Tag: آخوند

  • حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    حذف انتگرال و اضافه کردن توطئه‌های آمریکا

    محتوای آموزشی دروس مدارس در سراسر جهان، همراه با اقتضائات زمانه و پیشرفت های علم و فناوری تغییر می کنند. این موضوع هیچ جای تعجب ندارد. مساله بر سر این است که درک دانشمندان از دنیای ذرات بنیادی تشکیل دهنده اتم، از ویروس ها، ژنتیک، دیرینه شناسی و زمین شناسی در دهه های گذشته با سرعت بسیاری تغییر کرده است. سرعت پیشرفت علوم در دهه های گذشته به قدری زیاد بوده که تغییر محتوای آموزشی را در سراسر جهان اجتناب ناپذیر کرده است. این تغییرات البته طبیعتا زیر نظر متخصصان آموزشی صورت می پذیرند و اصولا تغییر محتوای آموزشی مدارس نباید ارتباطی با ایدئولوژی و مذهب هیات های تدوین کتب درسی داشته باشد. در ایران اما چنین اصولی از میان رفته است و مبنایی برای سیستم آموزش ابتدایی و آموزش عالی و تدوین کتب درسی وجود ندارد. اینکه بودجه تعیین شده برای مرکز خدمات حوزه علمیه حدود دو برابر بیشتر از بودجه تعیین شده برای دانشگاه تهران است خود گویای این وضع است که برای حکومت، چیزی جز ترویج ایدئولوژی اهمیتی ندارد. تفاهم نامه بین وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه ۵۰۰۰ حوزوی معمم را به صورت تمام وقت وارد سیستم آموزشی کشور کرده و بودجه آموزشی کشور را با اعزام ۱۹ هزار مبلغ مذهبی به مدارس هدر داده است. در چنین شرایطی، دخالت روحانیت از کتاب های ادبیات و تاریخ و زبان و دینی به حیطه ریاضیات نیز کشیده شده و بر اساس اعلام حجت الاسلام علی ذوعلم، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی، اینک مبحث انتگرال از کتاب های ریاضی حذف شده است. ناامیدکننده ترین و نگران کننده ترین بخش از این خبر، اظهار نظر یک فرد معمم درباره یک موضوع علمی است و اینکه حجت الاسلام ذوعلم اعلام داشته دانش‌آموزان باید انتگرال را در دانشگاه یاد بگیرند. چنین اظهارنظر فاجعه باری نشان از ناآگاهی مطلق و عدم درک روحانیون از ریاضیات و اهمیت دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال است. برای دانشجویان رشته های علوم پایه و مهندسی، ناآشنایی با مبحث انتگرال چالشی بزرگ خواهد بود و یادگیری بخش بزرگی از مسائل پایه و مهندسی را با دشواری بسیار روبرو خواهد کرد. آموختن حسابان و ریاضیات گسسته برای دانش آموزان همانقدر حیاتی و مهم است که جدول ضرب برای دانش آموزان ابتدایی. حساب دیفرانسیل و انتگرال، موضوع بحث های حوزوی احکام فقهی مبطلات و مکروهات و جعاله و مُزارعه و مُساقات و مُغارسه نیست که بدون فراگیری آنها اتفاق خاصی نیفتد. کتاب های درسی حسابان، کتابهایی چون تحریرالوسیله و “کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد” حوزه نیستند که بود و نبود آنها تاثیری در آموزش و زندگی روزمره نداشته باشد. حذف انتگرال از محتوای درسی ریاضی با این توضیح که دانش آموزان “برای زندگی تربیت شوند و توانمندی علمی و اخلاقی” داشته باشند سخنی بیهوده و خطرناک است. رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی حکومت جمهوری اسلامی اظهار داشته که “بچه ها باید در دانشگاه انتگرال بخوانند نه در مدرسه” و دانش‌آموزان باید در مدرسه، مفاهیمی را بیاموزند که آنها را “برای زندگی” آماده کند. مساله فقط بر سر حذف یک سرفصل آموزشی مهم نیست. کلیت سیستم آموزشی ایران بیش از هر زمان در معرض خطر قرار گرفته است. سوالات امتحانات ریاضی محتوای ایدئولوژیک به خود گرفته اند و موضوع  سوالات ریاضی در برخی مدارس، مسائل ایدئولوژیک است و تکرار پروپاگاندای حکومتی. اینکه دانش آموزان در مسائل ریاضی با محاسبه تعداد قربانیان رمی جمرات حادثه منا روبرو شوند یا تعداد موشک های پرتاب شده سپاه پاسداران پس از کشته شدن قاسم سلیمانی را محاسبه کنند، یک مغزشویی سیستماتیک و خطرناک است. ریاضیات تنها زمینه دخالت روحانیت در سیستم آموزشی نیست. پیشتر وزیر سابق آموزش و پرورش حکومت ایران در سفر خود به مسکو پیشنهاد کرده بود که زبان روسی در مدارس ایران تدریس شود. حجت الاسلام ذوعلم نیز با تاکید بر شکسته شدن انحصار زبان انگلیسی، از پیشنهاد تدریس زبان چینی در مدارس ایران صحبت کرده بود و گویا قرار است درس توطئه های آمریکا نیز در برنامه درسی مدارس گنجانده شود. دخالت روحانیت اینک تنها در سینما و تئاتر، موسیقی و فرهنگ، اقتصاد و بانکداری، محیط زیست و صنعت نفت نیست. آنها به حوزه ریاضیات نیز وارد شده اند.

