Tag: جادوگری

  • گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیستم

    گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیستم

    مهبانگ | برنامه روز دهم سپتامبر 2018

    افغانستان تاریخ پر پیچ و خمی را پشت سر گذاشته است. دهه ها جنگ و بنیادگرایی، این کشور را به یک جامعه عجیب و با بافتی پیچیده تبدیل کرده است. در برنامه روز دهم سپتامبرمهبانگ (تلویزیون آینه) میهمانی داشتیم از افغانستان و درباره خرافات، کهنه پرستی ، باورهای شبه علمی و جادوگری و فالگیری و رمالی در افغانستان صحبت کردیم

    آیا آموزش و توسعه، گسترش تفکر نقادانه و مطالعه ، آینده روشنی برای افغانستان رقم خواهد زد؟ نقش روشنفکران و متفکران افغان در این توسعه چیست

    برنامه مهبانگ
    کانون پرورش افکار
    برنامه از دکتر علی نیری

     

    لینک یوتیوب این برنامه

  • روش نقادانه علم در برابر گزارش های فراطبیعی

    روش نقادانه علم در برابر گزارش های فراطبیعی

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، خرداد 1394

    مجریان برنامه های فریب عمومی از اینکه طرح و برنامه فریب خود را در معرض روش علمی و تفکر انتقادی قرار دهند شدیدا دوری می کنند. آنها نمی خواهند گزارش های فراطبیعی و ادعاهای اصطلاحا پارانرمال؛ با رویکرد علمی و در آزمایشگاه مورد آزمون قرار بگیرد. چرا که روش علمی ؛ مانند چراغی ابعاد پنهان پدیده ها را روشن می کند و برای یک پدیده رازآلود و حیرت برانگیز، یک تفسیر و توضیح قانع کننده پیدا می کند. این درست همان چیزی است که کسب و کار مجریان برنامه فریب عمومی، رمال ها و فالگیرها و انرژی درمان ها و طالع بین ها را از سکه می اندازد.

    سوزان بلک مور در کتاب آگاهی یکی از بهترین نمونه های روش نقادانه علم در برابر گزارش های فراطبیعی را ذکر می کند. در اواسط قرن نوزدهم تب احضار ارواح بالا گرفته و از یک شهر کوچک در ایالت نیویورک به کل اروپا و آمریکا گسترش پیدا کرده بود. مدیوم ها یعنی کسانی که ادعا می کردند واسطه ارتباط با ارواح هستند از چیزهایی حرف میزدند که ادعا می شد از طریق ارتباط با ارواح در یافته اند. یکی از رایج ترین روش های آنان نمایش تکان خوردن ظاهرا خودبخودی میز بود. در این نوع از جلسه احضار روح؛ چند نفر دور یکدیگر می نشستند و دست خود را صاف روی میز می گذاشتند. سپس فرد مدیوم (واسطه تماس با ارواح مردگان) ، ارواح را فرا میخواند و از آنها می خواست تا حضورشان را اعلام کنند. درست در همین لحظه میز به طور مرموزی شروع به حرکت می کرد.

    مثلا از ارواح خواسته می شد به جای ٬بله٬ یک بار و به جای ٬خیر٬ دو بار میز را تکان دهند. گاهی هم از رمزهای الفبایی پیچیده تری استفاده می شد و بدین ترتیب سوالاتی طرح و پاسخ هایی هم گرفته می شد. حاضران در جلسه وقتی به سر کار و زندگی شان بر می گشتند باور داشتند که با پدر و مادر؛ بستگان یا بچه های از دست رفته خود حرف زده اند. در جلسه های مهیج تر ؛ میز صرفا تکان نمی خورد؛ بلکه از قرار معلوم کج می شد و یک پایه یا حتی به کلی از زمین بلند می شد. در همان زمان البته گاهی مچ بسیاری از شیادان و مجریان برنامه فریب عمومی گرفته می شد. شیادانی که با هماهنگی با همدست های مخفی (که به صورت ناشناس در جمع می نشستند) یا با عصاهای تاشو یا نخ یا ریسمان مخفی، این تردستی را اجرا می کردند لو می رفتند . برخی از آنها اما که حرفه ای تر بودند به این سادگی ها دم به تله نمی دادند و برای اینکه نشان دهند حقه ای در کار نیست خود را با طناب می بستند یا چشم هایشان را می پوشاندند.

    مایکل فارادی (۱۷۹۱ـ۱۸۶۷) فیزیکدان که به سبب قوانینی که در فیزیک الکتریسیته صورتبندی کرده شهرت دارد در سال ۱۸۵۳ آزمایش مهمی در مورد کنترل آگاهانه انجام داد. او می خواست درباید واقعیت چیست. اگر واقعا پای نیروی جدیدی در میان بود ؛ از دید او این کشف می توانست علم فیزیک را دگرگون کند . اگر آگاهی ارواح مردگان می توانست یک میز سنگین را بلند کند ؛ بدون تردید بایستی به عنوان بخش ناشناخته ای از فیزیک به رسمیت شناخته می شد. روش نقادانه و راه حل بررسی علمی این پدیده توسط فارادی بسیار جالب توجه است. او قطعه مقواهایی را با چسبی که هنوز سفت نشده روی میز چسباند؛ به صورتی که اگر دست حاضران به این طرف و آن طرف حرکت می کرد این مقواها کمی جابجا می شدند. استدلال فارادی این بود که اگر ارواح واقعا میز را تکان می دهند؛ قطعه های مقوا بعد از این حرکت تکان خواهند خورد. اگر حاضران میز را بکشند یا هل دهند ؛ مقواها باید در همان جهت روی میز عقب و جلو بروند. نتیجه روشن بود. کارت ها همیشه در جهتی که میز تکان می خورد حرکت می کردند. به عبارت دیگر؛ این خود حاضران بودند که میز را تکان می دادند نه ارواح!

    نظیر همین داستان برای روش های دیگر احضار روح مثلا با لیوان وارونه یا نعلبکی هم صادق است. افراد حاضر که انگشت شان را روی کف یک نعلبکی وارونه قرار می دهند و سوالاتی می پرسند. نعلبکی شروع به حرکت می کند و افراد تصور می کنند که روح درگذشتگان با این وسیله پیامی را به دنیای زندگان منتقل می کند. واقعیت این است که افراد حاضر بی آنکه اطلاع داشته باشند خودشان موجب حرکت نعلبکی می شوند. علت اش آن است که ماهیچه های دست زود خسته می شوند و مشکل می توان محل قرار گرفتن انگشت را حفظ کرد. وقتی حرکتی جزیی روی می دهد ؛ هر کس وضعیت انگشت اش را تنظیم می کند و این خودش سبب حرکت بزرگتری می شود. این نوع تنظیم ها و جابجایی ها کاملا عادی اند. حتی موقعی که سعی می کنیم بی حرکت بایستیم و یا موقع نگاه داشتن یک فنجان چای داغ در دست مان ؛ هیچ ماهیچه ای نمی تواند کاملا ساکن بماند. از همین رو؛ بدن ما مدام در حالت جابجایی های جزیی است و همین طور تنظیم و تعدیل های جزیی.

    فیزیک؛ شیمی؛ تردستی ها و حقه ها

    در گذشته ممکن بود یک پدیده طبیعی که توضیح فیزیکی مشخصی برای آن وجود نداشت به عنوان یک پدیده فراطبیعی ارزیابی شود. مثلا بسیاری از واکنش های سوخت و احتراق شیمیایی به صورت خارق العاده ای حیرت برانگیز و خیره کننده اند. تجزیه آمونیوم دی کرومات* که ویدیوی آن را می توانید در زیر مشاهده کنید، شاید در نظر انسان اعصار گذشته به عنوان یک پدیده جادویی جلوه کند

     

    شگفت تر از آن مثلا واکنش تیوسیانات جیوه** که ویدیوی آن را در زیر مشاهده می کنید، ممکن است به عنوان یک پدیده جادویی به چشم بیاید. گویی که از دل زمین یک موجود زنده یا اژدهای آتشین برخاسته و به چشم به هم زدنی به یک غول سرکش تبدیل می شود

     

    *(NH4)2Cr2O7

    **2Hg(SCN)2 → 2HgS + CS2 + C3N4

    در ایران ما نیز تردستی و شعبده بازی، رمالی و معرکه گیری مبتنی بر شبه علم و خرافات سابقه طولانی دارد. از مراسم زار در جنوب گرفته تا خاش گیران در شمال. (خاش در گویش محلی به معنای استخوان است) . از پنهان کردن آهنربا زیر آستین برای حرکت دادن عقربه ساعت گرفته تا کار گذاشتن آهنربا در بین کفش و عصا برای جفت شدن آن جلوی پای شخص مدعی بهره مندی از نیروهای فراطبیعی همه و همه بخشی از یک طرح پرسود فریب عمومی است. مثلا در مراسم زار در برخی مناطق جنوب اعتقاد بر این است که بادها عده ای را بیمار می کنند و با مراسم سنتی پیچیده و آداب و رسوم خاصی ؛ فرد کاهن سعی می کند دیو شریر را از بدن بیمار بیرون کرده و برای این کار درآمدی هم کسب می کند. از چوب خيزران گرفته تا پيراهن حریر و حلقه طلا ؛ دستمزد یک نمایش سنتی است که به صورت محلی هنوز هم برگزار می شود.

    در شمال ایران نیز هنوز می توان رد پای خاش گیران (خاش وگیران) را پیدا کرد. آنها برای درمان بسیاری از بیماری ها نسخه می پیچند و کسب و کار سکه ای هم دارند. گلودرد باشد یا سرفه تفاوتی نمی کند. خاش وگیران دست در گلوی مریض نگون بخت کرده و با تردستی تکه استخوانی که زیر آستین پنهان کرده اند را به اطرافیان بیمار نشان می دهند و ادعا می کنند استخوانی در گلوی بیمار گیر کرده و موجب درد و ناخوشی شده است.

    روش نقادانه علم ، با رویکردی انتقادی و با طراحی آزمون های کنترلی ، دست فالگیرها، درمانگرهای شعور کیهانی و رمال ها و غیب گوها را رو می کند. هر کدام از شما اگر تجربه ای در این زمینه دارد و موردی را سراغ دارد که پدیده ای ناقض قواعد فیزیک دنیا را از نزدیک مشاهده کرده کافیست گزارشی از آن پدیده فراطبیعی به  نشانی ایمیل شخصی ام ارسال کند تا با همکاری گروه علمی دانستنیها ، پدیده مذکور را با روش نقادانه علمی مورد پژوهش و بررسی قرار دهیم. اگر کسی را می شناسید که می تواند روی هوا معلق شود، ذهن خوانی کند،  فال قهوه بگیرد و از گذشته تان خبر دهد یا آینده را پیش بینی کند، یا کاری انجام دهد که با قوانین فیزیک همخوانی ندارد و  به لحاظ علمی توجیه پذیر نیست، ما را بی خبر نگذارید

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

  • آیا گزارش های فراطبیعی روزی تایید خواهند شد؟

    آیا گزارش های فراطبیعی روزی تایید خواهند شد؟

     

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، اردیبهشت 1395

     هر ادعایی برای اینکه مورد قبول جامعه علمی قرار بگیرد باید بر مبنای استانداردهای پژوهشی بوده و با پروتکل های دقیق آزمایشگاهی انطباق داشته باشد. عموما دانشمندان  در تحلیل رویدادهای طبیعت ؛ تفکری نقادانه دارند و هر ادعایی را به سادگی نمی پذیرند. مثلا اینکه یکی از دوستان نزدیک یکی از بستگان ما با چشمان خودش فردی را دیده که تنها با خیره شدن؛ باعث به حرکت در آوردن اشیاء روی میز می شده کافی نیست. از دید دانشمندان؛ فرد مورد نظر باید توانایی خود را در یک آزمون کنترل شده به اثبات برساند. این رویدادها حتی به فرض صحت؛ باید خود را در معرض آزمون های مستقل علمی قرار دهند و اگر از آزمون های بی طرف علمی سر بلند بیرون آمدند؛ تازه می توانند مورد پذیرش جامعه علمی قرار بگیرند. ضمن اینکه یک آزمون کنترل شده علمی به ما اطمینان می دهد که مبادا نتایج؛ ناشی از خطای آزمایشگاهی یا دستکاری داده ها باشند.

    ادعاهای پارانرمال یا به عبارتی همان گزارش های فراطبیعی ادعاهایی هستند که با قوانین شناخته شده فیزیک همخوانی ندارند و یا آشکارا ناقض قوانین فیزیک هستند. بسیاری از هواداران شبه علم اظهار می دارند که علم بشر ناقص است و گزارش های فراطبیعی به آن بخش از فیزیک تعلق دارد که تا کنون برای بشر شناخته شده نیست. آنها غالبا می گویند از کجا معلوم که روزی چنین ادعاهایی در فیزیک به اثبات نرسد؟ پاسخ به این پرسش چندان دشوار نیست. گزارش های فراطبیعی؛ گزارش هایی بر خلاف نظم رایج درطبیعت هستند. دقیقا به همین دلیل آنها را گزارش های فراطبیعی می نامیم.

    اساسا چون وقوع چنین رویدادهایی در طبیعت؛ نرمال نیست به این رویدادها وقایع پارانرمال گفته می شود. اگر آنچه که دیوید کاپرفیلد یا کریس انجل انجام می دهند واقعیت می داشت فیزیکدانان بایستی همه کتاب های فیزیک و قوانین شناخته شده را دور می ریختند و به دنبال یک شاخه جدید از علم می گشتند که قادر به توضیح این رویدادها باشد. رد شدن دیوید کاپرفیلد از دیوار چین یا راه رفتن کریس انجل بر روی آب ناقض قواعد فیزیک است. بنابراین فیزیکدانان می دانند که حتما حقه  و فریبی در کار است و این افراد در واقع قوانین فیزیک را نقض نکرده اند؛ بلکه با بهره گیری از حقه های تصویری و اثرات روانی بر تماشاچیان یک تردستی پیچیده انجام داده اند. رویدادهای ناممکن را شاید بتوان در چند گروه عمده طبقه بندی کرد. امکان ناپذیری فیزیکی؛ امکان ناپذیری تکنولوژیکی و امکان ناپذیری منطقی. بعضی از رویدادها از نظر فیزیکی ناممکن هستند. مثلا راه رفتن روی ابرها؛ غیب شدن؛ روی هوا معلق ماندن و نظایر آن.

    به بیان ساده تر انجام آنها مستلزم نقض یک یا چند قانون فیزیک است. مثلا اینکه قطعات یک لیوان شکسته شده به صورت خودبخودی از پایین میز جمع شود و به یک لیوان سالم روی میز تبدیل شود قطعا یک رویداد فراطبیعی است. اگر چنین چیزی واقعا اتفاق بیفتد فیزیکدانان باید در تمامی مبانی این رشته تجدید نظر کنند. برخی دیگر از رویدادها اگر چه از نظر فیزیکی محال نیستند اما وقوع آنها به دلیل فقدان تکنولوژی لازم ناممکن است. مثلا سفر به کهکشان آندرومدا از نظر فیزیکی محال نیست. مساله بر سر این است که بشر در حال حاضر چنین تکنولوژی در اختیار ندارد.

    لارنس کراوس فیزیکدان می گوید: سفر با فضاپیمایی با 25 درصد سرعت نور و با استفاده از سوخت معمولی موشک به نزدیکترین ستاره؛ یعنی آلفا قنطورس مستلزم در اختیار داشتن سوختی بیش از تمام مواد موجود در کیهان است.  او می افزاید: حتی فضاپیمایی با یک سیستم پیشران واپیچشی باید ژنراتوری داشته باشد که ده میلیارد برابر جرم جهان قابل مشاهده انرژی در اختیارمان بگذارد. بنابراین اگر کسی ادعا کند که همین دیروز از سفر کهکشان آندرومدا برگشته؛ بعید است کسی ادعای او را جدی بگیرد.  نوع دیگر امکان ناپذیری؛ امکان ناپذیری منطقی است. مثلا اگر کسی ادعا کند که یک مربع گرد در اختیار دارد ما ادعای او را حتی پیش از بررسی رد می کنیم. چون چنین ادعایی دربرگیرنده یک تناقض منطقی است و به هیچ عنوان حتی نمی تواند ممکن باشد. با این تفاصیل؛ گزارش های فراطبیعی و اعمال غریبی که جادوگران یا رمالان انجام می دهند هرچند حیرت برانگیز؛ اما صرفا شعبده یا تردستی است. اساسا منابع مورد استناد این گزارش ها به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند. چنین اخباری اغلب مورد توجه نشریات زرد و بی محتواست؛ زیرا مخاطبان دور از علم و تفکر نقادانه تاکیدی بر اعتبار منابع ندارند. در نبود تفکر نقادانه؛ پذیرش هر چیزی ممکن است. به همین جهت مردمان بی اطلاع از علم؛ بیشتر در معرض سوء استفاده و فریب قرار دارند.

     گزارش های فراطبیعی از آن رو که حیرت برانگیز و رازآلودند؛ برای بسیاری جذابیت بسیاری دارد. حسی آمیخته با حیرت و وحشت؛ چاشنی اصلی باور به پدیده های پارانرمال است. در بسیاری از فیلم های ژانر وحشت سینما؛ در داستان هایی با تم اشباح و موجودات خیالی؛ پای یک رخداد عجیب در میان است و خط سیر داستان این گونه القا می کند که علم؛ پاسخی برای این رویدادها ندارد. باری! اگر چه فهم بشر از طبیعت در طول تاریخ مدام تغییر می کند و دانش ما از جهان هستی بیشتر و بیشتر می شود اما دلیلی بر این نیست که برای گزارش های ناقض فیزیک و خلاف منطق؛ اعتبار قائل شویم و آنها را باور کنیم.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها