Tag: مذهب

  • جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    جهان در دوران پساکرونا چگونه خواهد بود؟

    در طول تاریخ کم نبوده اند رخدادها و حوادثی که دنیا را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرده اند. انقلاب صنعتی، جنگ جهانی دوم، کشف پنی سیلین، اختراع اینترنت و بسیاری رخدادهای دیگر، به قدری چهره جهان را تغییر داده اند که می توان هر کدام از آنها را یک خط مرزی برای تقسیم تاریخ به قبل و بعد آن رخداد در نظر گرفت. اینک شیوع جهانی بیماری  کووید ۱۹، نه تنها اقتصاد و صنعت، گردشگری و حمل و نقل، هنر و سیاست که فرهنگ و حتی رفتار فردی و جمعی انسان را نیز تغییر داده است. اکنون موزه ها ، تئاترها ، سینماها در بسیاری از کشورهای جهان تعطیل شده اند، پروازها کنسل، مرزها بسته، هتل ها خالی، قطارها از حرکت ایستاده، المپیک لغو شده و میلیاردها دلار خسارت مالی به بار آمده است. در کنار همه اینها، اثرات روانی فاصله گیری اجتماعی، زندگی در قرنطینه و معاشرت اجتماعی به نگرانی های بسیاری دامن زده است. رفتارهای جمعی تامل برانگیز در هراس از قحطی مواد غذایی، هجوم به فروشگاه ها و ذخیره مواد غذایی، مواد ضدعفونی کننده و دستمال توالت در سراسر جهان، از آغاز اعلام همه گیری جهانی کرونا تا امروز، موضوع بحث های داغ رسانه ای شده است.

    وحشت و هراس عمومی، استرس و بی خوابی و تنهایی افراد بی تردید آثار روانی غیرقابل پیش بینی در آینده بر جای خواهد گذاشت. مبهم ترین نکته در تحلیل سناریوهای پیش رو، این است که ما هیچ برآورد و تخمینی برای پایان این همه گیری هراسناک متصور نیستیم. هیچ مشخص نیست که تا چه زمانی واکسن برای پیشگیری یا داروی قطعی برای درمان این عفونت ویروسی ساخته خواهد شد. هیچ مشخص نیست که فصل گرما تاثیری بر کاهش و افول این ویروس عجیب به جا بگذارد و شرایط را بهتر کند. به همان نسبت که این ویروس* و مکانیسم اثر آن تا کنون عجیب بوده، رفتار و برنامه و سیاست های دولت ها نیز در مقابله با آن چندان روشن نبوده است. شبکه بهداشت و درمان اغلب کشورها، برخی زودتر برخی دیرتر، سیاست ایزولاسیون و قرنطینه را پیش گرفتند. در سیاست ایزولاسیون، افراد با حفظ مقررات فاصله گیری اجتماعی **  می توانند از خانه بیرون بروند و خرید کنند اما در الگوی قرنطینه، افراد اجازه خروج از خانه ندارند. الگوی دیگر که ایمنی گله ای است و مبنای آن این است که کاملا برعکس، اجازه داده شود آمار ابتلا هر چه سریعتر بالا رود و با ابتلای بیش از نیمی از جامعه، با دستیابی به پیک، روند کاهشی آغاز شود که این روش به گواه متخصصان، هرچند سریعتر جواب می دهد اما نرخ مرگ و میر را نیز بالا می برد. روشی که شاید برای دولت های استبدادی و حکومت هایی که برای جان شهروندان ارزشی قائل نیستند چندان هم نامطلوب نباشد. روشی که همه گیری را با سرعت بیشتری پایان می دهد و در عین حال با حذف افراد بیمار، هزینه بیمه و درمان را از روی دوش حکومت بر می دارد. با این وجود، در زمان نوشتن این متن، در واپسین روزهای ماه مارس هنوز هیچ نشانه ای از روند کاهشی این همه گیری جهانی دیده نمی شود. دهها موسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا با کار شبانه روزی و بدون تعطیلی هزاران دانشمند، در تلاش برای تولید واکسن کرونا هستند. فرایندی که هرچند در ظاهر می تواند امیدبخش باشد اما اگر به این نکته دقت کنیم که تولید این واکسن ممکن است در عمل حتی تا ۱۲ یا ۱۸ ماه یا حتی بیش از اینها طول بکشد، هراس بیشتری در خود حس خواهیم کرد. چینی ها، روس ها، آلمانی ها، استرالیایی ها، فرانسوی ها و آمریکایی ها، اسرائیلی ها و ژاپنی ها هر کدام خبرهایی از کشف واکسن اولیه کرونا منتشر کردند اما تا امروز غیر از واکسیناسیون آزمایشی در سیاتل بر روی یک زن ۴۳ ساله آمریکایی، نشانه امیدبخش دیگری دیده نمی شود. ۴۵ داوطلب این واکسیناسیون اولیه همچنان تحت نظر خواهند بود و نتایج آن تازه باید برای سازمان غذا و داروی امریکا ارسال شود و در صورت صدودر مجوز برای مرحله دوم آزمایش، تعداد بیشتری از افراد واکسینه خواهند شد. فرایندی که در خوشبینانه ترین حالت ممکن شاید یک سال به طول بیانجامد.

    تغییر نگاه به علم در دوران پساکرونا

    زنجیره تحولات اجتماعی، به ندرت محدود به یک حوزه می ماند. اقتصاد و بورس، با فرهنگ و هنر یا سیاست بی ارتباط نیست. مذهب نیز از این دایره بیرون نخواهد ماند و چه بسا افراد مذهبی و باورمند با مشاهده عینی بی اثر بودن دعا و توسل، به این پرسش رهنمون شوند که چرا خداوند از بروز چنین فجایعی در جهان جلوگیری نمی کند. فرد مذهبی ممکن است از خود بپرسد چگونه ممکن است، روحانی که در منبر خود برای درمان این عفونت ویروسی، خواندن زیارت عاشورا، سوره حمد، آیت‌الکرسی یا  حدیث کساء را توصیه می کرد بر اثر این بیماری جان خود را از دست بدهد. بیرون از مرزهای ایران نیز، مذهب با یک چالش بزرگ روبرو شده است. کشف واکسن اگرچه به سادگی ممکن نخواهد بود اما بر خلاف دعا و اعمال مذهبی، کم و بیش، قطعیتی در آن می توان یافت. حتی اندیشیدن به امکان کشف یک واکسن یا دارو برای این بیماری، کورسوی امیدی برای میلیاردها انسان نگران در سراسر جهان ایجاد کرده است.

    جهان ما همه گیری های مرگباری در قرن های گذشته تجربه کرده است. طاعون و وبا، سیاه زخم و آنفولانزای اسپانیایی و بسیاری از عفونت های ویروسی و باکتریایی دیگر که برخی از آنها میلیون ها نفر از جمعیت جهان را به کام مرگ فرستاده اند. بیش از یک قرن از شیوع آنفولانزای اسپانیایی می گذرد و بحران کرونا نشان داد که با وجود پیشرفت های خیره کننده ویروس شناسی، پزشکی، ژنتیک و بهداشت، هنوز بشر در برابر چنین بیماری هایی آسیب پذیر است. اما نکته ای که نباید از یاد برد این است که اینک بخش بزرگی از جمعیت جهان، با دسترسی به اینترنت، هراس ها ، امیدها و احساسات و مسائل خود در روزهای قرنطینه را با سایر مردم جهان به اشتراک می گذارد. از این منظر، کرونا نخستین تجربه جهانی مشترک ما در عصر اینترنت است. شاید گفته شود بحران های پیشین مانند سارس و مرس نیز در عصر اینترنت شیوع پیدا کرده بودند. این سخن درست است اما اولا همه گیری اخیر، یعنی پاندمی بیماری کووید ۱۹هم به لحاظ ابعاد و هم تلفات جانی به مراتب از آنها گسترده تر است. دوم اینکه شبکه های اجتماعی در همین دهه اخیر، بسیار گسترش پیدا کرده اند و ارتباطات اینترنتی امروز، قابل مقایسه با شرایط همه گیری سارس در سال ۲۰۰۳ نیست. جهان در دوران پس از غلبه انسان بر بیماری کووید ۱۹ قطعا به جای متفاوتی تبدیل خواهد شد. دیدگاه عمومی به علم نیز دستخوش این تغییر خواهد شد و چه بسا نهادهای تصمیم گیری و شهروندان دریابند، سرمایه گذاری در توسعه علم و فناوری باید در اولویت قرار بگیرد و اگر دانشمندان، واکسن و یا دارویی برای بیماری های عصر جدید پیدا نکنند، نه از توریسم و تفریح و شادی چیزی می ماند و نه راهی برای کسب درامد ورزشکاران و سوپراستارها و سلبریتی ها و بازیگران و خوانندگان مشهور وجود خواهد داشت. جهان پس از کشف واکسن کرونا، احتمالا دیدگاه متفاوتی به همه چیز خواهد داشت و در خواهد یافت که پیشرفت های علمی امروز با وجود حیرت برانگیز بودن همچنان ناچیز است. ما با تمام تکنولوژی و تمدن پیشرفته امروز، هنوز در برابر یک ویروس با قطر ۱۲۵ نانومتر آسیب پذیریم و جهان هنوز همانقدر از تاثیر یک ویروس، متوقف می شود که یکصد سال پیش در اثر آنفولانزای اسپانیایی مستاصل شده بود.

    *SARS-CoV-2

    **Social distancing

     

    لینک این مطلب در وبسایت رادیو فردا

  • گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیست و یکم

    گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیست و یکم

    مهبانگ | برنامه روز بیست و چهارم سپتامبر 2018

    قصه‌های مذهبی چگونه ساخته شده اند؟ قصه نصف شدن ماه، شفا دادن نابینا، صحبت کردن انبیاء و اولیاء با حیوانات، حرف زدن با اژدها را چه کسانی ساخته اند؟

     

    بخش نخست

    بخش دوم

  • آیا خداباوری محصول تکامل زیستی ماست؟

    آیا خداباوری محصول تکامل زیستی ماست؟

    عرفان کسرایی| بی بی سی فارسی نوزدهم جولای 2018

    زمانی که از باور به خدا صحبت می کنیم پیش از هر چیز باید مقصود خود را از خدا و مفهوم آن روشن سازیم. نگاهی به لیست خدایان در طول تاریخ نشان می دهد  که مفهوم خدا بسیار فراتر از خدایان ادیان ابراهیمی است. به بیان دیگر، گانش پسر شیوا با سری همانند فیل در هندوستان، خدایان جزایر پلینزی، خدایان محلی سریلانکایی تامیلی، خدایان آزتک‌ها و خدایان مصر و یونان باستان نیز خدایانی محسوب می شوند که ممکن است حتی نام آن ها را نیز نشنیده باشیم. هر چند که امروزه خدایی چون زئوس، یکی از قدرتمندترین خدایان یونان باستان به تاریخ پیوسته و حس ایمان دینی و پرستش را در کسی زنده نمی کند اما هرکدام از این خدایان، روزگاری در گوشه ای از پهنه گیتی ، پیروانی داشته اند و برای بسیاری مقدس بوده اند. تنها در دایرةالمعارف خدایان* بیش از ۲۵۰۰ خدای موجود در تاریخ بشر معرفی شده است. اما به راستی منشاء باور انسان به دین و خدا چیست؟ این موضوعی است که دانشمندان و فیلسوفان بسیاری را با خود مشغول کرده است و هر یک تلاش کرده اند پاسخی برای این پرسش بیابند که باور به خدا از چه زمانی و بر چه مبنایی در فرهنگ های مختلف بشری شکل گرفته است. از دید فروید منشا باور دینی را باید در روان رنجوری بشر جستجو کرد و از دید دورکهایم ، دین یک برساخته اجتماعی است. ریچارد داوکینز، زیست شناس تکاملی، دین را از منظر فرگشتی و بر مبنای نظریه داروین مورد بررسی قرار می دهد و در کتاب مشهور خود (توهّم خدا) می گوید: اگر عصب شناسان یک مرکز مرتبط با باور به خدا در مغز پیدا کنند، دانشمندان داروینیستی همانند من همچنان در پی آنند که دریابند چرا انتخاب طبیعی به گزینش چنین مرکزی انجامیده است؟ به عبارت دیگر خواهیم پرسید چرا آن دسته از نیاکان ما که به لحاظ ژنتیکی مستعد داشتن چنین مرکزی در مغز خود بوده اند باقی مانده و تولید مثل کرده اند؟ پرسش داوکینز در حقیقت این است که دین چه کارکرد و فایده ای برای انسان داشته که با گذشت حدود ۸۰ هزار سال پیش تا کنون بشر را با خود مشغول کرده است. آیا دین عامل سازگاری انسان با محیط بوده است؟

    به تعبیر زیگموند فروید ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺗﻮﻫّﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﮕﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﯾﻦ تکبر انسان که ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﻫﻤﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ است.

     

    دین، میراث فرهنگی مفید یا مضر؟

    در باب اینکه دین در طول تاریخ حیات انسان فایده یا صرفه تکاملی داشته دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی دین را به عنوان یک پارازیت فرهنگی**  می بینند که اگرچه برای میزبان انسانی خود فایده ای ندارد و چه بسا مضر هم باشد اما به مثابه انگل فرهنگی برای تکثیر و بقای خود از میزبان انسانی بهره برده است. برخی دین را عامل انسجام درون گروهی در رقابت با دیگر گروه ها می دانند و به عبارتی قائل به این نکته هستند که دین برای بقای گروه های انسانی، فایده تکاملی داشته است. برخی بر این باورند که دین ، نه به صورت مستقیم بلکه محصول جانبی و غیرمفید از خصیصه های دیگری است که به سود سازگاری انسان با محیط بوده اند. آنها رفتار شب پره را مثال می آورند که در حرکت به سمت شعله شمع، رفتاری از خود بروز می دهد که باعث مرگ او می شود. این رفتار  شب پره از دید دانشمندان ، محصول فرعی از پرواز شب پره به سمت ماه و به قصد جهت یابی بوده است. انسان مذهبی وقت و انرژی و هزینه و حتی زندگی خود را وقف باورهایی می کند که کمترین سودی به حال او ندارد اما این رفتار از دید ریچارد داوکینز یک محصول جانبی نامطلوب یا یک انحراف از یک خصیصه دیگر است که شاید زمانی مفید بوده است. به بیان دیگر، گرایشی که در شرایط خاصی توسط نیاکان ما انتخاب شده در واقع دین نبوده است و بلکه فایده های دیگری داشته و تنها به شکلی کاملا تصادفی در قالب رفتار دینی ظاهر شده است.

    خداباوری از دید داروین

    بحث های بسیاری بر سر تفاوت میان بی خدایی و ندانم گرایی در جریان است. خداباوران با یک معیار و شدت مشخص درگیر ایمان به خدا نیستند و بسیاری از بی خدایان نیز در قاب اندیشه خود جایی بین بی خدایی و ندانم گرایی به سر می برند. ریچارد داوکینز در کتاب توهم خدا معیاری را معرفی می کند که به عدد داوکینز*** مشهور شده است. بر این اساس عدد ۱ بیانگر اعتقاد عمیق به خدا و خداباوری حداکثری و عدد ۷ نشان دهنده بی خدایی حداکثری است.  خود داوکینز درباره اینکه کجای این معیار ایستاده می گوید جایی روی شش اما متمایل به هفت. او می افزاید من یک ندانم گرا هستم و آگنوستیک بودن من به وجود خدا به اندازه آگنوستیک بودن من به وجود پری در انتهای باغ است. چارلز داروین نیز دست کم آن گونه که از روی آثار و مکاتبات به جا مانده از او می توان دریافت، بی خدا نبوده است و در نوشته ای مربوط به سال ۱۸۷۹ یعنی سه سال پیش از مرگ می نویسد من هرگز در شدیدترین نوسان های فکری ام آتئیست به معنای منکر وجود خدا نبوده ام و فکر می‌کنم به ‌طور کلی و هر چه پیرتر می شوم، اغلب تعبیر آگنوستیک ، شرح درست تری از وضعیت ذهنی من به دست می دهد.

    باور به خدا از دید زیگموند فروید، عصب شناس و روانکاو مشهور اتریشی یک امر توهّمی است و خدا در نظر او همان مفهوم پدر است که در ذهن انسان تعالی پیدا کرده است.

     

    خداباوری از دید فروید و از منظر فیزیولوژی مغز

     باور به خدا از دید زیگموند فروید، عصب شناس و روانکاو مشهور اتریشی یک امر توهّمی است و خدا در نظر او همان مفهوم پدر است که در ذهن انسان تعالی پیدا کرده است. مفهومی که آدمی بر اثر نیازها و ناتوانی های خود در دوران کودکی به آن پناه برده است. از دید فروید باور دینی از جمله رفتارهای روان رنجورانه انسان مانند وسواس به شمار می رود. با ظهور علم مدرن، بررسی مکانیسم عمل مغز و نقش آن در باور به خدا و ماوراء الطبیعه نیز میسر شد. به تدریج منشاء توهمات دینی و درگیری ذهنی با مذهب و خدا و ارتباط آن با اختلالات شدید سامانه لیمبیک مشخص شد و انسان دانست که ادراکات و تجربیات اسرارآمیز دینی و راز و نیاز و حس پرستش و زانو زدن در برابر قدرتی فراطبیعی از کجا ناشی می شود. مطالعه سال ۲۰۱۶ جانستون**** حتی امکان ارتباط بین تجربیات عمیق مذهبی***** از یک سو و بیماری صرع از سوی دیگر را مورد بررسی قرار می دهد. اگر بتوان دینداری را با فعالیت های الکتریکی غیرطبیعی مغز توضیح داد و باور به خدا را با کارکرد لوب گیجگاهی، دیگر جایی برای خدا و افسانه های دینی باقی نمی ماند و دین و خدا چیزی جز میراث تکاملی زیستی و چیزی جز عملکرد طبیعی مغز نیستند. یافته های داروین در زیست شناسی و صورت بندی نظریه تکامل در کنار پیشرفت های علم به خصوص در نوروساینس و علوم اعصاب به نوعی تکمیل قطعات پازل فهم ما از جهان به شمار می روند. درست همانگونه که کپرنیک در سال ۱۵۴۳ نشان داد زمین مرکز کائنات نیست و هیچ جایگاه ویژه ای نیز در کیهان ندارد، داروین نیز به ما نشان داد که انسان نه تنها اشرف مخلوقات نیست، بلکه حتی با برنج و ماهی و شامپانزه نیز منشا یا نیای مشترک دارد. ضمن آنکه انتخاب طبیعی، مکانیسم پیشنهادی داروین برای تکامل زیستی، جایی برای باور به خدا و افسانه های عهد عتیق که در سِفر پیدایش وداستان آفرینش آدم و حوا و هابیل و قابیل که در کتاب های دینی آمده باقی نمی گذارد. به تعبیر زیگموند فروید ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺗﻮﻫّﻢ ﺧﻮﺩﺷﯿﻔﺘﮕﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ و ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺍﯾﻦ تکبر انسان که ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﻫﻤﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ است.

    *Encyclopedia of Gods

    **Cultural Parasite

    ***Dawkins number (DN)

    ****Brick Johnstone

    *****hyper-religious experiences

     

    متن این مقاله در وبسایت بی بی سی فارسی

  • قم، واتیکان ایران؟

    قم، واتیکان ایران؟

    جمعه ۳۱ فروردین  ۱۳۹۷ / تارنمای خبری تحلیلی دماوند

    سخنان مدیر جامعه المرتضی مبنی بر استقلال قم و تبدیل شدن آن به واتیکان شیعه، در روزهای اخیر به بحث‌های بسیاری به خصوص در بین کاربران شبکه های اجتماعی دامن زده است. این آخوند تاکنون گمنام در گفتگویی اظهار داشته که اینک زمان آن رسیده که قم به کشوری با مرزهای جغرافیایی مشخص، با پرچمی مخصوص و قانون اساسی مختص این کشور تبدیل شود و در مجامع بین‌المللی پذیرنده سفرای کشورهای دیگر باشد.

    جامعه المرتضی یکی از ده ها بنیاد تربیت مبلغ دینی در قم است که این اواخر نامشان به واسطه انتشار اخبار بودجه پیشنهادی دولتی بر سر زبان ها افتاد. مراکزی که نه تولید دارند و نه بازگشت سرمایه. از مرکز خدمات حوزه‌های علمیه با بودجه سالانه ۸۹۷ میلیارد تومان گرفته تا شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با حدود ۴۸ میلیارد تومان و نهاد دیگری با نامی تقریبا مشابه یعنی سازمان تبلیغات اسلامی که سالانه ۴۳۰ میلیارد تومان از سرمایه های ملی را عاید خود می کند. از جامعه المصطفی العالمیه با بودجه حدود ۳۰۳ میلیارد تومان گرفته تا نهادهای ریز و درشت مذهبی دیگر که هرکدام به بنگاه های عظیم اقتصادی تبدیل شده اند.

    سخن مدیر جامعه المرتضی در نگاه اول ممکن است چند برداشت مختلف در پی داشته باشد و از جنبه های گوناگون ارزیابی شود. نخست به معنای پایانی بر پروژه اسلام سیاسی و اعتراف به ناکارآمدی آخوندها در اداره امور کشور. به عبارت دیگر رسیدن به همان پیشنهاد چهار دهه پیش شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر محمدرضا شاه پهلوی.

    بختیار در بهمن سال ۵۷ گفته بود: حاضرم دور قم را دیواری بکشم و آن را به صورت واتیکان تازه‌ای درآورم. اگر با داشتن واتیکان می‌شود مملکت را داره کرد حاضرم این کار را بکنم.

    رویکرد دیگر به سخنان اخیر این آخوند، کاملا برعکس، نه تنها نشانی از عقب نشینی و اعلام غیررسمی ناکارآمدی روحانیت شیعه در حکومت ندارد، بلکه حاکی از زیاده خواهی این نهاد است. آخوند مذکور در سخنان خود طرحی هم برای تامین نیازهای مالی و مارکتینگ این کشور مستقل پیشنهاد داده و خواهان اختصاص چند پالایشگاه و موسسه اقتصادی به آن شده است.

    این طرح شاید به لحاظ تاریخی یادآور گذشته‌ کلیسای کاتولیک و کنار گذاشته شدن تدریجی این نهاد از قدرت سیاسی باشد. قرارداد بین موسولینی و کاردینال گاسپاری در حدود ۹۰ سال قبل اما به صورت بنیادین با روحانیت شیعه ای که از سال ۱۳۵۷ تا کنون تمام قدرت سیاسی و اجرایی ایران را قبضه کرده متفاوت است. روحانیت شیعه برای واتیکانیزه شدن، با یک دولت مستقر سکولار یا مردمی طرف نیست بلکه خود طرف دیگر قرارداد است. هم فروشنده است و هم خریدار. به همین دلیل به راحتی برای سهم خواهی بیشتر، نرخ تعیین کرده و حتی پیشاپیش از اختصاص درآمد پالایشگاه و موسسات اقتصادی صحبت می کند.

    نهادی که حتی برای خود دادگاه ویژه روحانیت تعریف کرده و هیچ محصول فکری یا فرهنگی تولید نمی کند و صرفا مصرف کننده است، حتی در طرح خود برای تامین اقتصادی، به پالایشگاه و کسب درآمد بدون کار فکر می کند. مثلا روحانیت هرگز پیشنهاد نخواهد داد که از طریق کشاورزی یا هر کار واقعی دیگر کسب درآمد کند. و البته این مسئله به لحاظ تاریخی صرفا منحصر به روحانیت در اسلام نیست.

    کشیش ها، پاپ ها و اسقف ها نیز از طریق ایجاد رعب و وحشت مذهبی و تلقین حس گناه در میان مومنان درآمد هنگفتی عاید خود می کردند. از خرید و فروش بهشت گرفته تا عشریه محصول و احشام صاحبان زمین و مردم عادی. در قرن شانزدهم میلادی بخش عظیمی از اموال و زمین های اروپا از آلمان گرفته تا فرانسه و ایتالیا متعلق به کلیسا بود و نهاد روحانیت در آیین مسیحیت، از محل دسترنج مردمانی که واقعا کار می کردند ارتزاق می کرد.

    آیا نهاد روحانیت قادر به اداره امور کشور است؟

    پاسخ به این پرسش را نه بر مبنای سلیقه و نظر شخصی، که در گزارش های رسمی و  آمارهای مستقل باید یافت. تشکیل دولت و حاکمیت سیاسی مستلزم به کارگیری نیروهای متخصص در بخش های مختلف اقتصاد، صنعت، آموزش، فرهنگ و… است. روحانیت از هیچ یک از این زمینه ها اطلاعی ندارد. نه کنترل بازار و بانکداری و گمرک با کتاب مکاسب شیخ انصاری ممکن می شود و نه چرخ صنعت با شرایع الاسلام و عروه الوثقی می چرخد.

    اظهار نظرهایی نظیر پر کردن دندان خراب با روغن هندوانه ابوجهل، دعا و غسل در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه برای آرام شدن زمین و جلوگیری از زلزله توسط آخوندها نشان می دهد که این نهاد به هیچ عنوان قادر به حل مسائل معمولی زندگی و اداره امور حتی در سطح خرد و محلی نیست.

    بر اساس آمار، حدود ۱۵۰ هزار طلبه و روحانی در کشور وجود دارد و چندی پیش حجت‌الاسلام ‌والمسلمین جمشیدی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفته بود ما آنقدر روحانی در قم داریم که می‌توانند یک قاره را اداره کنند. این درحالی است که مشکلات قم در تمام سال های اخیر به شکل ویرانگری افزایش پیدا کرده است. از آسیب های اجتماعی و اعتیاد و کارتن خوابی گرفته تا تصادفات و یا کمبود تخت های بیمارستانی.

    نه تنها روحانیت که حتی نهادهای اجرایی برخاسته از اندیشه آخوندی نیز در انجام امور کشور ناتوان است. مثال بارز این ناکارآمدی، سد گتوند است که با اجرای سپاسد (سپاه) و مهاب قدس (آستان قدس) در حدود چهار هزار میلیارد تومان هزینه در بر داشته و به گفته صاحب نظران اینک در حدود ١٠‌ هزار ‌میلیارد تومان نیاز است تا بتوان آن را خراب یا از شبکه خارج کرد. کاری که نه تنها بیش از دوبرابر هزینه اولیه تمام می شود بلکه این تجربه تلخ سراسر ضرر، ظاهرا ۱۲ سال نیز زمان لازم دارد.

    واتیکانیزه کردن قم و حکومت آخوندها بر یک شهر، حتی اگر در دهه های آینده ممکن شده و سبب کنار کشیدن روحانیت از دخالت در امور سیاسی و زندگی مردم ایران شود باز هم یک مشکل و ایراد اساسی دارد. روحانیت قادر به اداره امور حتی بخشی از شهر قم نیست و این واقعیتی است که  روزی باید بپذیرد.

    لینک این مقاله در تارنمای خبری تحلیلی دماوند