیرت برانگیز به نظر می رسید این بود که تقریبا همه این افراد به نوعی با بازار تره بار ووهان ارتباط داشتند. مرور اخبار در ابتدای همه گیری کرونا نشان می دهد که نخستین بار اواسط دی ماه ۱۳۹۸ شبکه سی سی تی وی چین گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه بیماری جدیدی شبیه به ذات الریه و به عبارت دیگر ویروس کرونای جدیدی پیدا شده که با نمونه های پیشین کرونا متفاوت است. در همین روزها دانشمندان هنگ کنگی نیز اعلام کردند که این نوع ویروس کرونا عامل عفونت زای جدیدی است که تا به حال نظیر آن مشاهده نشده است. در حدود چهار روز پس از این گزارش ها و به صورت دقیق تر در یازدهم ژانویه ۲۰۲۰ خبرگزاری ها از ابتلای ده ها چینی به این ویروس مرموز خبر دادند و مرگ یک نفر را تایید کردند. ویروسی که بر اساس اعلام مقامات بهداشتی چین چیزی شبیه به سینه پهلو یا سرماخوردگی شدید بود اما به ادعای آنها، از انسان به انسان منتقل نمی شد. اولین قربانی کرونا مرد ۶۱ ساله ای بود که از بیماری های زمینه ای رنج می برد و در عین حال، مرگ او با بازار مشهور شهر ووهان نیز مرتبط بوده است. کافیست در نظر بگیریم همه اینها در شرایطی است که فقط ۴۱ نفر در ووهان به این بیماری مبتلا شده بودند و از این میان تنها حال ۷ بیمار وخیم بود. یک هفته پس از این ماجرا یعنی در ۲۸ دی ۱۳۹۸  در حالی که مقامات چینی همچنان اصرار داشتند که ویروس کرونای جدید فقط از حیوان به انسان سرایت می کند دانشمندان بریتانیایی اعلام کردند که آمار واقعی احتمالا نه ۴۱ نفر بلکه ۱۷۰۰ نفر است و در عین حال شواهد جدی از انتقال انسان به انسان در ویروس جدید کشف شده وجود دارد. با این وجود در همین روزها مقامات چینی آمار مبتلایان را تا ۱۳۰ نفر و تعداد جانباختگان را ۳ نفر اعلام کردند. در روزهای پس از آن در حالیکه تعداد مبتلایان تا حدود ۸۳۰ نفر اعلام شد، کرونا به استرالیا، آمریکا و اروپا گسترش پیدا کرد.

    اخبار روز ۴ بهمن ۱۳۹۸ یعنی ۲۴ ژانویه ۲۰۲۰ از مرگ ۲۶ نفر در اثر ابتلا به کرونای جدید حکایت دارد و در نهایت تعجب سازمان بهداشت جهانی روز قبل از آن اعلام کرده بود که هنوز برای اعلام وضعیت اضطراری بین المللی زود است. در این بازه زمانی یک هفته ای، نظرات کارشناسی اشتباه بسیاری از گوشه و کنار شنیده می شود و برخی می گویند  که این ویروس جدید به اندازه ویروس کرونا در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ در چین با ۸۰۰ قربانی و یا در مقایسه با مرس، ویروس تنفسی خاورمیانه در سال  ۲۰۱۲ (با بیش از ۷۰۰ قربانی) خطرناک به شمار نمی رود.

    دو روز پس از آن در حالی که شمار موارد تایید شده ابتلا به ویروس کرونا از مرز دو هزار نفر گذشت به تدریج اطلاعات بیشتری از ماهیت ویروس جدید منتشر شد و قرنطینه های ۱۴ روزه و توصیه های بهداشتی که هم اکنون بسیاری از آن ها با گذشت حدود ۸ یا ۹ ماه هنوز معتبر هستند جدی گرفته شد. برای درک بهتر از ماهیت پیچیده سرایت این نوع ویروس ها کافیست در نظر داشته باشیم که در این مرحله هنوز حدود دو هزار نفر به ویروس کرونا مبتلا شده بودند اما در زمان نوشتن این مطلب، یعنی با گذشت چیزی حدود هشت ماه، ۱۹ میلیون مورد ابتلا و بیش از ۷۰۰ هزار مورد مرگ گزارش شده است. از دو هزار مورد ابتلا تا ۱۹ میلیون فاصله بسیاری است و این دقیقا همان چیزی است که این ویروس را به یک ویروس هولناک و خطرناک تبدیل کرده است. روز یازدهم ژانویه ۲۰۲۰، زمانی که خبر مرگ یک نفر در اثر ابتلا به ویروس کرونای جدید منتشر شده بود کمتر کسی تصور می کرد که این ویروس با گذشت چند ماه، ۷۱۱ هزار نفر قربانی بگیرد.

    جستجوی کلیدواژه “کرونا” در اخبار دو دهه اخیر، نشانه های عجیبی از ماهیت پیچیده بیماری های واگیردار ویروسی به دست می دهد. آخرین خبرهای مرتبط با کرونا پیش از ظهور کرونای جدید، باز می گردد به ۴ سال قبل و هشدارهایی که در سال ۱۳۹۴ درباره قرنطینه حجاج مشکوک به ویروس کرونا مطرح می شده است. اگرچه هرجا که نام کرونا برده شده ربطی به ویروس کرونای کنونی ندارد و بلکه به عامل بیماری سارس و مرس اشاره می کند. شش سال پیش یعنی خرداد ماه سال ۱۳۹۳ خبر فوت نخستین بیمار در اثر ابتلا به ویروس عفونت تنفسی کرونا در کرمان منتشر شد (اینجا) که البته به مِرس یا سندرم تنفسی خاورمیانه اشاره داشت. بیدار شدن این دیو خفته را البته بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان پیش بینی کرده بودند. این مطالعه با عنوان مروری بر بیماری سندروم حاد تنفسی سارس (اینجا) حدود ۱۸ سال پیش نوشته شده است و روایت عجیبی از شیوع سارس در سال ۲۰۰۳ به دست می دهد. در این مقاله صحبت از ویروس کروناست با این تفاوت که نوع دیگر کرونا یعنی سارس در ماه های مارس و آوریل ۲۰۰۳ به اوج رسید و در ماه جولای (یعنی ظرف حدود پنح تا ۶ ماه) کنترل شد. تفاوت دیگر آن است که سارس فقط ۸۴۳۷ نفر را بیمار کرد و جان ۸۱۳ را گرفت. کرونای جدید تا این لحظه همانگونه که اشاره شد ۱۹ میلیون نفر را بیمار کرده و بیش از ۷۰۰ هزار قربانی داشته است. نویسندگان مقاله در زمستان سال ۱۳۸۱ صراحتا می نویسند به رغم آنکه اپیدمی سارس کنترل شده اما ممکن است زنجیره انتقال عامل بیماری زا به صورت موارد غیربالینی و یا در مخازن حیوانی در طبیعت ادامه داشته باشد و پس از مدتی دوباره خود را به صورت همه گیری نشان دهد. گزارشی در مجله فوربز در آذر ماه سال ۱۳۹۱ (اینجا) به وضوح از لزوم جدی گرفتن احتمال یک بیماری همه گیر دیگر مانند سارس صحبت می کند و می نویسد مثل اغلب بیماری های همه گیر، ظاهرا تا زمانی که کسی جان خود را از دست ندهد کسی مساله را جدی نمی گیرد. با گذشت هشت سال اینک مشخص شده که حق با نویسنده این گزارش است. ویروس کرونا این بار بسیار متفاوت از همه گیری های قبلی عمل کرده است و بیانگر آن است که در این سالها نه سازمان جهانی بهداشت و نه کشورهایی که با ویروس های کرونا درگیر بوده اند، هیچ کدام تهدیدهای آینده را جدی نگرفته اند.