    انتگرال چیست و از کجا آمده است؟

    از سال ها پیش شوخی رایجی در شبکه های اجتماعی وجود داشت که فراگیری انتگرال بیهوده بوده و در هیچ کجای زندگی روزمره به انتگرال گیری نیاز پیدا نخواهیم کرد. این حرف در ظاهر درست است. ما برای خرید روزمره و محاسبه قبض برق و تلفن نیازی به انتگرال نداریم. اما اینکه ما نیاز نداریم به معنای آن نیست که مهندس طراح خودرو یا ساختمان یا طراح تهویه مطبوع و سد نیز به آن نیازی نخواهد داشت. انتگرال گیری میراث قرن ها آزمون و خطا و تفکر بشر برای حل مسائل است و مبنای بخش بزرگی از مهارت انسان در محاسبه را تشکیل می دهد. جالب است بدانیم مفاهیم حساب انتگرال از نظر تاریخی قبل از مفاهیم حساب دیفرانسیل به وجود آمده اند. کاملا بر خلاف آنچه که در ترتیب معمول در ارائه دروس ریاضیات، ابتدا دیفرانسیل و مشتق گیری و سپس انتگرال گیری آموزش داده می شود. نظریه انتگرال در تاریخ علم، قدمتی به مراتب طولانی تر از عصر جدید دارد و اگر دقیق باشیم نخ اصلی آن تا دوران ارشمیدس هم کشیده می شود. در حدود سال ۱۴۵۰ آثار ارشمیدس و نسخه ترجمه ای که در قرن نهم از آن وجود داشت در قسطنطنیه پیدا شد و به اروپای غربی رسید. یوهان کپلر را شاید بتوان از نخستین اروپای هایی قرون اخیر دانست که ایده بی نهایت کوچک ها در خصوص انتگرال گیری به کار برد تا مساحت های طرح شده در قانون دوم حرکت سیارات و همچنین حجم و گنجایش بشکه های شراب را دررساله خود محاسبه کند. نام انتگرال اما باز می گردد به یاکوب برنولی. این عنوان نحستین بار در ۱۶۹۰ در معنی و مفهوم امروزی حساب دیفرانسیل و انتگرال دیده می شود.  گوتفرید ویلهلم لایبنیتس، حساب انتگرال خود را حساب مجموعات*  نامیده بود و در حدود شش سال بعد از آن، او و یوهان برنولی توافق کردند که آن را حساب انتگرال**  نامگذاری کنند. اینکه حسابان میراث لایبنیتس است یا نیوتن یک بحث طولانی در تاریخ علم است. لایبنیتس رقیب نیوتن در ابداع حساب دیفرانسیل و انتگرال به شمار می رفت. عموما تصور بر این است که هر کدام از این دو نفر، حساب دیفرانسیل و انتگرال را مستقل از دیگری ابداع کرده اما با وجود آنکه نیوتن، زودتر به چنین کشفی نائل آمده، لایبنیتس نتایج کار خود را زودتر از نیوتن منتشر کرده است. از نظر زمانی این اتفاق چیزی بین سالهای ۱۶۷۳ تا ۱۶۷۶ رخ داده است. نکته بعدی اینکه علامت امروزی انتگرال که به شکل حرف کشیده  (برگرفته از اولین حرف کلمه لاتین اس به معنای سوما *** مجموع) برای نخستین بار در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۶۷۵ نمایش داده