Tag: پیشرفت علم

  • بررسی موانع توسعه علمي در کشورهای خاورميانه

    بررسی موانع توسعه علمي در کشورهای خاورميانه

    عرفان کسرایی| روزنامه شرق، شماره ۳۰۴۶ – پنج شنبه ۷ دي۱۳۹۶

    تا موانع را نشناسيم، نمي‌توانيم نقشه‌ راه ترسيم کنيم

    علل عقب‌ماندگي علمي ممالک خاورميانه چيست؟ چرا غرب در پروژه توسعه علم و فناوري موفق بوده، اما ممالک شرقي غالبا درجا زده و در مواردي به جاي پيشرفت، پسرفت کرده‌اند؟ اينها بخشي از پرسش‌هايي است که بسياري از متفکران و انديشمندان شرقي در يکي دو قرن اخير از خود پرسيده‌اند و هر يک به فراخور انديشه و ديدگاه خود، تلاش کرده‌اند پاسخي براي آن بيابند. براي طراحي يک نقشه ‌راه توسعه علمي، خيلي چيزها را بايد بدانيم، مثلا تعريف منسجم و جامع و مانع از توسعه علمي. بايد دقيقا بدانيم وقتي از توسعه علمي صحبت مي‌کنيم، مقصودمان چيست. تنظيم سندهاي توسعه نيز به‌سادگي نوشتن يک انشا درباره تعطيلات تابستان نيست، مسلتزم اين است که صاحب‌نظران و جامعه‌شناسان و دانشمندان، با طرحي دقيق و مشخص و زمان‌بندي شده، به دور از کلي‌گويي بتوانند يک نقشه‌ راه مشخص و واضح را ترسيم کنند. نکته ديگر اين است که در چنين طرحي بايد موانع توسعه علم را شناخت، توسعه علمي باشد يا مذاکرات صلح يا طرح‌هاي اقتصادي کلان، تفاوتي نمي‌کند. براي پيشبرد هر طرحي بايد موانع توسعه آن طرح را شناخت. تا موانع را نشناسيم، نمي‌توانيم نقشه‌ راه ترسيم کنيم. برخي از اين موانع بومي هستند و برخي موانعي هستند که در هر کشور ديگري نيز ممکن است وجود داشته باشند.

    طرحي واقعي يا خيالي

    طرح توسعه علمي بايد واقعي باشد. اين نقشه راه نبايد اجزا و المان‌هايي داشته باشد که در دنياي واقعي وجود ندارند يا خيالي باشند؛ مثلا وقتي چند مهندس راه، نقشه‌اي از طرح جاده‌اي را که در دست احداث است، روي کاغذ مي‌آورند، ممکن است از بوته‌هاي خشک کنار جاده بسته به اهميت آنها صرف‌نظر کنند، اما اگر يک مهندس طراح، صخره‌اي را در بخشي از جاده طراحي کند که در دنياي واقعي وجود ندارد، چنين طرحي بي‌اعتبار است و ساخته تخيل طراح. طرح توسعه بايد بر اساس واقعيت‌هاي موجود باشد در غير اين صورت، به سرنوشت پروژه‌هاي نيمه‌کاره‌اي دچار مي‌شود که پس از مدتي راهي موزه مي‌شوند يا در اداره‌هاي بايگاني خاک مي‌خورند. موانع اصلي در راه پيشرفت علم غالبا ماهيت اجتماعي دارند؛ موانعي که در اين يادداشت به صورت خلاصه به سه ستون عمده آن اشاره خواهيم کرد.

    ١- موانع اقتصادي
    فقر مادي را اساسا مي‌توان به‌عنوان يک مانع بر سر راه توسعه علم به‌شمار آورد. با وجود آنکه بسياري از اکتشافات نظري و تجربي بزرگ در شرايط فقر مادي به ثمر رسيده‌اند، اما رفاه مادي نيز مي‌تواند يک مانع سر راه توسعه علم باشد. از ديگرسو بودجه‌هاي کلان و پول‌هاي زيادي ممکن است صرف تعداد کمي از ايده‌هاي بي‌مصرف شود. از ديد کلي مي‌توان علوم را به دو دسته تقسيم کرد. علوم مبتني‌بر هزينه‌هاي سرسام‌آور (که اصطلاحا به
    بیگ ساینس مشهورند)، علومي هستند که در آنها به‌جاي استفاده از انديشه و تفکر و ارائه نظريات هوشمندانه براي کشف رازهاي طبيعت، از ابزارهاي بسيار پرهزينه بهره برده مي‌شود؛ يعني به عبارتي علومي که در آنها محتواي نظري به علم کاربردي و حتي تکنولوژي تقليل داده مي‌شود.
    – علوم برجسته با وجود اينکه به‌لحاظ نظري بسيار عميق هستند و مرزهاي دانش و فهم انسان از طبيعت را به صورت حيرت‌برانگيزي تغيير مي‌دهند؛ اما براي صورت‌بندي آنها هزينه‌هاي ميليارددلاري نياز نيست؛ مثلا از جمله علوم برجسته مي‌توان به نظريه نسبيت اينشتين، نظريه تکامل داروين يا معادلات ماکسول يا فارادي اشاره کرد. «رابرت تي. ديکسون» در کتاب «نجوم ديناميکي» مي‌نويسد: «من اطمينان دارم اگر مشکلات مالي نبود، طرحي شبيه به طرح سيکلوپ‌ها را که سال‌ها پيش براي دريافت سيگنال‌هاي احتمالي حيات هوشمند در کيهان پيشنهاد شد، دنبال مي‌کرديم. ده‌ها آنتن راديويي بزرگ به ترتيبي چيده مي‌شدند که مقادير زيادي انرژي را در شعاع به نسبت باريکي متمرکز کنند. اما هزينه اين کار حداقل ۱۰ ميليارد دلار است! يا مثال ديگر در زمينه بیگ ساینس، شتاب‌دهنده‌هاي ذرات است که براي راه‌اندازي آن چيزي حدود ١٠ ميليارد يورو معادل ٢٠ برابر تمام بودجه پژوهشي ايران در سال ١٣٩١ هزينه صرف شده است. از اين جهت بیگ ساینس به صورت انحصاري در دست دولت‌ها و دانشمندان کشورهايي باقي مي‌ماند که مثلا تنها براي يکي از موسسات پژوهشي‌شان؛ مانند ناسا بيش از ۱۷ ميليارد دلار بودجه در نظر مي‌گيرند. به همين جهت بسياري از پژوهش‌هاي بنيادين به دليل عدم تأمين بودجه لازم، اساسا حتي بررسي و مطالعه نمي‌شوند و ما بخش زيادي از توليد علم در حيطه بیگ ساینس را از دست مي‌دهيم، اما مشکل بر سر اين است که ما نه‌تنها از قافله توسعه  بیگ ساینس عقب مي‌افتيم، بلکه همان علوم برجسته را که در دسترس‌تر است، نيز از دست مي‌دهيم». يک گزارش اشپيگل نشان مي‌داد که تنها ۳۱۲ دانشگاه از هزارو ٨٠٠ دانشگاه کشورهاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي در توليد مقالات علمي سهم دارند و همچنين ۱۴ کشور از ۲۸ کشور با پايين‌ترين ميزان توليد علمي، از بين کشورهاي عضو سازمان کنفرانس اسلامي هستند. جالب است بدانيم که در سال‌هاي ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳، ۲۰ کشور از ۵۷ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامي  فقط ٣٤/٠ درصد از توليد ناخالص داخلي خود را به پژوهش اختصاص داده‌اند. اين در حالي است که ميانگين جهاني سهم پژوهش از توليد ناخالص داخلي ۲.۳۶ درصد است.