     

     

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیوفردا

  • تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    با گذشت حدود هفت ماه، اینک کرو نا ۱۸۸ کشور جهان را درگیرِ خود کرده است.

    نهاد‌های تصمیم‌گیرنده در سراسر جهان، برای مقابله با این عفونت مرگبار، راه‌های بسیاری را آزموده‌اند؛ از قرنطینه و فاصله‌گیری اجتماعی گرفته تا تلاش برای ساخت واکسن و دارو.

    اما تا لحظه نوشتن این مطلب، هیچ‌کدام از این راه‌ها نتوانسته به وضعیت بحرانی کنونی خاتمه دهد. واکسن و داروی قطعی هنوز کشف یا ساخته نشده و مقررات فاصله‌گذاری اجتماعی اگرچه از سرعت شیوع آن کاسته، به قطع زنجیره سرایت این بیماری نینجامیده است.

    تعطیلی کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگ، درخواست‌های وام و کمک‌هزینه و بیمه بیکاری و بسیاری مسائل دیگر، ابعاد پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا را پیش‌بینی‌ناپذیر کرده است؛ دست‌کم به‌قدری غیرقابل‌پیش‌بینی که وزیر دارایی ایالت هسن آلمان، حدود سه ماه پیش، از روی استیصال و نگرانی از پیامدهای اقتصادی کرونا دست به خودکشی زد.

    راهکار مقابله با کرونا را اینک نه فقط در مدیریت و اقتصاد و پزشکی و داروسازی بلکه در تکنولوژی نیز می‌توان یافت. امروزه تکنولوژی‌های پیچیده و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، راه‌حل‌هایی برای کند کردن روند شیوع این بیماری در دسترس انسان قرار می‌دهد که تا پیش از انقلاب صنعتی سوم، یعنی عصر دیجیتال، حتی تصور آن نیز ممکن نبود.

    اپلیکیشن‌های هشداردهنده کرونا، تجهیزات و سیستم‌های هوش مصنوعی یا مادون قرمز برای سنجش سریع تب عابران یا برای تشخیص ماسک بر چهره، دستگاه‌های تنفس (مانند آن‌چه مهندسان مرسدس بنز طراحی کردند)، ونتیلاتور و… تنها بخشی از تکنولوژی‌هایی هستند که در نیم سال گذشته به کنترل شیوع کرونا کمک کرده‌اند.

    یکی از دستگاه‌های پیشنهادی در فرودگاه رم، کلاهی بود که می‌توانست با کمک تصاویر مادون قرمز و سنجش درجه حرارت مسافران، بیماران مشکوک به کرونا را شناسایی کند. اپلیکیشن‌ها و وبسایت‌های آماری در این مدت، توسعه چشمگیری پیدا کردند. به‌خصوص آنالیز محققان دانشگاه جان‌هاپکینز از لحظه به لحظهٔ روند شیوع کرونا که به فارسی نیز راه پیدا کرد و در وبسایت کرونا به فارسی در دسترس قرار گرفت.

    در آلمان، اگرچه داده‌های دانشگاه جان‌هاپکینز یک منبع شناخته‌شده و مهم در پیگیری وضعیت شیوع کروناست، اما مؤسسه رابرت کخ در این زمینه نقش کلیدی را بازی می‌کند.

    اپلیکیشن ۲۰ میلیون یورویی در این کشور محصولی است از شرکت‌های نرم‌افزاری و مخابراتی مانند SAP و تله‌کام که برای قطع زنجیره انتقال کرونا طراحی شده است. این اپلیکیشن البته مورد انتقاد کسانی است که نگران نقض حریم خصوصی شهروندان‌اند.

    اما نحوه عملکرد این اپلیکیشن (برنامه کاربردی) بسیار جالب توجه است. این اپلیکیشن با استفاده از بلوتوث، کاربرانی را که به مدت طولانی در فاصله کمتر از دو متر از یکدیگر بوده‌اند ثبت می‌کند. این داده‌ها زمانی اهمیت می‌یابند که تست کرونای یکی از کاربران مثبت شود. در این صورت، به کاربران دیگر پیغامی مبنی برای این‌که آن‌ها در ناحیه خطر قرار داشته‌اند ارسال می‌شود و از این طریق، زنجیره انتقال کرونا به شکلی هوشمندانه کنترل می‌شود.

    این‌که مسیر رفت‌وآمد افراد و ارتباطات آنان برای مدتی ذخیره شود، البته در کشورهای دموکراتیک چندان مسئله‌ساز نیست. بسیاری از کاربران در استفاده از اپلیکیشن‌های سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی اطلاعاتی به‌مراتب بیش از این‌ها در اختیار اپلیکیشن‌ها قرار می‌دهند. با این حال برخی مقامات اروپایی خواستار تضمین آن شده‌اند که این اپلیکیشن صرفاً در دوران شیوع کرونا مورد استفاده قرار گیرد و با پایان احتمالی این همه‌گیری جهانی از رده خارج شود.

    تنوع و تعداد این اپلیکیشن‌ها در کشورهای مختلف جهان بسیار زیاد است؛ از اپلیکیشن‌هایی برای معاینه از راه دور گرفته تا اپلیکیشن‌های نسبتاً مشابه اپلیکیشن کرونا در آلمان. برای مثال، اپلیکیشن Symptom Tracker در بریتانیا که تا کنون میلیون‌ها شهروند بریتانیایی آن را روی گوشی‌های هوشمند خود نصب کرده‌اند.

    در سنگاپور، اپلیکیشن TraceTogether با استفاده از سیستم بلوتوث، افرادی را که در معرض خطر ابتلا بوده‌اند شناسایی می‌کند و از این طریق، در پی کند کردن روند انتقال ویروس کروناست.

    در ایسلند اگرچه حدود چهل‌درصد مردم از اپلیکیشن Rakning C-19 استفاده می‌کنند که بر اساس جی.پی.اس کار می‌کند، اما کارآمدی این اپلیکیشن زیر سؤال است و بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد این برنامه کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد. اتریشی‌ها غالبا از اپلیکیشن صلیب سرخ استفاده می‌کنند. در استرالیا و ایتالیا و بسیاری کشورهای دیگر نیز برنامه‌هایی نسبتاً مشابه مورد استفاده قرار گرفته است.

    نصب اپلیکیشن‌ها در کشورهایی با گردش آزاد اطلاعات، چندان نگران‌کننده نیست، اما این مسئله در چین و روسیه و ایران طبیعتاً شباهتی به آن‌چه در دنیای آزاد در جریان است ندارد.

    در برخی کشورها مانند امارات، تکنولوژی‌های عجیب و خارق‌العاده‌ای پا به میدان گذاشته است؛ از آمبولانس‌های خودکار مبتنی بر سیستم هوش مصنوعی گرفته تا پهپادهای ضدعفونی‌کننده‌ای که در هر ساعت، محدوده‌ای به وسعت یک هکتار را ضدعفونی می‌کنند.

    با این حال، اگر در ابعاد جهانی به مسئله نگاه کنیم، نه دارو و واکسن (که هیچ‌کدام هنوز نهایی و قطعی نیست) و نه تکنولوژی‌های پیشنهادی، هیچ‌یک تا این لحظه نتوانسته‌ به همه‌گیری کرونا خاتمه دهد. ممکن است واکسن یا دارویی نهایی برای کرونا در کوتاه‌مدت یافت نشود، اما شاید معرفی یک اختراع یا تکنولوژی جدید در این کشاکش کرونایی بتواند به وضع بحرانی کنونی خاتمه دهد.

