Tag: فناوری

  • تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    تکنولوژی‌های مقابله با کرونا در غیاب واکسن و داروی بیماری

    با گذشت حدود هفت ماه، اینک کرو نا ۱۸۸ کشور جهان را درگیرِ خود کرده است.

    نهاد‌های تصمیم‌گیرنده در سراسر جهان، برای مقابله با این عفونت مرگبار، راه‌های بسیاری را آزموده‌اند؛ از قرنطینه و فاصله‌گیری اجتماعی گرفته تا تلاش برای ساخت واکسن و دارو.

    اما تا لحظه نوشتن این مطلب، هیچ‌کدام از این راه‌ها نتوانسته به وضعیت بحرانی کنونی خاتمه دهد. واکسن و داروی قطعی هنوز کشف یا ساخته نشده و مقررات فاصله‌گذاری اجتماعی اگرچه از سرعت شیوع آن کاسته، به قطع زنجیره سرایت این بیماری نینجامیده است.

    تعطیلی کارخانه‌ها و شرکت‌های بزرگ، درخواست‌های وام و کمک‌هزینه و بیمه بیکاری و بسیاری مسائل دیگر، ابعاد پیامدهای اقتصادی شیوع کرونا را پیش‌بینی‌ناپذیر کرده است؛ دست‌کم به‌قدری غیرقابل‌پیش‌بینی که وزیر دارایی ایالت هسن آلمان، حدود سه ماه پیش، از روی استیصال و نگرانی از پیامدهای اقتصادی کرونا دست به خودکشی زد.

    راهکار مقابله با کرونا را اینک نه فقط در مدیریت و اقتصاد و پزشکی و داروسازی بلکه در تکنولوژی نیز می‌توان یافت. امروزه تکنولوژی‌های پیچیده و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، راه‌حل‌هایی برای کند کردن روند شیوع این بیماری در دسترس انسان قرار می‌دهد که تا پیش از انقلاب صنعتی سوم، یعنی عصر دیجیتال، حتی تصور آن نیز ممکن نبود.

    اپلیکیشن‌های هشداردهنده کرونا، تجهیزات و سیستم‌های هوش مصنوعی یا مادون قرمز برای سنجش سریع تب عابران یا برای تشخیص ماسک بر چهره، دستگاه‌های تنفس (مانند آن‌چه مهندسان مرسدس بنز طراحی کردند)، ونتیلاتور و… تنها بخشی از تکنولوژی‌هایی هستند که در نیم سال گذشته به کنترل شیوع کرونا کمک کرده‌اند.

    یکی از دستگاه‌های پیشنهادی در فرودگاه رم، کلاهی بود که می‌توانست با کمک تصاویر مادون قرمز و سنجش درجه حرارت مسافران، بیماران مشکوک به کرونا را شناسایی کند. اپلیکیشن‌ها و وبسایت‌های آماری در این مدت، توسعه چشمگیری پیدا کردند. به‌خصوص آنالیز محققان دانشگاه جان‌هاپکینز از لحظه به لحظهٔ روند شیوع کرونا که به فارسی نیز راه پیدا کرد و در وبسایت کرونا به فارسی در دسترس قرار گرفت.

    در آلمان، اگرچه داده‌های دانشگاه جان‌هاپکینز یک منبع شناخته‌شده و مهم در پیگیری وضعیت شیوع کروناست، اما مؤسسه رابرت کخ در این زمینه نقش کلیدی را بازی می‌کند.

    اپلیکیشن ۲۰ میلیون یورویی در این کشور محصولی است از شرکت‌های نرم‌افزاری و مخابراتی مانند SAP و تله‌کام که برای قطع زنجیره انتقال کرونا طراحی شده است. این اپلیکیشن البته مورد انتقاد کسانی است که نگران نقض حریم خصوصی شهروندان‌اند.

