Tag: ترامپ

  • آیا ترامپ علم ستیز است و بایدن منجی علم؟

    آیا ترامپ علم ستیز است و بایدن منجی علم؟

    در ماه ها و هفته های اخیر، مقوله علم نیز به بحث ها و جدل های انتخابات ایالات متحده امریکا وارد شده و بسیاری درباره اهمیت و تاثیر انتخابات پیش رو در آینده علم سخن گفته اند. در هفته هایی که گذشت ۸۱ برنده جایزه نوبل از نامزدی جو بایدن در انتخابات حمایت کردند و با تاکید بر لزوم انتخاب فردی که تصمیمات خود را براساس داده های علمی اتخاذ می کند، بایدن را بابت اعلام آمادگی اش در یافتن راه حل های علمی در مشکلات ستایش کردند. چندی پیش میشل اوباما نیز در وصف بایدن گفته بود او واقعیت را خواهد گفت و به علم اعتماد خواهد کرد. در همین کشاکش، مجله ساینتیفیک امریکن برای اولین بار در تاریخ ۱۷۵ ساله خود، از یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده حمایت کرد و در توییتر خود نوشت:  انتخابات ۲۰۲۰ مساله مرگ و زندگی است و ما از شما می خواهیم که برای علم، برای سلامتی، به جو بایدن رای بدهید. ساینتیفیک امریکن با بیان اینکه دونالد ترامپ شواهد علمی را رد می کند بیان داشته که عدم توجه او به شواهد علمی در قبال مساله شیوع کرونا به قیمت جان ۱۹۰هزار شهروند امریکایی تمام شده است. اما چنین اظهارنظرهایی تا به چه میزان روی فکت ها و واقعیت موجود بنا شده اند؟ آیا واقعا انتخاب دونالد ترامپ تا این حد برای علم آسیب به دنبال داشته یا اینکه ساینتیفیک آمریکن صرفا بر اساس جهت گیری سیاسی و ترامپ ستیزی، از بایدن حمایت می کند؟ آیا واقعا علم ستیزی ترامپ و عدم توجه او به علم باعث شیوع کرونا در آمریکا شده است؟

    Trump vs Biden on 9 major policy issues ahead of the debates - CNNPolitics

    مدیریت، بودجه، فناوری

    پیش از ورود به این جدال بی پایان، لازم است روشن کنیم که هر شخص یا نهادی (از میشل اوباما گرفته تا مجله ساینس آمریکن و سایرین) که صحبت از علم می کند، به صورت دقیق تر تلفیقی از مدیریت و بودجه را نیز به شکل ضمنی مد نظر دارد. همچنین نباید از نظر دور داشت که علم با فناوری و صنعت یکی نیست و هیچ یک از منتقدان و مخالفان ترامپ به صورت دقیق اشاره نمی کنند که مقصودشان از عملکرد ترامپ، دقیقا ناظر بر کدام بخش از مسائل مرتبط با علم است. اگر مقصود، مدیریت بحران کروناست که باید گفت، دولت ترامپ از همان ابتدا برای تولید ۳۰۰ میلیون دوز واکسن  تا ماه ژانویه برنامه ریزی کرد و دونالد ترامپ در زمان مناسب به الکس ایزار وزیر بهداشت برای پیگیری آن دستور داد و بودجه فدرال نیز به این مساله اختصاص داده شد. برنامه بلندپروازانه تولید واکسن ویروس کرونا با این سرعت بالا، طبیعتا بودجه عظیمی می طلبد. بدیهی است که کسی انتظار ندارد دونالد ترامپ (یا فرضا جو بایدن) شخصا از علم سر در بیاورد و با کار شبانه روزی در آزمایشگاه ها واکسن کشف کند. وظیفه رئیس جمهور، تامین بودجه و اعتبارات لازم است تا متخصصان و دانشمندان این کار را انجام دهند. از این رو برنامه ریزی برای واکسیناسیون ۳۰۰ میلیون نفر تا ژانویه ۲۰۲۱ که از سوی دولت ترامپ اعلام شد، اقدامی درست، هماهنگ و به موقع بود و هر کسی به جای دونالد ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری ایالات متحده نشسته بود در عمل کاری بیش از این نمی توانست انجام دهد. دونالد ترامپ در اسفند ماه ۲.۵ میلیارد دلار بودجه اضطراری برای مقابله با ویروس کرونا درخواست کرد. با در نظر گرفتن این نکته که دونالد ترامپ، بودجه ۸.۳ میلیارد دلاری برای مقابله با کرونا را امضا کرد به نظر می رسد ادعای ساینتیفیک امریکن مبنی بر بی توجهی ترامپ به بحران کرونا، صرفا یک موضع سیاسی باشد و نه بر مبنای واقعیت. کافیست تصور کنیم که بایدن در شرایط مشابه، چه کاری و چه اقدامی بیش از امضای بودجه درخواستی می توانست انجام دهد؟ روسای جمهور ایالات متحده سیاستمدارند. نه دانشمندند نه پزشک و متخصص بیماری های عفونی. احتمالا نه دونالد ترامپ و نه جو بایدن و نه باراک اوباما هیچ کدام تفاوت باکتری و ویروس،  DNA یا RNA را هم نمی دانند و البته برای مدیریت لزومی هم ندارد که بدانند. ساینتیفیک آمریکن بدون توجه به این مساله بیان می کند که برای علم، برای سلامتی به بایدن رای دهید. در حالی که بایدن نیز در چنین شرایطی نهایت کاری که انجام می داد می توانست چیزی در سطح اقدامات دولت ترامپ باشد. ضمن اینکه همان اقدامات ترامپ در اواخر اسفندماه (یعنی زمانی که فقط ۱۲۶۷ نفر در امریکا به کرونا مبتلا شده بودند و ۳۸ نفر جان باخته بودند) با اعتراض شدید مخالفانش روبرو شد. اقدامی درست و قابل دفاع و البته علمی، مبنی بر ممنوعیت ورود مسافران از ۲۶ کشور اروپایی به ایالات متحده تا ۳۰ روز و الزام آور بودن انجام تست برای آن دسته از شهروندان آمریکایی که از اروپا به آمریکا باز می گشتند. با این وجود این رئیس شورای اروپا بود که نسبت به اثر مختل ‌کننده تصمیم ترامپ بر اقتصاد کشورها هشدار داد و این بیاینه رسمی اروپایی ها بود که این اقدام را به شدت سرزنش می کرد. (اینجا) ضمن اینکه فراتر از ارتباط میان علم از یک سو و مدیریت و بودجه از سوی دیگر، فناوری را نیز نباید از نظر دور داشت. واقعیت این است که این دونالد ترامپ بود که درخواست افزایش بودجه ناسا برای سفر به ماه و مریخ را طرح کرد. بر اساس گزارش ها بودجه پیشنهادی دولت آمریکا برای ناسا در ۲۰۲۱ بیشتر از ۲۵ میلیارد دلار بوده و به عبارتی نسبت به سال ۲۰۲۰، ۱۲ درصد افزایش پیدا کرده است. پروژه های عظیمی که در زمان دولت باراک اوباما معطل مانده بودند اینک با وجود اختصاص ۱۲ میلیارد دلار به پروژه فرود بر ماه و مریخ، آینده صنایع فضایی ایالات متحده را روشن تر از پیش کرده است. اگر برندگان جایزه نوبل به شدت به ترامپ انتقاد می کنند نباید از یاد ببریم که فضانوردان ماموریت های آپولو 11 ، آپولو 13 و آپولو 17 یعنی نیل آرمسترانگ، جیم لاول و یوجین سرنان نیز به شدت به سیاست  های بودجه دولت اوباما برای ناسا انتقاد کردند و آن را ویرانگر دانستند. کافیست تصور کنیم که دونالد ترامپ، و نه باراک اوباما پروژه عظیم    Constellation program  برای ارسال انسان به ماه را کنسل کرده بود. در این صورت احتمالا موجی از انتقادات، رسانه ها را پر می کرد و همه از علم ستیز بودن دونالد ترامپ سخن می گفتند.

    معاهده اقلیمی پاریس، تصمیمات غلط محیط زیستی

    آنچه که ترامپ درباره خروج از معاهده اقلیمی پاریس انجام داد هر چند غلط و بر خلاف داده ها و راهکارهای علمی دانشمندان بود اما فراتر از اظهارنظرهای شخصی ترامپ درباره گرمایش جهانی، بیانیه رسمی کاخ سفید (اینجا) نشان می دهد که دولت ایالات متحده تغییرات آب و هوایی را جدی می گیرد و نقش گازهای گلخانه ای در آن به رسمیت می شناسد. آنچه که متفاوت است فرمول متفاوتی است که آمریکایی ها برای محدود کردن گازهای گلخانه ای ارائه می کنند و از همین رو معاهده اقلیمی پاریس را به لحاظ اقتصادی، عادلانه نمی دانند. ‌واقعیت این است که در بخش صنعت، حدود ۷۱ درصد گازهای گلخانه‌ای دنیا زیر سر صد شرکت سهامی عام است. بر خلاف تصور عمومی این آمریکا نیست که نقش مخرب و ویرانگری در تولید گازهای گلخانه ای و گرمایش جهانی دارد. رسانه های بزرگ دنیا که عموما ضدیت حل ناشدنی با ترامپ دارند اغلب هیچ اشاره ای به نقش گروه ملی زغال سنگ چین، گازپروم روسیه، بانک صنعت و تجارت چین، بانک ساخت و ساز چین و بانک کشاورزی چین نمی کنند و این واقعیت را اعلام نمی کنند که صدر جدول این صد شرکت بخش خصوصی با بیشترین تولید گاز گلخانه ای، گروه ملی زغال سنگ چین قرار دارد. (اینجا) هر چند انتقاد به تصمیمات دولت ترامپ درباره اظهارنظر های ناشیانه، خلاف علم به خصوص درباره مسائل محیط زیستی و سوخت های فسیلی وارد است اما انتقاد به او درباره قطع بودجه سازمان جهانی بهداشت، چندان پایه ای در واقعیت ندارد. قطع بودجه سازمان جهانی بهداشت که با بی عملی، نادیده گرفتن هشدارها و اشتباه در تصمیم گیری، نقش مخربی در شیوع کرونا ایفا کرد و خسارت بزرگی به تمام جهان وارد کرد، از قضا اقدام درست و سازنده دولت ترامپ بوده است. سازمان جهانی بهداشت بودجه ای در اختیار دارد و موظف است در مواردی بحرانی نظیر شیوع ویروس کرونا در روزهای آخر سال ۲۰۱۹، راهکارها و دستورالعمل هایی برای کنترل آن ارائه کند. چیزی که محقق نشد و به دلیل ملاحظات سیاسی این سازمان و وابستگی به چین، جهان با چنین بحران عظیمی مواجه شد. اصلاح ساز و کار ناقص و ناکارآمد سازمان جهانی بهداشت، بر خلاف تصور، اقدامی کاملا درست و علم محور بود. به عکس این سازمان جهانی بهداشت بود که غیرعلمی عمل کرد و توصیه مقامات بهداشتی تایوان را به دلیل مسائل سیاسی و ارتباطات خود با چین، نادیده گرفت.

    آیا جمهوری خواهان علم ستیزند؟

    شاید اینکه جرج بوش در سال ۲۰۰۱ اختصاص بودجه دولتی در تحقیقات سلول‌های بنیادی را ممنوع کرد و با این کار پیشرفت های علمی در این حوزه را برای ۸ سال پیاپی به بن بست کشاند، کارنامه منفی برای جمهوری خواهان باشد. اینکه جمهوریخواهان عمدتا در مخالفان نظریه داروین، منکران تغییرات اقلیمی و حامیان سوخت های فسیلی پایگاه دارند غیر قابل انکار است. بله هارولد هام که همان ابتدا به عنوان مشاور ارشد ترامپ در امور انرژی یا وزیر انرژی مطرح شده بود کسی است که از تولید و بهره برداری هرچه بیشتر از سوخت های فسیلی حمایت می کرد. مایک پنس معاون ترامپ در یک مصاحبه تلویزیونی در تاریخ ۵ ماه می ۲۰۰۹ صراحتا اعلام کرده بود که به نظریه تکامل داروین باور ندارد و روایت انجیلی آفرینش باوری باید به صورت موازی با نظریه تکامل در مدارس تدریس شود. افراد نزدیک به ترامپ در انتخابات گذشته مانند مایرون ابل، نشانه ای از این بوده و هستند که بی اعتنایی به علم در بدنه جمهوری خواهان موضوعی رایج است. شخص ترامپ ترامپ صراحتا گرمایش زمین را افسانه ای دانسته بود که چینی ها به گسترش آن دامن زده اند تا اقتصاد آمریکا را ضعیف کنند. با این وجود نباید از یاد برد که گاهی محتوای فکری دموکرات ها و جمهوری خواهان دستکم به لحاظ نظری تفاوت چندانی هم ندارد. در ژوئن سال ۲۰۰۰ میلادی که دانشمندان موفقیت خود در ردیف یابی ژنوم انسانی را اعلام کردند سخنان بیل کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا از حزب دموکرات نشان می داد او نیز مانند جمهوری خواهان به نظریه آفرینش هوشمند معتقد است. کلینتون در مراسم اعلام تکمیل ردیف یابی ژنوم انسان در کاخ سفید، ژنوم را کاردستی خداوند نامیده و گفته بود: امروزه ما داریم زبانی را که با آن خداوند حیات را خلق کرد یاد می گیریم. با این وجود نمی توان قانون خاصی یافت که بر مبنای آن جمهوری خواهان را به ضد علم و دموکرات ها را منجی علم نامید. میت رامنی نامزد جمهوری خواهان و رقیب اوباما در انتخابات ۲۰۱۲، به تغییرات اقلیمی باور داشت. این مساله قابل انکار نیست که بخش های بزرگی از صنعت و اقتصاد، برای نمونه تولید قند و شــکر و ســیگار، همواره از این می ترسد که یافته های جدید علمی به تصویب قانون های جدید علیه آنها منجر شوند. راست مذهبی عموما علیه پژوهش های سلول های بنیادی و گرمایش جهانی موضع شدیدا مخالفی دارد. اما نباید فراموش کرد که ریچارد نیکسون رئیس جمهور ایالت متحده که در سال ۱۹۷۰ سازمان حفاظت از محیط زیست EPA را پایه ریزی کرد یک جمهوری خواه بود. ترامپ در بین جامعه علمی نه تنها محبوب نیست، بلکه منفور است. استیون هاوکینگ فیزیک‌دان مشهور، ماه‌ها پیش از انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا در گفتگو با یکی از رسانه های بریتانیا سخنی به این مضمون گفته بود که طرز کار جهان را می فهمم اما محبوبیت دونالد ترامپ را نه و در ادامه ترامپ را فردی عوامفریب نامیده بود که سخنانش فقط باب طبع نا آگاه‌ ترین قشرهای پایین جامعه است. موضع مشترک جامعه علمی علیه ترامپ اما صرفا نمی تواند در علم و یافته های علمی نهفته باشد. نظر منفی جامعه علمی به ترامپ، احتمالا در خاستگاه اجتماعی و سیاسی جامعه علمی نیز ریشه دارد. تصمیمات غلط و غیرعلمی ترامپ، چندان بدتر و ویرانگرتر از تصمیمات روسای جمهور سابق نبوده اما دلیل این حجم مخالفت با او را (که باعث شده مجله ساینتیفیک امریکن بعد از ۱۷۵ سال بی طرفی را کنار بگذارد و از رقیب او حمایت کند) احتمالا جایی بیرون از استدلال های علمی، مثلا در سوگیری و تمایلات حزبی و پایگاه اجتماعی-فکری باید جست.

  • توهم توطئه، مردم مارمولکی و سیمپسون ها

    توهم توطئه، مردم مارمولکی و سیمپسون ها

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، تیر 1396

               

    سیاست دنیای پیچیده ای است. تاریخ تحولات سیاسی قرن های اخیر لبریز است از رویدادهای باورناپذیر و اتفاقاتی که هیچ کسی انتظار آن را نداشته است. وقوع جنگ جهانی دوم و بمباران اتمی هیروشیما، جنگ سرد، موازنه تسلیحاتی، فرو ریختن دیوار برلین و تبدیل شدن چین کمونیست به یکی ازبزرگترین قدرت های اقتصادی جهان، شکل گیری اتحادیه اروپا و برداشته شدن مرزهای اروپا در اوایل قرن بیستم غیرقابل تصور بود. مساله بر سر این است که تحولات سیاسی جهان اگرچه از دید تحلیلگران سیاسی و اجتماعی، تا حدی قابل توضیح است اما از دید مردم عادی ممکن است رازآلود به نظر برسد. آن قدر رازآلود و مبهم که ممکن است برای توجیه آن گاهی داستان ها و افسانه های محلی و جهانی در ادبیات عامه خلق شود. تاریخ به قدری رازآلود است که شاید برای بسیاری این تصور پیش بیاید که تمام تحولات سیاسی دنیا یک توطئه از پیش تعیین شده است. توطئه ای که از سوی یک هیات حاکمه پشت پرده و مخوف طراحی شده و مردم جهان را بازی می دهد. این توهم توطئه گاهی شکل کارتونی هم به خود می گیرد و مثلا جالب است بدانید که 66 میلیون نفر از مردم آمریکا معتقدند که یوفوها در ژوئیه ۱۹۴۷ در رازول نیومکزیکو به زمین آمده اند. بر اساس گزارش گاردین در سال 2016 ، 12 میلیون نفر از مردم آمریکا بر این باورند که مردم مارمولکی*  در قالب انسان در آمده اند و قدرت سیاسی روی زمین را به دست گرفته اند. این ایده هیبرید انسان-مارمولک**  که توسط دیوید ایکه به آن پر و بال داده شده در نگاه اول به قدری طنز به نظر می رسد که به سختی می توان تصور کرد انسان عاقل و سالم و بالغی وجود داشته باشد که آن را باور کند. اما میلیون ها نفر در جهان واقعا باور دارند که موجودات فرازمینی و به عبارتی خزندگان انسان نما از تبار خزندگان انسان نما هستند و از جرج دابلیو بوش گرفته تا ملکه الیزابت دوم ، موجوداتی هستند که با فرازمینی ها همکاری می کنند.

    تعداد باورهای مبتنی بر توهم توطئه  به قدری زیاد است که تحلیل هرکدام ، نیازمند یک یادداشت جداگانه است. از ایده زنده بودن هیتلر و بن لادن گرفته تا ساختگی بودن سفر به ماه، هر کدام هواداران و پیروان فراوانی در سراسر دنیا دارد. یکی از رازآلود ترین نظریه های توهم توطئه، پیش بینی های انیمیشن سیمپسون ها است. انیمیشینی ساخته مت گرینیگ که از سال ۱۹۸۹ تا کنون در سراسر جهان ، محبوبیت و شهرت فراوان پیدا کرده است. یک جستجوی ساده اینترنتی نشان می دهد که شایعات بسیاری درباره این انیمیشن وجود دارد و بسیاری معتقدند در پشت پرده سناریونویسی این انیمیشن، گروه های مخوف فراماسونی پنهان شده اند. این عده معتقدند رخدادهایی نظیر 11 سپتامبر، انتشار ویروس ابولا، فساد مالی فیفا، وقایع سوریه، ریاست جمهوری ترامپ در قسمت های مختلف این انیمیشن سال ها پیش از وقوع، پیش بینی شده بوده است. اما واقعیت چیست؟ آیا نویسندگان انیمیشن سیمپسون ها ، گوی پیش بینی در اختیار دارند و یا تحولات سیاسی جهان از پیش تعیین شده است و گاهی به صورت ناخواسته از بخش های مختلف این مجموعه کارتونی به بیرون درز می کند؟

    سیمپسون ها آینده را پیش بینی می کنند

    پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و پیروزی دونالد ترامپ، تصاویر و نوشته هایی به سرعت در شبکه های مجازی دست به دست می شد که نشان می داد، کاندیداتوری و پیروزی ترامپ در انتخابات از سالها پیش در مجموعه کارتونی آمریکایی “خانواده سیمپسون“ پیش بینی شده بود.  در قسمت ۱۷ از فصل ۱۱ این  مجموعه که در تاریخ ۱۹ ماه مارس ۲۰۰۰ منتشر شده است داستان عجیبی اتفاق می افتد. در این قسمت که بارت در آینده*** نام دارد، “بارت” پسر خانواده سیمپسون با یک پیشگو آشنا می شود که آینده جهان یعنی سال ۲۰۳۰ را به او نشان می دهد. در پیش بینی این پیشگو، خواهر بارت یعنی لیزا سیمپسون به عنوان نخستین زن به عنوان رییس جمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب شده است. اما چه چیزی در این بین ، عجیب و باورنکردنی است؟ در یک صحنه مشاوران لیزا سیمپسون به او اطلاع می دهند که رییس جمهور پیشین قبل از لیزا فردی به نام دونالد ترامپ بوده که اقتصاد آمریکا را به ورطه نابودی کشانده و بدهی فوق العاده زیادی برای کشور به جای گذاشته است.

    پس از انتخاب دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رییس جمهور ایالات متحده آمریکا بحث های فراوانی در شبکه های اجتماعی درباره این موضوع در گرفت و بسیاری پرسیدند چطور ممکن است این رخداد، یعنی رییس جمهور شدن ترامپ،  ۱۶ سال پیش، در سال ۲۰۰۰ پیش بینی شده باشد؟ باید گفت این پیش بینی اگرچه عجیب، ولی چندان دور از انتظار نبوده است. دونالد ترامپ از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۸ تا همین امسال تقریباً در هر دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده به عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی مطرح بوده است. او حتی در سال ۱۹۹۹ به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از حزب اصلاح****  نیز درخواست داده بود اما قبل از آنکه کمپینی برای حمایت از او شکل بگیرد کاندیداتوری او پشت درهای کاخ سفید متوقف شد.

    اما ظاهرا موضوع به همین سادگی ها نیست. به فرض که این پیش بینی صرفا تصادفی بوده باشد. در شبکه های مجازی صحنه ای از این انیمیشن  دست به دست می شد که نشان می داد دونالد ترامپ در میان تشویق هوادارانش از پله برقی پایین می آید و همزمان برای آنها دست تکان می دهد. در هنگام پایین آمدن ترامپ  از پله برقی، کاغذی از دست یکی از افراد حاضر در جمع به زمین می افتد و نکته عجیب آنجاست که این صحنه دقیقا و بی کم و کاست در فیلم اعلام کاندیداتوری ترامپ اتفاق افتاد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ چنین پیش بینی با این جزییات اگر صحت داشته باشد ، دیگر نمی توان به سادگی به آن برچسب توهم توطئه زد. اما درباره این صحنه رازآلود و پیش گویانه از انیمیشن سیمپسون ها، یک اشتباه و سوء برداشت بزرگ اتفاق افتاده است. واقعیت این است که اپیزودی با عنوان سفر ترامپی***** ، یعنی اپیزودی که نشان می دهد دونالد ترامپ در میان هیاهو و ابراز احساسات هوادارانش از پله برقی پایین می آید در واقع مربوط به ۱۶ سال پیش نیست. این قسمت در ۷ جولای ۲۰۱۵ منتشر شده است. یعنی یک ماه بعد از آغاز کمپین انتخاباتی ترامپ در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۵. از این رو صحنه پایین آمدن ترامپ از پله برقی ، پیشگویی آینده نبوده و در واقع بازسازی این صحنه ، یک ماه پس از وقوع آن صورت گرفته است.

    سفر ترامپ به عربستان سعودی در این اواخر نیز باز به بازار شایعات و توهم توطئه های سیمپسونی دامن زد. این بار تصویری با عنوان “پیشگویی ۱۵ سال پیش سیمپسون ها از آینده” در شبکه های اجتماعی بازنشر می شد که نشان می داد که ترامپ و پادشاه عربستان و عبدالفتاح السیسی در مراسمی نمادین دستان خورد را روی یک گوی درخشان گذاشته اند. اما این بار نیز پای یک شیطنت رسانه ای  و توهم توطئه برای جمع آوری لایک در میان است. ماجرای دور همی ترامپ و سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان وعبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر در روز 21 ماه می اتفاق افتاده است و آنچه که به عنوان پیشگویی سیمپسون ها در سال 2002 منتشر شده بود در واقع در روز 26 ماه می و پنج روز پس از این ماجرا در فصل بیست و هشتم این مجموعه پخش شده بود. این پیشگویی های جعلی در واقع پس گویی بوده اند. اگر تفکر نقادانه نداشته باشیم ممکن است هر چیزی را به سادگی باور کنیم. نه تنها دیدگاه های مبتنی بر توهم توطئه، که اساسا پخش و گسترش شایعات و خرافات و شبه علم نیز بر همین اساس پیش می رود.  فراموش نکنیم، اینترنت منبع نیست و هر چه در آن منتشر می شود درست نیست. تنها با تفکر نقادانه و روحیه جستجوگر می توان اطلاعات درست و غلط را غربال کرد و از دام باورهای ساختگی توهم توطئه و خرافات و شبه علم در امان ماند.

    *lizard people

    **Reptilians

    ***“Bart to the Future”

    ****Reform Party

    *****Trumptastic Voyage

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

  • منازعه دموکرات ها و جمهوری خواهان در عرصه علم

    منازعه دموکرات ها و جمهوری خواهان در عرصه علم

    عرفان کسرایی| سالنامه ۱۳۹۵ روزنامه شرق

    سیاست علمی دولت جدید آمریکا هنوز هم برای بسیاری از صاحب‌نظران روشن نیست. هر چند که سخنرانی ها و شعارهای دونالد ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی به بحث ها و مناقشات بسیار دامن زد اما پیش بینی این‌ که مبنای سیاست کلان دولت جدید ایالات متحده در علم و فناوری چگونه خواهد بود آن‌قدرها هم که به نظر می رسد ساده نیست. مبنای گمانه‌زنی های ما غالبا سخنان ترامپ و وابستگان سیاسی اوست و نه کارنامه سیاسی قبلی وی. چرا که ترامپ بر خلاف بسیاری از سیاست‌مداران، هیچ پیشینه سیاسی روشی ندارد و عمدتا به عنوان یک تاجر شناخته شده است. به هر حال دونالد ترامپ به عنوان کاندیدای حزب جمهوری خواه به صندلی ریاست جمهوری ایالات متحده تکیه زده است. ساده تر می شد اگر این امکان وجود داشت که مثلا سیاست علمی دموکرات ها و جمهوری خواهان را به لحاظ تاریخی مقایسه کنیم. اما دشواری کار آنجاست که ترامپ به لحاظ سیاسی، تفاوت های آشکاری با جمهوری خواهان پیشین دارد. در این نوشتار نگاهی خواهیم انداخت به تغییرات احتمالی در سیاست های کلان علمی این کشور.

    نظر اکثریت دانشمندان درباره انتخاب ترامپ چیست؟

    استیون هاوکینگ فیزیک‌دان مشهور، ماه‌ها پیش از انتخابات آمریکا در گفتگو با یکی از رسانه های بریتانیا سخنی به این مضمون گفته بود که طرز کار جهان را می فهمم اما محبوبیت دونالد ترامپ را نه و در ادامه ترامپ را فردی عوامفریب نامیده بود که سخنانش فقط باب طبع نا آگاه‌ترین قشرهای پایین جامعه است. نگاهی به نظرات اکثریت جامعه علمی در آمریکا و سایر کشورهای دنیا نشان می دهد که بسیاری دیگر نیز نظر مشابهی با هاوکینگ دارند.  ترامپ از دید رسانه های علمی و از دیدگاه دانشمندان بسیاری نه تنها به علم علاقمند نیست بلکه این واهمه وجود دارد که نخستین رییس جمهور ایالات متحده باشد که علنا ضد علم است. مساله فقط بر سر شخص ترامپ نیست. اطرافیان و همکاران او نیز در ضدیت  با علم دست کمی از دونالد ترامپ ندارند. مثلا هارولد هام که به عنوان مشاور ارشد ترامپ در امور انرژی معرفی شده از تولید و بهره برداری هرچه بیشتر از سوخت های فسیلی حمایت می کند. مایک پنس که ترامپ وی را به عنوان نامزد معاونت رئیس‌ جمهور معرفی کرد در یک مصاحبه تلویزیونی در تاریخ ۵ ماه می ۲۰۰۹ صراحتا اعلام می کند که به نظریه تکامل داروین باور ندارد. یعنی نظریه ای که به عنوان یکی از پایه‌ ای ترین نظریات زیست شناسی مدرن شناخته شده است. او معتقد است روایت انجیلی آفرینش باوری باید به صورت موازی با نظریه تکامل در مدارس تدریس شود. این مساله یکی از مناقشات دیرینه نظام آموزشی در ایالات متحده است که در ادامه این متن حتما به آن باز خواهیم گشت. ترامپ گرمایش زمین را افسانه ای می داند که چینی ها به گسترش آن دامن زده اند تا اقتصاد آمریکا را ضعیف کنند. او شخصی به نام مایرون ابل را به عنوان مسئول انتقال آژانس حفاظت محیط زیست   به دولت جدید تعیین کرده که مانند خودش منکر پدیده گرمایش زمین است. این در حالیست که گرمایش جهانی یکی از بزرگترین دغدغه های دانشمندان جهان است و در گزارشی که سازمان جهانی هواشناسی  در ادامه توافق های کنوانسیون پاریس منتشر کرد اعلام شد که خطر گرمایش زمین بیش از آنچه که بتوان تصور کرد به مرحله هشدار نزدیک شده است. گزارش دانشمندان نشان می دهد که سطح آب اقیانوس ها به دلیل آب شدن یخچال های طبیعی قطب جنوب، به شدت در حال افزایش است. در این صورت ادعای ترامپ و مشاوران او بر خلاف نتایج پژوهش های علمی دانشمندان در سراسر جهان است. مایکل لوبل مدیر روابط عمومی انجمن فیزیک آمریکا در واشنگتن در مصاحبه ای با نیچر گفته بود که دونالد ترامپ نخستین “رئیس جمهور ضد علم” است که ما تا کنون داشته‌ایم. پیامدهایی که در دوران ریاست جمهوری وی برای علم رخ می‌دهد فوق العاده بد و شدید خواهد بود. کنت تروتمان اقتصاددان آمریکایی از دانشگاه پرینستون که هم اکنون در انیستیتو پژوهش های اقتصادی برلین فعالیت می کند می‌گوید هر چند که ترامپ در جریان مصاحبه ها از حمایت از رشته های  علوم انسانی؛ زبان انگلیسی و هنر صحبت کرده است اما کسی چه می داند که او در بیان این اظهارات تا به چه میزان جدی بوده. اما اظهارات ترامپ در خصوص مساله گرمایش زمین را گویا واقعا باید جدی گرفت. مشکل بزرگ دیگری که از دید تروتمان ممکن است در آمریکای دوران ترامپ پیش بیاید اعطای ویزا به دانشمندان خارجی است. او می گوید: این یک خبر بسیار بد است زیرا پژوهشگران خارجی برای توسعه علم در ایالات متحده بی نهایت مهم هستند. دیوید دی وینسنزو فیزیکدان در زمینه نظریه کوانتومی که اهل پنسیلوانیاست می گوید: من از سیاست علمی ترامپ بی اطلاع ام با این وجود باید صبر کرد و دید چه پیش می آید. او می‌گوید من در حال حاضر در آمریکا زندگی نمی کنم ولی اگر هنوز در آمریکا زندگی می کردم حتما از این بابت نگرانی های جدی داشتم.

    سیاست علمی دموکرات ها و جمهوری خواهان آمریکا

    بسیاری از علوم برای پیشرفت و توسعه نیازمند سرمایه گذاری های کلان دولتی هستند و از همین رو گفته می شود که علم از سیاست جدا نیست. دیدگاه نامزدهای انتخاباتی در حوزه های مختلف علم و فناوری برای دانشمندان بسیار مهم است. چه بسا که فقدان یک درک حداقلی از علم در نامزد حزب پیروز، نتایج فاجعه باری برای توسعه علم به دنبال داشته باشد. این مهم است که ترامپ دربارهء مساله انرژی های تجدید پذیر، اکتشافات فضایی، علوم پایه، بهداشت و درمان، علوم انسانی، فناوری های ارتباطی و … چگونه می اندیشد. به لحاظ تاریخی، جمهوری خواهان آمریکایی نماینده بخش هایی از جامعه هستند که دیدگاه های غیرعلمی و حتی ضد علمی دارند. این مساله حتی گاهی شامل علوم انسانی نیز می شود تا جایی که یک سناتور آمریکایی جمهوری‌خواه به نام مارکو روبیو گفته بود: ما به جوشکار، بیشتر از فیلسوف نیاز داریم. این گردش قدرت بین دموکرات ها و جمهوری خواهان همواره یکی از دغدغه های جامعه علمی آمریکا بوده است. گاهی محتوای فکری دموکرات ها و جمهوری خواهان دستکم به لحاظ نظری تفاوت چندانی هم ندارد. مثلا در ژوئن سال ۲۰۰۰ میلادی که دانشمندان موفقیت خود در ردیف یابی ژنوم انسانی را اعلام کردند سخنان بیل کلینتون رییس جمهور وقت آمریکا از حزب دموکرات نشان می داد او نیز مانند جمهوری خواهان به نظریه آفرینش هوشمند معتقد است. کلینتون در مراسم اعلام تکمیل ردیف یابی ژنوم انسان در کاخ سفید، ژنوم را کاردستی خداوند نامیده و گفته بود: امروزه ما داریم زبانی را که با آن خداوند حیات را خلق کرد یاد می گیریم. اما از اینها که بگذریم جمهوری خواهان در عمل، بیشتر سد راه توسعه علم بوده اند. جرج بوش در سال ۲۰۰۱ اختصاص بودجه دولتی در تحقیقات سلول‌های بنیادی را ممنوع کرد و با این کار پیشرفت های علمی در این حوزه را برای ۸ سال پیاپی به بن بست کشاند. اوباما در مراسم لغو این حکم گفته بود: سرانجام انتظار هشت ساله بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران که خواهان گسترش تحقیقات سلوهای بنیادین هستند، به پایان رسید و از این پس با اختصاص بودجه فدرال به این پژوهش‌ها شاهد رشد و شکوفایی این شاخه علمی خواهیم بود.

    باورهای غیرعلمی جمهوری خواهان

    نگاهی به آمارها دربارهء دیدگاه عمومی مردم و میزان فهم عمومی در آمریکا نیز قدری گیج کننده است. گزارش بنیاد ملی علوم آمریکا در سال ۲۰۰۱ نشان می داد که ۸۱٪ از مردم این کشور معتقدند که “دانشمندان می خواهند زندگی را برای مردم بهتر کنند” و همچنین ۷۲٪ آمریکایی ها اعتقاد دارند که “فواید علم بیشتر از زیان های آن است”. اما گزارش همین بنیاد در سال ۲۰۱۴ روی دیگر این سکه را نیز نشان می داد. بر طبق در این گزارش ۵۲ درصد از مردم آمریکا نمی دانند که انسان امروزی از گونه‌‌هایی ابتدایی‌تر از انسان تکامل یافته‌ ‌است. بر طبق همین گزارش در حدود ۲۶ درصد از مردم آمریکا نمی دانند که زمین به دور خورشید می‌گردد. این یعنی به رغم دیدگاه مساعد اکثریت در قبال علم، سطح سواد عمومی و پایه ای چندان امیدوار کننده نیست. با این پیش فرض، شنیدن ایده های غیرعلمی و شبه علمی و ضدعلمی از سیاست‌مدارن آمریکایی نباید چندان مایه حیرت باشد. ترامپ جمهوری خواه تقریبا همهء باورهای شبه علمی هواداران تئوری توطئه را یکجا در خود جمع کرده است. گرمایش زمین تنها یکی از این موارد بود. مساله دیگر باور شبه علمی و مردودی است که می گوید واکسن سه‌گانه با بروز اوتسیم در کودکان مرتبط است. ترامپ در جریان یک مناظره تلویزیونی با بهره گیری از توسل به تجربه شخصی (یکی از مهمترین پایه های شبه علم) گفته بود کودکی را می‌شناسد که در سن دو سالگی، تنها یک هفته پس از دریافت این واکسن به تب شدید و پس از آن به اوتیسم مبتلا شد. این باور خطرناک شبه علمی در سالهای اخیر حتی منجر به شیوع سرخک در اطفال نیز شده است.

    آینده علم و فناوری در دوران ترامپ چگونه خواهد بود؟

    ظاهرا داستان تنها به مساله باورهای شبه علم ترامپ و اعضای کابینه اش ختم نمی شود و آن‌گونه که از خبرها بر می آید ترامپ علاقمندی چندانی به توسعه ناسا هم ندارد. او در جریان مبارزات انتخاباتی گفته بود که ما مسایل مهم‌تری داریم و در آن حد ثروتمند نیستیم که بودجه‌های هنگفتی را صرف پروژه‌های فضایی کنیم. البته تفاوت هست از نظر تا عمل. ولو اینکه این برنامه جورج بوش جمهوری خواه بود که با روی کارآمدن اوبامای دموکرات به دلیل هزینه‌های بسیار بالا کنار گذاشته شد. مقصود برنامه کانستلیشن در زمان جرج بوش است که طرحی برای فرستادن دوباره انسان به ماه و سپس مریخ بود. این مثال نشان می دهد که نمی توان از روی دموکرات یا جمهوری خواه بودن رییس جمهور منتخب مشخص کرد چه بر سر برنامه های آینده فضایی ناسا می آيد. رابرت واکر که مشاور ارشد سیاست فضایی ترامپ است پیش تر و در زمان ریاست جمهوری جرج بوش یکی از کاندیداهای او برای مدیریت ناسا بود. از واقعیت های موجود و همچنین اظهارنظرهای دانشمندان می توان نتیجه گرفت که انتخاب ترامپ به مذاق جامعه علمی آمریکا خوش نیامده است و بسیاری از پژوهشگران نسبت به سیاست های علمی آینده در دوران ترامپ خوشبین نیستند. باید صبر کرد و دید چه پیش می آید.

    فایل پی دی اف متن کامل این مقاله در سالنامه ۱۳۹۵ شرق