Tag: فیزیک

  • شبیه‌سازی پیدایش جهان در مرکز تحقیقات “سرن” اروپا

    شبیه‌سازی پیدایش جهان در مرکز تحقیقات “سرن” اروپا

    بزرگترین شتاب‌دهنده ذرات جهان پس از وقفه‌ای طولانی خود را برای پاسخ به پرسش‌هایی دشوار آماده می‌کند: “چرا هستی هست؟” یا “گیتی اولیه پس از مِهبانگ چگونه بوده است؟”. گزارشی از عرفان کسرایی، پژوهشگر حوزه علم و فناوری.

  • هر آنچه که باید درباره جایزه نوبل بدانید

    هر آنچه که باید درباره جایزه نوبل بدانید

    در این برنامه صادق صبا از عرفان کسرایی درباره جنبه‌های تاریخی و علمی جایزه نوبل می‌پرسد

     

  • گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیست و سوم

    گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی | بخش بیست و سوم

    مهبانگ | برنامه روز هشتم اکتبر 2018

    تاریخ فیزیک در قرن بیستم

     

    چگونه تب یونجه دنیای فیزیک را تغییر داد؟
    معمای هندسی گرانش و نسبیت عام اینشتین، گربه شرودینگر در روستای آلپباخ، هایزنبرگ در جزیره هلگولاند به چه می اندیشید؟

    مهبانگ، کانون پرورش افکار
    برنامه ای از دکتر علی نیری

     

    لینک یوتیوب

    لینک تماشای این برنامه در فیس بوک بنیاد آینه

    لینک این برنامه درکانال یوتیوب برنامه مهبانگ

     

  • آیا انسان در کیهان تنهاست؟

    آیا انسان در کیهان تنهاست؟

    از نگاه ناظران باستانی ، تمام جهان هستی شامل زمین مسطحی بود که سقفی از ستارگان در بالای آن قرار داشت. احتمالا از زمانی که بشر دریافت که خورشید، خود یک ستاره است، این ایده شکل گرفت که چه بسا ستارگان بالای سر ما هر کدام خود خورشیدی برای سیارات مسکونی دیگر باشند. آنچه که انسان را بیش از هر چیز به حیرت وا می دارد این است که فهم امروزین ما از ابعاد کیهان چندان عقبه تاریخی ندارد. تا همین ۹۵ سال پیش، یعنی تا سال ۱۹۲۳ میلادی بشر بر این باور بود که تمام جهان هستی تنها از کهکشان راه شیری درست شده است. این ادوین هابل کیهان شناس بود که نشان داد آندرومدا بر خلاف تصور آن زمان، درون کهکشان راه شیری نیست و بلکه جایی آن بیرون و میلیون ها سال نوری دور از کهکشان ما قرار دارد. امروزه ما با وجود تلسکوپ های فضایی و رادیوتلسکوپ ها بخش هایی از کیهان را رصد می کنیم که پیش از اینها بشرهیچ شناخت و درکی از آن نداشت. کیهان شناخته شده در زمانه ما به مراتب بزرگتر از آن است که گالیله و نیوتن و کپلر و کپرنیک تصور می کردند. امروزه دانشمندان قطر جهان قابل مشاهده را حدود ۹۳ میلیارد سال نوری تخمین می زنند. جهانی که به گفته آنها حدود چهارده میلیارد سال پیش آغاز شده، در حال انبساط است و صدها میلیارد کهکشان دارد. استیون هاوکینگ بر این باور بود که در عالمی با بیش از ۱۰۰ میلیارد کهکشان، که در هر یک از آنها صدها میلیون ستاره وجود دارد بعید است زمین تنها جایی باشد که در آن موجودات زنده پدیدار شده اند. امروزه کیهان شناسان نه تنها در پی کشف رمز و راز کیهان وچگونگی پیدایش جهان اند بلکه با یک پرسش بنیادین مواجه اند که در حیطه اخترزیست‌شناسی قرار می گیرد. آیا در بین صدها میلیارد کهکشان و ساختارهای عظیم کیهانی، جایی اثری از حیات پیدا خواهد شد؟ آیا ما تنها موجوداتی هستیم که تصادفا گوشه ای در این کیهان پهناورظاهر شده ایم و می توانیم چنین سوالاتی را بپرسیم؟ آرتور سی کلارک نویسنده بریتانیایی داستان های علمی-تخیلی جایی گفته بود:”  دو حالت وجود دارد. یا ما در این گیتی تنهاییم یا تنها نیستیم. هر دو به یک اندازه ترسناک است.”

    تلاش برای برقراری تماس یک طرفه

    ارتباط احتمالی با بیگانگان فضایی نظیر هر تماس دیگری دو سو دارد: گیرنده و فرستنده. لیکن انسان تا کنون هیچ پیامی که دال بر وجود موجودات هوشمند فرازمینی باشد دریافت نکرده است. تنها سیگنال مشکوک ، سیگنال فضایی مرموز و ناشناخته واو بود که منشاء آن هم پس از چهار دهه رمزگشایی شد. با مطالعات دانشمندان در سال های اخیر مشخص شد که این سیگنال دریافتی، سیگنال ایجاد شده توسط یک دنباله دار بوده است و نه پیام ارسالی از یک حیات هوشمند فرازمینی. با این تفاسیر ظاهرا بشر با پیشرفت تکنولوژی به تدریج به این ایده رسیده که خود برای ایجاد ارتباط با بیگانگان فضایی احتمالی پیش ‌قدم شود. کیهان شناسان می ‌دانند که اگر حیات هوشمند فرازمینی وجود داشته باشد لااقل این نزدیکی ‌ها و در منظومه شمسی خبری از آن نیست و ما احتمالا در محله ‌ای متروکه و بدون همسایه در فضا زندگی می‌ کنیم. این بدان معنی نیست که جایی در ماه یا مریخ نشانه هایی از حیات پیدا نخواهد شد اما مقصود ما در اینجا از حیات فرازمینی، موجودات هوشمند و تمدن های فرازمینی است و نه به عنوان مثال حیات باکتریایی.

    پیام های بشر برای بیگانگان فرازمینی

    ارسال پیام برای بیگانگان فضایی موضوع تازه ای نیست. بشر از حدود ۷۰ سال پیش به این سو به شکلی غیرعامدانه در حال ارسال سیگنال‌های رادیویی و تلویزیونی به فضا بوده است. به عبارت دیگر کره‌ای پر از سیگنال‌های رادیویی و تصاویر تلویزیونی با شعاع بیش از ۷۰ سال نوری زمین را احاطه کرده و همچنان با آهنگ یک سال نوری در حال رشد است. تا حدود ۳۰ سال آینده، این کره هر جامعه احتمالی از موجودات هوشمند فرازمینی در فاصله ‌ی ۱۰۰ سال نوری از زمین را  پوشش خواهد داد. تمدن های فرازمینی اگر وجود داشته باشند خواهند توانست به آثار گفتاری و تصویری و صوتی ما دسترسی پیدا کرده و زندگی روزمره ما را بررسی کنند. البته سیگنال های رادیویی و تلویزیونی تنها پیام هایی نیستند که از ما به دست تمدن های احتمالی هوشمند در کیهان می رسند. فضاپیماهای پایونیر۱۰ و ۱۱ که منظومه‌ی شمسی را ترک کرده‌اند الواحی به همراه دارند که بر آن طرحی از مرد و زن، از اتم هیدروژن و همچنین از موقعیت زمین و خورشید نقش بسته است. اگر یک موجود هوشمند فرازمینی به صورت اتفاقی این الواح را در نقطه‌ ای دور در فضا پیدا کند یک نمودار تصویری خواهد یافت که نشان می‌دهد ما در کجای عالم هستیم. ماموریت‌ های پایونیر تنها سازه های دست بشر نیستند که به فضاهای دوردست فرستاده شده و پیام انسان برای تمدن های بیگانه فضایی را با همراه خود دارند. هر دو فضاپیمای وییجر ، لوحی را حمل می کنند که در آن هم نشانی جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری را می توان یافت و هم صدای رعد و برق و یا صدای برخورد امواج به ساحل وهم گزیده ای از موسیقی ملل. با گذشت چهار دهه از پرتاب دو کاوشگر وییجر ۱  و ۲ این دو منظومه شمسی را ترک کرده اند و اینک وییجر ۱  چیزی حدود ۲۱ میلیارد کیلومتر از زمین دور شده است. (برای  به دست آوردن درک بهتر از این فاصله کافیست تصور کنیم که فاصله میان زمین و پلوتو چیزی در حدود ۵ میلیارد کیلومتر است.) اعجاب آور ترین داده هایی که بر روی صفحه طلایی وویجر ضبط شده اما شاید پیام هایی با محتوای درود و تهنیت به بیگانگان فضایی باشد. پیام هایی کوتاه در ۵۵ زبان مختلف که زبان فارسی را نیز شامل می شود. پیامی با شعر سعدی که اینجا در وبسایت ناسا قابل شنیدن است.