شده و لایبنیتس آن را به منظور نشان دادن مجموع تقسیم ناپذیری کاوالیری استفاده کرده بود. نکته دیگر اینکه آیزک برو (یکی از نخستین کسانی که استعداد فوق العاده نیوتن را کشف کرده و او را تایید کرده بود) احتمالا نخستین کسی است که معکوس بودن دو عمل مشتق گیری و انتگرال گیری را تشخیص داده بود و این کشف بسیار مهم که قضیه اساسی حساب دیفرانسیل و انتگرال است ظاهرا در کتاب دروس آیزک برو مطرح و اثبات شده بود. این چند سطر، صرفا تاریخچه ای مختصر از ابداع ابزار باشکوهی به نام انتگرال بود. همین کافیست که نشان دهد مفهوم انتگرال یک میراث ارزشمند دانش بشری است. مشکل اینجاست که سرنوشت سیستم آموزشی کشور به دست کسانی افتاده که کمترین دانشی در باره چنین مفاهیمی نداشته و احتمالا در تمام زندگی شان حتی یک بار هم با یک مساله ریاضی انتگرال برخورد نکرده اند و با این وجود درباره چنین مسائلی اظهار نظر می کنند و تصمیم گیری آنها محتوای درسی میلیون ها دانش آموز ایرانی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. بزرگترین تهدید و خطر در برابر سیستم آموزشی ایران این است که حجت الاسلام ذوعلم می گوید از حیث ‘کارشناسی’ از حذف انتگرال دفاع و حمایت کردم.

    آیا یادگیری انتگرال واقعا مهم است؟  

    بله. این پرسش نیاز به بحث و واکاوی بیشتری ندارد و پاسخ صریح به آن فقط یک کلمه است: بله. دروس حساب دیفرانسیل و انتگرال، پیش شرط فراگیری مباحث بعدی در علوم پایه و مهندسی است. بدون دانستن مبحث حد نمی توان پیوستگی را آموخت و بدون پیوستگی نمی توان مشتق پذیری را یاد گرفت و بدون مشتق نیز نمی توان انتگرال گیری را آموخت. انتگرال گیری روشی است برای یادگیری طیف بزرگی از مسائل دانشگاهی در استاتیک و هیدرواستاتیک و دینامیک و مقاومت مصالح و مسائل فیزیک و مهندسی برق و عمران. اساسا به همین جهت است که مباحث انتگرال در سرفصل درس ریاضی دبیرستانی کشورهای دنیا گنجانده شده است. این استدلال که دانش آموزان به یادگیری انتگرال نیازی ندارند چون بعدها در دانشگاه با آن آشنا خواهند شد بی نهایت خام و بی پایه است. هدف از حذف انتگرال بر اساس قرائن چیزی جز اینهاست. به گفته حجت الاسلام و المسلمین ذوعلم که همزمان رئیس ستاد پیگیری گام دوم انقلاب اسلامی نیز نامیده شده از زمان تصویب برنامه درسی ملی از ۱۱ حوزه یادگیری، چهارحوزه یادگیری جدید افزوده شده که سبک زندگی از این جمله است. به عبارت دیگر مبحث انتگرال حذف شده تا جا برای محتوای آموزشی ایدئولوژیک حکومت و به تعبیر مقامات حکومتی، گام دوم انقلاب اسلامی باز شود.

