Tag: حیات فرازمینی
-

آیا انسان در کیهان تنهاست؟
از نگاه ناظران باستانی ، تمام جهان هستی شامل زمین مسطحی بود که سقفی از ستارگان در بالای آن قرار داشت. احتمالا از زمانی که بشر دریافت که خورشید، خود یک ستاره است، این ایده شکل گرفت که چه بسا ستارگان بالای سر ما هر کدام خود خورشیدی برای سیارات مسکونی دیگر باشند. آنچه که انسان را بیش از هر چیز به حیرت وا می دارد این است که فهم امروزین ما از ابعاد کیهان چندان عقبه تاریخی ندارد. تا همین ۹۵ سال پیش، یعنی تا سال ۱۹۲۳ میلادی بشر بر این باور بود که تمام جهان هستی تنها از کهکشان راه شیری درست شده است. این ادوین هابل کیهان شناس بود که نشان داد آندرومدا بر خلاف تصور آن زمان، درون کهکشان راه شیری نیست و بلکه جایی آن بیرون و میلیون ها سال نوری دور از کهکشان ما قرار دارد. امروزه ما با وجود تلسکوپ های فضایی و رادیوتلسکوپ ها بخش هایی از کیهان را رصد می کنیم که پیش از اینها بشرهیچ شناخت و درکی از آن نداشت. کیهان شناخته شده در زمانه ما به مراتب بزرگتر از آن است که گالیله و نیوتن و کپلر و کپرنیک تصور می کردند. امروزه دانشمندان قطر جهان قابل مشاهده را حدود ۹۳ میلیارد سال نوری تخمین می زنند. جهانی که به گفته آنها حدود چهارده میلیارد سال پیش آغاز شده، در حال انبساط است و صدها میلیارد کهکشان دارد. استیون هاوکینگ بر این باور بود که در عالمی با بیش از ۱۰۰ میلیارد کهکشان، که در هر یک از آنها صدها میلیون ستاره وجود دارد بعید است زمین تنها جایی باشد که در آن موجودات زنده پدیدار شده اند. امروزه کیهان شناسان نه تنها در پی کشف رمز و راز کیهان وچگونگی پیدایش جهان اند بلکه با یک پرسش بنیادین مواجه اند که در حیطه اخترزیستشناسی قرار می گیرد. آیا در بین صدها میلیارد کهکشان و ساختارهای عظیم کیهانی، جایی اثری از حیات پیدا خواهد شد؟ آیا ما تنها موجوداتی هستیم که تصادفا گوشه ای در این کیهان پهناورظاهر شده ایم و می توانیم چنین سوالاتی را بپرسیم؟ آرتور سی کلارک نویسنده بریتانیایی داستان های علمی-تخیلی جایی گفته بود:” دو حالت وجود دارد. یا ما در این گیتی تنهاییم یا تنها نیستیم. هر دو به یک اندازه ترسناک است.”
تلاش برای برقراری تماس یک طرفه
ارتباط احتمالی با بیگانگان فضایی نظیر هر تماس دیگری دو سو دارد: گیرنده و فرستنده. لیکن انسان تا کنون هیچ پیامی که دال بر وجود موجودات هوشمند فرازمینی باشد دریافت نکرده است. تنها سیگنال مشکوک ، سیگنال فضایی مرموز و ناشناخته واو بود که منشاء آن هم پس از چهار دهه رمزگشایی شد. با مطالعات دانشمندان در سال های اخیر مشخص شد که این سیگنال دریافتی، سیگنال ایجاد شده توسط یک دنباله دار بوده است و نه پیام ارسالی از یک حیات هوشمند فرازمینی. با این تفاسیر ظاهرا بشر با پیشرفت تکنولوژی به تدریج به این ایده رسیده که خود برای ایجاد ارتباط با بیگانگان فضایی احتمالی پیش قدم شود. کیهان شناسان می دانند که اگر حیات هوشمند فرازمینی وجود داشته باشد لااقل این نزدیکی ها و در منظومه شمسی خبری از آن نیست و ما احتمالا در محله ای متروکه و بدون همسایه در فضا زندگی می کنیم. این بدان معنی نیست که جایی در ماه یا مریخ نشانه هایی از حیات پیدا نخواهد شد اما مقصود ما در اینجا از حیات فرازمینی، موجودات هوشمند و تمدن های فرازمینی است و نه به عنوان مثال حیات باکتریایی.
پیام های بشر برای بیگانگان فرازمینی
ارسال پیام برای بیگانگان فضایی موضوع تازه ای نیست. بشر از حدود ۷۰ سال پیش به این سو به شکلی غیرعامدانه در حال ارسال سیگنالهای رادیویی و تلویزیونی به فضا بوده است. به عبارت دیگر کرهای پر از سیگنالهای رادیویی و تصاویر تلویزیونی با شعاع بیش از ۷۰ سال نوری زمین را احاطه کرده و همچنان با آهنگ یک سال نوری در حال رشد است. تا حدود ۳۰ سال آینده، این کره هر جامعه احتمالی از موجودات هوشمند فرازمینی در فاصله ی ۱۰۰ سال نوری از زمین را پوشش خواهد داد. تمدن های فرازمینی اگر وجود داشته باشند خواهند توانست به آثار گفتاری و تصویری و صوتی ما دسترسی پیدا کرده و زندگی روزمره ما را بررسی کنند. البته سیگنال های رادیویی و تلویزیونی تنها پیام هایی نیستند که از ما به دست تمدن های احتمالی هوشمند در کیهان می رسند. فضاپیماهای پایونیر۱۰ و ۱۱ که منظومهی شمسی را ترک کردهاند الواحی به همراه دارند که بر آن طرحی از مرد و زن، از اتم هیدروژن و همچنین از موقعیت زمین و خورشید نقش بسته است. اگر یک موجود هوشمند فرازمینی به صورت اتفاقی این الواح را در نقطه ای دور در فضا پیدا کند یک نمودار تصویری خواهد یافت که نشان میدهد ما در کجای عالم هستیم. ماموریت های پایونیر تنها سازه های دست بشر نیستند که به فضاهای دوردست فرستاده شده و پیام انسان برای تمدن های بیگانه فضایی را با همراه خود دارند. هر دو فضاپیمای وییجر ، لوحی را حمل می کنند که در آن هم نشانی جایگاه زمین در منظومه شمسی و کهکشان راه شیری را می توان یافت و هم صدای رعد و برق و یا صدای برخورد امواج به ساحل وهم گزیده ای از موسیقی ملل. با گذشت چهار دهه از پرتاب دو کاوشگر وییجر ۱ و ۲ این دو منظومه شمسی را ترک کرده اند و اینک وییجر ۱ چیزی حدود ۲۱ میلیارد کیلومتر از زمین دور شده است. (برای به دست آوردن درک بهتر از این فاصله کافیست تصور کنیم که فاصله میان زمین و پلوتو چیزی در حدود ۵ میلیارد کیلومتر است.) اعجاب آور ترین داده هایی که بر روی صفحه طلایی وویجر ضبط شده اما شاید پیام هایی با محتوای درود و تهنیت به بیگانگان فضایی باشد. پیام هایی کوتاه در ۵۵ زبان مختلف که زبان فارسی را نیز شامل می شود. پیامی با شعر سعدی که اینجا در وبسایت ناسا قابل شنیدن است.
طرح جستجوی خانه به خانه
ارسال پیام توسط کاوشگرها یا استفاده از رادیوتلسکوپ ها تنها روش های ارتباط با بیگانگان احتمالی فضایی نیستند. هنوز یک راه دیگر ممکن است وجود داشته باشد. یعنی روش جستجوی خانه به خانه. اما این روش در عمل با دشواری های بسیاری روبروست و تکنولوژی های حال حاضر بشر، چنین امکانی را به ما نمی دهد. نخست این که سرعت محدود فضاپیماها و کاوشگرها و سفینه های فضایی ساخت بشر عملا دست انسان را برای جستجوی خانه به خانه حیات فرازمینی در کیهان بسته است. حتی اگر که می توانستیم با سرعت یک دهم سرعت نور به نزدیکترین ستاره بعد از خورشید یعنی آلفا قنطورس برویم در حدود ۹۰ سال برای رفت و برگشت زمان نیاز داشتیم. به فرض که پیشرفت های تکنولوژی به انسان این امکان را بدهد که بتوان سفینه ای ساخت که با ۹۸ درصد سرعت نور حرکت کند. در اینجا با یک مشکل بزرگ دیگر در ساختار فیزیکی جهان مواجه خواهیم شد. در این صورت نسبیت خاص اینشتین اثر خود را به شکلی نشان خواهد داد که عطای این طرح را به لقایش ببخشیم. اگر چنین سفینه ای در اختیار داشتیم، زمان برای سرنشینان سفینه کندتر می گذشت. سرنشینان سیاره در حالی به آلفا قنطورس رفته و باز می گشتند که از دید خود ۴۰ سال در سفر بوده اند، اما از دید ناظران زمینی این سفر ۲۰۰ سال زمان برده و همه دوستان آن ها روی زمین در این مدت درگذشته اند. همه اینها درباره نزدیک ترین ستاره بعد از خورشید یعنی آلفا قنطورس بود و نه ستارگان دوردست در کیهان. شاید همین مساله کافی باشد که از طرح جستجوی خانه به خانه در پی یافتن حیات فرازمینی منصرف شویم.
