Tag: توسعه علمی

  • نگاه امنیتی حکومت به علم و پژوهش دانشگاهی

    نگاه امنیتی حکومت به علم و پژوهش دانشگاهی

    Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران

    هفدهم اکتبر 2018

    لینک یوتیوب این برنامه

    لینک برنامه در وبسایت توانا

    فایل صوتی این برنامه

    لینک تماشای این برنامه در فیس بوک توانا

  • علم، فناوری، دانشمندان و مقبوليت عمومي

    علم، فناوری، دانشمندان و مقبوليت عمومي

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، فروردین 1395

    طی سال جاری چه تحولاتی در علم و فناوری رخ خواهد داد؟  چه تکنولوژی های جدیدی معرفی و وارد بازار خواهد شد؟ پاسخ به این سوال از جهانی آسان و از جهاتی سخت است. مشهور است که چارلز دوئل وکیل حقوقی ثبت اختراع در حدود صد سال پیش در آمریکا گفته بود که هر چیزی که باید اختراع می شده تا کنون اختراع شده و چیز دیگری باقی نمانده. این نقل قول چه راست باشد یا شایعه ؛ نشان دهنده آن است که پیش بینی پیشرفت علم و فناوری تا به چه حد دشوار است و خلاقیت ذهن بشری چگونه می تواند ابزارها و روش هایی را طراحی کند که حتی در مخیله انسان قرن پیش نیز نمی گنجیده است. چه کسی می توانست تا همین چند دهه پیش تصور کند که تبلت و موبایل؛ اینترنت و اسکایپ؛ هواپیمای جت و جی  پی اس و کتابخانه عظیم گوگل بخشی از زندگی بشر شود؟

    اما فناوری و پیشرفت تکنولوژی تنها یک جنبه از توسعه علمی است  و جایگاه علم در جامعه بستگی به میزان فهم عمومی از مقوله علم نیز بستگی دارد نه به میزان بهره مندی آن جامعه از فناوری. معمولا بسیاری از پیشرفته ترین تکنولوژی ها هم به گونه ای ساخته می شوند که بدون برخورداری از سواد فوق العاده بتوان از آن استفاده نمود. بدون دانستن مکانیسم عملکرد و پیچیدگی های فنی مهندسی خودرو می توان از آن استفاده کرد. بدون اینکه بدانیم تبلت؛ اینترنت؛ گوشی های هوشمند تلفن همراه و یا ماکروویو چگونه کار می کند می توانیم از آنها استفاده کنیم. صرف نظر از اینکه پشت یک وسیله خانگی ساده مانند مایکروویو؛ نظریه ها و روش های فیزیکی و مهندسی پیچیده ای نهفته است؛ این وسایل به سادگی قابل استفاده برای عموم هستند.  به همین جهت تصور می کنم بهتر باشد در این نوشتار به جای پیش بینی رویدادهای علم و فناوری سال پیش رو؛ به مساله سواد علمی و فهم و نگرش عموم جامعه به علم بپردازم. از دهه ۸۰ میلادی به این سو بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی روی موضوع علم و جامعه کار می کنند. آنها می خواهند بدانند که مردم یک جامعه به چه میزان از علم و مفاهیم علمی سر در می آورند. البته روش های جامعه شناسان علم همواره در تغییر و تحول بوده و مثلا اوایل با استفاده از مدل کمبود؛ ارتباط دانشمندان و مردم را به صورت خطی می دیدند. در واقع در این دیدگاه؛  عموم مردم نقشی در توسعه علم ندارند و صرفا تماشاچی هستند. تماشاچیانی که نمره خوبی در سواد علمی نمی گیرند و به همین سبب از گردونه‌ی علم بیرون می مانند. اما مدل دوم که در سالهای بعد رایج شد مدل مشارکت نام دارد که بر اساس آن ؛ نوع نگرش مردم به علم و فناوری  اهمیت دارد نه میزان سواد آنها. پرسشنامه های فهم عمومی از علم ؛ تا بخشی در برگیرنده اطلاعات عمومی ساده هستند.  اطلاعات علمی ساده ای که برای کسب آنها نیازی به مطالعه تخصصی یا تحصیل در رشته به خصوصی در دانشگاه نیست. همین که فرد در جامعه زندگی می کند و در معرض اخبار و روزنامه و رادیو و حتی در معرض هم صحبت شدن با جمع دوستان قرار دارد کافی است تا انتظار داشته باشیم  از این حد سواد بهره مند باشد. در گزارش های فهم عمومی معمولا سوالاتی نظیر اینها پرسیده می شود و از افراد می خواهند که بگویند به نظرشان گزاره ها زیر درست اند یا غلط. مثلا:

    همه تشعشعات رادیواکتیو ساخته دست انسان هستند

     ژنهای پدر است که تعیین می کند یک جنین پسر باشد یا دختر

    الکترون ها از اتمها کوچکتر هستند

    انسانهای اولیه همزمان با دایناسورها زندگی میکردند.

    شیری که به اشعه رادیواکتیو آلوده شده، پس از جوشاندن قابل خوردن است.

    زمین به دور خورشید می گردد.

    مرکز زمین بسیار داغ است.

    در ایران ؛ هم گزارشی از پیمایش فهم عمومی از علم در سال ۱۳۹۰ انجام شده و به صورت میدانی میزان اطلاع و نوع نگرش شهروندان از مقوله علم سنجیده شده است. بخش دیگری از پرسش ها در پیمایش های فهم عمومی معمولا ارتباطی به سواد علمی ندارد و اغلب ؛  نوع دیدگاه و نگرش افراد به علم و فناوری را می سنجد. به کمک این پرسش ها می توان در یافت آیا عموم مردم به علم و فعالیت علمی نظر مساعد و مثبتی دارند یا با دیدهء منفی به آن نگاه می کنند. مثلا باید نظر خود را در این زمینه بگویند که آیا به نظرشان علم و فناوری زندگی ما را ساده تر و سالم تر می کند؟ آیا اکتشافات علمی می توانند تأثیرات خطرناکی داشته باشند؟ آیا علم به جایی می رسد که باعث انقراض نسل بشر شود؟ آیا اکثر دانشمندان به منظور راحت تر کردن زندگی بشر کار می کنند؟

    البته پیشرفت های روزافزون انسان و دستیابی به تکنولوژی های جدید و سرعت پیشرفت یافته های علمی؛  الزاما به معنای این نیست که در یک جامعه پیشرفته؛ عموم مردم هم سواد علمی بیشتر و هم نظر مثبت تری به علم و فناوری دارند.

    باری! علم امروز شدیدا دموکراتیزه شده و دانشمندان برای توسعه علم نیازمند همراه کردن جامعه با خود هستند. دلیل آن هم واضح است. دولت ها ترجیحا روی پژوهش هایی سرمایه گذاری می کنند که از جانب اکثریت جامعه حمایت می شود. هرچقدر میزان مشارکت عمومی در مقوله علم بالاتر باشد؛ به همان میزان می توان امید بیشتری به توسعه علم کشورو بالا رفتن جایگاه علم در بین جامعه داشت . آنچه مهم است این است که  اشتیاق و علاقه عمومی شهروندان به علم؛ سال به سال افزایش یابد. بخشی از بی علاقگی عمومی به مقوله علم به دلیل بی اطلاعی و ناآگاهی و نداشتن شناخت درست جامعه  از علم و فناوری است. به موازات موفقیت برنامه ریزی های کلان اجتماعی به منظور افزایش شناخت عمومی از علم؛ اعتماد عمومی جامعه به علم نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها

     

  • فواره هوش بشری ، رابطه میان توسعه علمی کشورها و ضریب هوشی

    فواره هوش بشری ، رابطه میان توسعه علمی کشورها و ضریب هوشی

    عرفان کسرایی| شماره ۲۶۳۰ – پنج شنبه ۲۴ تير ۱۳۹۵

    آيا کشورهای با میانگین ضریب هوشی بالاتر، پیشرفته‌تر و توسعه‌یافته‌ترند؟ پژوهشگران در دهه‌های اخیر، پژوهش‌های دامنه‌داری در این زمینه انجام داده و تلاش کردند ارتباط معناداری بین میانگین ضریب هوشی ملل مختلف و شاخص‌هایی مانند بوروکراسی، رشد اقتصادی، دموکراسی، نرخ خودکشی، فساد اداری، میزان زادوولد یا حتی بروز جنگ‌ها پیدا کنند. تحقیق سال ٢٠٠٨ «وراکک» ارتباط میان میزان خودکشی و آی‌کیو را بررسی می‌کرد و پژوهش «مایسنبرگ» ارتباط میزان زادوولد و میانگین بهره هوشی. این پژوهش‌ها، ضرایب همبستگی میان آی‌کیو و شاخص‌های نام‌برده را تا حد زیادی توضیح می‌دهند، اما اصولا چنین پژوهش‌هایی را، حتی اگر نتایج آنها از خطای محاسباتی یا خطا در داده‌ها و تحلیل، استخراج نشده باشند، نمی‌توان به‌عنوان نتیجه قطعی و استاندارد در نظر گرفت. بماند که ضریب همبستگی بالا، به خودی‌خود چیزی را اثبات نمی‌کند. مثلا می‌توان پژوهشی را صورت‌بندی کرد که در آن، تعداد لک‌لک‌ها با نرخ تولد ارتباط تنگاتنگی داشته باشد درحالی‌که هیچ‌کدام دلیل دیگری نیست و متغیر سومی در کار است که هم روی تعداد لک‌لک‌ها و هم روی نرخ زادوولد تأثیر می‌گذارد. این عامل سوم گاهی ممکن است پنهان بماند یا اساسا حتی وجود نداشته باشد. یعنی ارتباط ظاهرا معنادار دو عامل یا دو فاکتور در یک بازه زمانی مشخص، ممکن است کاملا تصادفی باشد. این پدیده، موضوع تازه‌ای نیست. این وب‌سایت  تعدادی از این دست مثال‌ها را گردآوری کرده است تا نشان دهد این ربط‌ها اگر به‌صورت رابطه علت و معلول تفسیر شوند تا چه حد بی‌معنا هستند. مثلا بین میزان طلاق در ایالت مین در آمریکا و سرانه مصرف مارگارین در این کشور رابطه معناداری با ضریب همبستگی ٠,٩٩٢٥٥٨ وجود دارد. یا حتی جالب‌تر از آن، می‌توان رابطه معناداری میان سرانه مصرف پنیر و میزان مرگ‌ومیر افرادی که در اثر پیچیدن ملافه در رختخواب جانشان را از دست می‌دهند، پیدا کرد. البته پژوهش‌هایی که در زمینه ارتباط میان بهره هوشی و فاکتورهایی نظیر توسعه اجتماعی یا علمی انجام شده است، ظاهرا مانند مثال‌های بالا نیستند و منطق سلیم، از بسیاری از این نتایج، پشتیبانی می‌کند؛ مثل پژوهش «گلاد» در سال ٢٠٠٨ که نشان می‌داد میان آی‌کیو و میزان ثبت اختراعات در ملل مختلف، ارتباط معناداری وجود دارد. یکی از بحث‌برانگیزترین مباحث مطرح‌شده درخصوص آی‌کیو و توسعه جوامع، به «اثر فلین»  مشهور است که به صورت خلاصه می‌گوید کسی که امروز از ضریب هوشی متوسط برخوردار است، در آغاز قرن بیستم، فردی باهوش به‌شمار می‌رفته است. کسی که امروز بهره هوشی ١٠٠ دارد، اگر در آزمون‌های هوش قرن گذشته شرکت می‌کرد بهره هوشی مثلا ١٣٠ را نشان می‌داده است. بسیاری از پژوهشگران، برای توجیه «اثر فلین» دلایل مختلفی ذکر می‌کنند؛ بهبود وضعیت محیط، آموزش، تغذیه، مراقبت‌های پزشکی و همچنین رسانه‌های جمعی. برخی نیز مانند «مینگرونی» فاکتورهای ژنتیکی را عامل این افزایش می‌دانند. پژوهشگران دانشگاه وین، نتایج ٢١٩ پژوهش از ٣١ کشور جهان را که با شرکت چهار میلیون داوطلب انجام شده بود، منتشر کردند که ادعای «فلین» را اثبات می‌کرد و نشان می‌داد بهره هوشی از آغاز قرن بیستم، از سال ١٩٠٩ تاکنون در هر دهه سه امتیاز افزایش پیدا کرده است. البته همه با «اثر فلین» موافق نیستند. نتایج داده‌های بسیاری، کاملا خلاف ادعای «فلین» را نشان می‌دهد یا بیانگر آن است که این رشد یا متوقف شده یا روند آن رو به کاهش گذاشته است. ضمن اینکه برخی از پژوهشگران نشان داده‌اند میزان بالای اختراعات و ابداعات در علم و فناوری در عهد ویکتوریایی (حد فاصل ١٨٣٧ تا ١٩٠١) بازتاب بهره هوشی بالای اجتماعی در آن دوران بوده است.

    ارتباط میان توسعه علمی کشورها و میانگین آی کیو

    اینکه عناصر جدول تناوبی شیمی را چه دانشمندانی از چه کشورهایی کشف کرده‌اند، شاخصی برای رتبه‌بندی کشورها در توسعه علمی نیست. درست مثل تعداد زیاد مدال‌های المپیادهای جهانی کشورها که الزاما نشان‌دهنده کیفیت وضعیت آموزشی آن کشورها نیست. اما خواه‌ناخواه، رتبه‌بندی کشورها مثلا بر اساس تعداد برندگان جایزه نوبل، تا حدی بیانگر میزان رشد و اهمیت آن حوزه علمی در هر کشور است. از سال ١٩٠١ که بنیادی برای اعطای جایزه نوبل شکل گرفت تا سال ٢٠١٥ میلادی، درمجموع ٩٦ برنده جایزه نوبل پزشکی از کشور آمریکا بوده‌اند. این موضوع اگرچه به صورت خودبه‌خودی یک فاکتور تعیین‌کننده برای رشد علمی یک کشور مثلا در زمینه پزشکی نیست، اما نشان می‌دهد لابد مقدار پژوهش و کیفیت مطالعه در این حوزه، در این کشور از سایر کشورها بالاتر بوده و همین بوده که این تفاوت معنادار را ایجاد کرده است. بسیار بعید است که به صورت کاملا اتفاقی، بیشترین تعداد برندگان جایزه نوبل در هر سه رشته فیزیک و شیمی و پزشکی از سه کشور آمریکا و آلمان و انگلستان بوده باشند. یکی از محتمل‌ترین فاکتورهای توسعه علمی، خلاقیت و به‌کارگیری روش‌های خلاقانه در حل مسائل است. گزارش سال ٢٠١١ یونسکو، تحلیلی آماری از تعداد دانشمندان برحسب جمعیت (بر میلیون نفر) و همچنین تعداد ثبت اختراعات را نشان می‌دهد و دربرگیرنده نتایج درخورتوجهی است. مثلا این آمار نشان می‌دهد اگرچه تعداد دانشمندان (در میلیون نفر) کشور انگلستان در مقایسه با کشور آلمان بیشتر است، اما این کشور تعداد اختراعات ثبت‌شده کمتری نسبت به آلمان دارد. مقایسه چین و روسیه هم حاوی اطلاعات ارزشمندی است. روسیه با وجود تعداد بیشتر دانشمند نسبت به چین، تعداد ثبت اختراع کمتری در مقایسه با چین دارد. بر اساس این آمار، تقریبا به تعداد نیمی از دانشمندان ژاپن، ثبت اختراع وجود دارد. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، هنگ‌کنگ، سنگاپور، کره‌‌جنوبی و ژاپن در صدر جدول میانگین ضریب هوشی ملل دنیا قرار دارند. آمریکایی‌ها با میانگین ضریب هوشی ٩٨ باهوش‌ترین مردم دنیا نیستند بلکه در جایگاه ٩ ایستاده‌اند. با وجود این، ٣٥ دانشگاه از ٥٠ دانشگاه برتر جهان، متعلق به ایالات متحده است و طبق آمارها، ٢٦ درصد مقالات علمی دنیا در رشته‌های علوم و مهندسی در این کشور تولید می‌شود. میانگین آی‌کیو در استونی، از آلمان بیشتر و در مجارستان هم از آمریکا بالاتر است. اما نه استونی از آلمان توسعه‌یافته‌تر است و نه مجارستان از آمریکا. این مسئله بیانگر آن است که دلیل توسعه علمی را نمی‌توان صرفا با میانگین آی‌کیو توضیح داد.

    فایل پی دی اف این مقاله در وبسایت روزنامه شرق

    لینک این مقاله