    به عبارت دیگر، راه‌حل نهایی بحران کرونا شاید نه در داروسازی و پزشکی، که در دنیای مهندسی نهفته باشد. البته چیزی فراتر از فناوری‌های کنونی مانند اپلیکیشن‌ها یا دروازه‌های هوشمند برای تشخیص چهره و ماسک.

    آن‌چه مسلم است، جهان برای عادی‌سازی اقتصاد و توریسم و حمل‌ونقل و به صورت خلاصه بازگشت به روال قبلی زندگی روزمره، به راه‌حلی فراتر از ماسک و پهپاد و اپلیکیشن نیاز دارد.

    لینک این مقاله در وبسایت رادیو فردا

  • کرونا و سازمان جهانی بهداشت؛ به نام آمریکا، به کام چین؟

    کرونا و سازمان جهانی بهداشت؛ به نام آمریکا، به کام چین؟

    یادداشتی از عرفان کسرایی: این نخستین بار نیست که سازمان جهانی بهداشت (WHO) به‌دلیل کندی و بی‌عملی و دست‌کم گرفتن خطرات بیماری‌ها این‌گونه مورد انتقاد قرار می‌گیرد. اما نه ابعاد همه‌گیری‌های جهانی بیماری سارس در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ مانند امروز بود و نه شیوع آنفلوآنزای خوکی در سال ۲۰۰۹، زیکا در سال ۲۰۱۶ و ابولا در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ و ۲۰۱۸.

    بیماری کووید ۱۹ اینک با گذشت چهارماه، چهره جهان را همچنان غمزده و هولناک نگاه داشته است. مسائلی چون فاصله‌گیری اجتماعی، بسته شدن مرزها، لغو المپیک و رقابت‌های ورزشی، و اجباری شدن ماسک همه‌چیز را تغییر داده است.

    این تغییرات در این چند ماه هنوز به عنوان یک روند عادی پذیرفته نشده و به سبک زندگی روزمره و قابل‌قبول تبدیل نشده است و همه در انتظار پایان این وضعیت‌اند؛ وضعیتی که البته سازمان جهانی بهداشت که یکی از مهم‌ترین وظایف آن مقابله با همه‌گیری بیماری‌هاست، در بروز آن بی‌تقصیر نیست.

    صرف‌نظر از انتقادهای دولت ایالات متحده و تعلیق پرداخت‌های مالی این کشور به سازمان جهانی بهداشت به دلیل آن‌چه آمریکایی‌ها آن را «چین‌محور» بودن سازمان جهانی بهداشت می‌خوانند، بررسی گزارش‌ها و نگاهی به روزشمار واکنش سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که عملکرد این نهاد بین‌المللی در مقابله با کرونا بسیار غیرحرفه‌ای و مغایر با اساسنامه این سازمان بوده است.

    ادعای ایالات متحده درباره چین‌محور بودن سازمان جهانی بهداشت نیز چندان بیراه نیست. درحالی‌که آمریکا در سال ۲۰۱۹ بیش از ۴۰۰ میلیون دلار یعنی حدود ۱۵ درصد از بودجه سالانه این سازمان را تأمین کرده است، عملکرد سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد که در مسئله کرونا واقعاً یک سیاست چین‌محور را در پیش گرفته است.

    سازمان جهانی بهداشت در آغاز بحران کرونا همان اطلاعات گمراه کننده و غلطی را منتشر می‌کرد که مقامات چینی به آن‌ها انتقال می‌دادند و در تاریخ پنجم ژانویه ۲۰۲۰، یعنی زمانی که هنوز می‌شد جلوی بسیاری از آسیب‌های بعدی را گرفت، به‌غلط اعلام کرد که هیچ مدرکی دال بر انتقالِ انسان به انسانِ این ویروس جدید وجود ندارد.

    این اطلاعیه‌های غلط و گمراه‌کننده در روز ۱۴ ژانویه نیز تکرار شد. این در حالی است که تایوان (و هنگ‌کنگ) از قابلیت انتقالِ انسان به انسانِ این ویروس اطلاع داشتند و دو هفته پیش از آن، تدابیر سختگیرانه‌ای در پیشگیری از شیوع آن اجرایی کرده بود.

    این قضیه نشان می‌دهد که سازمان جهانی بهداشت حتی در حد نهادهای مدیریت بهداشت یک کشور مانند تایوان نیز کارآمد عمل نکرده است. به عبارت دیگر، سه هفته طول کشید تا سازمان جهانی بهداشت به همان نتیجه‌ای برسد که تایوانی‌ها رسیده بودند؛ نتایجی که تایوان اطلاعات آن را همان زمان در اختیار سازمان جهانی بهداشت نیز گذاشت، اما این سازمان با توجه به فشار چینی‌ها در جلوگیری از عضویت تایوان در سازمان جهانی بهداشت، توصیه‌ها و یافته‌های دانشمندان تایوانی را نادیده گرفتند.

    دیوان‌سالاری (بروکراسی) ویرانگر یا چین‌محوری؟

    انتقادها به عملکرد سازمان جهانی بهداشت، در عمل، به‌مراتب گسترده تر از این‌هاست. این سازمان متهم است که در جریان شیوع ابولا در غرب آفریقا بیش از اندازه تعلل کرد و دیرتر از زمان لازم وضعیت اضطراری اعلام کرد.

    هفتاد و دو سال از تأسیس سازمان جهانی بهداشت می‌گذرد و از آن زمان تا کنون بحران‌های بسیاری سلامت جهانی را تهدید کرده است. سازمان جهانی بهداشت در آغاز با بحران‌هایی چون مالاریا و فلج اطفال و سل روبه‌رو بود و برنامه ریشه‌کنی آبله در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۷ برای این سازمان در نخستین سال‌های تأسیس، موفقیت بزرگی محسوب می‌شد.

    آبله بیماری مهلکی بود که در قرن بیستم در حدود سیصد میلیون نفر از مردم جهان را به کام مرگ فرستاده بود و واکسیناسیون آبله با تصمیم سازمان جهانی بهداشت بود که از سال ۱۹۶۷ اجباری شد؛ تصمیمی درست و موفقیت‌آمیز که در نهایت در سال ۱۹۸۰ با اعلام رسمی ریشه‌کنی این بیماری به سرانجام رسید. اما عملکرد این سازمان در مقابله با آبله ظاهراً یک استثناء بود.

    سازمان جهانی بهداشت در بحران‌های بعدی مدام ناکارآمدتر و ضعیف‌تر از پیش عمل کرده است. برای مثال می‌توان به بحران ابولا در سال‌های ۲۰۱۴ در غرب آفریقا و از کنترل خارج شدن ویروس در کشورهای گینه و لیبریا و سیرالئون اشاره کرد که به مرگ حدود ۱۱هزار نفر منجر شد. بی تردید بخش بزرگی از تقصیر در بحران ابولا را می‌توان در بی‌عملی و واکنش دیرهنگام سازمان جهانی بهداشت پیدا کرد.

    این روند کند و بی‌عملی، پیش از نیز سابقه داشته است. شاید بدترین و غیرسازنده‌ترین نقش این سازمان را بتوان در جریان فاجعه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ یافت. سازمان جهانی بهداشت پنج سال پس از آن حادثه، یعنی تازه در سال ۱۹۹۱، متخصصان خود را به محل حادثه فرستاد و تازه چهار سال پس از آن، یعنی سال ۱۹۹۵ (۹ سال پس از حادثه)، کنفرانسی در این زمینه برگزار کرد.

    درحالی‌که تفاهم‌نامه همکاری بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و سازمان جهانی بهداشت سال‌ها پیش از آن، یعنی سال ۱۹۵۹، امضا شده بود، هنوز تا همین امروز نیز (با وجود فجایعی چون چرنوبیل و فوکوشیما) بخشی در سازمان جهانی بهداشت برای آمادگی و مقابله با خطرات تشعشعات اتمی وجود ندارد.

    یکی دیگر از انتقادها به سازمان جهانی بهداشت، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، به‌خصوص صنایع دارویی، در این سازمان است و انتقاداتی در زمینه تأثیر شرکت‌های داروسازی در توصیه‌های دارویی سازمان جهانی بهداشت مطرح شده است.

    بررسی گزارش سازمان بهداشت جهانی نشان می‌دهد که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ میلادی، بالاترین میزان کمک به سازمان جهانی بهداشت از سوی آمریکایی‌ها بوده و اساساً آمریکایی‌ها بالاترین میزان سهم را در تأمین بودجه سازمان بهداشت جهانی دارند. هرچند رئیس‌جمهور ایالات متحده هنوز درباره تجدیدنظر در تأمین بودجه سازمان جهانی بهداشت تصمیم قطعی و نهایی نگرفته، اما صحبت‌های ابتدایی حاکی از این است که دولت ایالات متحده قصد دارد از این پس تنها ده درصد از مبلغی را که پیش از این می‌پرداخته در اختیار سازمان جهانی بهداشت قرار دهد؛ مبلغی که به‌گفته آن‌ها تازه با حق‌السهم پرداختی چین برابر می‌شود.

    انتقاد به عملکرد سازمان جهانی بهداشت از دید آمریکایی‌ها عمدتاً این است که نمی‌شود پذیرفت بودجه این سازمان را آمریکایی‌ها تأمین کنند اما سیاست غالب این سازمان چین‌محور باشد. انتقاد از بی‌عملی سازمان جهانی بهداشت اما فراتر از مسائل و مناقشات سیاسی جهانی بین چین و ایالات متحده است.

    وزیر بهداشت استرالیا دلیل موفقیت استرالیا در جلوگیری از شیوع ویروس کرونا را صراحتاً سرپیچی از دستورالعمل‌های سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد و گفت عمل نکردن به دستورالعمل‌های این سازمان درباره شیوع کرونا عامل موفقیت این کشور است. این اظهارنظر، بیش از هرچیز، می‌تواند مایه شرمساری مدیران سازمان جهانی بهداشت باشد، چراکه عمل نکردن به توصیه‌های این سازمان بهتر از عمل کردن به آن بوده و این مسئله نشان می‌دهد سازمان جهانی بهداشت برای بازیابی این اعتبار از دست رفته و شکست مدیریتی در مقابله با کرونا، نیازمند تغییر و تحولات بنیادین است.

    لینک این مطلب در وبسایت رادیوفردا

  • نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    نگاه به علم پس از بحران کرونا چه تغییری خواهد کرد؟

    آخر هفته با صادق صبا | ایران اینترنشنال

    پنجشنبه یازدهم اردیبهشت هزار و سیصد و نود و نه

     

  • آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    آن‌چه دانشمندان درباره کرونا می‌دانند و آن‌چه هنوز نمی‌دانند

    عرفان کسرایی | رادیو فردا

    آمار مبتلایان به ویروس کرونای جدید در جهان از یک و نیم میلیون نفر گذشته و تا کنون بیش از هشتاد هزار نفر جان خود را از دست داده اند. دانشگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز تحقیقاتی در سراسر دنیا بی وقفه در پی یافتن راه حلی نهایی برای پایان دادن به این کابوس سال ۲۰۲۰ هستند. تا این لحظه و در زمان انتشار این مطلب، هنوز هیچ دورنمای روشنی برای پایان این وضعیت قابل تصور نیست. دانشمندانی که در تلاش برای ساخت واکسن یا تولید دارو برای مقابله با ویروس کرونای جدید هستند، هیچ زمان مشخصی برای پایان پاندمی اعلام نکرده اند. در خوشبینانه ترین حالت، برخی پایان تابستان و برخی دیگر، پایان سال جاری میلادی را حداقل زمان لازم برای پایان بخشیدن به شیوع کرونا تخمین زده اند. تا امروز دانشمندان چیزهای بسیاری درباره بیماری کووید ۱۹ می دانند و چیزهای بسیاری هم هست که هنوز مشخص نیست. تعجبی ندارد که در چنین شرایطی، حتی سازمان جهانی بهداشت نیز اطلاعات متناقض و یا موقتی منتشر کند که بعد از مدتی نیازمند تصحیح و اصلاحیه باشد. بحث بر سر راه های انتقال ویروس، بحث بر سر اینکه آیا ماسک ان نود و پنج  قابلیت استفاده دوباره دارد یا نه، یا اینکه فاصله گیری اجتماعی مجاز یک و نیم متر باشد یا دو متر هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است. پیامدها و تاثیرات ابتلا به ویروسی با قطر ۱۲۵ نانومتر، با وجود پیشرفت های خیره کننده پزشکی و ژنتیک و بهداشت، هنوز نقاط مبهم بسیاری دارد. تا این لحظه در حدود ۷۰ دارو روی میز بررسی دانشمندان جهان است و بر اساس برخی مطالعات حدود ۳۰ ماده موثر در مقابله با ویروس کرونای جدید در حال آزمایش است. از داروهای ضدمالاریا گرفته تا داروهای ضدابولا و ضد ایدز و روماتیسم هم بررسی شده اند اما تا کنون اثری که بتوان آن را نتیجه بخش ارزیابی کرد یافته نشده است. یکی از دلایل اینکه دانشمندان، داروهای قبلی برای مقابله با عفونت های ویروسی را برای مقابله با کرونا نیز آزمون می کنند این است که این داروها، از قبل مراحل تست انسانی و اخذ مجوز را طی کرده اند و اگر کارآمدی و اثربخشی آنها نشان داده شود، با سرعت بیشتری می توانند آن را به تولید انبوه برسانند. فراتر از پزشکان و ویروس شناسان و دانشمندان ژنتیک، بخش صنعت و تکنولوژی نیز بیکار ننشسته و مهندسان و طراحان هم در پی یافتن راه حل های خلاقانه در مقابله با کرونا هستند. کمبود دستگاه های کمک تنفسی در بیمارستان ها یکی از عوامل بالا رفتن مرگ و میر در بسیاری از کشورهای دنیاست. اخباری که از ظرفیت محدود این دستگاه ها در ایتالیا گزارش می شود بسیار نگران کننده و دردناک است. در چنین شرایطی مهندسان کمپانی مرسدس بنز، تکنولوژی به نام سی پی ای پی را توسعه داده اند که به احتمال بالا کمبود تجهیزات بسیار گران قیمت دستگاه های تنفسی ونتیلاتور ها را تا حدی جبران خواهند کرد. برخی گزارش ها نشان می دهد که تکنولوژی ابداعی مهندسان تیم فرمول یک مرسدس بنز، نیاز بسیاری از بیماران را به دستگاه های تنفسی برطرف خواهد کرد.