بیدار کردن شیر خفته
در سال ۲۰۱۷ پژوهشگران مرکز ارتباط پیامی با فضا *از طریق آنتن رادیویی در نروژ پیامی به سمت ستاره کوتوله سرخ جی جی 273 ** در فاصله ۱۲٫۳۶ سال نوری زمین ارسال کردند. پیامی که حدود دوازده سال در راه رفت و دوازده سال هم در راه برگشت خواهد بود و اگر فرض بگیریم که آنجا تمدنی فرازمینی وجود دارد و فورا به پیام ما پاسخ می دهد ، می توانیم در سال ۲۰۴۲ گوش به زنگ باشیم و ببینیم آیا پاسخی به زمین می رسد یا خیر. تکلیف ارسال پیام به سمت ستاره جی جی 273 البته خیلی زود روشن خواهد شد. اگر حیات هوشمند فضایی در آنجا وجود داشته باشد که پیام ما را دریافت کند و به آن پاسخ دهد، همه چیز نهایتا ظرف حدود ۲۵ سال مشخص خواهد شد. لیکن همه پروژههای ارتباط با بیگانگان هوشمند در کیهان در این حد زودبازده نیستند و اهداف نزدیک را برای انتقال پیام در نظر نگرفته اند. مثال مشهور آن پیام آرسیبو*** است که ۴۴ سال پیش به جایی در دوردستهای کیهان فرستاده شد. وقتی از دوردست ها صحبت میکنیم مقصودمان واقعا جایی در دوردست های کیهان است. به حدی دور که مدت زمان لازم برای رسیدن پیام به آنجا، از تمام تاریخ تمدن انسان بر روی زمین طولانی تر است. پیام آرسیبو که در ۱۶ نوامبر ۱۹۷۴ و به صورت سیگنالهای رادیویی از رصدخانه آرسیبو به فضا ارسال شد پیامی با محتوای پیچیده بود که توسط دو اخترفیزیکدان مشهور یعنی فرانک دریک و کارل سیگن نوشته شد. مقصد این پیام نیز جایی در خوشه ستاره ای کروی مسیه ۱۳ **** واقع در صورت فلکی هرکول تعیین شده بود که چیزی در حدود ۲۵ هزار سال نوری از زمین فاصله دارد. خوشه ای با بیش از ۳۰۰ هزار ستاره که به باور بسیاری از ستاره شناسان چه بسا بخت وجود حیات در آن نیز وجود داشته باشد. اگر تمدنهای فرازمینی هوشمندی این پیام را دریافت و رمزگشایی کنند اطلاعات بسیاری درباره زندگی ما بر روی زمین به دست خواهند آورد. ازعدد اتمی عناصر تشکیل دهندهی دی ان ای گرفته تا جمعیت زمین و از همه مهم تر: آدرس زمین در کیهان. مساله ای که نگرانی برخی از دانشمندان را نیز برانگیخته است. بسیاری نگرانند که شاید پیامی ارسالی ما نجوایی باشد که شیر خفته را بیدار کند و از کجا معلوم که یک تمدن فرازمینی ویرانگر، برای غارت و نابودی حیات روی زمین به سراغ مان نیاید؟ مارتین رایل و تعداد دیگری از ستاره شناسان این نگرانی را به سطح اتحادیه بینالمللی اخترشناسی کشانده و خواستار آن شده اند که ارسال پیامهایی ازاین دست متوقف شوند. استیون هاوکینگ حدود ۸ سال پیش گفته بود „اگر موجودات فضایی به دیدار ما بیایند به نظر من پیامد آن مانند کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب خواهد بود. می دانید که نتیجه این سفر برای بومیان آمریکا چندان مطلوب نبود.“ با این وجود برخی دیگر از دانشمندان چنین نگرانی هایی را موجه نمی دانند و بر این باورند که فاصله مسیه ۱۳ تا زمین به قدری زیاد است که حتی به فرض وجود تمدن های فوق پیشرفته و در عین حال نابودگر و یا بی رحم، باز هم خطری زمین را تهدید نخواهد کرد.
