برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیستم آگوست ۲۰۱۸ | محورهای برنامه: تکنولوژی های آینده، آینده پژوهی، انتقال آگاهی انسان به کامپیوتر
مهمانان برنامه: دکتر تقی کیمیایی اسدی متخصص مغزو اعصاب | عرفان کسرایی پژوهشگر فلسفه علم

لینک این برنامه در یوتیوب

برنامه آموزشی علمی مِهبانگ، بیستم آگوست ۲۰۱۸ | محورهای برنامه: تکنولوژی های آینده، آینده پژوهی، انتقال آگاهی انسان به کامپیوتر
مهمانان برنامه: دکتر تقی کیمیایی اسدی متخصص مغزو اعصاب | عرفان کسرایی پژوهشگر فلسفه علم

لینک این برنامه در یوتیوب

پزشکی مدرن درهای جدید به روی افزایش میانگین طول عمر انسان گشوده است. واقعیت این است که طول عمر متوسط انسان در سال 1900 تنها 50 سال بود و امروزه به حدود 80 سال رسیده. با این وجود، رویای انسان روی زمین، عمری به مراتب بیش از اینهاست. دیدگاهها در زمینه ممکن یا ناممکن بودن عمر جاودانه مختلف است. یک مطالعه سال 2016 در دپارتمان ژنتیک دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین در نیویورک که در نیچر منتشر شد نشان میداد که زندگی جاودانه ناممکن است و اساسا حداکثر عمر احتمالی انسان چیزی حدودی 115 تا 120 سال است. این پژوهش نشان میداد اگرچه میانگین طول عمر در حال افزایش است، اما حداکثر عمر نسبتا ثابت باقی مانده و از میزان 115 سال در دهه 1990 تا امروز تقریبا تغییری نکرده است. در عین حال، آن گونه که از دنیای علم و فناوری خبر میرسد، قرار نیست دانشمندان دست از تلاش برای نامیرا کردن انسان بردارند. ایدههای علمی برای عمر ابدی انسان فراوان است. یکی از مهمترین نمونههای آن کمپانی کالیکو CaLiCo است که در سال 2013 توسط کمپانی گوگل راه اندازی شد. این شرکت در پی یافتن راهی است که با استفاده از روشهای کنترل بیولوژی ، عمر انسان را تا 150 سال افزایش دهد. مدیر شرکت کالیکو آرتور دی. لوینسون Arthur D. Levinson جایی گفته بود عمر 150 ساله در نظر نسل بعدی، عمری طبیعی و عادی محسوب خواهد شد و آنها فراموش خواهند کرد که بشر روزگاری حدود 70 و 80 سال زندگی میکرده است.
بارگذاری ذهن انسان روی کامپیوتر
از روشهای کنترل بیولوژی ، یعنی ایده پیشنهادی کمپانی کالیکو که بگذریم، ایده های دیگری نیز وجود دارد که ارتباط مستقیمی با مساله بهداشت یا پزشکی یا کنترل بیولوژی ندارند. یکی از مهمترین این ایدهها، ایدهی بارگذاری آگاهی و ذهن انسان روی کامپیوتر است. این ایده، یعنی انتقال اطلاعات مغز به ماشین و نامیرا کردن آگاهی انسان به یک نظریهی جدی تبدیل شده و بسیاری از دانشمندان را به خود مشغول کرده است. ایدهای که در حال حاضر، رویایی به نظر میرسد اما چه بسا روزی به واقعیت تبدیل شود. آپلود کردن ذهن Mind uploading کپی کردن ذهن یا انتقال محتوای ذهن به نرم افزار، رویایی است که دانشمندان برای نامیرا کردن انسان در سر میپرورانند. اما بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که شبیهسازی عملکرد ذهن انسان در عمل بسیار پیچیدهتر از اینهاست. مغز انسان 100 میلیارد سلول عصبی دارد که به وسیله سیناپسها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. مدلسازی مکانیسم یادگیری و تفکر در چنین شبکه پیچیدهای حتی به لحاظ نظری هم از شدت پیچیدگی، دستکم با فناوریها و دانش امروز، ناممکن به نظر میرسد. دنیایی را تصور کنید که در آن ذهن و آگاهی انسان روی یک بدن رباتیک بارگذاری شده است. این واقعیت تلخی است اما دلیل مرگ و بیماری و پیری در انسان این است که بدن انسان بی نهایت در برابر عوامل محیطی آسیبپذیر است و یک ضربه یا برش ممکن است کارایی و حیات ما را با خطر مواجه کند. حال تصور کنید به جای بازوها و ماهیچهها و استخوانهایی که شکننده اند و به مرور زمان به تحلیل میروند میتوانستیم سیلندر و پیستونهای پنوماتیکی را حرکت دهیم. بدنی که نه خسته می شود و نه به خواب نیاز دارد و نه به این سادگی ها در برابر سرما و حرارت و ضربه آسیب می بیند.
پروژهی 2045
یکی از پروژههای بلندپروازانه برای جاودانه کردن انسان پژوهای است که 2045 نام گرفته است. طرح عجیبی که در حدود 6 سال پیش توسط دیمیتری ایتسکوف Dmitry Itskov در مسکو روسیه پایه گذاری شده و با هدف نامیرا کردن انسان و انتقال آگاهی او به بدنی غیر بیولوژیک شکل گرفته است. پروژه 2045 که واقعا مشخص نیست تا به چه میزان، ممکن است عملی باشد چهار فاز اصلی دارد که در هر یک از این مراحل قرار است بین مغز انسان و یک آواتار کامپیوتری ارتباط برقرار شود. ارتباطی که در نهایت به ساخت مدلی کامپیوتری از مغز منجر خواهد شد و طبق برنامه زمانبندی اعلام شده، در سال 2045 ، زندگی و آگاهی و ذهن انسان را در بدنی بدون گوشت و پوست و استخوان بارگذاری کند. در فاز نخست این پروژه یعنی تا سال 2020 قرار است که آواتار رباتیک، به کنترل مغز انسان در آورده شود. به بیان دیگر رباتی معرفی شود که تمامی حرکات اش در کنترل مغز انسان است و میتواند با تصمیم ما دست خود را بالا بیاورد یا مثلا شروع به راه رفتن کند. در سال 2025 و در فاز دوم پروژه، پیشرفت طرح باید به مرحلهای برسد که قادر باشد مغز انسان را به ربات پیوند بزند. در فاز سوم یعنی سال 2035 پژوهشگران باید به این مرحله از پیشرفت رسیده باشند که آگاهی انسان را روی کامپیوتر کپی کرده و در واقع راه را برای حیات ابدی انسان باز کنند. در فاز نهایی پروژه یعنی تا سال 2045 طبق جدول زمانبندی پروژه، قرار است که به صورت رسمی از یک آواتار نامیرای انسانی رونمایی شود.
آیا انجام چنین ایدهای در عمل ممکن است؟
مدیر مرکز مطالعات آینده در دانشگاه زالتسبورگ اتریش رینولد پاپ Reinhold Popp میگوید شاید زمانبندی فاز اول واقع بینانه باشد اما در اجرای مراحل بعدی پروژه، چالشهای زیادی وجود دارد. انتقال و کپی آگاهی و ذهن انسانی روی کامپیوتر به این سادگیها نیست. ذهن انسان بینهایت پیچیده است و سادهانگارانه خواهد بود که بتوان در چنین زمان محدودی طی چند سال بتوان تمام رازهای آگاهی انسان را کشف کرد و آن را به کامپیوتر منتقل کرد. از دید او پیوند آگاهی انسان به روی آواتار رباتیک بیش از حد تصور دور از دسترس است. این طرح، رویایی است مانند رویای آب حیات برای جاودانگی انسان که فقط در افسانههای باستانی یافت میشود. پیزی مایرز Paul Zachary Myers استاد مشهور زیستشناسی در دانشگاه مینهسوتا موریس در وبلاگ خود pharyngula مینویسد سیستم عصبی و نورونها و انتقال اطلاعات بین آنها به مراتب پیچیدهتر از آن است که بتوان آنها را جزء به جزء محاسبه و عینا شبیهسازی کرد. او معتقد است ما در فهم کارکرد مغز هنوز در ابتدای راه هستیم. برای صحبت کردن از نامیرایی و حیات جاودان هنوز خیلی چیزها هست که باید بدانیم.

عرفان کسرایی| سالنامه شرق ۱۳۹۶
برشی از متن:

دهها سال آینده کسانی که صفحات این سالنامه را از گوشهی آرشیو کتابخانهها پیدا کرده و ورق میزنند، ایدهها و دیدگاههای ما دربارهی فناوریهای آینده را قضاوت خواهند کرد. همانگونه که ما امروز آرشیو نشریات و روزنامهها و مجلههای قدیمی را زیر و رو میکنیم و از لابلای آنها اطلاعات تاریخی جالبی بیرون میکشیم. مرور مجلههایی که از ظهور تکنولوژیهایی مانند دستگاه فاکس (به فارسی دورنگار) ، پیامنما ، تلفن همراه، سامانه موقعیتیاب جهانی کمودور 64، واکمن سونی و نظایر آن خبر میدادند از جهات گوناگون هیجان برانگیز است. در بین صفحات نشریات قدیمی، یادداشتهایی را میتوان یافت که نویسندگان و مترجمان در آنها با شور و حرارت بسیار از ظهور تکنولوژیهای جدید و تغییر چهرهی جهان در دهههای پیش رو صحبت میکردند. روزنامهنگاران علمی با اشتیاق فراوان از اختراع دستگاهی مثل فاکس خبر میدادند که با قرار دادن کاغذی از یک سو، میتوان تصویر آن را به چشم به هم زدنی در آن سوی دنیا دریافت کرد. از اختراع مایکروویو یا از فراگیر شدن شبکه جهانی اینترنت که با کمک آن میتوان کامپیوترهای دنیا را با یکدیگر مرتبط کرد مینوشتند و دربارهی پیامدهای ظهور این تکنولوژیها گمانهزنی میکردند. این درست همان کاری است که ما امروز انجام میدهیم و دربارهی تکنولوژیهایی مینویسیم که هنوز در مراحل شکلگیری اولیه هستند و چه بسا برای آیندگان که این متن را میخوانند کاملا عادی و روزمره شده باشد. پرینترهای سه بعدی با وجود آنکه اینک حدود سه چهار دهه از اختراع آن گذشته است یکی از همین اختراعات انقلابی است که استفاده از آن در آیندهای نه چندان دور، بخشی از زندگی روزمره انسان خواهد شد.
لینک فایل پی دی اف این صفحه

عرفان کسرایی| مجله دانستنیها، فروردین 1395
طی سال جاری چه تحولاتی در علم و فناوری رخ خواهد داد؟ چه تکنولوژی های جدیدی معرفی و وارد بازار خواهد شد؟ پاسخ به این سوال از جهانی آسان و از جهاتی سخت است. مشهور است که چارلز دوئل وکیل حقوقی ثبت اختراع در حدود صد سال پیش در آمریکا گفته بود که هر چیزی که باید اختراع می شده تا کنون اختراع شده و چیز دیگری باقی نمانده. این نقل قول چه راست باشد یا شایعه ؛ نشان دهنده آن است که پیش بینی پیشرفت علم و فناوری تا به چه حد دشوار است و خلاقیت ذهن بشری چگونه می تواند ابزارها و روش هایی را طراحی کند که حتی در مخیله انسان قرن پیش نیز نمی گنجیده است. چه کسی می توانست تا همین چند دهه پیش تصور کند که تبلت و موبایل؛ اینترنت و اسکایپ؛ هواپیمای جت و جی پی اس و کتابخانه عظیم گوگل بخشی از زندگی بشر شود؟
اما فناوری و پیشرفت تکنولوژی تنها یک جنبه از توسعه علمی است و جایگاه علم در جامعه بستگی به میزان فهم عمومی از مقوله علم نیز بستگی دارد نه به میزان بهره مندی آن جامعه از فناوری. معمولا بسیاری از پیشرفته ترین تکنولوژی ها هم به گونه ای ساخته می شوند که بدون برخورداری از سواد فوق العاده بتوان از آن استفاده نمود. بدون دانستن مکانیسم عملکرد و پیچیدگی های فنی مهندسی خودرو می توان از آن استفاده کرد. بدون اینکه بدانیم تبلت؛ اینترنت؛ گوشی های هوشمند تلفن همراه و یا ماکروویو چگونه کار می کند می توانیم از آنها استفاده کنیم. صرف نظر از اینکه پشت یک وسیله خانگی ساده مانند مایکروویو؛ نظریه ها و روش های فیزیکی و مهندسی پیچیده ای نهفته است؛ این وسایل به سادگی قابل استفاده برای عموم هستند. به همین جهت تصور می کنم بهتر باشد در این نوشتار به جای پیش بینی رویدادهای علم و فناوری سال پیش رو؛ به مساله سواد علمی و فهم و نگرش عموم جامعه به علم بپردازم. از دهه ۸۰ میلادی به این سو بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی روی موضوع علم و جامعه کار می کنند. آنها می خواهند بدانند که مردم یک جامعه به چه میزان از علم و مفاهیم علمی سر در می آورند. البته روش های جامعه شناسان علم همواره در تغییر و تحول بوده و مثلا اوایل با استفاده از مدل کمبود؛ ارتباط دانشمندان و مردم را به صورت خطی می دیدند. در واقع در این دیدگاه؛ عموم مردم نقشی در توسعه علم ندارند و صرفا تماشاچی هستند. تماشاچیانی که نمره خوبی در سواد علمی نمی گیرند و به همین سبب از گردونهی علم بیرون می مانند. اما مدل دوم که در سالهای بعد رایج شد مدل مشارکت نام دارد که بر اساس آن ؛ نوع نگرش مردم به علم و فناوری اهمیت دارد نه میزان سواد آنها. پرسشنامه های فهم عمومی از علم ؛ تا بخشی در برگیرنده اطلاعات عمومی ساده هستند. اطلاعات علمی ساده ای که برای کسب آنها نیازی به مطالعه تخصصی یا تحصیل در رشته به خصوصی در دانشگاه نیست. همین که فرد در جامعه زندگی می کند و در معرض اخبار و روزنامه و رادیو و حتی در معرض هم صحبت شدن با جمع دوستان قرار دارد کافی است تا انتظار داشته باشیم از این حد سواد بهره مند باشد. در گزارش های فهم عمومی معمولا سوالاتی نظیر اینها پرسیده می شود و از افراد می خواهند که بگویند به نظرشان گزاره ها زیر درست اند یا غلط. مثلا:
همه تشعشعات رادیواکتیو ساخته دست انسان هستند
ژنهای پدر است که تعیین می کند یک جنین پسر باشد یا دختر
الکترون ها از اتمها کوچکتر هستند
انسانهای اولیه همزمان با دایناسورها زندگی میکردند.
شیری که به اشعه رادیواکتیو آلوده شده، پس از جوشاندن قابل خوردن است.
زمین به دور خورشید می گردد.
مرکز زمین بسیار داغ است.
در ایران ؛ هم گزارشی از پیمایش فهم عمومی از علم در سال ۱۳۹۰ انجام شده و به صورت میدانی میزان اطلاع و نوع نگرش شهروندان از مقوله علم سنجیده شده است. بخش دیگری از پرسش ها در پیمایش های فهم عمومی معمولا ارتباطی به سواد علمی ندارد و اغلب ؛ نوع دیدگاه و نگرش افراد به علم و فناوری را می سنجد. به کمک این پرسش ها می توان در یافت آیا عموم مردم به علم و فعالیت علمی نظر مساعد و مثبتی دارند یا با دیدهء منفی به آن نگاه می کنند. مثلا باید نظر خود را در این زمینه بگویند که آیا به نظرشان علم و فناوری زندگی ما را ساده تر و سالم تر می کند؟ آیا اکتشافات علمی می توانند تأثیرات خطرناکی داشته باشند؟ آیا علم به جایی می رسد که باعث انقراض نسل بشر شود؟ آیا اکثر دانشمندان به منظور راحت تر کردن زندگی بشر کار می کنند؟
البته پیشرفت های روزافزون انسان و دستیابی به تکنولوژی های جدید و سرعت پیشرفت یافته های علمی؛ الزاما به معنای این نیست که در یک جامعه پیشرفته؛ عموم مردم هم سواد علمی بیشتر و هم نظر مثبت تری به علم و فناوری دارند.
باری! علم امروز شدیدا دموکراتیزه شده و دانشمندان برای توسعه علم نیازمند همراه کردن جامعه با خود هستند. دلیل آن هم واضح است. دولت ها ترجیحا روی پژوهش هایی سرمایه گذاری می کنند که از جانب اکثریت جامعه حمایت می شود. هرچقدر میزان مشارکت عمومی در مقوله علم بالاتر باشد؛ به همان میزان می توان امید بیشتری به توسعه علم کشورو بالا رفتن جایگاه علم در بین جامعه داشت . آنچه مهم است این است که اشتیاق و علاقه عمومی شهروندان به علم؛ سال به سال افزایش یابد. بخشی از بی علاقگی عمومی به مقوله علم به دلیل بی اطلاعی و ناآگاهی و نداشتن شناخت درست جامعه از علم و فناوری است. به موازات موفقیت برنامه ریزی های کلان اجتماعی به منظور افزایش شناخت عمومی از علم؛ اعتماد عمومی جامعه به علم نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
فایل پی دی اف این مقاله در مجله دانستنیها