    چیزهایی که دانشمندان می دانند و نمی دانند

    ویروس کرونای جدید مکانیسم اثر پیچیده ای دارد و این مساله بسیاری از دانشمندان را گیج کرده است. بر اساس بسیاری از مطالعات علمی منتشر شده تا کنون، بیشتر قربانیان در سراسر دنیا مردان بوده اند هرچند نرخ ابتلای زنان و مردان به این ویروس یکسان بوده است. در بسیاری از کشورها بیش از شصت درصد از قربانیان مرد بوده اند. برخی پژوهشگران این مساله را بی ارتباط با عملکرد ویروس کرونا می دانند و بر این باورند دلیل این مساله آن است که مردان بیش از زنان دخانیات مصرف می کنند. برخی دیگر نیز عامل بیولوژیک را در آن دخیل می دانند و پاسخ را در هورمون های استروژن و تستسترون جستجو می کنند. نکته مبهم بعدی این است که در ابتدای شیوع ویروس کرونای جدید این باور وجود داشت که فقط افراد سن بالا و با سابقه بیماری قبلی در معرض خطر هستند اما پس از مدتی نشان داده شد که جوانان و افراد کم سال و حتی نوزادان نیز در معرض خطر کرونا هستند. یافته دیگر و مطالعات جدید دانشمندان درباره ویروس کرونای جدید، نتایح نسبتا امیدبخشی هم دارد. یکی اینکه برخی مطالعات جدید منتشر شده نشان می دهد با توجه به سرعت کند جهش های ژنتیکی ویروس جدید احتمالا بر خلاف آنفولانزای فصلی که هر سال نیاز به تولید واکسن جدید دارد، فقط به یک واکسن نیاز باشد. برخی دانشمندان معتقدند که سرعت جهش ویروس کرونای جدید از جهش های ویروس آنفلوانزا کمتر بوده و مشابه ویروس‌های سندروم شدید تنفسی حاد (سارس) و سندروم تنفسی خاورمیانه (مرس)  باشد. البته نکات ناامید کننده ای نیز در آخرین یافته های دانشمندان وجود دارد و از آن جمله می توان به این اشاره کرد که قابلیت انتقال این ویرس به مراتب بیش از آنفولانزاست، هیچی ایمنی قبلی در برابر آن وجود ندارد و همه انسان ها به صورت بالقوه در برابر ابتلا به این ویروس آسیب پذیر هستند.

    آیا امیدی هست؟

    هنوز در بین دانشمندان و پزشکان و موسسات تحقیقاتی و مقامات سازمان جهانی بهداشت بر سر اینکه چه دارویی به چه میزان اثربخشی دارد اتفاق نظری وجود ندارد. برخی از دانشمندان برای رمدسیویر را که قبلا برای مقابله با ابولا تولید شده بود بختی قائل اند و همچنان در حال آزمایش های تکمیلی روی آن هستند. برخی دیگر به کلروکین و یا هیدروکسی‌کلروکین که برای مقابله با مالاریا به کار گرفته می شد امید بسته اند. این دانشمندان احتمال می دهند که این داروها حتی در کنار داروهای شناخته شده ضدایدز در مقابله با عفونت های ویروسی مانند بیماری کووید ۱۹ موثر واقع شوند. هرچند مطالعاتی که برخی دانشمندان انجام داده اند اثربخشی داروهای ضدایدز را در مقابله با ویروس کرونای جدید رد می کنند. مساله بر سر این است که اعلام اثربخشی یا بی اثر بودن یک دارو به این سادگی ها ممکن نیست. چنین چیزی منوط به آزمایش های فراوان تکرار پذیر است و اگر که یک یا چند بیمار در جایی از دنیا بر اثر مصرف دارویی بهبودی یافته اند به این معنا نیست که آن دارو، داروی قطعی یا موثر است. روی همین منوال، برخی پزشکان از اثربخشی دارویی به نام فاوی‌پیراویر صحبت می کنند و برخی دیگر، اثربخشی آن را تایید نمی کنند. در دانش پزشکی، چنین اختلاف نظرهایی کاملا طبیعی است. اواسط ماه مارس سازمان بهداشت جهانی توصیه کرد که مردم از مصرف داروی ایبوپروفن برای تسکین علائم بیماری کووید ۱۹ پرهیز کنند چون ممکن است عفونت را تشدید کند. وزیر بهداشت فرانسه نیز توصیه کرده بود که برای کاهش تب بهتر است از استامینوفن (پاراستامول) استفاده شود اما سازمان جهانی بهداشت تنها چند روز بعد در روز در ۱۹ مارس اخطار خود حذف کرد. این مساله فقط محدود به بحران شیوع ویروس کرونای جدید نیست. همین روزهای اخیر سازمان غذا و داروی ایالات متحده امریکا توصیه کرد که افراد به هیچ عنوان از داروی رانیتیدین استفاده نکنند و مصرف این دارو را متوقف کنند و از بازار خارج کنند. دارویی که در سال ۱۹۷۶ یعنی بیش از چهل سال قبل در انگلستان کشف شد و از سال ۱۹۸۱ برای درمان مشکلات گوارشی استفاده می شد اینک خطرناک تشخیص داده شده و باید دور ریخته شود. در پاسخ به این پرسش که آیا امیدی هست یا نه، چند نکته را نباید از نظر دور داشت. قبل از هرچیز نتایج دیتا ها و بررسی های دانشمندان در زمینه این همه گیری جهانی است که باید تکمیل شود. چیزهایی که دانشمندان می دانند هنوز کمتر از آن است که بتوان در کوتاه مدت انتظار داشت، به ریشه کنی کرونا منجر شود و باعث شود به زودی زندگی عادی در سراسر جهان برقرار شود. مساله دوم کنترل این بیماری است که با استفاده از کیت های تشخیصی، قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی ممکن می شود و مساله سوم، کشف واکسنی که هنوز تا این لحظه به صورت قطعی پیدا نشده است. موسسات تحقیقاتی که خبر از کشف واکسن داده اند کم نیستند. برخی از شرکت های داروسازی و موسسات پژوهشی اجازه انجام تست ضدکرونا روی انسان را دریافت کرده اند. شرکت چینی کانسینوبیو و شرکت هایی مثل یو اس اینوویو و بیو ان تک و کمپانی آلمانی کیوروک از جمله شرکت هایی هستند که از این ماه یا ماههای آینده واکسن های خود را روی افراد داوطلب آزمایش خواهند کرد. در کناراینها کیت های تشخیصی کرونا نیز برای پزشکان از اهمیت بسیاری برخوردند. کیت های تشخیصی با شناسایی افراد مبتلا، می تواند شیوع بیماری را تا حد امکان کنترل کند و از شمار قربانیان بکاهد. هرچند که تولید کیت های تشخصیص نیز به سادگی ممکن نیست و از آن جمله می توان به اعلام نارضایتی برخی کشورهای اروپایی از کیت های چینی تشخیص کرونا  اشاره کرد. مقامات بهداشتی جمهوری چک چندی پیش اعلام کردند در حدود۸۰ درصد از کیت‌های چینی تست کرونا درست کار نمی‌کنند. مشکل بعدی بر سر راه، توان محدود انجام آزمایش روزانه است. در کشوری مثل آلمان درحال حاضر فقط می توان روزانه ۴۰ هزار آزمایش کرونا انجام داد و متخصصان ویروس شناسی این کشور به دنبال راهی هستند که این میزان را بتوان به روزی ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر رساند و ژنوم ویروس  کرونای جدید را با نمونه برداری از مخاط افراد تشخیص داد. اگر کیت های تشخیصی، دستگاه های تنفسی، یافتن دارویی کارآمد و کشف واکسن، رعایت قرنطینه و فاصله گیری اجتماعی در کشورهای مختلف طبق برنامه مورد انتظار دانشمندان پیش برود، بله! امیدی به متوقف کردن کرونا هست و می توان امید داشت زندگی در شهرهای جهان به روال عادی برگردد. مساله بر سر این است که این پیش شرط ها چه زمانی محقق می شوند و سایه هراس از کرونا تا چه زمانی بر سر مردم جهان خواهد بود. مساله ای که هنوز برای هیچکس روشن نیست.

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • چشم انداز: جهان پس از کرونا ، آیا نگاه انسان به خدا و مذهب تغییر می کند؟

    چشم انداز: جهان پس از کرونا ، آیا نگاه انسان به خدا و مذهب تغییر می کند؟

    در این برنامه همراه با سروش دباغ ، پژوهشگر دین و فلسفه، کشیش منصور برجی، پژوهشگر دینی، عرفان کسرائی، پژوهشگر فلسفه علم به بررسی نگاه انسان به خدا و مذهب پس از کرونا می پردازیم.
    :پادکست صوتی این برنامه
    لینک یوتیوب این برنامه
  • جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    در طول تاریخ کم نبوده اند رخدادها و حوادثی که دنیا را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرده اند. انقلاب صنعتی، جنگ جهانی دوم، کشف پنی سیلین، اختراع اینترنت و بسیاری رخدادهای دیگر، به قدری چهره جهان را تغییر داده اند که می توان هر کدام از آنها را یک خط مرزی برای تقسیم تاریخ به قبل و بعد آن رخداد در نظر گرفت. اینک شیوع جهانی بیماری  کووید ۱۹، نه تنها اقتصاد و صنعت، گردشگری و حمل و نقل، هنر و سیاست که فرهنگ و حتی رفتار فردی و جمعی انسان را نیز تغییر داده است. اکنون موزه ها ، تئاترها ، سینماها در بسیاری از کشورهای جهان تعطیل شده اند، پروازها کنسل، مرزها بسته، هتل ها خالی، قطارها از حرکت ایستاده، المپیک لغو شده و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آمده است. در کنار همه اینها، اثرات روانی فاصله گیری اجتماعی، زندگی در قرنطینه و معاشرت اجتماعی به نگرانی های بسیاری دامن زده است. رفتارهای جمعی تامل برانگیز در هراس از قحطی مواد غذایی، هجوم به فروشگاه ها و ذخیره مواد غذایی، مواد ضدعفونی کننده و دستمال توالت در سراسر جهان، از آغاز اعلام همه گیری جهانی کرونا تا امروز، موضوع بحث های داغ رسانه ای شده است.

    وحشت و هراس عمومی، استرس و بی خوابی و تنهایی افراد بی تردید آثار روانی غیرقابل پیش بینی در آینده بر جای خواهد گذاشت. مبهم ترین نکته در تحلیل سناریوهای پیش رو، این است که ما هیچ برآورد و تخمینی برای پایان این همه گیری هراسناک متصور نیستیم. هیچ مشخص نیست که تا چه زمانی واکسن برای پیشگیری یا داروی قطعی برای درمان این عفونت ویروسی ساخته خواهد شد. هیچ مشخص نیست که فصل گرما تاثیری بر کاهش و افول این ویروس عجیب به جا بگذارد و شرایط را بهتر کند. به همان نسبت که این ویروس* و مکانیسم اثر آن تا کنون عجیب بوده، رفتار و برنامه و سیاست های دولت ها نیز در مقابله با آن چندان روشن نبوده است. شبکه بهداشت و درمان اغلب کشورها، برخی زودتر برخی دیرتر، سیاست ایزولاسیون و قرنطینه را پیش گرفتند. در سیاست ایزولاسیون، افراد با حفظ مقررات فاصله گیری اجتماعی **  می توانند از خانه بیرون بروند و خرید کنند اما در الگوی قرنطینه، افراد اجازه خروج از خانه ندارند. الگوی دیگر که ایمنی گله ای است و مبنای آن این است که کاملا برعکس، اجازه داده شود آمار ابتلا هر چه سریعتر بالا رود و با ابتلای بیش از نیمی از جامعه، با دستیابی به پیک، روند کاهشی آغاز شود که این روش به گواه متخصصان، هرچند سریعتر جواب می دهد اما نرخ مرگ و میر را نیز بالا می برد. روشی که شاید برای دولت های استبدادی و حکومت هایی که برای جان شهروندان ارزشی قائل نیستند چندان هم نامطلوب نباشد. روشی که همه گیری را با سرعت بیشتری پایان می دهد و در عین حال با حذف افراد بیمار، هزینه بیمه و درمان را از روی دوش حکومت بر می دارد. با این وجود، در زمان نوشتن این متن، در واپسین روزهای ماه مارس هنوز هیچ نشانه ای از روند کاهشی این همه گیری جهانی دیده نمی شود. دهها موسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا با کار شبانه روزی و بدون تعطیلی هزاران دانشمند، در تلاش برای تولید واکسن کرونا هستند. فرایندی که هرچند در ظاهر می تواند امیدبخش باشد اما اگر به این نکته دقت کنیم که تولید این واکسن ممکن است در عمل حتی تا ۱۲ یا ۱۸ ماه یا حتی بیش از اینها طول بکشد، هراس بیشتری در خود حس خواهیم کرد. چینی ها، روس ها، آلمانی ها، استرالیایی ها، فرانسوی ها و آمریکایی ها، اسرائیلی ها و ژاپنی ها هر کدام خبرهایی از کشف واکسن اولیه کرونا منتشر کردند اما تا امروز غیر از واکسیناسیون آزمایشی در سیاتل بر روی یک زن ۴۳ ساله آمریکایی، نشانه امیدبخش دیگری دیده نمی شود. ۴۵ داوطلب این واکسیناسیون اولیه همچنان تحت نظر خواهند بود و نتایج آن تازه باید برای سازمان غذا و داروی امریکا ارسال شود و در صورت صدودر مجوز برای مرحله دوم آزمایش، تعداد بیشتری از افراد واکسینه خواهند شد. فرایندی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن شاید یک سال به طول بیانجامد.

    تغییر نگاه به علم در دوران پساکرونا

    زنجیره تحولات اجتماعی، به ندرت محدود به یک حوزه می ماند. اقتصاد و بورس، با فرهنگ و هنر یا سیاست بی ارتباط نیست. مذهب نیز از این دایره بیرون نخواهد ماند و چه بسا افراد مذهبی و باورمند با مشاهده عینی بی اثر بودن دعا و توسل، به این پرسش رهنمون شوند که چرا خداوند از بروز چنین فجایعی در جهان جلوگیری نمی کند. فرد مذهبی ممکن است از خود بپرسد چگونه ممکن است، روحانی که در منبر خود برای درمان این عفونت ویروسی، خواندن زیارت عاشورا، سوره حمد، آیت‌الکرسی یا  حدیث کساء را توصیه می کرد بر اثر این بیماری جان خود را از دست بدهد. بیرون از مرزهای ایران نیز، مذهب با یک چالش بزرگ روبرو شده است. کشف واکسن اگرچه به سادگی ممکن نخواهد بود اما بر خلاف دعا و اعمال مذهبی، کم و بیش، قطعیتی در آن می توان یافت. حتی اندیشیدن به امکان کشف یک واکسن یا دارو برای این بیماری، کورسوی امیدی برای میلیاردها انسان نگران در سراسر جهان ایجاد کرده است.

    جهان ما همه گیری های مرگباری در قرن های گذشته تجربه کرده است. طاعون و وبا، سیاه زخم و آنفولانزای اسپانیایی و بسیاری از عفونت های ویروسی و باکتریایی دیگر که برخی از آنها میلیون ها نفر از جمعیت جهان را به کام مرگ فرستاده اند. بیش از یک قرن از شیوع آنفولانزای اسپانیایی می گذرد و بحران کرونا نشان داد که با وجود پیشرفت های خیره کننده ویروس شناسی، پزشکی، ژنتیک و بهداشت، هنوز بشر در برابر چنین بیماری هایی آسیب پذیر است. اما نکته ای که نباید از یاد برد این است که اینک بخش بزرگی از جمعیت جهان، با دسترسی به اینترنت، هراس ها ، امیدها و احساسات و مسائل خود در روزهای قرنطینه را با سایر مردم جهان به اشتراک می گذارد. از این منظر، کرونا نخستین تجربه جهانی مشترک ما در عصر اینترنت است. شاید گفته شود بحران های پیشین مانند سارس و مرس نیز در عصر اینترنت شیوع پیدا کرده بودند. این سخن درست است اما اولا همه گیری اخیر، یعنی پاندمی بیماری کووید ۱۹هم به لحاظ ابعاد و هم تلفات جانی به مراتب از آنها گسترده تر است. دوم اینکه شبکه های اجتماعی در همین دهه اخیر، بسیار گسترش پیدا کرده اند و ارتباطات اینترنتی امروز، قابل مقایسه با شرایط همه گیری سارس در سال ۲۰۰۳ نیست. جهان در دوران پس از غلبه انسان بر بیماری کووید ۱۹ قطعا به جای متفاوتی تبدیل خواهد شد. دیدگاه عمومی به علم نیز دستخوش این تغییر خواهد شد و چه بسا نهادهای تصمیم گیری و شهروندان دریابند، سرمایه گذاری در توسعه علم و فناوری باید در اولویت قرار بگیرد و اگر دانشمندان، واکسن و یا دارویی برای بیماری های عصر جدید پیدا نکنند، نه از توریسم و تفریح و شادی چیزی می ماند و نه راهی برای کسب درامد ورزشکاران و سوپراستارها و سلبریتی ها و بازیگران و خوانندگان مشهور وجود خواهد داشت. جهان پس از کشف واکسن کرونا، احتمالا دیدگاه متفاوتی به همه چیز خواهد داشت و در خواهد یافت که پیشرفت های علمی امروز با وجود حیرت برانگیز بودن همچنان ناچیز است. ما با تمام تکنولوژی و تمدن پیشرفته امروز، هنوز در برابر یک ویروس با قطر ۱۲۵ نانومتر آسیب پذیریم و جهان هنوز همانقدر از تاثیر یک ویروس، متوقف می شود که یکصد سال پیش در اثر آنفولانزای اسپانیایی مستاصل شده بود.

    *SARS-CoV-2

    **Social distancing

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • کرونا، جنگ بیولوژیک یا پاندمی محتمل؟

    کرونا، جنگ بیولوژیک یا پاندمی محتمل؟

    با شیوع جهانی ویروس کرونای جدید* ، مردم سراسر جهان در هراسی باورنکردنی به سر می بردند. عده زیادی جان خود را از دست داده اند، کسب و کارها آسیب جدی دیده، بسیاری از مرزها بسته شده و حمل و نقل عمومی در بسیاری از کشورها فلج شده است. در چنین شرایطی پرسش های بسیاری درباره منشاء بیماری کرونای جدید** طرح می شود که در دو دسته عمده جای می گیرد. یکی پرسشی است که پاسخ آن برای دانشمندان و موسسات تحقیقاتی از اهمیت فراوانی برخوردار است و آن هم یافتن بیمار صفر است. چه نخستین کسی که در چین به این ویروس مبتلا شده و چه بیمار صفر در هر کشور که طبیعتا دانستن آن به کنترل و مهار و یافتن علت شیوع بیماری کمک می کند. پرسش درباره منشاء ویروس کرونای جدید برای افکار عمومی و البته سیاستمداران نیز به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. از سویی برخی منابع ویروس کرونا را تلاش دولت چین برای ساخت سلاحی بیولوژیک ارزیابی می کنند ومحصول مهندسی ژنتیک. تام کاتن سناتور آرکانزاس در گفتگوی تلویزیونی خود با شبکه فاکس نیوز از جمله کسانی بود که این ایده را به صراحت طرح کرد. گروه دیگری در جبهه سیاسی چین، روسیه و حکومت ایران، ویروس کرونا را تهاجم بیولوژیک ایالات متحده علیه چین و حکومت ایران می دانند و بر این باورند که امریکایی ها این ویروس را با هدف نابودی اقتصاد چین ساخته اند. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند. چیزی که در شرایط کنونی در دسترس نیست و هیچ گواه و شاهد قابل استنادی برای چنین ادعاهای بزرگی وجود ندارد و همه این ادعاها بر پایه حدس و گمان و البته با چاشنی سوگیری سیاسی بیان شده اند. اما آیا این به آن معناست که اساسا جنگ بیولوژیک وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؟ نه! اساس این ادعا که جنگ بیولوژیک واقعا وجود دارد اشتباه نیست و بلکه در طول تاریخ از ششصد سال پیش از میلاد نیز وجود داشته است. با وجود آنکه باید از افتادن به دام تئوری های توطئه پرهیز کرد، اما گزینه های محتمل روی میز را نیز نمی توان به سادگی کنار گذاشت. کافیست توجه کنیم که یک گزارش نیچر در سال ۲۰۱۷ وقوع فاجعه را در آزمایشگاه ویروس شناسی ووهان به طور ضمنی پیش بینی کرده بود. هرچند که با گسترش بیماری کووید 19  توضیح جدیدی به گزارش اضافه شد مبنی بر اینکه نیچر نمی تواند شیوع کرونا را به این آزمایشگاه مربوط کند و هیچ گواه مستدلی برای تایید این مساله ندارد و دانشمندان همچنان بازار غذاهایی دریایی ووهان را منشاء شیوع آن می دانند. اگرچه برخی منابع چینی، علاقه مندند تا بیماری کرونای جدید را جنگ بیولوژیک امریکایی ها علیه خود تلقی کنند اما اگر بنا به بررسی گزینه های مشکوک جنگ بیولوژیک باشد، آزمایشگاه میکروبیولوژی ووهان که در سال ۱۹۵۶ پایه ریزی شده (نام کنونی یعنی انستیتو ویروس شناسی ووهان*** از سال ۱۹۷۸ بر این موسسه گذاشته شده است) یکی از متهمان ردیف اول خواهد بود. ضمن آنکه صرف متهم کردن رقبای سیاسی، دلیل محکمه پسندی نیست و در طول تاریخ، نمونه های مشابه فراوانی وجود دارد که هرگز اثبات نشده اند. گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی بریتانیا را به تلاش برای ورود تب زرد به هند و وارد کردن حشرات آلوده از آفریقای غربی متهم می کرد و مقامات چینی نیز پیش تر ایالات متحده را متهم کرده بودند که اپیدمی وبا را در سال ۱۹۶۱ در هنگ کنگ شایع کرده است. حتی در زمان شیوع سارس نیز این ادعا از سوی منابع چینی وجود داشت که سارس یک سلاح بیولوژیک است تا اقتصاد چین را با بحران مواجه کند.

    جنگ بیولوژیک واقعا وجود دارد

    از نظر تاریخی استفاده از عوامل بیولوژیک بیماری زا، انتشار عمدی میکروارگانیسم ها و سموم خطرناک حتی قرن ها پیش از آنکه میکروارگانیسم ها شناخته شوند رایج بوده است. صدها سال پیش، هم از قربانیان طاعون برای زمینگیر کردن دشمن استفاده می شده و هم از سموم گوناگون. جنگ بیولوژیک را در ساده ترین شکل ممکن می توان به معنای استفاده از عوامل بیولوژیک شامل باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها و همچنین فراورده های آن برای از بین بردن یا ناتوان کردن انسان ها تعریف کرد.  در جریان جنگ جهانی دوم، ارتش ژاپن یک واحد محرمانه تحقیقات و توسعه سلاح های میکروبی و شیمیایی به نام واحد ۷۳۱ را گسترش داده بود و در همان زمان روی استفاده از طاعون و وبا و سیاه زخم و کزاز در جنگ های بیولوژیک کار می کرد. این مساله فقط منحصر به ژاپن نبود. امریکایی ها نیز تا زمان نیکسون برنامه تحقیقاتی گسترده ای در زمینه جنگ بیولوژیک داشتند و تازه اوایل دهه هفتاد میلادی بود که ذخایر تسلیحات بیولوژیک آمریکا شامل عوامل سیاه زخم و سم بوتولیسم و نظایر نابود شد. بریتانیا نیز ذخایر تسلیحات بیولوژیک خود را در اواخر دهه شصت میلادی منهدم کرد. اتحاد جماهیر شوروی سابق اما برنامه تحقیقاتی خود در زمینه توسعه سلاح های بیولوژیک را انکار می کرد و به هر حال کنوانسیون منع توسعه، تولید و ذخیره سازی تسلیحات بیولوژیک تازه در اوایل دهه هفتاد میلادی تصویب شد. معاهده ای که ذخیره سازی پاتوژن ها و توکسین ها را که هیچ توجیهی برای اهداف درمانی و صلح آمیز ندارند ممنوع می کرد.  در عین حال دولت های کمونیستی بلوک شرق همچنان با استفاده از فناوری های شوروی دست به قتل مخالفان می زدند و نمونه های بسیاری از این قتل ها در این دهه ثبت شده است. حتی در سال های اخیر نیز یک نمونه تلاش ماموران مخفی روسیه برای حمله با یک نوع عامل عصبی علیه مخالفان به تنش بین بریتانیا و روسیه دامن زد. روس ها در چنین مواردی چندان سابقه خوبی ندارند. اپیدمی سیاه زخم در حادثه سوردولفسک روسیه (در آوریل ۱۹۷۹) در یک تأسیسات بیولوژیک نظامی (به نام محوطه ۱۹) باعث ابتدلا و مرگ دهها تن شد. در آن زمان مقامات شوروی اصرار داشتند که شیوع سیاه زخم ناشی از مصرف گوشت های آلوده خریداری شده از بازار سیاه بوده اما بعدها با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مشخص شد که اپیدمی سیاه زخم، ناشی از نشت اتفاقی آلودگی از این تاسیسات بوده است. در امریکا نیز پس از حملات یازدهم سپتامبر، یک پرونده عجیب پخش باکتری سیاه زخم توجه بسیاری را به خود جلب کرد. پرونده نامه های پستی آلوده به باکتری سیاه زخم که بعدها با خودکشی دکتر آیوینز از انستیتوی تحقیقات پزشکی بیماری های عفونی در ایالت مریلند، مختومه شد. آیوینز به این متهم بود که نمونه ای از باکتری سیاه زخم را در اختیار داشت که جهش های ژنتیکی آن درست مانند نمونه هایی بوده که در حملات بیولوژیکی در خاک آمریکا مورد استفاده قرار گرفته بودند. درست در اواخر ماه مارس بیست و پنج سال پیش یک فرقه ژاپنی به نام اوم ‌شینریکیو با استفاده از گاز مایع سمی سارین به خطوط متروی توکیو حمله کردند که در جریان آن عده زیادی کشته و مجروح شدند. بعدها مشخص شد اعضای این فرقه در سال ۱۹۹۲ تلاش کرده بودند ویروس ابولا را از زئیر به دست آورند و از آن با اهداف تروریستی استفاده کنند.

    آیا ویروس کرونا ساختگی است؟

    پاسخ به این پرسش هرگز به این سادگی ممکن نخواهد شد. از نظر دانشمندان، برای پاسخ به چنین پرسشی اطلاعات فراوان لازم است و ممکن است بررسی و تحقیق درباره آن سالها به طول بیانجامد. ضمن آنکه کلمه ساختگی، برای ویروس عنوان چندان مناسبی نیست. برخی از مطالعات جدید، مهندسی شدن این ویروس را صراحتا رد می کنند. با این وجود این احتمال که ویروس های آزمایشگاهی به شکلی کاملا غیرعامدانه یا بر اثر عدم رعایت پروتکل های امنیتی به بیرون نشت کرده باشد، کم یا زیاد، یک احتمال ممکن است. بر خلاف تصور رایج، خانواده ویروس کرونا همین چند ماه اخیر کشف نشده است. اولین گزارش از ویروس های کرونای انسانی  باز می گردد به سال ۱۹۶۵ و همچنین مقاله ای که سال بعد از کشف آن در ژورنال لنست منتشر شد. نگاهی به نمودار سازمان جهانی بهداشت درباره شیوع عفونت ها از آغاز قرن بیست و یکم به این سو نشان می دهد که جهان تقریبا همواره در معرض اپیدمی یا پاندمی بوده است. شیوع ویروس اچ وان ان وان**** در سال ۲۰۰۹ که پایان همه گیری جهانی آن در آگوست ۲۰۱۰ اعلام شد، یک نمونه از بیماری هایی است که کم و بیش ، کشورهای بسیاری را مانند شرایط این روزها با خود درگیر کرده بود. دهها مقاله علمی در ژورنال های معتبر می توان یافت که در آنها نسبت به شیوع ویروس های زونوتیک (قابل انتقال بین حیوان و انسان) هشدار داده شده بوده است. مقالاتی که با بررسی های ژنتیکی و بر اساس آنالیز داده های دانش اپیدمیولوژی با اشاره به اچ 5 ان 1 و اچ 3 ان 2***** از شیوع ویروس ها و به پیامد آن بیماری های مشابه در آینده خبر داده بودند. پروژه های علمی مانند پروژه ای به نام پیش بینی پردیکت ******* یا پروژه جهانی ویروس******** همین حالا در حال شناسایی ویروس هایی هستند که پتانسیل این را دارند مانند انواع کروناویروس، همه گیری جهانی پیدا کند. فراتر از اینها، علم امروز و روش های مدلسازی ریاضی و کامپیوتری و حتی هوش مصنوعی) پیش بینی بسیاری از فجایع و اپیدمی ها و حتی احتمال بروز آتش سوزی در جنگل ها را نیز ممکن کرده است. یک مقاله منتشر شده در نیچر حدود سه سال پیش، با مدلسازی و بررسی نقشه جهانی ویروس های پستانداران پیش بینی کرده بود که کدام مناطق جهان احتمالا در معرض شیوع ویروس هستند و کدام پستاندار بیشترین احتمال انتقال ویروس را خواهد داشت. هرچند این مطالعه، محتمل ترین حالت شیوع عفونت ویروسی بعدی را در امریکای جنوبی حدس زده بود اما منشاء احتمالی آن خفاش ذکر شده بود. خفاش، همان منبع ویروسی است که دانشمندان اینک درباره علت شیوع ویروس کرونای جدید نیز ارائه می دهند

    *SARS-CoV-2

    ** (COVID-19)

    ***Wuhan Institute of Virology

    ****H1N1

    *****H3N2

    ******H5N1

    *******PREDICT

    ******** The Global Virome Project : GVP

     

     

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • جنگ بیولوژیکی چیست؟

    جنگ بیولوژیکی چیست؟

    جنگ بیولوژیکی چیست؟ از نظر دانشمندان و محققان، آیا ممکن است ویروس کرونا ساخته دست بشر باشد؟ بررسی این موضوع در گفت‌وگو با عرفان کسرایی، پژوهشگر مطالعات علم و فناوری