    اما نحوه عملکرد این اپلیکیشن (برنامه کاربردی) بسیار جالب توجه است. این اپلیکیشن با استفاده از بلوتوث، کاربرانی را که به مدت طولانی در فاصله کمتر از دو متر از یکدیگر بوده‌اند ثبت می‌کند. این داده‌ها زمانی اهمیت می‌یابند که تست کرونای یکی از کاربران مثبت شود. در این صورت، به کاربران دیگر پیغامی مبنی برای این‌که آن‌ها در ناحیه خطر قرار داشته‌اند ارسال می‌شود و از این طریق، زنجیره انتقال کرونا به شکلی هوشمندانه کنترل می‌شود.

    این‌که مسیر رفت‌وآمد افراد و ارتباطات آنان برای مدتی ذخیره شود، البته در کشورهای دموکراتیک چندان مسئله‌ساز نیست. بسیاری از کاربران در استفاده از اپلیکیشن‌های سرگرمی یا شبکه‌های اجتماعی اطلاعاتی به‌مراتب بیش از این‌ها در اختیار اپلیکیشن‌ها قرار می‌دهند. با این حال برخی مقامات اروپایی خواستار تضمین آن شده‌اند که این اپلیکیشن صرفاً در دوران شیوع کرونا مورد استفاده قرار گیرد و با پایان احتمالی این همه‌گیری جهانی از رده خارج شود.

    تنوع و تعداد این اپلیکیشن‌ها در کشورهای مختلف جهان بسیار زیاد است؛ از اپلیکیشن‌هایی برای معاینه از راه دور گرفته تا اپلیکیشن‌های نسبتاً مشابه اپلیکیشن کرونا در آلمان. برای مثال، اپلیکیشن Symptom Tracker در بریتانیا که تا کنون میلیون‌ها شهروند بریتانیایی آن را روی گوشی‌های هوشمند خود نصب کرده‌اند.

    در سنگاپور، اپلیکیشن TraceTogether با استفاده از سیستم بلوتوث، افرادی را که در معرض خطر ابتلا بوده‌اند شناسایی می‌کند و از این طریق، در پی کند کردن روند انتقال ویروس کروناست.

    در ایسلند اگرچه حدود چهل‌درصد مردم از اپلیکیشن Rakning C-19 استفاده می‌کنند که بر اساس جی.پی.اس کار می‌کند، اما کارآمدی این اپلیکیشن زیر سؤال است و بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد این برنامه کمکی به بهبود اوضاع نخواهد کرد. اتریشی‌ها غالبا از اپلیکیشن صلیب سرخ استفاده می‌کنند. در استرالیا و ایتالیا و بسیاری کشورهای دیگر نیز برنامه‌هایی نسبتاً مشابه مورد استفاده قرار گرفته است.

    نصب اپلیکیشن‌ها در کشورهایی با گردش آزاد اطلاعات، چندان نگران‌کننده نیست، اما این مسئله در چین و روسیه و ایران طبیعتاً شباهتی به آن‌چه در دنیای آزاد در جریان است ندارد.

    در برخی کشورها مانند امارات، تکنولوژی‌های عجیب و خارق‌العاده‌ای پا به میدان گذاشته است؛ از آمبولانس‌های خودکار مبتنی بر سیستم هوش مصنوعی گرفته تا پهپادهای ضدعفونی‌کننده‌ای که در هر ساعت، محدوده‌ای به وسعت یک هکتار را ضدعفونی می‌کنند.

    با این حال، اگر در ابعاد جهانی به مسئله نگاه کنیم، نه دارو و واکسن (که هیچ‌کدام هنوز نهایی و قطعی نیست) و نه تکنولوژی‌های پیشنهادی، هیچ‌یک تا این لحظه نتوانسته‌ به همه‌گیری کرونا خاتمه دهد. ممکن است واکسن یا دارویی نهایی برای کرونا در کوتاه‌مدت یافت نشود، اما شاید معرفی یک اختراع یا تکنولوژی جدید در این کشاکش کرونایی بتواند به وضع بحرانی کنونی خاتمه دهد.

    به عبارت دیگر، راه‌حل نهایی بحران کرونا شاید نه در داروسازی و پزشکی، که در دنیای مهندسی نهفته باشد. البته چیزی فراتر از فناوری‌های کنونی مانند اپلیکیشن‌ها یا دروازه‌های هوشمند برای تشخیص چهره و ماسک.

    آن‌چه مسلم است، جهان برای عادی‌سازی اقتصاد و توریسم و حمل‌ونقل و به صورت خلاصه بازگشت به روال قبلی زندگی روزمره، به راه‌حلی فراتر از ماسک و پهپاد و اپلیکیشن نیاز دارد.

    لینک این مقاله در وبسایت رادیو فردا

  • کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    کرونایاب سپاه، چرا حکومت ایران از علم سردرنمی‌آورد؟

    عرفان کسرایی| رادیو فردا

    درباره رونمایی از دستگاه ویروس یاب مستعان، اختراع مورد ادعای سپاه پاسداران تنها طی همین چند روز گذشته بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند. دستگاهی از سرهم بندی آنتن رادیویی و دیش کوچک که به ادعای حکومت ایران، تا شعاع ۱۰۰ متری و در مدت ۵ ثانیه قادر به شناسایی و کشف ویروس کرونا ست. تعابیری چون کشف ویروس دوقطبی با کمک امواج الکترومغناطیس، به قدری دور از منطق و واقعیت علمی بود که بسیاری از جمله انجمن فیزیک ایران را وادار به واکنش کرد و این انجمن، ادعای چنین اختراعی را در رده ادعاهای شبه علمی دسته بندی کرد. ادعاهای بزرگ و عجیب و خارق العاده شبه علمی کم نیستند و مدعیان آن نیز بسیارند. ادعای اختراع خودرویی که بدون سوخت و با آب کار می کند، ادعای ساخت ماشین حرکت دائمی و بدون نیاز به انرژی، ادعای کشف انرژی هسته ای در آشپزخانه و داستان های علمی و تخیلی نظیر آنها اگرچه برای دستگاه تبلیغاتی حکومتی، کاملا عادی به نظر می رسد اما در نظر متخصصان و جامعه علمی، یک اختلال شناختی یا تلاش سازمان یافته تبلیغاتی برای فریب عمومی است. ادعاهای بزرگ، شواهد بزرگ می طلبند و همانگونه که انجمن فیزیک ایران اشاره کرده، مدعیان اختراع چنین دستگاهی باید مستندات مرتبط با شیوه کار این وسیله را در اختیار متخصصان و دانشمندان این حوزه بگذارند. مستنداتی که طبیعتا وجود ندارند و به بیان دیگر اساسا دستگاهی وجود ندارد که مقامات سپاه بخواهند آن را در معرض آزمون به و محک بررسی متخصصان بگذارند. تنها شاهد و گواه آنها برای اثبات ادعای خود، صحبت های پراکنده مقامات سپاه پاسداران است که اعلام کرده اند این دستگاه ۱۰ روز در حداقل ۱۰ بیمارستان و مرکز درمانی درگیر بیماران کرونایی در کشور، تست و آزمایش شده و سطح و میزان دقت آن در تشخیص و کشف کرونا بین ۷۰ تا ۸۰ درصد است. ادعایی که سند و مدرکی جز خود گوینده ندارد و صدق و کذب آن نیز مانند هر ادعای شبه علمی دیگری قابل آزمون نیست. نگاهی به پیامدهای تبلیغاتی پس از رونمایی از مستعان نشان می دهد که روند کار، بر خلاف انتظار سپاه پاسداران بوده و جعلی و مضحک بودن عملکرد این دستگاه، تنها طی چند ساعت در شبکه های اجتماعی ردیابی شد و معلوم شد که مستعان در واقع، دستگاهی است که کلاهبرداران بین المللی از سالها پیش با عناوین مختلف دستگاه سوخت یاب، دستگاه بمب یاب، دستگاه هپاتیت یاب، ایدز یاب و ردیاب مواد جامد و مایع به کشورهای مختلف دنیا فروخته اند و از محل فروش آن میلیون ها دلار نیز کسب درآمد کرده اند.

    چرا حکومت ایران از علم سر در نمی آورد؟

    تنها چند سال پس از انقلاب اسلامی، مقامات حکومت ایران که تا آن زمان تصور می کردند بر اساس فقه و آموزه های حوزه علمیه قادر به اداره کشورند به تدریج دریافتند که مسائل کشور به مراتب پیچیده تر از آن است که بتوانند برای آن پاسخ و راه حلی داشته باشند. اقتصاد و بانکداری با احکام فقهی مکاسب شیخ انصاری و با همه آنچه که روحانیون از احکام مُزارعه، مُساقات و مُغارسه در حوزه علمیه آموخته بودند قابل مدیریت نبود. صنعت و تولید ، تخصص علمی می طلبید حال آنکه با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از اساتید و دانشجویان پاکسازی و نیروهای متخصص از کار بر کنار شده بودند. این همان نقطه تاریخی است که ریشه اصلی رسوایی دستگاه کرونایاب مستعان را می توان در آن جستجو کرد. در چنین دورانی مقامات حکومت دست به دکتراسازی کردند. در همین دوران نه تنها مدارک حوزوی سطح چهار حوزه علمیه بر اساس مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی قابل معادل ‌سازی با مدرک دانشگاهی دکترا شد بلکه پاسداران و سایر مقامات حکومتی فرصت ایجاد شده را غنیمت دانسته و برای خود مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا دست و پا کردند و تعداد سرداردکتر ها و حجت الاسلام دکترها روز به روز بیشتر شد. اما در این بین یک تناقض بنیادین سر بر آورد و آن هم این بود که این افراد، در واقعیت افراد تحصیل کرده و دانشگاهی نبودند و تیتر دکترا، صرفا یک رانت حکومتی و برای تقسیم بندی سمت های دولتی بود و نه نشان دانش و تخصص این افراد. از این رو، ناآشنایی این افراد با علم و روش علمی، به تدریج باعث اظهارنظرهای غیرعلمی و بعضا مضحکی می شد که با عنوان دانشگاهی دکترا همخوانی و سازگاری نداشت. این است که حسن روحانی در جایگاه رئیس جمهور حکومت اسلامی از این صحبت می کند که ابر به پایینش نگاه می‌کند و می‌بیند خبری نیست و کویر است، می‌رود جای دیگر می‌بارد. محمود احمدی نژاد از کشف یک دختر ۱۶ ساله‌ دانش آموز در تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه سخن می گوید. این معضل فقط در مقامات رده اول حکومتی دیده نمی شود و به نظر می رسد یک رویه رایج در بین سطوح مختلف حاکمیت است. از امامان جمعه گرفته تا دادستان ها و مقامات قضایی، با اظهارنظرهای غیرعقلانی خود درباره مسائل علم و فناوری و موضوعاتی که کمترین اطلاعی درباره آن ندارند، به سوژه طنز شبکه های اجتماعی تبدیل شده اند. بی اطلاعی مقامات حکومت از مسائل محیط زیستی و نحوه عملکرد دوربین های تله ای فعالان محیط زیست، اما دیگر سوژه طنز نیست و به بهای زندانی شدن و رنج و شکنجه فعالین محیط زیست تمام شده است. فعالین محیط زیستی که اینک بیش از هشتصد روز در زندان به سر می برند و قربانی شک و بدبینی حکومتی هستند که درکی از علم و کار علمی ندارد. افراد فاقد سوادی که دوربین های رصد محیط زیستی برای رصد یوزپلنگ ها با برد حداکثر ۵۰  متر را به سبب اینکه سنسور مادون قرمز و فلش و سنسورهای حرکتی و صوتی و نوری دارند، ابزار جاسوسی دانسته اند. تئوری توطئه مقامات حکومت ایران از صدر تا ذیل ریشه در دوری آنها از علم دارد و نا آشنایی آنها با مسائل علمی. حدود دو سال پیش حسن فیروزآبادی در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا از استفاده غربی ها از سوسمار، مارمولک و آفتاب ‌پرست برای جذب امواج اتمی و شناسایی تاسیسات اتمی حکومت ایران صحبت کرده بود. همان زمان برای سنجش چنین ادعایی با پروفسور استیون اندرسون* دانشمند آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه پاسفيک که کتاب هایی درباره خزندگان ایران تالیف کرده تماس گرفتم. پروفسور اندرسون با رد این ادعای شبه علمی مبنی بر جذب امواج اتمی با  پوست خزندگان برای شناسایی معادن اورانیوم، به نکته جالبی نیز اشاره کرد و گفت که اساسا در اکوسیستم ایران آفتاب پرست نداریم. نکته ای که مقام حکومتی اساسا نمی دانست اما به خود اجازه داده بود درباره آن ابراز نظر کارشناسی کند. سامانه کرونایاب مستعان اولین و آخرین نمونه از بی سوادی آشکار مقامات حکومتی نیست. مقامات حکومتی که به رغم ناآشنایی با علم و فناوری، تلاش می کنند زبان خارجی بیاموزند و یا از کلمات علمی و فناوری استفاده کنند. بدون آنکه بدانند سانتریفیوژ یا اینترنت پرسرعت ‌چیست درباره آنها اظهار نظرهای کارشناسی کنند. اما مساله اصلی بر سر این است که هیچکسی با به کارگیری این کلمات و اظهارنظر درباره موضوعات علمی، تبدیل به فردی با سواد نمی شود نهایتا ترکیبی کارتونی و اسباب استهزای سایرین از چنین اظهار نظرهایی بیرون خواهد آمد. همانگونه که شبکه های اجتماعی پر شده از کارتون ها و کاریکاتورها و ویدئوهای طنز، و کاربرانی که اختراع جعلی سامانه هوشمند مستعان را دست می اندازند و برخی رسانه های بین المللی که از این توهم مقامات رژیم ایران، سوژه ای برای طنز و خنده می سازند. همان ‌گونه که دن کیشوت با خواندن داستان شوالیه‌ ها، تبدیل به شوالیه نشد و تنها در توهم شوالیه‌ بودن به ‌سر برد، جلسه رونمایی از یک سری دیش و آنت رادیویی، از افراد مخترع نمی سازد بلکه صرفا توهّم اختراع و پیشرفت علمی ایجاد می کند.

     

     

    *Steven C. Anderson

     

    لینک این مطلب

  • در عصر چاپگرهای سه‌بعدی چه خواهد گذشت؟

    در عصر چاپگرهای سه‌بعدی چه خواهد گذشت؟

    عرفان کسرایی| سالنامه شرق ۱۳۹۶

    برشی از متن:

    ده‌ها سال آینده کسانی که صفحات این سالنامه را از گوشه‌ی آرشیو کتابخانه‌ها پیدا کرده و ورق می‌زنند، ایده‌ها و دیدگاه‌های ما درباره‌ی فناوری‌های آینده را قضاوت خواهند کرد. همان‌گونه که ما امروز آرشیو نشریات و روزنامه‌ها و مجله‌های قدیمی را زیر و رو می‌کنیم و از لابلای آن‌ها اطلاعات تاریخی جالبی بیرون می‌کشیم. مرور مجله‌هایی که از ظهور تکنولوژی‌هایی مانند دستگاه فاکس (به فارسی دورنگار) ، پیام‌نما ، تلفن همراه، سامانه موقعیت‌یاب جهانی  کمودور 64، واکمن سونی و نظایر آن خبر می‌دادند از جهات گوناگون هیجان ‌برانگیز است. در بین صفحات نشریات قدیمی، یادداشت‌هایی را می‌توان یافت که نویسندگان و مترجمان در آن‌ها با شور و حرارت بسیار از ظهور تکنولوژی‌های جدید و تغییر چهره‌ی جهان در دهه‌های پیش رو صحبت می‌کردند. روزنامه‌نگاران علمی با اشتیاق فراوان از اختراع دستگاهی مثل فاکس خبر می‌دادند که با قرار دادن کاغذی از یک سو، می‌توان تصویر آن را به چشم به هم زدنی در آن سوی دنیا دریافت کرد. از اختراع مایکروویو یا از فراگیر شدن شبکه جهانی اینترنت که با کمک آن می‌توان کامپیوترهای دنیا را با یکدیگر مرتبط کرد می‌نوشتند و درباره‌ی پیامدهای ظهور این تکنولوژی‌ها گمانه‌زنی می‌کردند. این درست همان کاری است که ما امروز انجام می‌دهیم و درباره‌ی تکنولوژی‌هایی می‌نویسیم که هنوز در مراحل شکل‌گیری اولیه هستند و چه بسا برای آیندگان که این متن را می‌خوانند کاملا عادی و روزمره شده باشد. پرینترهای سه بعدی با وجود آن‌که اینک حدود سه چهار دهه از اختراع آن گذشته است یکی از همین اختراعات انقلابی است که استفاده از آن در آینده‌ای نه چندان دور، بخشی از زندگی روزمره انسان خواهد شد.

    لینک فایل پی دی اف این صفحه

  • علم، فناوری، دانشمندان و مقبوليت عمومي

    علم، فناوری، دانشمندان و مقبوليت عمومي

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، فروردین 1395

    طی سال جاری چه تحولاتی در علم و فناوری رخ خواهد داد؟  چه تکنولوژی های جدیدی معرفی و وارد بازار خواهد شد؟ پاسخ به این سوال از جهانی آسان و از جهاتی سخت است. مشهور است که چارلز دوئل وکیل حقوقی ثبت اختراع در حدود صد سال پیش در آمریکا گفته بود که هر چیزی که باید اختراع می شده تا کنون اختراع شده و چیز دیگری باقی نمانده. این نقل قول چه راست باشد یا شایعه ؛ نشان دهنده آن است که پیش بینی پیشرفت علم و فناوری تا به چه حد دشوار است و خلاقیت ذهن بشری چگونه می تواند ابزارها و روش هایی را طراحی کند که حتی در مخیله انسان قرن پیش نیز نمی گنجیده است. چه کسی می توانست تا همین چند دهه پیش تصور کند که تبلت و موبایل؛ اینترنت و اسکایپ؛ هواپیمای جت و جی  پی اس و کتابخانه عظیم گوگل بخشی از زندگی بشر شود؟

    اما فناوری و پیشرفت تکنولوژی تنها یک جنبه از توسعه علمی است  و جایگاه علم در جامعه بستگی به میزان فهم عمومی از مقوله علم نیز بستگی دارد نه به میزان بهره مندی آن جامعه از فناوری. معمولا بسیاری از پیشرفته ترین تکنولوژی ها هم به گونه ای ساخته می شوند که بدون برخورداری از سواد فوق العاده بتوان از آن استفاده نمود. بدون دانستن مکانیسم عملکرد و پیچیدگی های فنی مهندسی خودرو می توان از آن استفاده کرد. بدون اینکه بدانیم تبلت؛ اینترنت؛ گوشی های هوشمند تلفن همراه و یا ماکروویو چگونه کار می کند می توانیم از آنها استفاده کنیم. صرف نظر از اینکه پشت یک وسیله خانگی ساده مانند مایکروویو؛ نظریه ها و روش های فیزیکی و مهندسی پیچیده ای نهفته است؛ این وسایل به سادگی قابل استفاده برای عموم هستند.  به همین جهت تصور می کنم بهتر باشد در این نوشتار به جای پیش بینی رویدادهای علم و فناوری سال پیش رو؛ به مساله سواد علمی و فهم و نگرش عموم جامعه به علم بپردازم. از دهه ۸۰ میلادی به این سو بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی روی موضوع علم و جامعه کار می کنند. آنها می خواهند بدانند که مردم یک جامعه به چه میزان از علم و مفاهیم علمی سر در می آورند. البته روش های جامعه شناسان علم همواره در تغییر و تحول بوده و مثلا اوایل با استفاده از مدل کمبود؛ ارتباط دانشمندان و مردم را به صورت خطی می دیدند. در واقع در این دیدگاه؛  عموم مردم نقشی در توسعه علم ندارند و صرفا تماشاچی هستند. تماشاچیانی که نمره خوبی در سواد علمی نمی گیرند و به همین سبب از گردونه‌ی علم بیرون می مانند. اما مدل دوم که در سالهای بعد رایج شد مدل مشارکت نام دارد که بر اساس آن ؛ نوع نگرش مردم به علم و فناوری  اهمیت دارد نه میزان سواد آنها. پرسشنامه های فهم عمومی از علم ؛ تا بخشی در برگیرنده اطلاعات عمومی ساده هستند.  اطلاعات علمی ساده ای که برای کسب آنها نیازی به مطالعه تخصصی یا تحصیل در رشته به خصوصی در دانشگاه نیست. همین که فرد در جامعه زندگی می کند و در معرض اخبار و روزنامه و رادیو و حتی در معرض هم صحبت شدن با جمع دوستان قرار دارد کافی است تا انتظار داشته باشیم  از این حد سواد بهره مند باشد. در گزارش های فهم عمومی معمولا سوالاتی نظیر اینها پرسیده می شود و از افراد می خواهند که بگویند به نظرشان گزاره ها زیر درست اند یا غلط. مثلا:

    همه تشعشعات رادیواکتیو ساخته دست انسان هستند

     ژنهای پدر است که تعیین می کند یک جنین پسر باشد یا دختر

    الکترون ها از اتمها کوچکتر هستند

    انسانهای اولیه همزمان با دایناسورها زندگی میکردند.

    شیری که به اشعه رادیواکتیو آلوده شده، پس از جوشاندن قابل خوردن است.

    زمین به دور خورشید می گردد.

    مرکز زمین بسیار داغ است.

    در ایران ؛ هم گزارشی از پیمایش فهم عمومی از علم در سال ۱۳۹۰ انجام شده و به صورت میدانی میزان اطلاع و نوع نگرش شهروندان از مقوله علم سنجیده شده است. بخش دیگری از پرسش ها در پیمایش های فهم عمومی معمولا ارتباطی به سواد علمی ندارد و اغلب ؛  نوع دیدگاه و نگرش افراد به علم و فناوری را می سنجد. به کمک این پرسش ها می توان در یافت آیا عموم مردم به علم و فعالیت علمی نظر مساعد و مثبتی دارند یا با دیدهء منفی به آن نگاه می کنند. مثلا باید نظر خود را در این زمینه بگویند که آیا به نظرشان علم و فناوری زندگی ما را ساده تر و سالم تر می کند؟ آیا اکتشافات علمی می توانند تأثیرات خطرناکی داشته باشند؟ آیا علم به جایی می رسد که باعث انقراض نسل بشر شود؟ آیا اکثر دانشمندان به منظور راحت تر کردن زندگی بشر کار می کنند؟

    البته پیشرفت های روزافزون انسان و دستیابی به تکنولوژی های جدید و سرعت پیشرفت یافته های علمی؛  الزاما به معنای این نیست که در یک جامعه پیشرفته؛ عموم مردم هم سواد علمی بیشتر و هم نظر مثبت تری به علم و فناوری دارند.

    باری! علم امروز شدیدا دموکراتیزه شده و دانشمندان برای توسعه علم نیازمند همراه کردن جامعه با خود هستند. دلیل آن هم واضح است. دولت ها ترجیحا روی پژوهش هایی سرمایه گذاری می کنند که از جانب اکثریت جامعه حمایت می شود. هرچقدر میزان مشارکت عمومی در مقوله علم بالاتر باشد؛ به همان میزان می توان امید بیشتری به توسعه علم کشورو بالا رفتن جایگاه علم در بین جامعه داشت . آنچه مهم است این است که  اشتیاق و علاقه عمومی شهروندان به علم؛ سال به سال افزایش یابد. بخشی از بی علاقگی عمومی به مقوله علم به دلیل بی اطلاعی و ناآگاهی و نداشتن شناخت درست جامعه  از علم و فناوری است. به موازات موفقیت برنامه ریزی های کلان اجتماعی به منظور افزایش شناخت عمومی از علم؛ اعتماد عمومی جامعه به علم نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

    فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها