Tag: پارانرمال

  • گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی درباره روش علمی بخش نهم

    گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی درباره روش علمی بخش نهم

    برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیست و هشتم می  ۲۰۱۸ | محورهای برنامه: برنامه‌های فریب عمومی، اعمال مرتاضان و جادوگران

     

    لینک این برنامه در یوتیوب

     

     

     

  • یادداشتی درباره ادعای انجام اعمال فراطبیعی

    یادداشتی درباره ادعای انجام اعمال فراطبیعی

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، تیر 1394

    آن‌را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

    به ندرت می توان غیب گو یا فالگیری را یافت که بپذیرد ادعایش را در معرض آزمون علمی قراردهد. اغلب آنها مراسم فریب کارانه خود را، فارغ از اینکه فال قهوه باشد یا مراسم انرژی درمانی یا معلق شدن روی هوا، در شرایط از قبل مهیا شده  و با ابزارها و روش هایی که خودشان قبلا آماده کرده اند انجام می دهند. مثلا کسی که مدعی است با انرژی ساطع شده از چشمانش و بدون تماس دست می تواند قاشق را خم کند، از قاشق های از پیش آماده شده استفاده می کند و هرگز حاضر نخواهد شد ابزار نمایش خود را تغییر دهد. باری! به قول خواجه حافظ شیراز: خوش بود گر محک تجربه آید به میان ، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد! در همین رابطه تعدادی از موسسات پژوهشی چالشی تعیین کرده اند و طی فراخوانی از مدعیان انجام اعمال فراطبیعی خواسته اند که برای اثبات قوای فراطبیعی خود در یک آزمون علمی کنترل شده شرکت کنند.

    موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال یکی از موسساتی است که همه ساله از مدعیان انجام اعمال خارق العاده می خواهد ادعای خود را در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی انجام دهند. من با بسیاری از اعضا و فعالان این موسسه در آلمان و اتریش که اغلب فیزیکدان و زیست شناس هستند در ارتباطم و در این یادداشت ؛ گزارش این موسسه از یک نمونه آزمون از مدعیان قوای فراطبیعی را که در سال ۲۰۰۸ منتشر شده را بررسی می کنیم. به استثناء جایزه سالانه ۱۰ هزار یورویی موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال*؛ در سال ۲۰۱۳ یک موسسه بلژیکی** مبلغ ۱ میلیون یورو بعنوان جایزه برای کسی تعیین کرد که بتواند توانایی فراطبیعی خود را اثبات کند. دکتر فلوریان فرایشتتر اخترفیزیکدان و روزنامه نگار علمی موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال می گوید: سوای مبلغ خیره کننده این جایزه آنچه که مهم است؛ شهرت فردی است که از قوای فراطبیعی برخوردار است و این توانایی در یک آزمون کنترلی علمی نیز به اثبات رسیده است. در این صورت جامعه علمی مجبور است یک سرفصل جدید در علوم باز کند و این کشف جدید را به رسمیت بشناسد  و بپذیرد که قواعدی غیر از قواعد فیزیک معمول بر جهان حاکم است.  در گزارش سال ۲۰۰۸ موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال آمده :

    همه ساله خبرهایی از افرادی منتشر می شود که مدعی بهره مندی از قوای فراطبیعی هستند. آنها ادعا میکنند که می توانند بدون تماس با اشیاء روی آنها اثر بگذارند و یا چیزهایی را بدانند که دانستن آنها اساسا از راه طبیعی ممکن نیست.گزارش هایی که از این دسته افراد منتشر شد ما را کنجکاو کرد که بدانیم چه چیزی پشت این توانایی های ظاهرا فراطبیعی پنهان شده است. خودفریبی ناآگاهانه؟ دروغ عمدی؟ یا قانونی ناشناخته از طبیعت که تا به حال از دید ما پنهان مانده بوده و کشف آن جهان بینی ما را دگرگون کرده و تحولی انقلابی در زندگی مان به وجود خواهد آورد؟

    موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال به صورت همیشگی افرادی را دعوت می کند تا قوای فراطبیعی خود را در شرایط آزمایشگاهی به معرض آزمون بگذارند. در یک نمونه از این آزمون ها که در دانشگاه وورتسبورگ انجام شد و سرپرستی آن را آقای دکتر راینر ولف زیست شناس بر عهده داشت  افرادی که برای شرکت در این آزمایش ثبت نام کرده بودند و در موعد مقرر حاضر شدند. نخستین فرد والتر . ک نام داشت. او ادعا می کرد می تواند وجود یا عدم وجود پوشش روی صدف در اتاق مجاور را با کمک یک فلز ساده تشخیص دهد. نتیجه ساده بود، حدس او هرگز درست تر از حدس معمولی نبود. به عبارت دیگر اگر او برای حدس خود شیر یا خط هم می انداخت باز نتیجه همین بود.

    نفر دوم جاکک. اس بود که ادعا می کرد می تواند با استفاده از یک پاندول موقعیت دقیق یک شیء پنهان شده را بفهمد و همچنین می تواند دون دست زدن به یک سیم، مثلا از فاصله ۵ سانتیمتری تشخیص دهد که در آن سیم جریان الکتریسیته هست یا خیر. در آزمون اول ده قوطی برعکس و در آزمن دوم ده سیم برق تعبیه شد و جاکک. اس می بایست تشخیص میداد که توپ زیر کدام قوطی پنهان شده است و همچنین کدام یک از سیم ها حامل جریان الکتریکی هستند.

    او سیزده بار تلاش کرد تا توپ زیر قوطی و سیم حامل جریان را حدس بزند.  برای اینکه توانایی او خارق العاده و معنادار  فراطبیعی ارزیابی شود بایستی حدس او دست کم در ۷ مورد از ۱۳ مورد درست از آب در می آمد. اما نتیجه خیلی مفتضح تر از  اینها بود! در مورد قوطی ها تنها ۲ بار از ۱۳ بار و در مورد سیم حامل جریان تنها ۱ بار حدس او درست بود. به بیان ساده تر نتیجه او در قیاس با حدس کاملا تصادفی یا شیر یا خط  چندان تفاوتی نداشت.  موسسه پژوهش های علمی پرونده های پارانرمال با این وجود از تمامی افرادی که فکر می کنند از توانایی خارق العاده فراطبیعی برخوردارند ، می توانند غیب گویی کنند و اشیاء را بدون تماس حرکت دهند یا هر آنچه که با قوانین فیزیک تضاد دارد انجام دهند را دعوت می کند ضمن بردن جایزه مالی ؛ نام خود را در کتاب های فیزیک و شیمی و حتی تاریخ نسل های آینده ثبت کنند!

    *Skepp

    *GWUP

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

  • گزارش‌های فراطبیعی زیر ذره بین علم

    گزارش‌های فراطبیعی زیر ذره بین علم

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، خرداد 1394

    داستان ها و گزارش های  فراطبیعی هم حیرت برانگیزند و هم وحشت آور. این گزارش ها اگر واقعیت داشته باشند؛ قوانین و قواعد و اصول علمی شناخته شده را نقض کرده و حتی ما را مجبور می کنند تا در دیدگاه مان در قبال جهان، دست به تجدید نظری اساسی بزنیم.  گزارش ها از پدیده های فراطبیعی مانند ظاهر شدن کاملا اتفاقی چهره ترسناک اشباح در عکس، تناسخ در پیکری جدید و یا توانایی ناگهانی در تکلم به یک زبان کاملا بیگانه هراس انگیزند.  هر چیز ناشناخته ای  هراس انگیز است و تعجبی هم ندارد که این گونه باشد.

    مثلا گزارش ویرجینیا تای*  زن خانه دار امریکایی که ظاهرا در سال ۱۹۵۲ شروع به صحبت به لهجه غلیظ ایرلندی کرده بود و اینگونه اظهار می کرد که از زندگی قبلی خود خاطراتی دارد) اگر واقعیت داشته باشد پرده از یک روی  ترسناک و وهم آلود ساختار جهان بر می دارد و علم را به چالش می کشد. البته که این داستان حقیقت ندارد و اصل ماجرای ویرجینیا تای که ادعا می کرد در زندگی قبلی اش زنی ایرلندی با نام برایدی مورفی**  بوده در واقع به شکل دیگری بوده است. ویلیام بارکر خبرنگار به ایرلند رفت و هیچ نشانه از از اطلاعاتی که ویرجینا تای ادعا می کرد در آن کشور نیافت. نه خیابانی که او ادعا می کرد در آن زندگی می کرده وجود داشت و نه چیزهای دیگر. بعدها مشخص شد که ویرجینیا در دوران کودکی خود در شیکاگو و در همسایگی زنی ایرلندی به نام آنتونی کورکل زندگی می کرده و داستان های ایرلندی بسیاری از آن زن شنیده است. برایدی مورفی هم نام اصلی خانم کورکل بوده و ویرجینیا تای در کودکی چند جمله ایرلندی را با لهجه غلیظ از بر کرده و به احتمال بسیار حتی در آن سالهای کودکی از یک نمایشگاه سنت های ایرلندی که در شیکاگو برگزار شده بود چیزهایی شنیده بوده است.

    پدیده های فراطبیعی اگر واقعیت داشته باشند، نظم عادی و روال معمول دنیای فیزیکی را به هم می زنند. این دقیقا همان چیزی است که این پدیده ها را هراس انگیز می کند. چون در این صورت، رویدادی اتفاق افتاده که ظاهرا و بر اساس الگوی همیشگی و نظم رویدادهای جهان، قاعدتا نباید اتفاق بیفتد. رویدادی بدون علت مادی شناخته شده مشاهده شده ؛ صدایی از راه پله ها آمده بدون آنکه کسی در خانه باشد یا از پله ها بالا و پایین رفته باشد، چراغ خانه خاموش شده بی آنکه کسی کلید آن را زده باشد، پرده های اتاق خود به خود  کشیده شده یا شیر آب باز شده بی آن که  بتوان هیچ دلیل و علت مشخصی برای آن پیدا کرد. این رویدادها به فرض وجود، بی تردید هراس آورند. چون ما را با جهانی مواجه می کند که علل نادیدنی و محاسبه ناپذیر در آن اثر می کند و نمی توان برای مقابله با آن چاره اندیشی کرد.

    تعداد افرادی که به چنین پدیده هایی باور دارند کم نیست. هم کسانی که خود راوی گزارش های فراطبیعی هستند بسیارند و هم افرادی که به پیگیری این داستان ها علاقه نشان می دهند فراوان. یک نظر سنجی موسسه گالوپ در ۸ ژوئن۲۰۰۱ نشان می دهد که ۴۲ درصد ازمردم آمریکا باور دارند که خانه ها می توانند جن زده شوند و ۳۸ درصد نیز معتقدند اشباح یا ارواح می  توانند در موقعیت های مشخصی دیده شوند.

    انجمنی با عنوان انجمن پژوهش های فراحسی در سال ۱۸۹۴ گزارش هایی  منتشر کرد که در آن ؛ افراد روایت  های  خود از رویت اشباح را گزارش می کردند. این روایت ها به قدری واقعی به نظر می رسد که ممکن است راوی در صحت تجربه آن کمترین تردیدی به خود راه ندهد. داستان های حضور اشباح در کلبه های وحشت؛ نه تنها سوژهء فیلم های ترسناک بوده بلکه پای ثابت نشریات عمومی است و میلیونها نفر در سراسر جهان با حس حیرت و اشتیاق این داستانها را دنبال کرده و برای سایرین نقل می  کنند.

    مثلا در ۱۸ آگوست  سال ۱۹۸۶ آسوشیتد پرس گزارشی مبنی بر وجود اشباح در خانه ای در وست پیتسون پنسیلوانیا منتشر کرد که در آن جک و جانت اسمرل با ۴ فرزند خود تجربیات عجیب فراطبیعی گزارش می کردند. بر اساس اظهارات جک و همسرش در این خانه بوی تعفن و گندیدگی؛ صدای خرخر و ضربه سم؛ صدای جیغ و ناله شنیده می شد؛ چراغ ها خاموش و روشن می شد؛ اشباح نورانی بی شکل در خانه به حرکت در می آمد و تلویزیون در اتاق خاموش می شد.

    البته بزرگترین مشکل این داستان ها این است که نه مستندات دقیقی از آن وجود دارد و نه قابل تکرار و آزمون است. ادعای تجربه های شخصی و مواجهء یکباره از دیدگاه علمی اساسا مردود است و این رویدادها اغلب می توانند برساختهء سندروم خاطرهء دروغین یا توهمات بصری و شنیداری و یا حتی تاثیر ناخواسته امواج فروصوت و یا حتی تحت تاثیر دارو باشند.مثلا تصاویری که تحت عنوان عکس (غالبا سیاه و سفید) از اشباح ظاهر شده در شیشه پنجره ها یا پشت  راه پله ها دست به دست  می شود پدیده ای است که به آن پاریدولیا*** می گویند. تصویر  چهره انسان یا حیوان که در رگه های چوب و کاشی و یا اجسام دیگر در ذهن ساخته شده و انسان برای آنها معنای خاصی نیز قائل می شود.

    داستان مشهور دیگر خانه اشباح؛ماجرای آمیتی ویل**** است. داستانی دربارهء جرج و کتی لوتز که در کلبهء وحشت در آمیتی ویل نزدیک نیویورک زندگی می کردند. این داستان با  نوشتن کتابی به نام وحشت آمیتی ویل توسط نویسنده ای با نام جی آنسن شهرت پیدا کرد. ملوین هریس؛ پژوهشگر در زمینه پدیده های پارانرمال می گوید: آیا واقعا چیزی برای وحشت در این داستان وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش این است: خیر!

    ادعای کسانی که اظهار کرده بودند خانه را مورد بازدید قرار داده و در آن ماجرا دخیل بوده اند نیز غالبا یا توسط پلیس یا خود آن افراد تکذیب شد. ادعاهای کتاب کذب محض  بود و نه کشیش منکاسو پایش را برای بیرون کردن اشباح تقلبی به آن خانه گذاشته بود و نه قفل سازان محلی چیزی از تعمیر قفل ها (که به ادعای کتاب به صورت عجیبی می شکست) شنیده بودند. بعدها مشخص شد این داستان سر هم بندی شده (که بر اساس آن فیلمی نیز به همین نام ساخته شده) یک دلیل بیشتر نداشته است: بحران مالی و خطر ورشکستگی! ویلیام وبر، وکیل خانواده لوتز بعدها در گزارش ۲۷ جولای ۱۹۷۹ به آسوشیتدپرس اعلام کرد که این داستان وحشتناک را محض شوخی ساخته بوده است.

    ریچارد وایسمن پژوهشگر روانشناسی از دانشگاه هارتفوردشر درباره اینکه چرا برخی ساختمان ها به وجود اشیاح مشهور می شوند با خود اندیشید که شاید ای عامل مشترکی در کار است که باعث بروز این تجربیات در این اماکن می شود. او برای آزمودن علمی این فرضیه دو مکان مشهور به حضور اشباح در بریتانیا را مورد بررسی قرار داد. نخست قصر همپتون کورت در انگلستان و دیگری سرداب های ساوس بریج در ادینبرو اسکاتلند. قصر همپتون کورت بیش از ۵۰۰ سال محل زندگی پادشاهان انگلستان بوده و افسانه ای بین مردم رایج است  که روح کاترین هاوارد***** ، پنجمین همسر هنری هشتم  که به مرگ محکوم شده بود در این محل حضور دارد. مشهورترین تصویر هم مربوط است به تصویر دوربین مداربسته این محل که در سال ۲۰۰۳ سر و صدای زیادی بر پا کرد.

    در سرداب های ادینبورو اسکاتلند نیز که پر است از دالان ها و حجره ها تجربیات مشابهی روایت می شود. این سرداب ها در ابتدا به عنوان کارگاه و انبار و اقامت گاه فقرا مورد استفاده قرار می گرفت اما در قرن ۱۹ کم کم متروکه شد.  در اواخر قرن بیستم و به عبارت دقیق تر در سال ۱۹۹۶ با باز شدن این سرداب ها به روی گردشگران؛ گزارش ها فراطبیعی بسیاری از تجربه رویت اشباح نقل شده است. وایسمن در مطالعه ای که انجام داد قصد داشت ارتباط احتمالی بین عوامل محیطی و تجربه مواجهه با اشباح را پیدا کند. او از ۶۰۰ نفر خواست که در این ساختمان ها قدم بزنند و هر پدیده غیرعادی که تجربه می کنند بنویسند.  وایسمن در قصر همپتون کورت سنسورهای الکترومغناطیسی نصب کرد تا میدان مغناطیسی محیط را مورد بررسی قرار داده و هر پدیده غیرطبیعی را زیر نظر داشته باشد.  او در سرداب های ساوس بریج علاوه بر سنسورهای الکترومغناطیسی، سنسورهایی نیز برای ثبت اطلاعات محیطی دما ، نور و حرکت هوا را نیز کار گذاشت. نتیجه این مطالعه چنین بود که افراد به صورت معنادار در نواحی با بیشترین تغییرات میدان مغناطیسی (و سایر عوامل محیطی) از تجربیات فراحسی گزارش می دهند؛ نه در ساختمان هایی که حضور اشباح و ادراکات فراطبیعی در  آنها گزارش شده بوده است. البته بزرگترین مشکل رهیافت علمی به گزارش پدیده های  فراطبیعی این است که اگر اشباح مادی باشند باید بتوان آنها را با بهره گیری از سنسورهای سنجش خواص فیزیکی آشکار کرد. و اگر اشباح سرگردان قصرهای قدیمی پادشاهی انگلستان، مادی نیستند پس چگونه ممکن است که تصویر شبح کاترین هاوارد همسر هنری هشتم در دوربین مداربسته ثبت شده باشد؟ آنها لباس های خود را (آنگونه که در عکس‌ها پیداست از کجا می آورند و اصلا چرا در ساختمان جابجا می شوند و آیا عصب؛مغز یا ماهیچه دارد و اگر خیر پس چگونه و چرا روی صندلی می نشیند یا روی پله های می ایستد؟ علم و روش علمی گزارش تجربیات فردی را به رسمیت نمی شناسد و عکس ها نیز هیچ اثباتی مبنی بر وجود اشباح در این خانه های وحشت به دست نمی دهد. عکسهایی که حاصل تصورات ذهنی بیننده اند و تحت اثر پدیدهء پاریدولیا به صورت سلیقه ای درک می شوند برای پذیرش این گزارش ها ناکافی هستند.

    *Virginia Tighe

    **Bridey Murphy

    ***Pareidolia

    ****Amityville

    *****Catherine Howard

  • فروصوت و احساس وحشت

    فروصوت و احساس وحشت

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها ، سال ۱۳۹۳

    ?

    در فیلم های ترسناک و به عبارتی در ژانر وحشت سینما، صحنه های دلهره آور غالباً با صدای زوزه باد، رعد و برق و طوفان و یا صدای غژغژ و به هم خوردن درهای چوبی کهنه همراه است. حتی در دنیای واقعی نیز گزارشی که افراد از مواجهه خود با یک پدیده ناشناخته یا به زعم خود شان فراطبیعی می دهند، اغلب در تنهایی یا در اماکن متروکه و قدیمی اتفاق افتاده است. بارها از دوستان و آشنایان گزارش های غریب مبتنی بر تجربیات فراطبیعی حضور ارواح و اشباح و … شنیده ام، بعضی افراد این گزارش ها را چندان واقعی ارزیابی میکنند که هیچ تردیدی در صحت آنچه دیده یا شنیده اند به خود راه نمی دهند. اما گزارش هایی که از پدیده های فراطبیعی وهم آلود مانند ارواح و اشباح نقل می شود تا به چه اندازه قابل اطمینان است؟

    “ویک تندی” * کارشناس کامپیوتر ، یک شب مشغول کار در آزمایشگاهش بود، که عرق سردی بر پیشانی اش نشست و این حس غریب به وی دست داد که کسی دارد او را نگاه میکند. سپس دید که شکل خاکستری تجسم یافت و در اتاق ، شروع به حرکت کرد. مدتی بعد وی برای کسب آمادگی مسابقه شمشیربازی، شمشیر خود را به آزمایشگاه آورد. وقتی وی آن را به دست گرفت، شمشیر شروع به لرزیدن کرد، گویی که موجود ناشناسی آن را تکان می داد. حالت وحشت و دلشوره عجیبی در خود حس کرد. او می دانست که که فروصوت (امواج صوتی با فرکانس کمتر از آستانه شنوایی انسان (معمولاً کمتر از ۲۰ هرتز) ) قادر به ایجاد این نوع لرزش ها هستند. پس تصمیم گرفت که امواج صوتی آزمایشگاه خود را اندازه بگیرد. وی دریافت که هوا در آزمایشگاه ، ۱۹ بار در ثانیه ارتعاش می کند ، که همان فرکانسی است که کره های چشم در آن شروع به لرزش میکنند. همچنین او پی برد که وقتی هواکش تازه نصب شده را خاموش میکند ارتعاش ها هم قطع می شوند. هواکش ها تنها وسایلی نیستند که این نوع لرزش های کم فرکانس را ایجاد میکنند. زمین لرزه، تندر، و بادهایی  که از لوله بخاری یا درون راهروهای دراز می وزند نیز می توانند فروصوت تولید کنند. نتایج این پژوهش که در سال ۱۹۹۸ با عنوان  روح در ماشین** در ژورنال انجمن تحقیقات روانشناسی***  منتشر شد نشان می داد شاید دلیل اینکه اغلب گزارش ها از حضور اشباح و ارواح و اجنه با بادهای زوزه کشان و طوفان های تندری همراه است همین باشد.

    او به صورت کاملاً تصادفی دریافت که فروصوت (صداهای با فرکانس حدود زیر ۲۰ هرتز) که می تواند تجربیات دیداری یا شنیداری حضور اشباح را ایجاد کند. صداهای با فرکانس زیر ۱۶ هرتز به فرکانسهای زیر صوت مشهورند. ادراک صداهای ۲ هرتز تا نزدیک ۱۰۰ هرتز ترکیبی از حس شنیداری و حس لامسه است. برای مثال فرکانسهای حدود ۱۰ هرتز می‌تواند با سوار شدن بر طنابهای صوتی باعث ناراحتی شود. عملیاتی که باعث سطح بالای صداهای زیر صوتی شود، می‌تواند سبب یک فشار نرم گردد که باعث یک حس غریب شنوایی که می‌توان با اضطراب و دلشوره آن را توصیف کرد، شود.

    گوش انسان قادر است صداهایی از ۲۰ هرتز تا ۲۰ هزار هرتز را بشنود. صداهای با فرکانس کمتر از ۲۰ هرتز، گرچه شنیده نمی شوند اما بر طبق پژوهش محققان انگلیسی می توانند احساس تشویش و دل نگرانی و غم و اندوه و ترس و اضطراب در آدمی ایجاد کنند. در آزمایش ویزمان و لرد در سال ۲۰۰۳، هفتصد نفر از شنوندگان کنسرت در پرکال****  در معرض صدای فروصوت ۱۷ هرتز تولید شده توسط یک لوله به طول ۲۳ فوت (۷ متر) قرار گرفتند. سپس از حضار خواسته شد واکنش و احساس خود را توصیف نمایند. نتیجه نظرخواهی آن بود که شنوندگان گزارش دادند میزان احساسات غیر متعارف آنان در جریان پخش شدن اصوات بم پائین تر از آستانه شنوایی به میزان ۲۲ درصد بوده است. برخی احساس لرزش در مچ دست خود داشته اند و برخی معده شان دچار احساس عجیبی شده و در بعضی ضربان قلب افزایش یافته و شماری نیز احساس نگرانی شدید عارضشان شده و گروهی نیز ناگهان خاطره یکی از احساسات تلخ گذشته برایشان تجدید شده است. به اعتقاد این محققان منابع طبیعی تولید اصواتی که پائین تر از آستانه شنوایی قرار دارند نظیر باد و حرکت تند هوا، صدای ناشی از کار دستگاه های تهویه و صدای ناشی از حرکت وسایط نقلیه، همگی می توانند احساسات ناخوشایند را در افراد ایجاد کنند.

    *Vic Tandy

    ** The Ghost in the Machine

    ***the Journal of the Society for Psychical Research

    ****Purcell Room

    لینک این مقاله

     

  • آیا گزارش های فراطبیعی روزی تایید خواهند شد؟

    آیا گزارش های فراطبیعی روزی تایید خواهند شد؟

     

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، اردیبهشت 1395

     هر ادعایی برای اینکه مورد قبول جامعه علمی قرار بگیرد باید بر مبنای استانداردهای پژوهشی بوده و با پروتکل های دقیق آزمایشگاهی انطباق داشته باشد. عموما دانشمندان  در تحلیل رویدادهای طبیعت ؛ تفکری نقادانه دارند و هر ادعایی را به سادگی نمی پذیرند. مثلا اینکه یکی از دوستان نزدیک یکی از بستگان ما با چشمان خودش فردی را دیده که تنها با خیره شدن؛ باعث به حرکت در آوردن اشیاء روی میز می شده کافی نیست. از دید دانشمندان؛ فرد مورد نظر باید توانایی خود را در یک آزمون کنترل شده به اثبات برساند. این رویدادها حتی به فرض صحت؛ باید خود را در معرض آزمون های مستقل علمی قرار دهند و اگر از آزمون های بی طرف علمی سر بلند بیرون آمدند؛ تازه می توانند مورد پذیرش جامعه علمی قرار بگیرند. ضمن اینکه یک آزمون کنترل شده علمی به ما اطمینان می دهد که مبادا نتایج؛ ناشی از خطای آزمایشگاهی یا دستکاری داده ها باشند.

    ادعاهای پارانرمال یا به عبارتی همان گزارش های فراطبیعی ادعاهایی هستند که با قوانین شناخته شده فیزیک همخوانی ندارند و یا آشکارا ناقض قوانین فیزیک هستند. بسیاری از هواداران شبه علم اظهار می دارند که علم بشر ناقص است و گزارش های فراطبیعی به آن بخش از فیزیک تعلق دارد که تا کنون برای بشر شناخته شده نیست. آنها غالبا می گویند از کجا معلوم که روزی چنین ادعاهایی در فیزیک به اثبات نرسد؟ پاسخ به این پرسش چندان دشوار نیست. گزارش های فراطبیعی؛ گزارش هایی بر خلاف نظم رایج درطبیعت هستند. دقیقا به همین دلیل آنها را گزارش های فراطبیعی می نامیم.

    اساسا چون وقوع چنین رویدادهایی در طبیعت؛ نرمال نیست به این رویدادها وقایع پارانرمال گفته می شود. اگر آنچه که دیوید کاپرفیلد یا کریس انجل انجام می دهند واقعیت می داشت فیزیکدانان بایستی همه کتاب های فیزیک و قوانین شناخته شده را دور می ریختند و به دنبال یک شاخه جدید از علم می گشتند که قادر به توضیح این رویدادها باشد. رد شدن دیوید کاپرفیلد از دیوار چین یا راه رفتن کریس انجل بر روی آب ناقض قواعد فیزیک است. بنابراین فیزیکدانان می دانند که حتما حقه  و فریبی در کار است و این افراد در واقع قوانین فیزیک را نقض نکرده اند؛ بلکه با بهره گیری از حقه های تصویری و اثرات روانی بر تماشاچیان یک تردستی پیچیده انجام داده اند. رویدادهای ناممکن را شاید بتوان در چند گروه عمده طبقه بندی کرد. امکان ناپذیری فیزیکی؛ امکان ناپذیری تکنولوژیکی و امکان ناپذیری منطقی. بعضی از رویدادها از نظر فیزیکی ناممکن هستند. مثلا راه رفتن روی ابرها؛ غیب شدن؛ روی هوا معلق ماندن و نظایر آن.

    به بیان ساده تر انجام آنها مستلزم نقض یک یا چند قانون فیزیک است. مثلا اینکه قطعات یک لیوان شکسته شده به صورت خودبخودی از پایین میز جمع شود و به یک لیوان سالم روی میز تبدیل شود قطعا یک رویداد فراطبیعی است. اگر چنین چیزی واقعا اتفاق بیفتد فیزیکدانان باید در تمامی مبانی این رشته تجدید نظر کنند. برخی دیگر از رویدادها اگر چه از نظر فیزیکی محال نیستند اما وقوع آنها به دلیل فقدان تکنولوژی لازم ناممکن است. مثلا سفر به کهکشان آندرومدا از نظر فیزیکی محال نیست. مساله بر سر این است که بشر در حال حاضر چنین تکنولوژی در اختیار ندارد.

    لارنس کراوس فیزیکدان می گوید: سفر با فضاپیمایی با 25 درصد سرعت نور و با استفاده از سوخت معمولی موشک به نزدیکترین ستاره؛ یعنی آلفا قنطورس مستلزم در اختیار داشتن سوختی بیش از تمام مواد موجود در کیهان است.  او می افزاید: حتی فضاپیمایی با یک سیستم پیشران واپیچشی باید ژنراتوری داشته باشد که ده میلیارد برابر جرم جهان قابل مشاهده انرژی در اختیارمان بگذارد. بنابراین اگر کسی ادعا کند که همین دیروز از سفر کهکشان آندرومدا برگشته؛ بعید است کسی ادعای او را جدی بگیرد.  نوع دیگر امکان ناپذیری؛ امکان ناپذیری منطقی است. مثلا اگر کسی ادعا کند که یک مربع گرد در اختیار دارد ما ادعای او را حتی پیش از بررسی رد می کنیم. چون چنین ادعایی دربرگیرنده یک تناقض منطقی است و به هیچ عنوان حتی نمی تواند ممکن باشد. با این تفاصیل؛ گزارش های فراطبیعی و اعمال غریبی که جادوگران یا رمالان انجام می دهند هرچند حیرت برانگیز؛ اما صرفا شعبده یا تردستی است. اساسا منابع مورد استناد این گزارش ها به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند. چنین اخباری اغلب مورد توجه نشریات زرد و بی محتواست؛ زیرا مخاطبان دور از علم و تفکر نقادانه تاکیدی بر اعتبار منابع ندارند. در نبود تفکر نقادانه؛ پذیرش هر چیزی ممکن است. به همین جهت مردمان بی اطلاع از علم؛ بیشتر در معرض سوء استفاده و فریب قرار دارند.

     گزارش های فراطبیعی از آن رو که حیرت برانگیز و رازآلودند؛ برای بسیاری جذابیت بسیاری دارد. حسی آمیخته با حیرت و وحشت؛ چاشنی اصلی باور به پدیده های پارانرمال است. در بسیاری از فیلم های ژانر وحشت سینما؛ در داستان هایی با تم اشباح و موجودات خیالی؛ پای یک رخداد عجیب در میان است و خط سیر داستان این گونه القا می کند که علم؛ پاسخی برای این رویدادها ندارد. باری! اگر چه فهم بشر از طبیعت در طول تاریخ مدام تغییر می کند و دانش ما از جهان هستی بیشتر و بیشتر می شود اما دلیلی بر این نیست که برای گزارش های ناقض فیزیک و خلاف منطق؛ اعتبار قائل شویم و آنها را باور کنیم.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها