Tag: فالگیری

  • دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه‌علم چیست؟

    دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه‌علم چیست؟

     

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، اسفند ۱۳۹۴

     

    فیلسوفان علم کوششهای فکری بسیاری کرده اند تا بتوانند معیاری برای تفکیک علم از شبه علم پیدا کنند. حتی راجع به این بحث کرده اند که آیا اساسا چنین معیاری  وجود دارد یا نه. به راستی دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه علم چیست؟ چرا فیلسوفان علم این همه تلاش می کنند تا علم را از آنچه که علم نیست، ولی دلش می خواهد علمی باشد جدا کنند؟ من سعی کردم این مساله را در برنامه تلویزیونی چرخ که یکی از برنامه های خوب علمی شبکه ۴ است توضیح دهم اما فکر می کنم تقریبا در دستیابی به این هدف ناکام ماندم. بهتر بگویم. من این مساله را خیلی سخت و پیچیده توضیح دادم ؛ در صورتی که شاید با ادبیاتی خودمانی تر و با  ذکر مثال های دم دستی و ساده بهتر می شد این موضوع را توضیح داد. به همین جهت تصمیم گرفتم یادداشت کوتاهی بنوبسم و یکبار دیگر مساله تفکیک علم از شبه علم را جمع بندی کنم.

    از نقطه نظر تاریخی ؛ علم مدرن در قرون اخیر به خصوص پس از قرن ۱۸ و ۱۹ به دلیل نقشی که در بهبود زندگی بشر ایفا کرد بسیار خوشنام و بلندآوازه شد. علم توانست خودرو بسازد؛ داروهای مسکن؛ واکسن هایی که از مرگ و میر و تلفات بیماری های واگیردار جلوگیری می کرد؛ یخچال؛ تلفن و تلویزیون و انرژی الکتریکی و برق و روشنایی و خیلی چیزهای دیگر.

    به همین جهت ٬علم٬ در نظر عمومی جایگاه بالایی پیدا کرد و کلمه‌ی (علمی) ارج و قرب بالایی یافت. این ارزش اجتماعی به قدری جایگاه خود را ترفیع داد که از آن پس اگر به کسی می گفتیم: این سخن شما علمی نیست؛ یا شما علمی فکر نمی کنید حتی توهین آمیز تلقی می شد. یعنی هیچکس نمی خواست که عقاید؛ افکار؛ برنامه ها و ایده ها و سخنانش غیر علمی باشد. همه دوست داشتند ایده هایشان از نظر علمی ثابت شده باشد و حتی بگویند که حرف هایشان مورد تایید علم نیز هست.

    این شد که هر کسی تلاش می کرد از اتهام غیرعلمی بودن فرار کند و اصرار می کرد که آنچه که می گویم علمی است. باری! تا اینجای کار را داشته باشید تا برویم سراغ نقاط عطف تاریخی توسعه علم. توسعه ای شتابدار که طی آن؛ علم کاربردی روز به روز همگام با توسعه علم نظری پیش می آمد و اختراعی پیش روی بشر می گذاشت که زندگی انسان را از اساس متحول می کرد. درست در همین نقطه؛ سرمایه گذاری روی علم و فعالیت های علمی مورد توجه دولت های دنیا قرار گرفت. تعجبی ندارد. هر جا که پای پول در میان باشد، موضوع پیچیده می شود. در خصوص علم  و فناوری نیز همین اصل صادق است. در اینجای داستان؛ عده ای که کمترین سهمی در تولید علم و فناوری نداشتند هم سهم خود را می خواستند. اما یک مشکل اساسی وجود داشت. برخی از کسانی که از بودجه های علم و فناوری سهم می خواستند ، نه می خواستند تولید علم کنند و نه می توانستند! از این رو تلاش می کردند به یافته ها و باورها و دیدگاه های خود رنگ و لعاب علمی بزنند. روش آن هم خیلی ساده بود و نیازی به مطالعه زیاد نداشت. کافی بود یک یا چند اصطلاح علمی بلد باشیم. آن وقت می شود هر موضوع بی اساسی را با گنجاندن کلماتی مثل کوانتوم، انرژی، متافیزیک، مغناطیس، جهان های موازی و… به ظاهر علمی جلوه داد. در این صورت لااقل می توان مخاطبان ساده و بی اطلاع را فریب داد و جوری وانمود کرد که اینجا هم سخن از علم است و یک فعالیت علمی در حال انجام است.این شد که هم فالگیرها، هم فروشندگان مهره‌ی مار یا سی دی راز و  خوشبختی، هم طالع بین ها و فروشندگان سنگ اعتماد به نفس هم با یاد گرفتن دو سه کلمه علمی  پای خود را در کفش علم کردند و آب را گل آلود نمودند.

    باری! اینجا بود که نیاز به فیلسوفان علم حس شد. یعنی نیاز به کسانی که ماهیت علم و روش علمی را از نظر تاریخی و اجتماعی و فلسفی بررسی کنند و در عین حال بتوانند بگویند چه چیزی علمی هست و چه چیزی علمی نیست. اگر چه که خود دانشمندان که کار علمی می کنند خوب می دانند که روش علمی چیست و یک پژوهش چه فاکتورهایی باید داشته باشد تا به عنوان یک پژوهش معتبر و استاندارد محصوب شود، اما همه ماجرا محدود به این نیست. تفکیک علم ازغیرعلم به همین سادگی ها هم نیست. گاهی اوقات شباهت عجیبی بین ادعاهای شبه علمی و علم وجود دارد. به طوری که شاید متخصصان هم دچار بدفهمی شوند و نتوانند مچ یک ادعای شبه علمی را بگیرند. اینجاست که تفکیک علم از شبه علم مهم می شود و لازم است که معیاری در دست باشد تا هر ادعایی نتواند عنوان “علمی بودن” را جعل کند.

    فایل پی دی اف  این مقاله در مجله دانستنیها

  • بازار پرسود خرافات، تخته احضار روح

    بازار پرسود خرافات، تخته احضار روح

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، دی ماه ۱۳۹۳

    بازار پرسود شبه علم و خرافات، برنامه های فریب عمومی

    طراحان برنامه فریب عمومی در سراسر جهان با بهره گیری از ناآگاهی مردم؛ تجارت پر منفعتی را به پیش می برند. از طالع بین ها و فالگیرهای خیابانی گرفته تا مدیوم های روحی و انرژی درمان هایی که در شبکه های اجتماعی یا برنامه های ماهواره ای به شیادی و کلاهبرداری و سوء استفاده از سادگی مشتریان مشغول اند. غیب گوهای و فالگیران در سراسر دنیا با یک تماس تلفنی ساده با برنامه ماهواره ای یا با یک کلیک در دسترس اند. در آمریکا هر دقیقه تماس تلفنی با آنها ۳.۹۹ دلار بر دقیقه هزینه در بر دارد و به عبارتی هر ساعت تماس تلفنی مشتریان ۲۴۰ دلار سود عاید فالگیرها می کند. یعنی چیزی به مراتب بیش از دستمزد روانکاوان و متخصصان. مشاوره تلفنی شیادان و فالگیران و غیبگوها یک صنعت ملیون دلاری است و در سال ۲۰۰۲ یکی از این موسسات با نام سایکیک ریدرز نتورک* حدود ۳۰۰ میلیون دلار از این راه کسب درآمد کرده است. متاسفانه در کشور ما ایران نیز صنعت فریب عمومی فال قهوه و انرژی درمانی و طالع بینی و درمان با شعور کیهانی و نظایر آن رونق دارد. گردش مالی هرز و آسیب رسانی که ای کاش صرف سبد کتاب و مطالعه می شد و به توسعه علم وفناوری یا فرهنگ و اقتصاد می انجامید.

    در قرن نوزدهم جلسات احضار روح و اعمال فراطبیعی در سراسر دنیا به صورت چشمگیری افزایش یافت. مردم برای گفتگو و ارتباط با روح درگذشتگان در گردهمایی های که در اتاق های تاریک برگزار می شد شرکت می کردند. مدیوم ها، یا همان واسطه های دنیای زندگان و مردگان گاهی از روی زمین معلق می شدند؛ گاهی صداهای عجیبی به گوش می رسید و اشیایی به ظاهر از دنیای دیگر در تاریکی فرو می آمدند. بسیاری از حقه های آنها پس از مدتی بر ملا شد و این جلسات تردستی و شعبده بازی فریبکارانه با اختراع روشنایی الکتریکی به تدریج کم رونق شد. اما داستان به همینجا ختم نمی شود و فالگیران و رمالان و غیب گوها پا به پای تکنولوژی جلو آمدند و امروزه در بسیاری از شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی بصورت آنلاین و مجازی به فریب مردمان ساده دل مشغولند.

    جلسه احضار روح در انگلستان در سال ۱۸۷۲

    غیر از فعالیت های حرفه ای کلاهبرداران صنعت فریب عمومی در سطح کلان، بسیاری از مردم عادی نیز از سر تفنن و سرگرمی برای احضار روح از تختهء وی-یا** استفاده می کنند. ویجا (وی یا) تخته‌ای صاف و مستطیلی شکل است که برای که بر روی آن کلمات «نه» ، «بله» ، «سلام» ، «خداحافظ» و اعداد ۱ تا ۹ و همچنین حروف الفبا به همراه اشکال و نمادهایی نوشته شده است. نمونه ایرانی آن اما معمولا یک برگه کاغذ و نعلبکی است که گوشهء آن با علامت فلش مشخص شده است. افراد حاضر در جلسه با قرار دادن انگشتشان روی نعلبکی سوالاتی مطرح می کنند و نعلبکی روی کاغذ این سو و آن سو حرکت می کند و روی حروف می ایستد. بسیاری از افراد این رویداد را فراطبیعی*** ارزیابی می کنند اما این رویداد از دیدگاه علمی طور دیگری تفسیر می شود. در واقع حرکت نعلبکی روی کاغذ نه به واسطه نیروهای ناشناخته بلکه تحت تاثیر یک پدیده روانی به نام اثر ایدئوموتور**** است. یک نوع واکنش ناآگاهانه که اثر کارپنتر*****  نیز خوانده می شود. در حقیقت افراد ناخواسته با انگشت خود به نعلبکی نیرویی وارد می‌کنند که از آن آگاهی ندارند و بنابراین تصور می کنند که نعلبکی خودبخود زیر دست شان حرکت می کند.

    اما بازگردیم به طرح های فریب عمومی که در شبکه های ماهواره ای و وبسایت‌ها و مجلات زرد فالگیری و ماوراءالطبیعه تبلیغ می شوند. به عنوان نمونه همین اواخر در یکی از برنامه های ماهواره ای فریب عمومی فارسی زبان فردی ادعا می کرد که سه کالج قدرت پنهان در سرتاسر دنیا دارد. وی ادعا می کرد برای انجام مراسم مخصوص «رمالی» حتما احتیاج به یک آینه صدساله ، ۸۵ شمع گیاهی و چندین متر پارچه ابریشم دارد که هزینه این وسایل در آن زمان حدود ۳۵ میلیون تومان می شد . مشتریان بسیاری از گوشه و کنار دنیا این مبلغ را به حساب فالگیر؛ واسطه روحی یا غیب‌گو واریز می‌کردند و غافل از اینکه چه کلاهی بر سرشان رفته، حساب بانکی مجریان برنامه فریب عمومی را پر می‌کردند. متاسفانه بازار فریب عمومی، به دلیل دوری عموم از محتوای دانش، و ناآگاهی از علم و روش علمی، همچنان در میان توده های مردم در سراسر دنیا داغ است و مشتریان با اشتیاق بسیار به این صنعت پرسود ، منفعت می رسانند.

    *Psychic Readers Network

    **Ouija

    ***Paranormal

    ****Ideomotor effect

    *****Carpenter effect

    فایل پی ای اف این مقاله در مجله دانستنیها