    ٢- موانع مبتني‌بر باور
    چندي پيش وزارت آموزش‌وپرورش ترکيه اعلام کرد که از اين پس مبحث تکامل در مدارس تدريس نخواهد شد. تکامل زيستي که تاکنون تنها در عربستان‌سعودي (و ظاهرا سودان) در متون درسي ديده نمي‌شد، اينک قرار است از کتاب‌هاي زيست‌شناسي مدارس ترکيه نيز حذف شود. اين مثال، يک نمونه آشکار از موانع مبتني‌بر باور يا ايدئولوژيک سد راه توسعه علم است. بنيادگرايان با آن بخش از علم نظير معادلات ماکسول يا فارادي و نظريه‌هاي الکترومغناطيس مشکلي ندارند. مدل اتمي بوهر يا تامسون مشمول سانسور و منع ايدئولوژيک نمي‌شود و در طول تاريخ، نظريه‌هايي مانند نظريه داروين در زيست‌شناسي يا نظريه کوپرنيکي در نجوم بوده که با مشکلات فراواني روبه‌رو شده است. البته موانع ايدئولوژيک صرفا مربوط به ممالک شرقي نيست و امروزه درخصوص پژوهش‌هاي ژنتيک در بسياري از کشورهاي پيشرفته نيز موانعي ايدئولوژيک وجود دارد. در آمريکا دولت بوش در آگوست سال ۲۰۰۱ محدوديت‌هايي براي پژوهش‌‌هاي سلول‌هاي بنيادي ايجاد کرده بود که به مدت هشت سال ادامه داشت. کليساي کاتوليک رم نيز مخالفت عجيبي با مسئله سلول‌هاي بنيادي دارد، درحالي‌که پژوهش در زمينه سلول‌هاي بنيادي، به گواه پژوهشگران و متخصصان، شايد شاه‌کليد حل چالش‌هاي پزشکي مدرن باشد. از نظر بسياري از مردم در سراسر دنيا، کاربرد بيوتکنولوژي در کشاورزي دخالت در کار خدا تلقي مي‌شود. «پرنس چارلز»، وليعهد انگلستان که شديدا از غذاهاي تغييرژنتيکي‌يافته انتقاد مي‌کند، مي‌گويد: «من اعتقاد دارم که اين نوع تغيير ژنتيکي، انسان را وارد حيطه‌اي مي‌کند که فقط‌وفقط متعلق به خداوند است». در عربستان‌سعودي، پژوهش در زمينه تغييرات ژنتيکي گياهان، مسئله و مشکلي ندارد، اما ؛ يعني تشخيص قبل از تولد (تشخيص بيماري يا وضعيت جنين يا رويان قبل از تولد) ممنوع است. در تاريخ علم اروپا نيز مثال‌هاي بي‌شماري مي‌توان يافت که نشان مي‌دهد توسعه نظريه‌هاي علمي با چه موانع ايدئولوژيکي روبه‌رو بوده است. «جوردانو برونو»، فيلسوف و کيهان‌شناس ايتاليايي، به دليل نشر باورهايي که مخالف تعاليم کليساي کاتوليک بود، به حکم دادگاه تفتيش عقايد و با موافقت پاپ کلمنت هشتم در شهر رم سوزانده شد و کتاب‌هاي او تا همين سال ١٩٦٦ در فهرست کتاب‌هاي ممنوعه کليسا قرار داشت. البته مقصود از موانع ايدئولوژيک صرفا محدوديت‌هاي ديني نيست. حتي ايدئولوژي مارکسيستي هم ممکن است پژوهش‌هايي را که با ديدگاه‌هاي مارکسيستي ناسازگار است، محدود کند. حتي فراتر از آن، انديشه‌هاي دنياي مدرن که مبتني بر آزادي انسان و برابري همه انسان‌ها، فارغ از نژاد و رنگ پوست و زبان هستند، خود ممکن است به عنوان موانع ايدئولوژيک عمل کرده و سد راه توسعه علم شوند. کتاب «بررسي روان‌شناختي خودکامگي» اثر «مانس اشپربر»، روان‌شناس آلماني، را به ياد بياوريم که پيش از جنگ جهاني دوم نوشته شده بود. اين کتاب صرفا ديدگاه‌هاي روان‌شناسي «اشپربر» را بازنمايي مي‌کرد، اما باعث شد که او نه‌تنها از ترس نازي‌ها تا مدت‌ها به زندگي پنهاني روي آورد، بلکه حتي کمونيست‌هاي پيرو «استالين» هم مطالعه اين کتاب را ممنوع کردند و مشهور است که هواداران «استالين» حتي ازدست‌زدن به اين کتاب هم پرهيز مي‌کردند و در نهايت گشتاپو (پليس مخفي آلمان نازي)، تمام نسخه‌هاي اين کتاب را يافته و نابود کرد.
    ٣- جعل و تقلب
    در کنار موانع اقتصادي و موانع ايدئولوژيک، يک عامل مهم ديگر نابودکننده امکانات و استعدادهاي موجود در کشورهاي درحال‌توسعه است. پژوهشگران جعلي در جامعه علمي، بودجه‌هاي پژوهشي را حيف‌وميل مي‌کنند و بودجه‌اي را که بايد در ‌واقع صرف توسعه علوم شود، هدر مي‌دهند و در قالب طرح‌هاي بي‌محتوا، حتي يک خشت روي خشت توسعه علم کشور نمي‌گذارند. با خالي‌کردن جيب بودجه پژوهش، ديگر چيزي براي دانشجويان مستعد که ممکن است ايده‌هاي ناب و فوق‌العاده‌اي هم داشته باشند، باقي نمي‌ماند و پژوهشگران واقعي ممکن است ماه‌ها و سال‌ها در انتظار دريافت وام‌هاي خرد بمانند و دست‌آخر به هيچ نتيجه‌اي هم نرسند. مسئله جعل، قبل از آنکه ريشه در آموزش عالي داشته باشد، در آموزش‌وپرورش هم ديده مي‌شود. روي شيشه بسياري از کافي‌نت‌ها نوشته شده: تحقيق دانش‌آموزي (يا دانشجويي) پذيرفته مي‌شود. به‌ابتذال‌کشاندن مفهوم تحقيق (و پژوهش) از همين مسائل آغاز مي‌شود و به توسعه علم آسيب‌هاي جدي وارد مي‌کند. با حيف‌وميل بودجه‌هاي پژوهشي ازسوي پژوهشگران جعلي، سهم زيادي براي پژوهشگران واقعي که ‌‌ايده‌هاي ناب و عملي و اصولي دارند، باقي نمي‌ماند. تشخيص پروژه‌هاي بي‌محتوا يا حتي مجعول و ساختگي که وجود خارجي ندارند، اما به دليل روابط و زدوبند ممکن است بودجه‌هاي کلاني از بخش پژوهش را عايد خود کنند، چندان سخت نيست و هميشه عده‌اي متخصص هستند که تشخيص دهند يک بودجه پژوهشي براي يک پروژه جعلي تعريف شده يا واقعا براي يک پروژه واقعي. سه مورد از موانع توسعه علم که به صورت اجمالي به آن پرداختيم، تنها دلايل عقب‌ماندگي علمي ما نيستند. آنچه گفته شد، شايد کوه يخي باشد که تنها قله برآمده آن از زير آب را مي‌بينيم. در عمل، توسعه علم و طراحي يک نقشه ‌راه جامع براي آن، به‌مراتب پيچيده‌تر و دشوارتر از اينهاست؛ موضوعي که بايد مدام درباره آن بحث و تبادل‌نظر کرد و نوشت.

    فایل پی دی اف این مقاله

  • پیشرفت تکنولوژی تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند؟

    پیشرفت تکنولوژی تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند؟

    عرفان کسرایی| روزنامه شرق شماره ۲۹۶۲ – پنج شنبه ۲۳ شهريور نود و شش
    بسیاری از ما که به قرن بیست‌ویکم پا گذاشته‌ایم، تحولات سریع تکنولوژی در دهه‌های اخیر را تجربه کرده و با چشم خودمان دیده‌ایم. در زمان زندگی ما، گیم‌های دستی و آتاری با آن تصاویر خط و نقطه، به‌تدریج جای خود را به میکرو و سگا و پلی‌استیشن و در نهایت بازی‌های کامپیوتری دادند که کیفیت گرافیکی آنها گاهی از فیلم واقعی نیز قابل تشخیص نیست. نسل‌هایی که صفحه گرامافون را تجربه کردند، به‌تدریج آرشیوهای خود را با استفاده از تکنولوژی آن زمان؛ یعنی نوار کاست، به‌روزرسانی کردند. بعدها سی دی ها جای نوار کاست را گرفت و دی وی دی ها به بازار آمدند و در دسترس همگان قرار گرفتند. این تحولات به‌قدری سریع اتفاق افتاد که هر تکنولوژی پس از مدت بسیار کوتاهی از مد می‌افتاد. بسیاری از کامپیوترها و لپ‌تاپ‌های امروزی حتی دیگر جایی برای استفاده از سی دی ندارند و کمتر کسی امروز از بلوتوث برای انتقال دیتا و از سی دی برای ذخیره دیتاهای خود استفاده می‌کند. «گوردون مور»، یکی از بنیان‌گذاران شرکت اینتل، دیدگاهی را در سال ۱۹۶۵ مطرح کرد که به «قانون مور» شهرت دارد. بر اساس این قانون، پس از دو سال، تعداد ترانزیستورهای روی یک تراشه با مساحت ثابت، به طور تقریبی دو برابر می‌شود. معنی این حرف آن است که ابعاد ترانزیستورها مدام در حال نصف‌شدن است. این توسعه به جایی می‌رسد که محدودیت‌های فیزیکی مانع این نصف‌شدن ابعاد خواهد شد و احتمالا قانون مور تا حدود سال ۲۰۲۰ به‌تدریج دیگر کارایی نخواهد داشت. البته بدیهی است که توسعه کامپیوترها و تکنولوژی‌ها متوقف نخواهد شد و انسان‌های آینده تحولاتی را تجربه خواهند کرد که ممکن است ما امروزه حتی در خیال هم نتوانیم آنها را تصور کنیم، همان‌گونه که انسان‌های یکی، دو قرن پیش حتی نمی‌توانستند ظهور تلویزیون، یخچال، تلفن، خودرو، گوشی‌های تلفن هوشمند، هواپیما، مایکروویو و ارتباط تصویری اسکایپ را تصور کنند. این تکنولوژی‌ها از جهاتی زندگی ما را تسهیل کرده‌اند. سفری که تا همین قرن پیش ممکن بود ماه‌ها به طول بینجامد، امروزه با سوارشدن به وسیله نقلیه‌ای پرنده، تنها در مدت چندساعت انجام می‌شود. بازار خریدوفروش، مکاتبات اداری، صنایع، موسیقی و هر چیزی که بتوان تصور کرد، در دنیای آنلاین تغییر کرده است. سفارش‌های آنلاین که در مدت کوتاهی در مقابل در خانه به خریدار تحویل می‌شود و نامه‌هایی که نه تمبر می‌خواهد و نه پست، با زدن یک کلید کامپیوتر، در چشم به‌هم‌زدنی در آن‌سوی دنیا، در قاره‌ای دیگر ظاهر می‌شود، اما در این کشاکش برخی تکنولوژی‌ها در قرن اخیر به بدنامی علم نیز منجر شده‌اند. در کنار تکنولوژی‌هایی مانند یخچال و تلفن و مایکروویو، مصیبت‌های بزرگی هم هست که دامان علم را آلوده کرده و در هر صورت نمی‌توان این فجایع را نادیده گرفت؛ مثلا بمب اتمی و سلاح‌های شیمیایی و آلودگی‌های صنعتی و بسیاری چیزهای دیگر. البته نمی‌توان اینها را جنبه‌های منفی و ویرانگر علم نامید. نباید فراموش کنیم که علم با تکنولوژی متفاوت است. بخش‌هایی از علم هستند که حتی هیچ دستاورد تکنولوژیکی در پی ندارند و نه زندگی انسان را آسان‌تر می‌کنند و نه حیات بشر را تهدید می‌کنند؛ مثلا بررسی تولد و مرگ ستارگانی در کهکشان‌های دوردست، به صورت مستقیم تأثیری بر زندگی روزمره جامعه بشری ندارد، اما از دیگرسو، برای نمونه کشف پنی‌سیلین در سال ١٩٢٨ از سوی «الکساندر فلمینگ» به صورت مستقیم، بر کیفیت زندگی انسان اثر گذاشت. بیماری‌هایی که به‌راحتی به مرگ بشر منجر می‌شدند، پس از کشف «فلمینگ» به بیماری‌هایی معمولی تبدیل شدند که در مدت چند روز بهبود پیدا می‌کردند. دیدگاه‌ها در قبال تکنولوژی‌های آینده فراوانند. برخی مانند نویسنده آمریکایی، «ادوارد بلامی»، دنیای ما در سال ٢٠٠٠ را به‌گونه‌ای کاملا متفاوت و خوش‌بینانه تصور کرده بود؛ جهانی که در آن جامعه انسانی یک جامعه خوشبخت و بی‌طبقه است، نه خبری از اتومبیل است و نه از بمب‌های اتمی، بلکه کالاهای مورد نیاز افراد به کمک یک شبکه پیچیده از لوله و طناب به رایگان در خانه مردم تحویل می‌شود. برخی نیز مانند «چارلی بروکر» در سریال «آیینه سیاه»، دنیای فناوری‌های آینده را سیاه و تاریک می‌بینند. «بروکر» تکنولوژی را مخدری می‌نامد که اثرات جانبی آن چیزی بین لذت و ناآرامی است. «آینه سیاه» از دید او صفحه نمایش‌های LCD تلویزیون و گوشی‌های هوشمند تلفن همراه و صفحات نمایش کامپیوترهاست؛ آینه‌های سیاهی که سیاهی وجود انسان را بازنمایی می‌کنند؛ دنیایی که در آن ارزش شهروندان نه با شعور و سواد و کار و شغل، بلکه با تعداد لایک‌ها و فالوئرها در شبکه‌های اجتماعی سنجیده می‌شود. برای خرید بلیت هواپیما یا یک لیوان قهوه یا سوارشدن به تاکسی باید لایک کافی داشت. در چنین جهانی، جامعه چهره بی‌رحم خود و شکاف طبقاتی را ویرانگرتر از دنیای امروز به ما نشان خواهد داد. از دیگر کسانی که نسبت به پیشرفت تکنولوژی‌ها و غلبه آن بر انسان هشدار می‌دادند «ماروین مینسکی»، سرپرست سابق آزمایشگاه هوش مصنوعی در ام‌آي‌تي، بود که همین سال‌های اخیر درگذشت. او جایی درباره خطر ساخت ماشین‌های هوش مصنوعی هوشمندتر از انسان هشدار داده و گفته بود: «تازه اگر شانس بیاوریم، آنها ما را به‌عنوان حیوانات خانگی نگاه خواهند داشت»، اما به راستی فناوری تا کجا پیش خواهد رفت؟ با چه سرعتی و تا چه حد پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد؟ آیا این پیشرفت شتابدار، زندگی بهتری برای بشر به ارمغان می‌آورد؟ این پرسش‌ها تنها بخشی از دغدغه‌های فکری آینده‌پژوهان و پژوهشگران علم و فناوری است. دانشمندان مشتاقند پیامدهای پیشرفت فناوری‌های آینده را تحلیل و بررسی کنند و حدس بزنند؛ مثلا زندگی در زمین در ١٠ سال، ٥٠ سال یا قرن آینده چگونه خواهد بود. از دید مؤسسه «تامسون رویترز» که تحولات علم و تکنولوژی را تا سال ۲۰۲۵ میلادی منتشر کرد یا آی بی ام که تکنولوژی‌های حوزه‌های فناوری (از پزشکی گرفته تا صنایع الکترونیک، هوافضا و آموزش) را منتشر می‌کند، بله! زندگی انسان به‌مراتب ساده‌تر از امروز خواهد بود، اما همه این پیش‌بینی‌ها معطوف به آینده‌های دردسترس و نزدیک است. هیچ‌کس نمی‌داند که مقصود از آینده چیست. ٥٠ یا صد سال، پنج هزار سال یا سه میلیون سال آینده همگی به‌لحاظ زمانی، آینده به‌شمار می‌روند.
    فایل پی دی اف این مقاله در روزنامه شرق
  • چرا گاهی در تاریخ، سرعت پیشرفت علم بیشتر می‌شود؟

    چرا گاهی در تاریخ، سرعت پیشرفت علم بیشتر می‌شود؟

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها

    لودویگ ویتگنشتاین فیلسوف بزرگ و تاثیر گذار سده های اخیر؛ جایی در کتاب مشهورش به نام (در باب یقین) که شامل یادداشتهای سال های پایانی عمر اوست می نویسد:

    {فرض کنیم فردی به کودکی گفته باشد که در ماه بوده است. کودک این مساله را برای من توضیح می دهد و من به او می گویم آن شخص با تو شوخی کرده و او بر روی ماه نبوده است. هیچکسی تا به حال در ماه نبوده است ماه بسیار بسیار از ما دور است و انسان نمی تواند به آنجا پرواز کند. …. اگر ما در چارچوب نظام اندیشه خود بیندیشیم؛ یقینا هیچ انسانی تاکنون بر روی ماه نبوده است. چنین چیزی نه به صورت جدی توسط افراد عاقل گزارش شده و نه نظام فیزیک مان به ما اجازه می دهد آن را باور کنیم. زیرا فیزیک می پرسد: او چگونه  بر نیروی جاذبه غلبه کرده است. چگونه توانسته است بدون اتمسفر زنده بماند؟و هزار پرسش بی جواب دیگر. }

    ویتگنشتاین این یادداشت ها را احتمالا حد فاصل سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ میلادی نوشته است. موضوع این کتاب البته نه اساسا ارتباطی به سفر به ماه دارد نه فیزیک. روش ویتگنشتاین فیلسوف بزرگ در این کتاب این گونه است که برای تشریح اندیشه های خود مثال های معمول و روزمره می آورد. البته سخن ویتگنشتاین مبنی بر اینکه ٬هیچکسی تا به حال در ماه نبوده است٬ اشتباه نیست. در زمان نوشتن این یادداشت ها پای هیچ انسانی به ماه نرسیده بود. تکنولوژی آن زمان هم اجازه تصور سفر به ماه را نیز نمی داد. آپولو ۱۱ یعنی ماموریتی که منجر به فرود نخستین انسان بر روی کره ماه شد؛ در ۲۱ ماه ژوییه سال ۱۹۶۹ انجام شد. یعنی در حدود ۲۰ سال پس از دستنوشته ویتگنشتاین. این جملات بیش از هر چیز سرعت بالای رشد فناوری در سالهای آخر قرن بیستم را نشان می دهد. طی چند دهه رویاهای دست نیافتنی بشر با پیشرفت علوم کاملا ممکن شد.

    این موضوع فقط مختص به قرن بیستم نیست. مثلا در قرن هفدهم میلادی؛ ریاضیات به صورت عجیبی رشد و توسعه پیدا کرد. نپر ، گالیله، کپلر، پاسکال، دکارت، فرما ، هویگنس، نیوتن و لایبنیتس همه و همه در قرن هفدهم ریاضیات را با سرعت هر چه تمام تر پیش بردند. دلایل رشد سریع علم وفناوری در دوره های خاص تاریخی خیلی چیزهای می تواند باشد.   پژوهشگرانی که زمینه های اجتماعی رشد و توسعه علوم را بررسی می کنند معتقدند که سرعت عجیب در توسعه علم در این دوره ؛ محصول پیشرفت های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بوده است. مثلا گفته می شود جو مساعدتر سیاسی در شمال اروپا و همچنین غلبه بر سرما و تاریکی از طریق ابداع روش هایی برای ایجاد گرما و روشنایی در زمستان های طولانی،  احتمالا از دلیل های عمده انتقال فعالیت های ریاضیات از ایتالیا به سمت شمال اروپا و به عبارتی فرانسه و انگلستان بوده است.

    در همین قرن هفدهم ابداع لگاریتم توسط  جان نپر، (البته ابداع لگاریتم به یوبست بورگی دانشمند و ابزارساز سوییسی هم نسبت داده می شود) تحول چشمگیری در تمام ریاضیات و نجوم به وجود آورد. این روش  محاسباتی در سراسر اروپای آن زمان مورد استقبال قرار گرفت و لاپلاس دانشمند بزرگ فرانسوی معتقد بود که اختراع لگاریتم ها؛ با کوتاه کردن زحمات؛ عمر منجمین را دو برابر کرده است. جان نپر در کتابی که در زمان حیاتش منتشر شده بود تلاش می کرد رویدادهای آینده را پیش بینی کند. او از ماشین های جنگی جهنمی گوناگونی نام برده و طرح  و نمودارهای آنها را نیز نقاشی کرده بود.مثلا نوشته که در آینده آتشباری به وجود می آید که قادر به پاکسازی میدانی به محیط ۴ مایل از هر موجود زنده ای با بیش از یک فوت بلندی خواهد بود. ابزارهای دریانوردی، ارابه ای  با پوزه جانداری از آهن به عرصه می آیند که باعث مرگ و ویرانی می شوند. این پیش بینی های دانشمند بزرگ، در جنگ جهانی اول با مسلسل و زیردریایی و تانک تحقق پیدا کرد.

    بخش زیادی از توسعه علم و فناوری در دوران اخیر اما محصول جنگ جهانی دوم و بخش دیگری نیز پیامد دوران جنگ سرد  و حتی رقابت تسلیحاتی بوده است. آلمان نازی هیتلری پیشتاز این پیشرفت ها در دنیا بوده است. راکت های مافوق صوت، هواپیمای مجهز به موتور جت، موشک های هدایت شونده، فناوری ردیابی و …  تنها برخی از فناوری های بسیار مدرن عصر جدید بودند که در آزمایشگاه ها و کارخانه های آلمان نازی، حتی در سالهای آخر و منتهی به شکست نیز توسعه می یافت.  من یک بار از بخش های مختلف کمپانی بزرگ بازدید کرده ام. هنشل که سابقه تاسیس آن به سال ۱۸۱۰ میلادی باز می گردد بزرگترین لوکوموتیو ساز اروپا بود. قطعات صنعتی که در این کارخانه تولید می شود اعجاب انگیز است. این کارخانه در زمان جنگ جهانی دوم نقش مهمی در تجهیز نظامی و ساخت تانک و زرهی برای ارتش هیتلر داشت و به همین سبب در ۲۲ اکتبر سال ۱۹۴۳ در بمباران هوایی انگلیسی ها تقریبا با خاک یکسان شد.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها