Tag: جهان های موازی

  • گیتی ما ممکن است در مرکز یک سیاهچاله درون گیتی دیگری باشد

    گیتی ما ممکن است در مرکز یک سیاهچاله درون گیتی دیگری باشد

    بر اساس یک مدل جدید علمی، سراسر گیتی ما ممکن است در مرکز یک سیاهچاله درون گیتی دیگر، در حال چرخش باشد. دانشمندان می‌گویند، اگر این فرضیه درست باشد می‌توان تا حد زیادی بر یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های کیهان‌شناسی غلبه کرد

     

    فیزیک‌دانانی از مجارستان و ایالات متحده بر اساس یک مدل جدید علمی می‌گویند، سراسر گیتی ما ممکن است در مرکز یک سیاهچاله درون گیتی دیگر در حال چرخش باشد. به گفته آن‌‌ها اگر این فرضیه درست باشد، می‌توان تا حد زیادی بر یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های کیهان‌شناسی غلبه کرد.

    بر اساس دانش امروز ما از کیهان، نه تنها زمین، بلکه خورشید و کهکشان میزبان ما یعنی راه شیری نیز در حال چرخش‌‌اند. اکنون یک مدل جدید پیشنهاد می‌کند که فراتر از این‌ها اساس تمام گیتی نیز ممکن است در حال چرخش باشد.

    کیهان‌شناسان می‌گویند ما در یک گیتی منبسط‌شونده زندگی می‌کنیم و انبساط گیتی موجب می‌شود که کهکشان‌ها از یکدیگر دور شوند. به عبارت دیگر به هر میزان که کهکشان‌ها از ما دورتر باشند، با سرعت بیشتری نیز از ما دور می‌شوند. در واقع، ثابت هابل، رابطه میان سرعت دور شدن و فاصله کهکشان‌ها را بیان می‌کند و می‌گوید که گیتی ما ایستا نیست و با نرخ ۷۰ کیلومتر بر ثانیه در هر مگاپارسک در حال انبساط است.

    مشکل بزرگ اما این است که عدد محاسبه‌شده برای نرخ انبساط گیتی در مدل موسوم به مدل استاندارد کیهان‌شناسی، با داده‌های تجربی تطابق ندارد و به گفته دانشمندان، زمانی که نرخ انبساط عالم را با استفاده از کهکشان‌ها و ابرنواخترهای نزدیک (یعنی ستاره‌های در حال انفجار) اندازه‌گیری می‌کنیم، این میزان ۱۰ درصد از زمانی که آن را با تابش زمینه کیهانی پیش‌‌بینی می‌کنیم، بزرگ‌تر است.

    از نظر تاریخی، کیهان‌شناسان تا کنون از ابزارهای مختلفی برای اندازه‌گیری ثابت هابل استفاده کرده‌اند اما این اندازه‌گیری‌ها چندان رضایت‌بخش نبوده است و به یک سردرگمی جدی منجر شده که کیهان‌شناسان اصطلاحا از آن با عنوان “تنش هابل” یاد می‌کنند.

    مفهوم “تنش هابل” اصطلاحا به میزان اختلاف در محاسبه ثابت هابل گفته می‌شود و به این موضوع اشاره دارد که  چرا اندازه‌گیری‌های مختلف، سرعت‌های متفاوتی را نتیجه می‌دهند.

    ادوین هابل، کیهان‌شناس مشهوری که کشف انبساط گیتی، بر مبنای یافته‌های او بنا شده است، در سال ۱۹۲۹ میلادی این عدد را به اشتباه، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر بر ثانیه در هر میلیون پارسک برآورد کرده بود اما تحقیقات و اندازه‌گیری‌ها و محاسبات جدید به ویژه محاسبات ماهواره پلانک سازمان فضایی اروپا در سال ۲۰۱۳، این عدد را در حدود هشت برابر کمتر از آن یعنی ۶۷.۴ کیلومتر بر ثانیه نشان می‌داد.

    بررسی‌های بعدی دانشمندان در سال ۲۰۱۹ با استفاده از هم‌گرایی گرانشی و با بررسی ۷۴۰ ابرنواختر در گیتی، این عدد را ۸۲ محاسبه کرد که از محاسبات نخستین که خود ادوین هابل انجام داده بود به مراتب کمتر است.

    چرخش کل گیتی ممکن است این تناقض را حل کند

    دانشمندان در مقاله جدیدی که در مجله “اطلاعیه‌های ماهانه انجمن سلطنتی اخترشناسی منتشر شده می‌گویند که مدل جدید با در نظر گرفتن چرخش کل گیتی، می‌تواند این پارادوکس را بدون تناقض و با اندازه‌گیری‌های نجومی فعلی حل کند.

    به گزارش ساینس‌آلرت این مدل با دیگر مدل‌هایی که فرضیه چرخش را در نظر می‌گیرند نیز سازگار است. از این رو این فرضیه محتمل به نظر می‌رسد که شاید سراسر گیتی در حال چرخش باشد.

    بر اساس محاسبات دانشمندان، گیتی ممکن است برای تکمیل یک چرخش کامل خود، به تریلیون‌ها سال زمان نیاز داشته باشد و با توجه به این که سن گیتی ما کمتر از ۱۴ میلیارد سال برآورد شده است، هنوز راه زیادی در پیش دارد تا نخستین چرخش خود را کامل کند.

    به گفته این تیم تحقیقاتی، ممکن است این چرخش با سرعتی نزدیک به بیشینه سرعت صورت بگیرد. آن‌ها همچنین می‌گویند که این فرضیه مستلزم آن نیست که “اطلاعات با سرعتی بیشتر از نور حرکت کنند”، بنابراین بر اساس این فرضیه، “زمان به عقب بازنمی‌گردد و مجموعه‌ای از پارادوکس‌های سفر در زمان ایجاد نمی‌شود.”

    بر اساس مطالعه جدید، گیتی در حال چرخش شکاف میان دو میزان محاسبه شده در تنش هابل را این‌گونه پر می‌کند که می‌گوید هر دو مقدار تا حدی درست‌اند.

    به عبارت دیگر، بر این اساس، تاثیر چرخش هرچه اخترشناسان به فاصله‌های دورتری در عالم نگاه ‌کنند، بیشتر می‌شود و این امر می‌تواند اختلاف میان دو روش را توضیح دهد.

    با این حال، اگر بر اساس این فرضیه، تمام گیتی در حال چرخش باشد، پرسش‌های پیچیده‌ای درباره واقعیت گیتی مطرح می‌شود. از جمله این که چه نیرویی آغازگر این چرخش بوده است و این چرخش در واقع کجا و درون چه چیزی صورت می‌گیرد. یک فرضیه عجیب اما بحث‌برانگیز ممکن است این باشد که سراسر گیتی ما، خود در مرکز یک سیاهچاله درون گیتی دیگری قرار دارد.

    دانشمندان می‌گویند گام بعدی در بسط این فرضیه این است که در آینده بتوان یک مدل رایانه‌ای کامل از یک گیتی در حال چرخش ساخته شود. به گفته آن‌ها چنین مدلی می‌تواند به شناسایی پیش‌بینی‌هایی کمک کند و اخترشناسان نیز بر مبنای آن بتوانند به دنبال مشاهده آن‌ پیش‌بینی‌ها بگردند تا در نتیجه، این ایده را تایید یا رد کنند.

    لینک این یادداشت در دویچه وله فارسی

  • دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه‌علم چیست؟

    دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه‌علم چیست؟

     

    عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، اسفند ۱۳۹۴

     

    فیلسوفان علم کوششهای فکری بسیاری کرده اند تا بتوانند معیاری برای تفکیک علم از شبه علم پیدا کنند. حتی راجع به این بحث کرده اند که آیا اساسا چنین معیاری  وجود دارد یا نه. به راستی دلیل تلاش برای تفکیک علم از شبه علم چیست؟ چرا فیلسوفان علم این همه تلاش می کنند تا علم را از آنچه که علم نیست، ولی دلش می خواهد علمی باشد جدا کنند؟ من سعی کردم این مساله را در برنامه تلویزیونی چرخ که یکی از برنامه های خوب علمی شبکه ۴ است توضیح دهم اما فکر می کنم تقریبا در دستیابی به این هدف ناکام ماندم. بهتر بگویم. من این مساله را خیلی سخت و پیچیده توضیح دادم ؛ در صورتی که شاید با ادبیاتی خودمانی تر و با  ذکر مثال های دم دستی و ساده بهتر می شد این موضوع را توضیح داد. به همین جهت تصمیم گرفتم یادداشت کوتاهی بنوبسم و یکبار دیگر مساله تفکیک علم از شبه علم را جمع بندی کنم.

    از نقطه نظر تاریخی ؛ علم مدرن در قرون اخیر به خصوص پس از قرن ۱۸ و ۱۹ به دلیل نقشی که در بهبود زندگی بشر ایفا کرد بسیار خوشنام و بلندآوازه شد. علم توانست خودرو بسازد؛ داروهای مسکن؛ واکسن هایی که از مرگ و میر و تلفات بیماری های واگیردار جلوگیری می کرد؛ یخچال؛ تلفن و تلویزیون و انرژی الکتریکی و برق و روشنایی و خیلی چیزهای دیگر.

    به همین جهت ٬علم٬ در نظر عمومی جایگاه بالایی پیدا کرد و کلمه‌ی (علمی) ارج و قرب بالایی یافت. این ارزش اجتماعی به قدری جایگاه خود را ترفیع داد که از آن پس اگر به کسی می گفتیم: این سخن شما علمی نیست؛ یا شما علمی فکر نمی کنید حتی توهین آمیز تلقی می شد. یعنی هیچکس نمی خواست که عقاید؛ افکار؛ برنامه ها و ایده ها و سخنانش غیر علمی باشد. همه دوست داشتند ایده هایشان از نظر علمی ثابت شده باشد و حتی بگویند که حرف هایشان مورد تایید علم نیز هست.

    این شد که هر کسی تلاش می کرد از اتهام غیرعلمی بودن فرار کند و اصرار می کرد که آنچه که می گویم علمی است. باری! تا اینجای کار را داشته باشید تا برویم سراغ نقاط عطف تاریخی توسعه علم. توسعه ای شتابدار که طی آن؛ علم کاربردی روز به روز همگام با توسعه علم نظری پیش می آمد و اختراعی پیش روی بشر می گذاشت که زندگی انسان را از اساس متحول می کرد. درست در همین نقطه؛ سرمایه گذاری روی علم و فعالیت های علمی مورد توجه دولت های دنیا قرار گرفت. تعجبی ندارد. هر جا که پای پول در میان باشد، موضوع پیچیده می شود. در خصوص علم  و فناوری نیز همین اصل صادق است. در اینجای داستان؛ عده ای که کمترین سهمی در تولید علم و فناوری نداشتند هم سهم خود را می خواستند. اما یک مشکل اساسی وجود داشت. برخی از کسانی که از بودجه های علم و فناوری سهم می خواستند ، نه می خواستند تولید علم کنند و نه می توانستند! از این رو تلاش می کردند به یافته ها و باورها و دیدگاه های خود رنگ و لعاب علمی بزنند. روش آن هم خیلی ساده بود و نیازی به مطالعه زیاد نداشت. کافی بود یک یا چند اصطلاح علمی بلد باشیم. آن وقت می شود هر موضوع بی اساسی را با گنجاندن کلماتی مثل کوانتوم، انرژی، متافیزیک، مغناطیس، جهان های موازی و… به ظاهر علمی جلوه داد. در این صورت لااقل می توان مخاطبان ساده و بی اطلاع را فریب داد و جوری وانمود کرد که اینجا هم سخن از علم است و یک فعالیت علمی در حال انجام است.این شد که هم فالگیرها، هم فروشندگان مهره‌ی مار یا سی دی راز و  خوشبختی، هم طالع بین ها و فروشندگان سنگ اعتماد به نفس هم با یاد گرفتن دو سه کلمه علمی  پای خود را در کفش علم کردند و آب را گل آلود نمودند.

    باری! اینجا بود که نیاز به فیلسوفان علم حس شد. یعنی نیاز به کسانی که ماهیت علم و روش علمی را از نظر تاریخی و اجتماعی و فلسفی بررسی کنند و در عین حال بتوانند بگویند چه چیزی علمی هست و چه چیزی علمی نیست. اگر چه که خود دانشمندان که کار علمی می کنند خوب می دانند که روش علمی چیست و یک پژوهش چه فاکتورهایی باید داشته باشد تا به عنوان یک پژوهش معتبر و استاندارد محصوب شود، اما همه ماجرا محدود به این نیست. تفکیک علم ازغیرعلم به همین سادگی ها هم نیست. گاهی اوقات شباهت عجیبی بین ادعاهای شبه علمی و علم وجود دارد. به طوری که شاید متخصصان هم دچار بدفهمی شوند و نتوانند مچ یک ادعای شبه علمی را بگیرند. اینجاست که تفکیک علم از شبه علم مهم می شود و لازم است که معیاری در دست باشد تا هر ادعایی نتواند عنوان “علمی بودن” را جعل کند.

    فایل پی دی اف  این مقاله در مجله دانستنیها