*METI (Messaging Extraterrestrial Intelligence)
**GJ273
***Arecibo message
****(M13)
لینک این مقاله در وبسایت بی بی سی فارسی
-

گفتگوی دکتر علی نیّری با عرفان کسرایی درباره روش علمی بخش نوزدهم
برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیست و هفتم آگوست ۲۰۱۸ | محورهای برنامه: حیات فرازمینی، آیا انسان در کیهان تنهاست؟
لینک این برنامه در کانال یوتیوب برنامه مهبانگ
-

پنتاگون و مواجهه با یوفوها
عرفان کسرایی| روزنامه شرق، شماره ۳۰۶۴ – پنج شنبه ۲۸ دي۱۳۹۶
بودجههای محرمانه برای پروژههای مخفیانه
در جریان جنگ سرد بحث بر سر اشیای ناشناخته پرنده * که اصطلاحا یوفو نامیده میشوند، بالا گرفته و سوژه داغ رسانهها بود. این بحثها با گذشت چند دهه از تبوتاب افتاد و لااقل در بین رسانهها بهتدریج کمرنگ و کمرنگتر شد. با وجود این، گمانهزنیها درباره وجود اشیای ناشناخته فضایی هرگز فراموش نشده بود تا اینکه در روزهای اخیر، گزارش نیویورکتایمز، نام یوفوها را بار دیگر بر سر زبانها انداخت.
گزارشی از برنامه مخفیانه تحقیقاتی پنتاگون که از سال ٢٠٠٧ آغاز شده، در روزهای گذشته مورد توجه بسیاری از رسانههای دنیا قرار گرفت. شاید عجیبترین نکته این باشد که این پروژه درست زمانی آغاز شده که دیگر تب جستوجوی یوفوها به نوعی فروکش کرده بود. تلفن انجمنی مانند تحقیقات پدیدههای ناشناخته پرنده ** مدتها بود که زنگ نمیخورد و حتی یک ستارهشناس به نام «ورنر والتر» در سال ٢٠٠١ پایان عصر یوفوها را اعلام کرده بود. تعداد تماسهای تلفنی و گزارش رؤیت یوفوها از صد تماس در سال ١٩٩٥ به ده تماس در سال ٢٠٠٠ کاهش پیدا کرده و بهندرت میتوان دید کتابهای مرتبط با یوفو در صف اول فروش کتاب در کتابفروشیها قرار داشته باشند. بااینحال گزارشهای مربوط به مشاهده اشیای ناشناس پرنده دهها سال است که طبقهبندی و بسیاری نیز منتشر شدهاند. «میلتون تورس»، خلبان بریتانیایی، در تاریخ ٢٠ ماه مه سال ١٩٥٧ به گفته خودش دستور حمله و شلیک به یک شیء پرنده ناشناس را دریافت کرد که به محض آمادگی او برای شلیک، ناگهان از صفحه رادار ناپدید شد. شیء ناشناسی که به بزرگی یک بمبافکن روسی بود و ناپدیدشدن آن، رازی که «تورس» تا سال ١٩٨٨ آن را مخفی نگاه داشته بود، بهعنوان یکی از گزارشهای مواجهه انسان با یوفو مطرح شد. گزارشهای رؤیت اشیای ناشناخته پرنده اغلب به گزارش «میلتون تورس» شبیه هستند. مثلا داستان مشاهده یوفو توسط یک خلبان ژاپنی بهنام «کنجو تراوچی» در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۸۶ که برای «اریک فون دنیکن»، نویسنده کتاب مشهور شبهعلمی «ارابه خدایان» تعریف کرده است. این گزارش میگوید «تراوچی» حین پرواز، یک شیء ناشناخته فضایی را مشاهده کرده که مثل یک شیء پرنده غولپیکر از او سبقت گرفته، در کنار او مانده، عقب مانده و سپس ناپدید شده است. گزارشهایی درباره ربودهشدن بهدست بیگانگان فضایی، مثلا گزارش پسکگولا در سال ۱۹۷۳ یا ماجرای «بارنی» و «بتی هیل» پیش از آن در سال ۱۹۶۱ که سوژه اغلب کتابهای شبهعلمی مرتبط با یوفوهاست، دستکم از دید حقوقی، گزارشهای معتبری نیستند.
درباره گزارش سال ٢٠٠٤ خلبانان نیروی دریایی ایالات متحده که سوار بر دو جت جنگی F-١٨ از ناو هواپیمابر یواساس نیمتیز در سواحل سن دیگو برخاسته بودند، اطلاعات کمی در دسترس است. ادعای آنها مبنی بر اینکه یک شیء ناشناس پرنده به ابعاد یک هواپیمای مسافری را تعقیب و از آن فیلمبرداری کردهاند، بهقدری گنگ است که هرگز نمیتوان نتیجه گرفت آنچه مشاهده شده، یک یوفو بوده است. البته یک تئوری توطئه در افکار عمومی رواج دارد که ملاقاتکنندگان با بیگانگان فرازمینی بابت پنهان نگاهداشتن اخبار یوفوها از اخبار عمومی حقالسکوت دریافت میکنند. عکسها و فیلمهای منتشرشده، اما هیچیک نه مستند و نه البته واضح بودهاند. تصاویری مبهم و بیکیفیت که ممکن است حتی از یک ماهواره جاسوسی یا موشک یا حتی سنگ آسمانی در حال سقوط برداشته شده باشند اما بهعنوان یوفو معرفی میشوند. هدف پروژه محرمانهای که از سال ٢٠٠٧ پایهریزی و بهتازگی افشا شده دقیقا بررسی چنین پروندههایی بوده است. گزارش اخیر نیویورکتایمز یک نکته عجیب و پیچیده دارد. این گزارش حاکی از آن است که پروژه پنتاگون هرچند که در سال ٢٠١٢ متوقف شده اما از آن پس به شکل مخفیانهای ادامه پیدا کرده است. بنابر گزارش نیویورکتایمز این پروژه در تمام سالهای پس از ٢٠١٢ نهتنها از افکار عمومی پنهان مانده بلکه کارمندان بهصورت موازی و در جریان کار و پروژههای جدید، ادامه کار خود روی این پروژه را از پنتاگون نیز مخفی نگاه داشتهاند. آنها در ظاهر از حمایت سی.ای.ای و نیروی دریایی برخوردار بودهاند. آنگونه که نیویورکتایمز گزارش میدهد، بودجه چنین پروژهای از یک محل سری تأمین میشده و از سوی «هری رید»، رهبر وقت اکثریت دموکرات در سنا، سناتور جمهوریخواه «تد استیونز» و همچنین «دانیل اینوی»، سناتور دموکرات حمایت میشده است. نکته جالب توجه آنجاست که «تد استیونز»، خود از خلبانان جنگی بوده که ادعا میشود در زمان خود از سوی اشیای ناشناخته پرنده مورد تعقیب قرار گرفته بوده است. جلسات سری بین این افراد در یک اتاق مخفیانه که شنود در آن ممکن نبوده، برگزار شده و «رابرت بیگلو»، دوست میلیاردر سناتور «هری رید»، که مالک یک کمپانی هوافضا بود نیز در این جلسات حضور داشته است.
بودجه سالانه ٢٢میلیوندلاری این پروژه به کمپانی «رابرت بیگلو» پرداخت میشده و بر اساس گزارش نیویورکتایمز، اسناد و ویدئوهای مواجهه هواپیماهای آمریکایی با اشیای ناشناس در قالب این پروژه مدام طبقهبندی میشده است. یکی از مخفیانهترین بخشهای گزارش اخیر این است که مدیران پروژه در سال ٢٠٠٩ اعلام کردهاند ایالات متحده توان دفاع از خود در برابر پدیدههایی نظیر آنچه را که آنها در این سال کشف و مشاهده کردهاند، ندارد، البته مشخص نیست که این پدیدهها و مشاهدات دقیقا چه بوده، اما گزارشها از آن حکایت دارند که بین سالهای ٢٠٠٧ تا ٢٠١٢ چیزی حدود ٢٠میلیون دلار برای شناسایی و تعقیب احتمالی اشیای ناشناس پرنده هزینه شده است. «هری رید»، سناتور بازنشسته دموکرات، البته میگوید که از برنامهریزی برای انجام چنین پروژهای ابدا پشیمان و خجالتزده نیست، بلکه باعث و بانی انجام پروژهای شده که هیچکسی پیش از آنها به سراغش نرفته است. باوجوداین، این پروژه به دلیل اینکه ادامه آن اتلاف بودجه تلقی شد، از سال ٢٠١٢ به این سو به صورت رسمی ادامه پیدا نکرد. فعالیت دستاندرکاران آن دور از چشم پنتاگون تا جایی ادامه یافت که اینک نیویورکتایمز دست به افشای آن زده است. صرف بودجه برای شناسایی اشیای ناشناخته البته الزاما به معنای باور به وجود یوفوها و داستانهای شبهعلمی پیرامون آن نیست. چهبسا هدف دستاندرکاران این پروژه مخفیانه نیز، نه یافتن یوفوها و ملاقات با بیگانگان فضایی، بلکه مقابله با تهدیدات امنیتی سری و شناسایی تکنولوژیهای محرمانه رقبای آمریکا بوده باشد. به عبارت دیگر شناسایی و بررسی فناوریهای محرمانه چینیها یا روسها که ممکن است از چشم سازمانهای جاسوسی آمریکا مخفی مانده باشد.
پروژهای جدی یا اتلاف بودجه پژوهشی؟
پروژههای عظیم، بودجههای عظیم میطلبند؛ آنقدر عظیم که بهسختی میتوان تصور کرد بخش خصوصی از پس تأمین آن برآید. بودجه سازمان عریضوطویلی مانند ناسا ورای حد تصور است. اساسا علم در حوزه کاربردی و تکنولوژی در اغلب موارد بسیار هزینهبر است و به همین جهت، تولید علم مثلا در کیهانشناسی که نیازمند صرف هزینههای سرسامآور است، در انحصار دولتها و دانشمندان کشورهایی است که برای نمونه تنها برای سازمانی مانند ناسا بیش از ۱۷میلیارد دلار بودجه در نظر میگیرند. صرف بودجه برای تحقیقات فضایی و کشف رازهای جهان البته همیشه مخالفانی هم داشته است؛ تحقیقاتی که به خودیخود به تولید محصولی تجاری و مرحله سوددهی اقتصادی نمیرسند و اهداف دیگری را دنبال میکنند. شهروندان دنیا بدون پرداخت هیچ هزینه یا مالیاتی در جریان آخرین یافتهها و اکتشافات فضایی سازمان فضایی ناسا قرار میگیرند. این موضوع ممکن است برای رئیسجمهور تاجری مانند «دونالد ترامپ» چندان خوشایند نباشد، ولو اینکه ظاهرا علاقه چندانی هم به توسعه ناسا نداشته و در جریان مبارزات انتخاباتی گفته بود: ما مسائل مهمتری داریم و در آن حد ثروتمند نیستیم که بودجههای هنگفتی را صرف پروژههای فضایی کنیم، البته این تنها «ترامپ» نیست که برای کاهش هزینهها، از کاهش بودجههای فضایی صحبت کرده بود. طرح «کانستلیشن» برای فرستادن دوباره انسان به ماه و سپس مریخ در زمان «جورج بوش» بعدها در زمان «اوباما» و از سوی دموکراتها بود که به دلیل هزینههای بسیار بالای آن کنار گذاشته شد. هدف از پروژه اخیر پنتاگون اگر صرفا جستوجو و رصد و تعقیب یوفوها و بررسی گزارشهای مشاهده فرازمینیها بوده، تعجبی ندارد که متوقف شده باشد. صرف سالانه میلیونها دلار برای موضوعی که اغلب در رده داستانهای شبهعلمی جای میگیرد و بشر تاکنون هیچ گواه و شاهد مستدلی در تأیید آن پیدا نکرده، بیهوده به نظر میرسد.
«رابرت تی دیکسون» در کتاب «نجوم دینامیکی» مینویسد: مطمئنا اگر هزینههای بسیار زیاد مالی نبود، طرحی شبیه به «طرح سیکلوپها» که سالها پیش در حدود سال ١٩٧١ میلادی پیشنهاد شد، به سرانجام میرسید. در این طرح دهها آنتن رادیویی بزرگ به ترتیبی آراسته میشدند تا مقادیر عظیمی از انرژی را در شعاع نسبتا باریکی متمرکز کنند، اما هزینه این کار دستکم ۱۰میلیارد دلار میشد. صرف چنین بودجه عظیمی برای شناسایی سیگنالهای ارسالی احتمالی موجودات هوشمند فضایی، پروژهای نیست که بتوان دولتها را برای سرمایهگذاری روی آن قانع کرد، البته همانگونه که کارشناسان در روزهای اخیر پس از افشای پروژه محرمانه پنتاگون گمانهزنی کردهاند، هدف از انجام این پروژه میتوانسته نه الزاما یافتن یوفوها، بلکه بررسی امکان مقابله با فناوریهای فوقپیشرفته رقبای ایالات متحده بوده باشد.
هواپیماهای جاسوسی یا تکنولوژیهایی که از شدت پیشرفتهبودن حتی ممکن است فراطبیعی یا خارج از توان تکنولوژیک بشر شناخته شده و بنابراین بهعنوان اشیاي ناشناخته پرنده معرفی شوند. اما سرمایهگذاری روی پروژههایی که سود زودبازدهای به دنبال ندارند بهخصوص با پایانگرفتن جنگ سرد که علاقه تبلیغاتی هم برای اجرای آنها وجود ندارد، دشوارتر از هر زمان شده است. در همین سالهای اخیر بودجه ناکافی سازمان فضایی اروپا نشان داد که سرمایهگذاری روی بسیاری از پروژههای عظیم به سختی ممکن است. ظاهرا برای سیاستمداران دنیا سرمایهگذاری روی پروژهای که تا آیندههای بسیار دور ممکن است بیاستفاده بماند، چندان جذابیتی ندارد. یک مثال دمدستی، مأموریت برخورد سیارکی *** سازمان فضایی اروپا بود. مأموریتی که در همراهی با ناسا قرار بود برای نخستینبار در تاریخ بشر مسیر حرکت یک شیء آسمانی به نام «دیدایموس» را تغییر دهد. سیارکی که در ۱۱ آوریل ۱۹۹۶ توسط «جو مونتانی» کشف شد و طبق برآورد دانشمندان در سال ۲۰۲۲ میلادی به فاصله ۱۶میلیونکیلومتری زمین نزدیک خواهد شد. هرچند این فاصله فوقالعاده زیاد است، اما فرصت خوبی برای ستارهشناسان و کیهانشناسان فراهم کرده است تا مأموریتی بلندپروازانه را طراحی کنند. طبق برنامهریزیهای انجامشده قرار است سفینه فضایی ۴۰۰کیلوگرمی در اکتبر سال ۲۰۲۰ به فضا فرستاده شود و دو سال بعد از آن با قمر این سیارک برخورد کند. اما اخیرا یک مشکل بزرگ بر سر راه این مأموریت عظیم ایجاد شده است: بودجه! برای مأموریت ای آی ام برخورد سیارکی سازمان فضایی اروپا بودجه کافی وجود ندارد و «پاتریک میشل» پژوهشگر سیارات در مرکز پژوهشهای علمی در شهر نیس فرانسه نیز این خبر را تأیید کرد. این مشکل بزرگ سازمان فضایی اروپا قدری ناامیدکننده به نظر میرسد چراکه سازمان فضایی اروپا با مأموریت موفقیتآمیز روزتا نشان داده بود که قادر است پروژههای عظیم فضایی را به بهترین شکل ممکن انجام دهد. اما اینجا بحث بر سر تأمین مالی ۱۰میلیاردو ٣٠٠ میلیون یورو پول است و مشکل اینجاست که کشورهای عضو سازمان فضایی اروپا قادر به تأمین این بودجه عظیم نیستند.
صرف بودجه برای جستوجوی بیگانگان فضایی
هدف از پروژههای عظیم فضایی الزاما یافتن حیات فرازمینی یا سیارات فراخورشیدی با قابلیت حیات نیست. بسیاری از این پروژهها به نوعی آزمایشگاههای بزرگ کیهانشناسی و فیزیک به شمار میروند. کمتر کسی تصور میکند که بودجه ١٥٠میلیارددلاری ایستگاه فضایی بینالمللی، اتلاف بودجه و پولدورریختن بوده است. در ایستگاه فضایی بینالمللی، تجهیزات طیفنگار آلفامغناطیس **** وجود دارد که به تحقیقات درباره ذرات موجود در تابشهای کیهانی و سرشت ماده تاریک و پادماده مشغول است. ایستگاه فضایی بینالمللی، مقصدی برای گردش فضایی یا تماشای زمین نیست. بعید است کسی سرمایهگذاری در آن را اتلاف بودجه ارزیابی کند. در این ایستگاه، دوربین کشاورزی ***** تعبیه شده که هم به مؤسسات مسئول کشاورزی در مدیریت منابع و تصمیمگیریهای کلان درخصوص زهکشی و آبیاری و کود و آفتکش و نظایر آن کمک میکند و هم به مطالعه و بررسی روند نابودی منابع طبیعی جنگلها یاری میرساند. تلسکوپ فضایی کپلر (با حدود ٥٥٠ میلیون دلار بودجه، ساخت ناسا) هم که با هدف کشف سیارات فراخورشیدی مشابه زمین به فضا پرتاب شده است به ندرت ممکن است مورد انتقادی در زمینه اتلاف بودجه قرار بگیرد. تلسکوپ فضایی کپلر در سال ٢٠٠٩ میلادی و در زمانی که دانشمندان و پژوهشگران از تعداد سیارههای شبهزمین در خارج از منظومه شمسی اطلاعی نداشتند به فضا پرتاب شد. از سال ۲۰۱۲ تاکنون، وجود ۲۳۳۷ سیاره فراخورشیدی و ۴۴۹۶ سیاره دیگر را که احتمال حیات در آنها هست، تأیید کرده است. آخرین نمونه آن نیز خبر کشف سیاره کپلر-۹۰آی که همین چند روز پیش توسط ناسا اعلام شد. بودجههای عظیم و سرسامآور برای پروژههای عظیم بهخصوص در زمینه هوافضا و نجوم و کیهانشناسی که اصطلاحا «بیگ ساینس» ****** محسوب میشوند (دانشهایی که صورتبندی آنها مستلزم صرف هزینههای کلان است) موضوع تازهای نیست. تلسکوپ فضایی جیمزوب، ١٠ میلیارد دلار هزینه برده است، اما به ندرت ممکن است کسی صرف بودجه برای پیشرفت آن را بیحاصل ارزیابی کرده است. البته در تاریخ ایالات متحده، پروژههایی نظیر پروژه اخیر پنتاگون که نیویورکتایمز افشا کرده باز هم میتوان پیدا کرد.
در سال ۱۸۱۸ یک کاپتان پیادهنظام آمریکا به نام «جان کلوز سایمز» که به عبارتی قهرمان جنگ ۱۸۱۲ محسوب میشد، نظریهای را مطرح کرد که بر اساس آن، زمین یک پوسته توخالی بود و چهار کره هممرکز دیگر نیز داخل آن قرار داشت و همه این کرههای تودرتو بر اساس این نظریه از راه دهانه قطبی به عرض هزاران مایل قابل دسترسی بودند. او در پی آن بود که بهعنوان سرپرست، یک تیم تحقیقاتی انتخاب کرده و راهی سفری اعجابانگیز شود. بنا بر دیدگاه «کلوز سایمز» در زیر زمین، سرزمینی گرم و پر از گیاهان و جانواران قرار داشت که اینک باید کشف میشد. این موضوع کمکم جدی گرفته شد و در سال ۱۸۱۲ با حمایت «جرمی رینولدز»، حتی کنگره هم این طرح را تصویب کرد. جالب است که حتی وزرای نیروی دریایی و خزانهداری سه کشتی هم برای این سفر آماه کرده بودند. البته گویا بخت با «جان کلوز سایمز» یار نبود و با انتخاب رئیسجمهور جدید، اندرو جکسن، این پروژه متوقف شد.
سیاست جستوجوی یوفوها
افسانهها و داستانهای شبهعلمی بسیاری از بشقابپرندههای آلمان نازی و دوران رایش سوم وجود دارد. وسایل پرنده گرد و غیرعادیای که ادعا میشود نیروهای متحدین و متفقین آنها را با چشم خود دیده بودند. سال گذشته «ماریو لیویو» مقالهای در نیچر منتشر کرد که با بررسی یادداشتی مربوط به سال ۱۹۳۹ منسوب به «چرچیل»، نخستوزیر بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم، نشان میداد این سیاستمدار مشهور چه تفکراتی درباره سیارات فراخورشیدی و بیگانگان فضایی داشته است. حتی پیش از این، مطالب زیادی درباره اینکه «چرچیل» از وزیر امور خارجه خود اطلاعاتی را درباره یوفوها و بیگانگان فضایی خواسته بود نیز منتشر شده بود. اما گزارشهای منتشرشده از مشاهده اشیای ناشناخته فضایی، بهقدری ناقص و پراکندهاند که رد یا تأیید آنها با اطلاعات موجود ممکن نیست. بررسیهای دقیقتر درباره مشاهده یوفوها نشان میدهد بسیاری از روایتهای انتشاریافته از رؤیت اشیای ناشناخته فضایی، جعلی و ساختگی هستند. طبق آمارها بیشترین تعداد گزارش رؤیت اشیای ناشناخته فضایی در سال ۱۹۹۶ به ثبت رسیده است؛ یعنی دقیقا در سال موفقیت بزرگ سریال تلویزیونی علمی-تخیلی به نام ایکس فایلز*******. به بیان دیگر میتوان اینطور نتیجه گرفت که فضای عمومی و جو روانی مشاهده اشیای ناشناخته فضایی، به نوعی تحتتأثیر این سریال قرار گرفته بود. البته علاقهمندان به یوفوها و حیات فرازمینی، پرونده یوفوها را با اشتیاق فراوان دنبال میکنند. مسئله جستوجوی یوفوها چه تئوری توطئه باشد و چه واقعیتی پنهان، آن قدر جدی است که هنوز هم در سنای آمریکا و پنتاگون حامیانی پیدا میکند که حاضرند برای انجام پژوههای مربوط به آن سرمایهگذاری کنند.*(Unidentified flying object)
**(GEP)
***AIM
****AMS
*****ISSAC
******(Big Science)
******* «X-Files»
فایل پی دی اف این مقاله
-

حیات فرازمینی و آیندهی بشر
عرفان کسرایی| ماهنامه دانشمند، شماره ۶۲۵،آبان ۱۳۹۴
آیا انسان در کیهان تنهاست؟
شاید اجداد انسانی ما هیچ گاه چنین سوالی را مطرح هم نمی کردند. از دید آنان تمام جهان هستی شامل زمین مسطحی بود که سقفی از ستارگان در بالای آن قرار دارد. همه چیز به همین منوال پیش می رفت تا اینکه بشر دریافت که خورشید نیز یک جور ستاره است مانند صدها و هزاران ستاره ای که هر شب در آسمان می بیند. پرسش بعدی که به ذهن بشر رسید این بود که اگر خورشید یک ستاره ی تقریبا عادی است پس این امکان وجود دارد که ستارگان بالای سر ما هر کدام خود خورشید یک سری سیاره مسکونی باشد و حیات فرازمینی در این سیارات وجود داشته باشد.
فایل پی دی اف متن کامل این مقاله در ماهنامه دانشمند
