Tag: تاریخ علم

  • فیلسوفان علم دقیقا چه کار می کنند؟

    فیلسوفان علم دقیقا چه کار می کنند؟

    عرفان کسرایی| ماهنامه دانشمند، شماره 626، آذر 1394

    آیا دانشمندان به فلسفه علم نیاز دارند؟

    در یک نگاه  کلی؛ فیلسوفان کسانی هستند که پرسش های فلسفی می پرسند. اینکه پرسش های فلسفی دقیقا چه نوع پرسش هایی هستند و اساسا یک پرسش چه ویژگی های باید داشته باشد تا فلسفی محسوب شود؛ بحث طولانی و دامنه داری است. فیلسوفان برای هر موضوعی دنبال فلسفه می گردند. از دید برخی از آنها حتی خود فلسفه هم فلسفه دارد و عده دیگری حتی بر سر اینکه اصولا  فلسفه یا پرسش های فلسفی وجود دارند یا نه با یکدیگر اختلافات بنیادینی دارند. برخی به سخن منسوب به ارسطو استناد می کنند که می گوید حتی برای رد فلسفه نیز باید فلسفه ورزی کرد! هر چند ممکن است کلمهء فلسفه؛ بسیاری را به یاد سقراط و افلاطون و ارسطو بیاندازد اما موضوعات مورد بحث “فلسفه علم” تقریبا کار زیادی با فلسفه یونان باستان ندارد. نه اینکه با آن بی ارتباط باشد اما فلسفه علم از چیزهایی صحبت می کند که در تاریخ فلسفه اصلا مورد بحث نبوده و به عبارت بهتر نمی توانسته مورد بحث باشد.

    فلسفهء علم از چه زمانی آغاز شد؟

    به بیان خلاصه؛ فلسفه علم پیامدهای فکری- فلسفی علوم  را از جنبه های گوناگون تاریخی؛ منطقی و روش شناسی تحلیل و بررسی می کند. تحولاتی که پس از قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی با ظهور دانشمندانی نظیر گالیله و نیوتن و کپلر آغاز شد و با ماکسول و فارادی و پلانک و هایزنبرگ و اینشتین ادامه پیدا کرد فهم انسان از جهان را به صورت بنیادینی تغییر داد و به عبارت بهتر  زیر و رو کرد. این تحول بزرگ اگرچه در حیطه علم اتفاق افتاد اما تبعات فکری و فلسفی بسیاری نیز به همراه داشت. پای تحولات علمی در زیست شناسی و شیمی ؛ در فیزیک و کیهان شناسی و حتی این این اواخر در ژنتیک و کامپیوتر و … به حیطه فلسفه هم باز شد و پرسش های جدید فلسفی ایجاد کرد که تا پیش از آن وجود نداشتند. مثلا نظریه داروین دربارهء منشاء انسان؛ باور بشر درباره تاریخچه حیات را به صورت انقلابی تحت تاثیر قرار داد و باعث شد انسان در باور خود نسبت به  ماهیت حیات تجدید نظر کند. زمانی که قوانین ترمودینامیک در قرن نوزده میلادی صورتبندی می شد هیچ کس تصور نمی کرد که این معادلات ممکن است در آینده اثر عمیقی بر دیدگاه فلسفی انسان بگذارد. ترمودینامیک اگر چه یک شاخهء علمی بود و به خودی خود ارتباطی به فلسفه نداشت اما می توانست این مساله را تفسیر کند که چرا یک رویداد انجام می شود و یک رویداد دیگر انجام نمی شود. به عبارت ساده تر؛ پاسخ یک پرسش فلسفی اینک در علم پیدا شده بود. یا مثلا زمانی که ادوین هابل در سال ۱۹۲۳ دریافت آندرومدا جایی بیرون از کهکشان راه شیری واقع است؛ انسان دریافت که جهان هستی به مراتب بزرگتر از آن است که تا به حال تصور می کرده است. انتشار نظریه نسبیت اینشتین در سالهای آغازین قرن بیستم پرسشهای فلسفی بسیاری را به همراه داشت. پرسش هایی درباره ماهیت زمان؛ وابستگی یا استقلال آن از فضا و بسیاری مسایل دیگر. در همین قرن بیستم پایه گذاری و توسعه فیزیک کوانتومی به خصوص انتشار  اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در سال ۱۹۲۷ بار دیگر به مناقشات فلسفی دامن زد و پرسش های بنیادینی درباره مساله علیت ایجاد کرد. باری! علم؛ پرسش های کهن فلسفی را از گنجه بیرون کشید و پاسخ هایی به آنها داد که قابل اعتمادتر و دقیق تر بودند. پرسش هایی نظیر اینکه آیا ما در یک جهان مکانیکی زندگی می کنیم که رویدادهای آن مانند یک ساعت رومیزی از پیش کوک شده و مطابق یک سری اصول مکانیکی که فیزیک نیوتنی آن را توضیح می دهد پیش می روند؟ آیا زمان واقعا وجود دارد؟ آیا جهان بی انتهاست؟ آیا انسان در اعمال خود اختیار دارد یا بر سراسر زندگی ما جبر حاکم است؟

    فلسفه علم در عصر حاضر

    توسعه شتاب دار علوم در سده های اخیر و موفقیت های آن در تولید فناوری هایی که زندگی بهتری برای انسان به ارمغان  آورد سبب خوش نامی علم و فعالیت علمی شد. علم توانست منشاء بیماری ها را کشف کند و راهی برای درمان بسیاری از آنها پیدا کند. فناوری به مدد علم توانست خودرو و هواپیما و یخچال و لامپ الکتریکی بسازد؛ به همین جهت ؛ علمی بودن در نظر عموم  مردم ارج و قرب زیادی پیدا کرد و بشر تلاش نمود به فعالیت خود در حوزه های مختلف از تجارت و اقتصاد گرفته تا سیاست برچسب علمی بزند. اینجا بود که ٬فلسفه علم٬ با یک چالش عظیم فکری روبرو شد. چه چیزی علم هست و چه چیزی علم نیست؟ مرز میان علم و غیرعلم کجاست؟ روش علمی چیست؟ داده های علمی تا به چه میزان قابل اعتماد هستند؟  فیلسوفان علم طی دهه های گذشته به این پرسش ها پاسخ های گوناگونی داده اند. حتی خود دانشمندان نیز نسبت به تبعات فلسفی یافته های علمی شان بی تفاوت نبوده اند. مثلا ورنر هایزنبرگ ؛ اروین شرودینگر یا آلبرت اینشتین که از بزرگترین فیزیکدانان سده های اخیر بوده اند؛ خود در بحث های فلسفی فیزیک مشارکت می کردند و به تحلیل و تفسیر پیامدهای فلسفی فیزیک می پرداخته اند. امروزه فلسفه علم با مسایل و چالش های بسیاری روبروست. مثلا پس زمینه فلسفی مساله آگاهی و ذهن؛ که با توسعه هوش مصنوعی وارد فاز جدیدی شده است. قضاوت دربارهء اینکه فلسفه علم در آینده درگیر چه مسایل خواهد بود هنوز زود است. تحولات علم چندان قابل پیش بینی نیستند.

    فایل پی دی اف این مقاله در ماهنامه دانشمند

  • سایه سنگین تکنولوژی بر سر انسان ابزارساز

    سایه سنگین تکنولوژی بر سر انسان ابزارساز

    مقاله ای از عرفان کسرایی در ارتباط با بحث پرگار

    فیس بوک برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی فارسی

    اجداد انسانی ما از میلیون‌ها سال پیش به این سو در مواجهه با مسائل جهان با مشکلات بسیاری روبرو بودند. ساختن سر پناه برای نجات از رعد و برق، طوفان، سیل و طغیان رودخانه‌ها، حمله جانوران درنده و بسیاری ناملایمات دیگر تنها با بهره‌گیری از قدرت بدنی قابل مهار نبود. انسان برای عبور به سمت دیگر رودخانه یا برای بریدن پوست شکار نمی توانست صرفا به نیروی ماهیچه‌ای یا برندگی ناخن و پنجه‌های خود اتکا کند. از این رو ابزارسازی تنها راهی بود که انسان می‌توانست با کمک آن بر محدودیت‌های فیزیولوژیک و جسمی خود غلبه کند. توان بدنی ما در بهترین حالت نیز محدودیت‌های فراوان دارد. انسان امروزی تحت شرایط مناسب می تواند ۲ اسب بخار را برای حداکثر ۱۰ ثانیه تحمل کند و قدرت تحمل انگشتان دست، ظرف یک دقیقه به چهل الی پنجاه درصد کاهش می‌یابد. انسان با چنین توان جسمی نمی‌تواند بدون استفاده از ابزار، سنگ‌های بزرگ را جابجا کند، درختان را دو‌نیم کند و به شکار بپردازد. اولین ابزارسازها، احتمالا آن دسته از اجداد انسانی ما بوده‌اند که سنگ را به میوه درختان پرتاب کردند تا میوه را به زمین بیندازند یا سنگ را به سنگ کوبیدند تا از آن ابزار تیز بسازند و پوست شکار را بدرند. ویل دورانت در نخستین جلد از مجموعه‌ی تاریخ تمدن با عنوان ″مشرق زمین، گاهواره ی تمدن″ بر این باور است که علم با تمدن آغاز شده است. جرج سارتن مورخ علم نیز در این که همه چیز با تمدن، یعنی با فعالیت‌هایی برای تامین غذا و ساخت سرپناه شروع می‌شود با ویل دورانت هم عقیده است. مطالعه تاریخ تمدن به ما نشان خواهد داد که انسان برای غلبه و مهار طبیعت، چاره‌ای جز ساخت ابزار نداشته است. ابزارهایی که از ترکیب سنگ و چوب و شاخ و الیاف و چرخ و اهرم شروع شد و در روزگار ما به ساختارهای پیچیده‌تری مانند گوشی های هوشمند تلفن همراه و لپ تاپ و پرینترهای سه‌بعدی و مایکروویو و هواپیما رسید.
     سرعت پیشرفت ابزارسازی انسان
    زمانی که انسان‌شناسان و زیست شناسان تکاملی از واژه انسان استفاده می‌کنند مفهوم دقیق‌تری از آن را در ذهن دارند و به عبارتی انتظار دارند بگوییم مقصودمان مثلا انسان نئاندرتال است یا هومو هابیلیس یا انسان راست‌قامت  فارغ از اینها آنچه که مهم است این است که سرعت پیشرفت ابزارسازی اجداد انسانی ما هرگز در هیچ دوره‌ای مانند روزگار ما نبوده است. مثلا تا قبل از همین سه قرن پیش که عصر بخار شروع شد سرعت جابجایی بشر روی زمین تقریبا پیشرفت چندانی نکرده بود. به عبارت دیگر انسان‌های ابتدایی با همان سرعتی می‌توانستند روی زمین جابجا شوند و مهاجرت کنند که مثلا ارتش ناپلئون توانایی آن را داشت. کافیست اما به یاد بیاوریم که ما تنها طی دو قرن، از لوکوموتیوهای بخار و قطارهایی که با سرعت کمتر از ۳۰ کیلومتر بر ساعت حرکت می کردند به قطارهای سریع السیری رسیدیم که با سیستم تعلیق الکترومغناطیسی از مرز ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتر بر ساعت نیز گذشته اند. این در حالی است که به گفته انسان‌شناسان دو میلیون سال طول کشیده تا انسان‌های اولیه از ساخت سنگ‌های تیز به ساخت تبر دست ساز سنگی برسند.
    جهانی پر از ابزار و ماشین
    ما در جهانی پر از ابزار و ماشین زندگی می کنیم. از گیره لباس روی طناب گرفته تا ناخن گیر و دربازکن و جاروبرقی و مایکرویو و ماشین لباس‌شویی. اینها مجموعه‌ای از ابزارها و تکنولوژی‌هایی با سطوح مختلف پیچیدگی هستند که اختراع و تکامل هرکدام سال‌ها زمان برده است. ابزارها و تکنولوژی ها انجام کارهای ما را بر عهده می گیرند و شتاب زندگی‌مان را بیشتر می کنند. کارهایی که تا پیش از این با نیروی ماهیچه‌ای انجام می شد اینک به ماشین‌ها واگذار شده است. انسان طی قرن ها با فرمول بندی هیدرولیک و پنوماتیک، اطلاعاتی در خصوص ایجاد حرکت و انتقال نیرو توسط هوای فشرده یا روغن به دست آورده که به کمک آن می تواند سازه‌های غول‌پیکر بسازد و دهها و صدها تن جسم را جابجا کند. اینکه چه چیزی ابزار است و چه چیزی ماشین جای بحث بسیار دارد. البته بسیاری از ابزارها خود نوعی ماشین ساده هستند ولی ممکن است آنها را ابزار بنامیم. امروزه سیستم‌های بسیار پیچیده کنترل اتوماتیکی که با سنسورهای دقیق و پردازش کامپیوتری کار می‌کنند عهده دار انجام بسیاری از کارهای روزمره ما شده اند.
     هر تکنولوژی ، راه حل یک مساله
    هم ابزار‌ها و هم تکنولوژی‌ها به نوعی راه حل مسائلی هستند که انسان در طول تاریخ تمدن با آن مواجه بوده است. ارّه ، طناب و پتک و قاشق و چنگال، کارد، لیوان، میز و صندلی، کیف و حتی کفش ، راه حل مواجهه با یکسری مساله هستند. پلّه و نردبان، پاسخ به این مساله هستند که “من چگونه می توانم از این ارتفاع بالا یا پایین بروم؟”. از این رو نه تنها علم به تعبیر کارل پوپر با مساله آغاز می‌شود بلکه ابزار و تکنولوژی ها نیز پاسخی برای حل مسائل هستند. ابزارها و تکنولوژی‌ها یا مسائل را حل می کنند و یا مواجهه با آنها را آسان‌تر کرده و یا در مواردی صرفا سرعت حل آنها را افزایش می دهند. مثلا اگر گوگل نبود ما می‌توانستیم نامه‌های خود را با کاغذ پستی ارسال کنیم و یا آدرس‌ها را روی نقشه پیدا کنیم و از ساعت حرکت قطارها و هواپیماها مطلع شویم و به هر حال این مسائل را به گونه دیگری حل می‌کردیم. اگر یوتیوب یا ساوندکلاود نبود با تکنولوژی‌های قدیمی‌تر مانند فیلم ویدیویی یا نوارکاست یا حتی صفحه گرامافون هم می‌شد فیلم تماشا کرد و موسیقی گوش داد. لیکن تکنولوژی‌های جدیدتر، راه حل‌های سریع‌تر و ساده‌تری در اختیار انسان می گذارند و با رفع نقایص تکنولوژی‌های قبلی جایگزین آنها می‌شوند.
     تکنولوژی، راه حل گریزناپذیر بشر
    انسان امروزی با تکیه بر قوای جسمانی خود قادر به انجام بسیاری از کارها نیست. اینکه ما برای راه رفتن روی زمین سنگلاخ مجبور بوده‌ایم کفش بسازیم
    نشان می دهد زمین چندان هم با شرایط جسمانی انسان سازگار و مهربان نبوده است. سرمای زمستان و تاریکی شب مثال‌هایی از این دست هستند که نشان می‌دهند زندگی بر روی زمین با چه دشواری‌هایی روبروست. دشواری‌هایی که تنها با ابزار و تکنولوژی می‌توان آنها را مهار کرد. مثلا سازمان هواشناسی آمریکا در روزهای اخیر، تنها با کمک تکنولوژی‌هایی مانند سیستم‌های جهانی ناوبری (جی پی اس) یا ماهواره‌های پیشرفته بوده که می‌توانسته وقوع طوفان دریایی هاروی را پیش‌بینی کرده و با اطلاع رسانی به موقع، از بروز تلفات و خسارات جانی گسترده‌تر از آن چه که رخ داد جلوگیری کند. از این رو، زمین به عنوان زیست‌گاه ما انسان‌ها، ابزار سازی و بهره‌گیری از تکنولوژی را به ما تحمیل کرده است. در واقع انسان برای کار و تولید در تاریکی شب چاره‌ای جز اختراع لامپ الکتریکی نداشته است و ما با اختراع و تکنولوژی، چیزی را به دست می آوریم که طبیعت به ما نداده است. ما برای غلبه بر ناملایمات زمین و حل مسائل آن، در پی راه حل می‌گردیم و این راه حل را در تکنولوژی پیدا کرده ایم. با گسترش جامعه انسانی و پیچیده‌تر شدن زندگی در شهرها، طبیعتا به تکنولوژی‌های پیچیده‌تری هم نیاز است و تعجبی ندارد که دنیای مدرن، دنیای ماشین‌ها و تکنولوژی‌های مدرن باشد.
    · تکنولوژی تا کجا پیش خواهد رفت؟
    پاسخ به این پرسش بستگی به این داره که درباره چه زمانی و چه آینده‌ای صحبت می کنیم. ده سال یا پنجاه سال یا صد سال یا ده‌هزار سال آینده؟ جوامع انسانی و شبکه‌ای پیچیده و در هم تنیده از مسائل آن، مانند همه سیستم‌های دینامیک غیرخطی، غیرقابل پیش بینی و به نوعی آشوبی هستند. هیچکس نمی‌تواند بگوید روش زندگی در شهرهای ۱۰ هزار سال آینده چگونه خواهد بود. اتفاقا به همین دلیل اغلب پیش بینی‌های آینده تکنولوژی، معطوف به دهه‌های آینده است و نه چند قرن آینده. مثلا موسسه تامسون رویترز که ده پیش‌بینی از تحولات علم و تکنولوژی را تا سال ۲۰۲۵ میلادی منتشر کرده یا آی بی اِم که پیش‌بینی‌های خود از پنج سال آینده در حوزه‌های فناوری از پزشکی گرفته تا صنایع الکترونیک، هوافضا، آموزش منتشر می‌کند معمولا نگاهی به پیشرفت‌های تکنولوژی در قرن‌ها و هزاره‌های آینده ندارند.
    اعتبار تکنولوژی، اعتبار علم
    یکی از مهمترین نظریه‌های تببین علمی در فلسفه علم، نظریه کارل همپل فیلسوف علم در دهه ۵۰ میلادی است که معتقد بود تبیین‌های علمی پاسخ به چرا هستند. یعنی ما در تبیین علمی می‌خواهیم به یک سری چرا جواب بدهیم. مثلا می‌خواهیم بگوییم چرا زمین به دور خورشید می‌چرخد؟ چرا رنگین کمان تشکیل می‌شود؟ چرا کهکشان راه شیری مارپیچی است و الخ. مساله بر سر این است که روش علمی به شکلی که امروز در دست داریم معتبرترین و قابل اعتمادترین راه برای شناخت جهان و پاسخ به این چراهاست. در حال حاضر هیچ روش قابل اتکا‌ تر از روش علمی برای مقابله با شیوع بیماری‌ها ، برای ساخت داروها و وسایل نقلیه، برای تخمین عمر ستارگان، برای پیدا کردن راه‌کاری علیه گرمایش زمین وجود ندارد. علم واقعا درست کار می‌کند و معادلات مکانیک شاره‌ها و قوانین حرکت که هواپیماها بر مبنای آن ساخته شده‌اند واقعا کارآمدی خود را به صورت عینی نشان داده‌اند. علم نه تنها می‌تواند جهان را توضیح دهد بلکه می‌تواند ابزار بسازد و با به کار گرفته شدن در صنعت، به تکنولوژی‌های جدیدتر منجر شود. علم با فاصله زیاد از سایر روش‌ها برای شناخت جهان جلوتر است. کافی است تصور کنیم که مثلا بسیاری از متون دینی، سن زمین را به غلط در حدود ۶ هزار سال تخمین می‌زنند این عدد با سن واقعی زمین یعنی حدود چهار و نیم میلیارد سال که علم مدرن به ما می‌گوید چقدر اختلاف دارد. تکنولوژی، کاربرد همین علم، با همین اعتبار و کارآمدی و دقت، در مسائل عملی است. تکنولوژی از این رو قابل اعتماد است که بر پایه علم استوار شده و علم نیز قابلیت خود را در بهبود زندگی انسان و تفسیر عقلانی از جهان به ویژه پس از قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی نشان داده است.
     تکنولوژی، هراس معرفتی از چیزهایی که نمی دانیم
    نگرانی مخالفان تکنولوژی تا حدی قابل درک است. آنها پیامدهای منفی تکنولوژی‌هایی را مثال می‌آوردند که مصیبت‌های جبران ناپذیری را برای بشریت به دنبال داشته است. بمباران اتمی هیروشیما، آلودگی‌های زیست‌محیطی صنعتی و نظایر آن فجایعی بوده که دامان علم و تکنولوژی را آلوده کرده است. اما آیا این بدان معنی است که تکنولوژی جهان را به جای بدتری برای زیستن تبدیل کرده است؟ من این‌طور فکر نمی‌کنم و تصور می‌کنم برای چنین نتیجه‌گیری هنوز خیلی زود است. هراس انسان از تکنولوژی از دید من بر مبنای هراس از آینده‌ای نامعلوم استوار است. ماروین مینسکی سرپرست سابق آزمایشگاه هوش مصنوعی در ام آی تی جایی درباره خطر ساخت ماشین‌های هوش مصنوعی هوشمندتر از انسان هشدار داده و گفته بود: تازه اگر شانس بیاوریم آنها ما را به عنوان حیوانات خانگی نگاه خواهند داشت. هراس مینسکی را می‌توان جدی گرفت اما نباید فراموش کنیم که انسان تا کنون تجربه‌ی زندگی در دنیایی با ماشین‌های هوش مصنوعی هوشمندتر از انسان را نداشته است. این هراس معطوف به آینده‌ای است که اکنون وجود ندارد. مهمترین دغدغه‌ها که لازم است پژوهشگران و جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعی و اقتصاددانان به آن بپردازند پرسش های عینی‌تر از پیامدهای تکنولوژی است. توسعه هوش مصنوعی، ربات‌ها را در نوار‌نقاله کارخانه‌ها جایگزین انسان می کند و بر اساس یک مطالعه دانشگاه آکسفورد، کامپیوتریزه کردن در بازار کار ، ۴۷ درصد مشاغل را به خطر خواهد انداخت. این نگرانی وجود دارد که حتی آينده شغلی پزشکان و مهندسان و روزنامه نگاران نيز در معرض خطر قرار بگیرد. هوش مصنوعی بی تردید پيامدهای بی شماری در جامعه و سبک زندگی انسان خواهد داشت. اما اينکه آيا اين تحولات به سود جامعه بشری است يا آينده زندگی بشر را به خطر خواهد انداخت، هنوز مشخص نيست و پژوهشگران دیدگاه‌های متفاوتی در اين‌باره دارند. برخی از غلبه ماشين‌ها بر ما سخن می‌گويند و برخی ديگر کاملا برعکس معتقدند توسعه پروژه هوش مصنوعی، زندگی انسان را بهتر خواهد کرد. از جمله مهم‌ترین دغدغه‌ها پرسش‌هایی نظیر این است که آينده‌ی اشتغال و بيمه و بازنشستگی و سود و سرمایه چه خواهد شد؟ در واقع هنوز هيچ‌کس پاسخ اين پرسش‌ها را نمی‌داند. ما تا به حال در جهانی که در آن سيستم‌های هوش مصنوعی عهده‌دار همه‌چيز باشند، زندگی نکرده ايم و بشر هيچ تجربه‌ی قبلی در اين زمينه ندارد. فراتر از هوش مصنوعی، نگرانی‌های دیگری نیز درباره‌ی آینده‌ی تکنولوژی وجود دارد. مساله سلول های بنیادی و شبیه‌سازی، دستکاری ژنتیکی و نظایر آن. مساله دست‌کاری ژنتیکی البته موضوع جدیدی نیست. این موضوع ربطی به تکنولوژی های جدید ندارد و واقعیت این است که انسان از هزاران سال پیش تا کنون ژنوم منابع غذایی را دست‌کاری کرده است. سوزان مک کاچ متخصص برنج در دانشگاه کورنل می‌گوید: هر محصولی که ما امروزه می‌خوریم از نظر ژنتیکی دست‌کاری شده و تغییر یافته است.
     تکنولوژی می تواند تنها بخت ما برای حفظ حیات روی زمین باشد
    بخشی از مشکلاتی که انسان و نیز خطراتی که زمین با آن روبروست نه ریشه در علم دارد و نه در تکنولوژی. مثلا بیماری‌ها و معلولیت ها و مشکلاتی نظایر آن، معلول ظهور تکنولوژی‌های جدید نیستند ولی راه‌حل درمان و حل آنها فقط و فقط ریشه در علم و تکنولوژی دارد. پژوهشگران برای درمان انواع سرطان‌ها به استفاده از نانوذرات پلیمری برای دارو‌رسانی هدف‌مند امید بسته‌اند. این مهندسی پزشکی و بیوالکتریک است که می‌تواند معلولین را به داشتن دست و پای مصنوعی قابل کنترل ارادی امیدوار کند. در دنیایی که در آن حدود یک میلیارد نفر از گرسنگی رنج می‌برند به چه راه‌حلی جز گسترش غذاهای دست‌کاری شده ژنتیکی می توان امید بست؟ روش‌های مبتنی بر مهندسی ژنتیک يا بيوتكنولوژی با شناخت ساختار پيچيده ژن‌ها می‌تواند گندمی مقاوم به خشك‌سالی و يا دانه‌ی ذرتی مقاوم به آفات تولید کند و با تغییرات ژنتیکی و تولید محصولات تراریخته، ميزان محصول را در زمين افزايش دهد .
    از این‌ها گذشته خطرات دیگری هم هست که شاید تنها راه محافظت از زمین در برابر آن‌ها تنها و تنها با تکنولوژی‌های خارق‌العاده آینده ممکن باشد. مثلا خطر برخورد سیارک‌ها با زمین. امکان برخورد سیارک‌ها با زمین، ابدا موضوع تخیلی و صرفا سوژه فیلم‌های هالیوودی نیست. سازمان فضایی ناسا دقیقا روی چنین پروژه‌هایی کار می‌کند و همین اواخر بود که موضوع سامانه‌ی دفاع سیاره‌ای ناسا درباره ردگیری سیارک 2012 تی سی 4 در اکتبر امسال مطرح شد. سیارکی که هرچند از فاصله ۶۸۰۰ کیلومتر به زمین نزدیک تر نخواهد شد اما دانشمندان ناسا با استفاده از این فرصت، یک هدف واقعی را برای آزمایش سامانه‌ی دفاعی خود پیدا کرده‌اند. این مثال تنها مورد از این دست نیست اما به باور من به خوبی نشان می‌دهد که برای مقابله با خطراتی مانند برخورد احتمالی سیارک‌ها به زمین و نجات حیات، در عمل هیچ راه حلی به جز اتکا به تکنولوژی نداریم.
    لینک این مقاله به فیس بوک برنامه پرگار تلویزیون بی بی سی فارسی
  • کامپیوتر داشت، زمانی که کامپیوتر داشتن مد نبود

    کامپیوتر داشت، زمانی که کامپیوتر داشتن مد نبود

    عرفان کسرایی | شماره ۱۹۱ مجله دانستنیها ، آبان ۱۳۹۶

    محاسبات یکی از طاقت فرسا ترین بخش های ریاضیات است  و ریاضیدانان با تمرکز و حوصله زیاد گاهی ماهها و سال ها برای انجام محاسبات خود وقت صرف می کنند. در مسایل مهندسی یا محاسبات فضایی و رآکتورها و سدها ، تیم های محاسباتی ممکن است مدت های طولانی مجبور باشند ضرب و تقسیم کنند و مشتق و انتگرال بگیرند. در دنیای امروز ، کامپیوترها به صورت شگفت آوری کار انسان را ساده کرده اند. نرم افزارهای محاسباتی با سرعتی به مراتب بیشتر از انسان می توانند پیچیده ترین محاسبات را تنها ظرف چند ثانیه انجام دهند. نرم افزارها نه خسته می شوند و نه به استراحت و مرخصی نیاز دارند. از همه مهمتر خیال مان راحت است که کامپیوترها هرگز دچار آن دسته از اشتباهات محاسباتی که بر اثر خستگی و سهل انگاری پیش می آید نیز نمی شوند. پیش از به کار گرفتن کامپیوترها برای انجام محاسبات پیچیده حتی مهندسان سازمان فضایی ناسا هم محاسبات خود را روی تخته سیاه و با گچ انجام می دادند. تیم های محاسباتی به صورت موازی روی بخش های مختلف معادلات کار می کردند و هر تیم یک قسمت از کار را بر عهده می گرفت و دست آخر نتایج را با یکدیگر هماهنگ می کردند. هاورد و.ایوز در کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات، اطلاعات تاریخی جالبی از روند شکل گیری ماشین های محاسباتی و نقش آنها در محاسبات ریاضی آورده است. او می نویسد یکی از دستاوردهای مهم قرن بیستم ، تکامل وسایل کمک محاسباتی مکانیکی ساده قدیمی و تبدیل آن ها به ابزارهای قابل توجه و حیرت آور محاسبه الکترونیکی بود. چیزی که به خصوص جنبه ی انقلابی داشت، ایده وارد کردن یک برنامه ی دستورالعمل و مجموعه ای از  داده های عامل در ماشین بود

    پی دی اف متن کامل این مقاله در مجله دانستنیها

    لینک این مقاله در وبسایت مجله دانستنیها