    *Calculus summatorius

    **Calculus integralis

    ***Summa

    لینک این یادداشت در وبسایت رادیو فردا

  • ملاحظاتی در باب حکومت چهل ساله حوزه علمیه بر ایران

    ملاحظاتی در باب حکومت چهل ساله حوزه علمیه بر ایران

    Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران لینک این برنامه در فیس بوک آموزشکده جامعه مدنی توانا

    لینک این برنامه در فیس بوک آموزشکده جامعه مدنی توانا

  • حوزه علمیه، آخوندها و بازار پرسود فریب عمومی

    حوزه علمیه، آخوندها و بازار پرسود فریب عمومی

    چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۷/ تارنمای خبری تحلیلی دماوند

    جستجوی عباراتی نظیر “کرامات آیت الله” در گوگل نشان می‌دهد که مدعیان بهره‌مندی از قوای معنوی ماوراءالطبیعه در بین آیت‌الله‌ها و حجت الاسلام‌های حوزه‌های علمیه کم نیستند. هر کدام روایت‌ها و داستان‌هایی از مکاشفات و از اعمال خارق العاده دارند. قصه‌هایی که دهان به دهان می‌چرخند و حتی درباره آنها کتاب نیز منتشر می‌شود.

    کتاب هایی با موضوعات غیب‌گویی‌، طی الارض، دیدار با پیامبران و امامان در رویا، مشاهده هاله نور و  چیزهایی از این دست و حتی در اغلب موارد داستان‌هایی شبیه به سریال ترکیه‌ای “کلید اسرار” که در پی نشان دادن دستی غیبی یا ماورائی در زندگی بشر است.

    چنین دعاوی پارانرمال و فراطبیعی، اگرچه از دید علم امروز، تنها توهماتی مذهبی* هستند اما ذهن و روان باورمندان به دین را به شدت با خود درگیر می‌کند. فردی که به داستان‌های دینی، معجزه و اعمال فراطبیعی باور دارد، با شنیدن این روایت‌ها مقامی قدسی یا نظرکرده برای فرد مدعی قائل می‌شود. چه بسا ممکن است او را نماینده خدا و واسطه قدرت الهی بداند و تسلیم و گوش به فرمان او شده و ذوب در ولایت و شخصیت آن فرد شود.

    به لحاظ تاریخی، کاهنان در عصر جادوگری با ادعای واسطه گری بین خدایان و قبیله، از آنها طلب گوشت قربانی و میوه می کردند و مایحتاج زندگی خود را از طریق ایجاد رعب مذهبی در مردم به دست می آوردند. کاهنانی که افراد قبلیه او را واسطه فیض الهی می دانستند، به تدریج دریافتند که منبع درآمد خوبی پیدا کرده اند. این دقیقا همان دوره تاریخی است که نهاد روحانیت و آخوندی در آن به تدریج شکل گرفت. کاهن می توانست در زمان خورشیدگرفتگی از مردم بخواهد گوشت قربانی و میوه به معبد هدیه کنند تا خدایان، خورشید را از تاریکی برگردانند و حیات روی زمین نابود نشود.

    آخوندهای مذاهب مختلف به خصوص آیت الله های حوزه علمیه در زمانه ما نیز در واقع، مجری قرائت دیگری از اعمال کاهنان عصر جادوگری به شمار می روند. سهم امام، خمس و زکات و نظایر آن، در حقیقت منبع درآمد و یکی از موتورهای اقتصادی نهاد روحانیت است. بازار فریب عمومی آخوندها بر خلاف بازارها و کسب و کارهای دیگر، مبتنی بر کار نیست. مبتنی بر سوء استفاده از جهل عمومی است و ایجاد ترس روانی در مردم. به همین جهت نهاد روحانیت از تمامی اهرم های تاثیر روانی در مخاطب بهره می گیرد. از بنای ساختمان های بلند و ستون های باشکوه (طاق و رواق کلیساها در دین مسیحیت) یا با داستان های غریب و هولناک از جهنم و عذاب و یا قدرت های ماورایی متولیان دین.

    داستان عالم دینی که طی الارض می کند، همزمان در دو جا دیده شده است، غیب می شود، از آینده خبر دارد و … واقعا رعب آور است. این ترس و ایجاد حس حقارت در مردم، هدف اصلی صنف آخوندی است.

    جوشش آب از تنه یک درخت در همدان . زیارتگاهی موقتی برای طلب حاجت:

    مردمی که خود را ذلیل و گناهکار بدانند، اعتماد به نفس نداشته باشند، وحشت زده باشند یا احساس عجز کنند، دست در جیب کرده و سهمی از درآمد خود را برای بخشایش گناهانشان به کاهنان (آخوندها) تقدیم می کنند. از زمان های دور، باور به سنگ و چوب و آب مقدس، زاییده تخیلات بشر بوده است و به نوعی به کالای پرفروش متولیان دین تبدیل شده است.

    از توریسم مذهبی (برای بردن زائر به زیارتگاه ها) گرفته تا فروش مهر و سجاده و حتی نماز و روزه استیجاری بخش هایی دیگری از صنعت پرسود دین است. این بازار حتی با تورم اقتصادی، قیمت کالا و خدمات خود را نیز بالا می برد و برای مثال، قیمت نماز استیجاری سالانه، از ۲۵۰ هزار تومان در سال ۱۳۸۹ به حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزارتومان در سال ۹۴ رسیده است. یک ماه روزه نیز از ۱۵۰ هزار تومان به حدود ۹۰۰ هزار تومان در سال ۹۴ رسیده است.

    بنابراین صنف آخوندها مانند یک شرکت چند منظوره هم کالا می فروشد و هم خدمات. هم در توریسم سرمایه گذاری کرده و هم در مدرسه و ساختمان سازی معابد و توسعه زیارتگاه ها. این بازار تا زمانی که مشتری داشته باشد کسب و کار سکه ای دارد. بازار فریب عمومی آیت الله ها، بازار عرضه و تقاضاست. تا تقاضایی نباشد، عرضه ای هم نخواهد بود. در واقع باور به ماوراءالطبیعه در بین جوامعی که مکانیسم مادی برای دستیابی به حقوق انسانی در دسترس نیست به صورت مشهودی فراگیرتر است.

    مردمی که در نبود یک سیستم دادرسی عادلانه و سیستم حقوقی شفاف، پاداش و جزا را به قیامت حواله می دهند و یا یکدیگر را دعا یا نفرین می کنند و آرزو می کنند دیگری پاداش یا جزای خود را در دنیای دیگری بگیرد.

                         دخیل بستن به تراکتور مقدس

    چه مقبره ها و معابد و زیارتگاه هایی که بر مبنای خواب و رویا ساخته نشده است. از دید مجریان برنامه فریب عمومی، هر جایی و هر سوژه ای می تواند یک زیارتگاه بالقوه باشد. از ترکیدگی لوله آب و نقشی تصادفی که بر دیوار انداخته گرفته تا تراکتوری که در مسیر خود خراب شده و کاهنان و روحانیون محلی، برای آن تقدس قائل شده و خرابی آن را به وجود یک امامزاده در آن حوالی نسبت داده اند.

    *(religious delusions)

    لینک این مقاله در تارنمای خبری تحلیلی دماوند