    طرح جستجوی خانه به خانه

    ارسال پیام توسط کاوشگرها یا استفاده از رادیوتلسکوپ ها تنها روش های ارتباط با بیگانگان احتمالی فضایی نیستند. هنوز یک راه دیگر ممکن است وجود داشته باشد. یعنی روش جستجوی خانه به خانه. اما این روش در عمل با دشواری های بسیاری روبروست و تکنولوژی های حال حاضر بشر، چنین امکانی را به ما نمی دهد.  نخست این که سرعت محدود فضاپیماها و کاوشگرها و سفینه های فضایی ساخت بشر عملا دست انسان را برای جستجوی خانه به خانه حیات فرازمینی در کیهان بسته است. حتی اگر که می توانستیم با سرعت یک دهم سرعت نور به نزدیکترین ستاره بعد از خورشید یعنی آلفا قنطورس برویم در حدود ۹۰ سال برای رفت و برگشت زمان نیاز داشتیم. به فرض که پیشرفت های تکنولوژی به انسان این امکان را بدهد که بتوان سفینه ای ساخت که با ۹۸ درصد سرعت نور حرکت کند. در اینجا با یک مشکل بزرگ دیگر در ساختار فیزیکی جهان مواجه خواهیم شد. در این صورت نسبیت خاص اینشتین اثر خود را به شکلی نشان خواهد داد که عطای این طرح را به لقایش ببخشیم. اگر چنین سفینه ای در اختیار داشتیم، زمان برای سرنشینان سفینه کندتر می گذشت. سرنشینان سیاره در حالی به آلفا قنطورس رفته و باز می گشتند که از دید خود ۴۰ سال در سفر بوده اند، اما از دید ناظران زمینی این سفر ۲۰۰ سال زمان برده و همه دوستان آن ها روی زمین در این مدت درگذشته اند. همه اینها درباره نزدیک ترین ستاره بعد از خورشید یعنی آلفا قنطورس بود و نه ستارگان دوردست در کیهان. شاید همین مساله کافی باشد که از طرح جستجوی خانه به خانه در پی یافتن حیات فرازمینی منصرف شویم.

    بیدار کردن شیر خفته

    در سال ۲۰۱۷ پژوهشگران مرکز ارتباط پیامی با فضا  *از طریق آنتن رادیویی در نروژ پیامی به سمت ستاره کوتوله سرخ جی جی 273 ** در فاصله ۱۲٫۳۶ سال نوری زمین ارسال کردند. پیامی که حدود دوازده سال در راه رفت و دوازده سال هم در راه برگشت خواهد بود و اگر فرض بگیریم که آنجا تمدنی فرازمینی وجود دارد و فورا به پیام ما پاسخ می دهد ، می توانیم در سال ۲۰۴۲ گوش به زنگ باشیم و ببینیم آیا پاسخی به زمین می رسد یا خیر. تکلیف ارسال پیام به سمت ستاره جی جی 273 البته خیلی زود روشن خواهد شد. اگر حیات هوشمند فضایی در آنجا وجود داشته باشد که پیام ما را دریافت کند و به آن پاسخ دهد، همه چیز نهایتا ظرف حدود ۲۵ سال مشخص خواهد شد. لیکن همه پروژه‌های ارتباط با بیگانگان هوشمند در کیهان در این حد زودبازده نیستند و اهداف نزدیک را برای انتقال پیام در نظر نگرفته ‌اند. مثال مشهور آن پیام آرسیبو*** است که ۴۴ سال پیش به جایی در دوردست‌های کیهان فرستاده شد. وقتی از دوردست ‌ها صحبت می‌کنیم مقصودمان واقعا جایی در دوردست ‌های کیهان است. به حدی دور که مدت زمان لازم برای رسیدن پیام به آنجا، از تمام تاریخ تمدن انسان بر روی زمین طولانی تر است.  پیام آرسیبو که در ۱۶ نوامبر ۱۹۷۴ و به صورت سیگنال‌های رادیویی از رصدخانه آرسیبو به فضا ارسال شد پیامی با محتوای پیچیده‌ بود که توسط دو اخترفیزیکدان مشهور یعنی فرانک دریک و کارل سیگن  نوشته شد. مقصد این پیام نیز جایی در خوشه ستاره ‌ای کروی مسیه ۱۳ **** واقع در صورت فلکی هرکول تعیین شده بود که چیزی در حدود ۲۵ هزار سال نوری از زمین فاصله دارد. خوشه ‌ای با بیش از ۳۰۰ هزار ستاره که به باور بسیاری از ستاره‌ شناسان چه بسا بخت وجود حیات در آن نیز وجود داشته باشد. اگر تمدن‌های فرازمینی هوشمندی این پیام را دریافت و رمزگشایی کنند اطلاعات بسیاری درباره زندگی ما بر روی زمین به دست خواهند آورد.  ازعدد اتمی عناصر تشکیل دهنده‌ی دی ان ای گرفته تا جمعیت زمین و از همه مهم ‌تر: آدرس زمین در کیهان. مساله ای که نگرانی برخی از دانشمندان را نیز برانگیخته است. بسیاری نگرانند که شاید پیامی ارسالی ما نجوایی باشد که شیر خفته را بیدار کند و از کجا معلوم که یک تمدن فرازمینی ویرانگر، برای غارت و نابودی حیات روی زمین به سراغ مان نیاید؟ مارتین رایل و تعداد دیگری از ستاره‌ شناسان این نگرانی را به سطح اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی کشانده و خواستار آن شده اند که ارسال پیام‌هایی ازاین دست متوقف شوند. استیون هاوکینگ حدود ۸ سال پیش گفته بود اگر موجودات فضایی به دیدار ما بیایند به نظر من پیامد آن مانند کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب خواهد بود. می ‌دانید که نتیجه این سفر برای بومیان آمریکا چندان مطلوب نبود. با این وجود برخی دیگر از دانشمندان چنین نگرانی هایی را موجه نمی‌ دانند و بر این باورند که فاصله مسیه ۱۳ تا زمین به قدری زیاد است که حتی به فرض وجود تمدن‌ های فوق پیشرفته و در عین حال نابودگر و یا بی ‌رحم، باز هم خطری زمین را تهدید نخواهد کرد.

    *METI (Messaging Extraterrestrial Intelligence)

    **GJ273

    ***Arecibo message

    ****(M13)

     

    لینک این مقاله در وبسایت بی بی سی فارسی

  • ندانستنیهای فيـزيك -نگاهی به باورهای نادرست در فيزيك

    ندانستنیهای فيـزيك -نگاهی به باورهای نادرست در فيزيك

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، شماره ۲۰۰ نوروز ۱۳۹۷

    وقتی جسمی به سرعت نور برسد، به انرژی تبدیل می‌شود؟
    رعد و برق هرگز دوبار به یک نقطه برخورد نمی‌کند؟
    پرت‌کردن سکه از بالای یک آسمان‌خراش آن را به سلاحی کشنده تبدیل می‌کند؟
    در ايستگاه فضايي بين‌المللي جاذبه وجود ندارد؟
    آب رسانای برق است؟
    جهت گردش آب هنگام فرو رفتن در ظرفشویی، در نيمكره شمالی و جنوبی برعکس است؟
    پرواز زنبور عسل قوانين فيزيك را به چالش مي‌كشد؟
    بدون لباس فضايی، فضانوردان منفجر خواهند شد؟
    ديدن ديوار چين از فضا ممکن است؟
    استفاده از انرژی تاریک . انرژی کیهانی برای انرژی درمانی؟
    آیا در آزمایشگاه های زمین سیاهچاله تولید می شود؟

    دانلود فایل پی دی اف این مطلب

  • گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی درباره روش علمی – بخش سوم

    گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی درباره روش علمی – بخش سوم

    برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیست و ششم ماه مارس ۲۰۱۸

     آیا علم می‌تواند به پرسش‌های فلسفی پاسخ دهد؟

     پست مدرنیسم و نسبی گرایی معرفت‌شناختی در علم

     

  • فیزیک پدیده‌های عجیب، جادو وشعبده

    فیزیک پدیده‌های عجیب، جادو وشعبده

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، بهمن 1393

    دیوید کاپرفیلد، کریس انجل و بسیاری از تردست های حرفه ای با بهره گیری از تکنیک‌های تصویربرداری، حقه های ساده فیزیکی و یا گاهی اختراعات پیچیده کارهای خارق العاده ای انجام می دهند. پرواز می کنند؛ از وسط به دو نیم تقسیم می شوند؛ روی آب راه می روند و ذهن خوانی می کنند؛ اشیاء را حرکت می دهند و از داخل شیشه عبور می کنند. اما واقعیت ماجرا چیست؟ آیا به راستی می توان قوانین فیزیک را نقض کرد؟

    اغلب راجع به بروز پدیده های عجیب و به ظاهر فراطبیعی، راه رفتن روی آب، معلق شدن مرتاض ها روی هوا، راه رفتن روی آتش و انرژی دستان شفابخش ، خم کردن قاشق و … اخبار و اطلاعات گوناگونی شنیده ایم. عده زیادی از مردم با دیدن یا شنیدن روایت این پدیده های اسرارآمیز ، در نهایت حیرت، وقوع آنها را به نیروهای غریب و ناشناخته منتسب می کنند. بسیاری ازمردم اساساً امکان رخداد پدیده هایی خلاف قواعد فیزیک را می پذیرند.

    از بین مباحث مرتبط با فیزیک کلاسیک؛ الکترومغناطیس، ترمودینامیک، گرانش و همچنین اپتیک به خصوص در سرفصل های نور، آیینه و عدسی از پرکاربردترین خاصیت های فیزیکی در شعبده ها و تردستی ها و جادوگری ها در برنامه های مدعیان مسائل پارانرمال و فراطبیعی هستند. در این میان نیروی الکترومغناطیس و گرانش ، اصطلاحاً نیروهای میدانی**  هستند ، نحوه‌ی عمل شان به مراتب از نیروهای تماسی* عجیب تر است. مثلا نیروی مغناطیسی آهنربا می تواند بدون تماس مستقیم ؛ آهن یا آهنربای مجاورش را جابجا کندو از آنجایی که این نیرو تماسی نیست و دیده هم نمی شود به عنوان یک قدرت خارق العاده فراطبیعی جلوه کند.

    آیینه ها و عدسی ها هم گاهی خواصی اعجاب انگیزی دارند. مانند شکست نور و یا معکوس و وارون شدن تصویر یا حتی تصویر مجازی با ابعاد کوچکتر یا بزرگتر از شیء. از دیگر سو خواص ترمودینامیکی هم در بسیاری از مواد می توانند در یک فرایند شیمیایی یا حرارتی ، خواصی را بروز دهند که سبب حیرت ناظران گردد.

    این نمایش ها گاهی صرفا به جهت تفریح و سرگرمی برگزار می شوند اما در مقابل بسیاری از سودجویان و شیادان خبره و حرفه ای نیز با صحنه سازی های استادانه ، خود را صاحب کرامات و نیروهای خارق العاده نشان داده و در ازای ارائه خدمات پوچ و بی حاصل، کسب درآمد می کنند. آنها با بهره گیری از جهل و ناآگاهی عموم مردم از دانش و روش علمی، سناریوهای پیچیده و گاه خلاقانه ای طراحی میکنند و گاه با حقه و نیرنگ زیرکانه، به ظاهر کارهای خارق العاده ای انجام می دهند. بطوری که هر کسی ممکن است رد پای یک سری قوای غیبی و فراطبیعی را مشاهده کند. در حالیکه همه چیز ، تنها یک صحنه سازی حساب شده، با بهره گیری از یکسری روش های شعبده و تردستی و تاثیر روانی است.

    گاهی این حقه ها مخلوطی از یک قاعده ریاضی ساده و یک تاثیر روانی است. مثلا این وبسایت از شما می خواهد در ذهن خودتان یک عدد دو رقمی انتخاب کنید. سپس حال جمع دو رقم را از عدد انتخابی در ذهن تان کم کنید. در نهایت با نشان دادن یک مجموعه اشکال مختلف از شما خواسته می شود شکل متناظر با عدد جواب را در ذهن به خاطر بسپارید. کمی بعد می بینید که فرد دقیقا همان شکل عدد جواب را به شما می گوید. گویی که ذهن تان را حتی از پشت مانیتور کامپیوتر خوانده و انگار که می دانسته شما در ذهن تان چه عددی را انتخاب کرده بودید. واقعیت داستان اما چیز دیگری است. یک قاعده ریاضی ساده که می گوید هرگاه حاصل جمع دو رقم هر عدد دورقمی دلخواه از آن عدد کم شود حاصل اش مضربی از ۹ خواهد بود. بنابراین عدد انتخابی در ذهن شما هر آنچه که باشد؛ ۳۹ باشد یا ۷۴ تفاوتی نمی کند. فارغ از آنچه که شما در ذهن انتخاب کرده اید همواره پاسخ غیبگوی قلابی، درست از آب درخواهد آمد.

    در اصطلاح به کسانی که مچ این شیادان را میگیرند یا حقه های آنان را بر ملا می‌کنند دست رو کن*** گفته می شود . اما مچ گیری از مجریان برنامه فریب عمومی همواره کار ساده ای نیست و گاه مستلزم طراحی آزمون های کنترلی پیچیده است. حتی ممکن است دانشمندان خبره هم نتوانند به راحتی دست یک رمال، تردست یا فالگیر و غیبگو و شفادهنده را رو کنند و نوع حقه اش را بر ملا سازند. چه رسد به مردم عادی و زودباور، که به دلیل دوری از نگرش علمی، به راحتی فریب می خورند. حتی ممکن است دانشمندان هم گاهی در اینکه چه نتایجی را می‌توان بر حسب دریافت حسی عادی**** دسته بندی کرد یا در رده‌ی دریافت حسی پارانرمال***** ، نقاط ضعف بزرگی داشته باشند و حتی نتوانند آزمون های کنترلی درستی در این خصوص طراحی کنند.

    یکی از بهترین نمونه های تاریخی این ادعا پروژهء آلفا******  است. استیو شا*******  و مایکل ادواردز******** با راهنمایی جیمز رندی به یکی از سرمایه دار ترین و مجهز ترین آزمایشگاه های فیزیک دنیا یعنی آزمایشگاه پژوهش های وراحسی مک دانل********* در دانشگاه واشنگتن در سنت لویی میسوری رفتند.. شا و ادواردز هیات پژوهشی آزمایشگاه مک دانل را متقاعد کردند که از نیروی غیبی برخوردارند. آنها بمدت ۳ سال در آزمایشگاه تحت آزمون قرار گرفتند. فلزات را بصورت فراطبیعی خم کردند، ذهن خوانی کردند، محتویات نامه سربسته را برملا کردند فیوزهای کار گذاشته شده در جعبه های حفاظتی را سوزاندند و … اما هیچیک از هیات پژوهشی متوجه نوع نیرنگ و حقه این دوشعبده باز نشدند و چون آزمون های کنترلی ضعیفی طراحی شده بود نتوانستند مچ این دو نفر را بگیرند حتی وقتی که ویدئوی کارهای خارق العاده شا و ادواردز را بررسی کردند باز هم هیچ نتیجه ای نداد.

    در هند مرتاضان و خدایان بسیاری با بهره گیری از حقه های فیزیکی نمایش های حیرت انگیزی را اجرا می کنند. روی میخ دراز می کشند و می ایستند یا با تکیه به یک عصا ظاهرا روی هوا می نشینند و معلق می شوند یا به گفته خودشان با نگاه ؛ قطار در حال حرکت را متوقف می کنند. این حقه ها همگی با ابزارهای ساده فیزیکی انجام می شوند و به عبارت دیگر یک نوع تردستی یا شعبده بازی هستند. قطعا باور نمی کنیم که شعبده باز، واقعا عصای خود را تبدیل به خرگوش می کند و یا کلاه اش واقعا کبوتر می شود. همه ما می دانیم که خرگوش یا کبوتر جایی در آستین و لباس شعبده باز پنهان شده و در چشم به هم زدنی لابلای دود و پارچه و کلاه بیرون کشیده می شود. مرتاض هندو در واقعیت تنها کاری که انجام می دهد هماهنگی قبلی با راننده قطار است مبنی بر این که با دیدن او ترمز کرده و بایستد. این نمایش اما تنها سودی که دارد حیرت ناظران است و ارج  و قرب و اعتبار مرتاض در نزد مردم ساده دل.

    در همین زمینه می توان از ساتیا سای بابا**********  نام برد. او یکی از موفق ترین مجریان فریب عمومی بود که چند سال پیش فوت کرد. سای بابا ظاهرا معجزات و تردستی های بسیاری انجام میداد. خاک را طلا میکرد و روی هوا معلق میشد و آب را به بنزین تبدیل میکرد، گوی طلا استفراغ می کرد و غیب می شد و کارهای عجیب و غریب دیگر . چند سال پیش که سای بابا فوت کرد ۹۸ کیلوگرم طلا و همچنین ۳۰۷ کیلوگرم زیور آلات نقره و مبلغی پول نقد معادل ۲٫۶ میلیون دلار به صورت نقدی از خود بجای گذاشت. در سال های بعد بیش از ۷٫۸ میلیون دلار دیگر در اتاق های دیگر وی پیدا شد.

    در آپریل سال ۱۹۷۶ یک نفر فیزیکدان به نام ناراسیمهایاه، که معاون رئیس دانشگاه بنگلور بود، یک کمیته برای بررسی و علمی معجزات و خرافات تاسیس کرد و سه نامه به ساتیا سای بابا نوشت ودر آن علناً او را به چالش کشید که معجزاتش را (یعنی در واقع همان حقه هایش را) تحت شرایط کنترل شده انجام دهد! ساتیا سای بابا که می دانست در یک آزمون علمی، حقه هایش بر ملا می شود و هر آنچه که رشته ، پنبه می شود این دعوت را نپذیرفت و گفت: علوم باید تحقیقات خود را تنها به چیزهایی که متعلق به حواس بشر است محدود کنند، چون معنویت فراتر از حواس است. اگر می خواهید ماهیت قدرت معنوی را بفهمید فقط از طریق مسیر معنوی می توانید آنرا درک کنید و نه از طریق علم. آن چه که علم می تواند حل کند فقط بخش کوچکی از پدیده های کیهانی است!

    *Contact force

    **Body force

    ***Debunker

    **** Ordinary Sensory Perception

    *****Extrasensory perception

    ******Project Alpha

    *******Steve Shaw

    ********Michael Edwards

    *********McDonnell-Labor

    **********सत्य साईं बाबा

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها